📚همدلی از همزبانی بهتر است
حتما تا حالا این جملۀ معروف را شنیدهاید: « همدلی از همزبانی بهتر هست.» ولی آیا فکر کردهاید که منظور گوینده از این جمله چیست.
همدلی و همدردی چه فرقی با هم دارند؟
همدلی و همدردی از ملزومات تعامل با دیگران هستند. اکثر افراد همدردی را بلدند و آن را در برخورد با دیگران بکار میبرند. ولی همدلی کردن با دیگران یک مقدار سختتر است، چرا که همدلی کردن یک هنر است و مهارتی است که باید آموخته شود.
همدردی کردن یعنی چه و ما چه زمانی آن را در تعاملات با دیگران بکار می بریم؟
اصولا هنگامی که برای فردی اتفاق ناگوار و ناخوشایندی رخ داده است که او را ناراحت و اندوهگین کرده و یا بالعکس زمانی که در اثر اتفاق خوشایندی او خوشحال است، سهیم شدن ما در هیجانات و احساسات او به معنی همدردی کردن با آن فرد است. یعنی وقتی ناراحت است، گریه می کند، عزیزی را از دست داده است، ما هم با او گریه می کنیم و به او تسلیت میگوییم و نسبت به او دلسوزی میکنیم. و یا هنگامی که شاد است و میخندد ما هم با او میخندیم. پس میبینید که اکثر ما همدردی را بلدیم و از آن در تعاملات روزمره زیاد استفاده میکنیم.
همدلی کردن بیشتر در مواقعی بکار میرود که مشکلی وجود داشته باشد و همانطور هم که قبلا اشاره شد قدری سختتر از همدردی کردن است که باید آموخته شود. در همدلی کردن شاید ما با طرف مقابلمان شروع به گریه کردن و یا خندیدن نکنیم، ولی سعی می کنیم که خودمان را جای آن فرد بگذاریم و از دریچه ای که او به آن مشکل مینگرد با قضیه برخورد کنیم. سعی میکنم با مثالی مطلب را برایتان قابل فهمتر نمایم.
فرض کنید که شما دوستی دارید که اخیرا همسرش را از دست داده است. چند جلسه اول که به مراسم ترحیم می روید شما هم با او گریه میکنید و در احساسات او شریک هستید.
به او تسلیت میگویید و اگر خیلی بیتابی کند نصیحتش کرده و میگویید: «این اتفاقی است که برای همه پیش میآید، همۀ ما رفتنی هستیم و… .» تا این مرحله شما با او همدردی میکنید و هدفتان تسکین دادن اوست و از او میخواهید که صبور باشد. ولی پس از طی این مرحله و سوگواریهای اولیه شما بایستی با او همدلی نمایید چرا که او بعد از این مرحله به همدلی شما نیاز دارد. به کسی نیاز دارد که به سخنانش گوش دهد و او را بفهمد.
برای آموختن آن چه کارهایی باید انجام بدهم؟
۱) اولین قدم برای آموختن همدلی، خوب گوش دادن است. شما باید مهارت خوب گوش دادن را بلد باشید. بدون اینکه حرفهای طرف مقابلتان را قطع کنید اجازه دهید که حرف بزند و شما با تکان دادن سر نشان دهید که به حرفهایش گوش میدهید.
۲) برخی از سخنان طرف مقابلتان را تکرار کنید تا بداند که شما متوجه منظور او شدهاید. هدف از انجام این کار تایید کردن احساساتی است که او در آن لحظه دارد. هیچگونه قضاوتی درمورد احساسات و حرفهایش نداشته باشید و در مورد درستی و نادرستی احساساتش چیزی نگویید.
۳) اگر توانستید راهکاری برای حل مشکلات او ارایه بدهید. و اگر در آن لحظه راهحلی برای حل مشکلش به فکرتان نرسید، بگویید که با کمال میل آمادگی کمک کردن به او را دارید و اگر کاری از دستتان برآید، برایش انجام میدهید.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
حتما تا حالا این جملۀ معروف را شنیدهاید: « همدلی از همزبانی بهتر هست.» ولی آیا فکر کردهاید که منظور گوینده از این جمله چیست.
همدلی و همدردی چه فرقی با هم دارند؟
همدلی و همدردی از ملزومات تعامل با دیگران هستند. اکثر افراد همدردی را بلدند و آن را در برخورد با دیگران بکار میبرند. ولی همدلی کردن با دیگران یک مقدار سختتر است، چرا که همدلی کردن یک هنر است و مهارتی است که باید آموخته شود.
همدردی کردن یعنی چه و ما چه زمانی آن را در تعاملات با دیگران بکار می بریم؟
اصولا هنگامی که برای فردی اتفاق ناگوار و ناخوشایندی رخ داده است که او را ناراحت و اندوهگین کرده و یا بالعکس زمانی که در اثر اتفاق خوشایندی او خوشحال است، سهیم شدن ما در هیجانات و احساسات او به معنی همدردی کردن با آن فرد است. یعنی وقتی ناراحت است، گریه می کند، عزیزی را از دست داده است، ما هم با او گریه می کنیم و به او تسلیت میگوییم و نسبت به او دلسوزی میکنیم. و یا هنگامی که شاد است و میخندد ما هم با او میخندیم. پس میبینید که اکثر ما همدردی را بلدیم و از آن در تعاملات روزمره زیاد استفاده میکنیم.
همدلی کردن بیشتر در مواقعی بکار میرود که مشکلی وجود داشته باشد و همانطور هم که قبلا اشاره شد قدری سختتر از همدردی کردن است که باید آموخته شود. در همدلی کردن شاید ما با طرف مقابلمان شروع به گریه کردن و یا خندیدن نکنیم، ولی سعی می کنیم که خودمان را جای آن فرد بگذاریم و از دریچه ای که او به آن مشکل مینگرد با قضیه برخورد کنیم. سعی میکنم با مثالی مطلب را برایتان قابل فهمتر نمایم.
فرض کنید که شما دوستی دارید که اخیرا همسرش را از دست داده است. چند جلسه اول که به مراسم ترحیم می روید شما هم با او گریه میکنید و در احساسات او شریک هستید.
به او تسلیت میگویید و اگر خیلی بیتابی کند نصیحتش کرده و میگویید: «این اتفاقی است که برای همه پیش میآید، همۀ ما رفتنی هستیم و… .» تا این مرحله شما با او همدردی میکنید و هدفتان تسکین دادن اوست و از او میخواهید که صبور باشد. ولی پس از طی این مرحله و سوگواریهای اولیه شما بایستی با او همدلی نمایید چرا که او بعد از این مرحله به همدلی شما نیاز دارد. به کسی نیاز دارد که به سخنانش گوش دهد و او را بفهمد.
برای آموختن آن چه کارهایی باید انجام بدهم؟
۱) اولین قدم برای آموختن همدلی، خوب گوش دادن است. شما باید مهارت خوب گوش دادن را بلد باشید. بدون اینکه حرفهای طرف مقابلتان را قطع کنید اجازه دهید که حرف بزند و شما با تکان دادن سر نشان دهید که به حرفهایش گوش میدهید.
۲) برخی از سخنان طرف مقابلتان را تکرار کنید تا بداند که شما متوجه منظور او شدهاید. هدف از انجام این کار تایید کردن احساساتی است که او در آن لحظه دارد. هیچگونه قضاوتی درمورد احساسات و حرفهایش نداشته باشید و در مورد درستی و نادرستی احساساتش چیزی نگویید.
۳) اگر توانستید راهکاری برای حل مشکلات او ارایه بدهید. و اگر در آن لحظه راهحلی برای حل مشکلش به فکرتان نرسید، بگویید که با کمال میل آمادگی کمک کردن به او را دارید و اگر کاری از دستتان برآید، برایش انجام میدهید.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰فرایند همدلی:
با توجه به مطالب فوق پی میبریم که همدلی کردن فرایندی منطقی است که طی آن خودمان را جای دیگران میگذاریم و با خود می گوییم:
اگر این اتفاق برای من میافتاد من چه حسی میداشتم؟
میخواهم بفهمم که چرا دیگران این احساسات را دارند.
میخواهم درکشان کنم.
سه مرحلۀ فوق را با مثالی تمرین میکنیم.
دوستتان با اینکه مدت یک سال تمام برای کنکور درس خوانده و تلاش زیادی کرده، قبول نشده است. به ملاقاتش میروید. در برخورد نخست که شما را میبیند گریه میکند، شما هم او را در بغل گرفته و گریه میکنید بعد از چند دقیقه سعی میکنید تا با سخنانتان او را تسکین دهید. «عیبی نداره، دنیا که به آخر نرسیده، امسال نشد سال بعد و … .» تا این مرحله با او همدردی نمودهاید ولی پس از این مرحله او دیگر نمیخواهد نصیحتش کنید.
اینجاست که شما باید با او همدلی نمایید. شروع به حرف زدن میکند، با دقت به حرفهایش گوش دهید، برخی از سخنانش را تکرار کنید.
دوست: من خیلی زحمت کشیده بودم، خیلی از شبها تا ساعت سه نصف شب بیدار میماندم.
شما: تا ساعت سه نصف شب؟ پس خیلی زحمت کشیده بودی. (تکرار سخن)
دوست: آره خیلی زحمت کشیده بودم. (از اینکه فردی او را تصدیق می کند احساس خوبی پیدا میکند.)
شما: با این حساب حق دارید اینقدر ناراحت باشید. من به شما حق میدهم. بخاطر این اتفاق برایتان متاسفم. اگر بتوانم برایتان کاری انجام بدهم خوشحال می شوم.
صحبت های فوق نمونه ای از یک تعامل همدلانه بود. همانگونه که دیدید در همدلی هیچگونه قضاوتی در کار نیست. فقط سعی می کنیم به دیگران بگوییم: «تو را و شرایطی که در آن واقع شدهای را می فهمم.»
از مطالب فوق نتیجه میگیریم که همدلی و همدردی هر یک بجای خود نیکویند. همدلی و همدردی موجب صمیمیت و مهربانی و نزدیک شدن دلها شده و شور و نشاط را در جامعه افزایش میدهد. پس بیایید با هم همدل و همزبان باشیم.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
با توجه به مطالب فوق پی میبریم که همدلی کردن فرایندی منطقی است که طی آن خودمان را جای دیگران میگذاریم و با خود می گوییم:
اگر این اتفاق برای من میافتاد من چه حسی میداشتم؟
میخواهم بفهمم که چرا دیگران این احساسات را دارند.
میخواهم درکشان کنم.
سه مرحلۀ فوق را با مثالی تمرین میکنیم.
دوستتان با اینکه مدت یک سال تمام برای کنکور درس خوانده و تلاش زیادی کرده، قبول نشده است. به ملاقاتش میروید. در برخورد نخست که شما را میبیند گریه میکند، شما هم او را در بغل گرفته و گریه میکنید بعد از چند دقیقه سعی میکنید تا با سخنانتان او را تسکین دهید. «عیبی نداره، دنیا که به آخر نرسیده، امسال نشد سال بعد و … .» تا این مرحله با او همدردی نمودهاید ولی پس از این مرحله او دیگر نمیخواهد نصیحتش کنید.
اینجاست که شما باید با او همدلی نمایید. شروع به حرف زدن میکند، با دقت به حرفهایش گوش دهید، برخی از سخنانش را تکرار کنید.
دوست: من خیلی زحمت کشیده بودم، خیلی از شبها تا ساعت سه نصف شب بیدار میماندم.
شما: تا ساعت سه نصف شب؟ پس خیلی زحمت کشیده بودی. (تکرار سخن)
دوست: آره خیلی زحمت کشیده بودم. (از اینکه فردی او را تصدیق می کند احساس خوبی پیدا میکند.)
شما: با این حساب حق دارید اینقدر ناراحت باشید. من به شما حق میدهم. بخاطر این اتفاق برایتان متاسفم. اگر بتوانم برایتان کاری انجام بدهم خوشحال می شوم.
صحبت های فوق نمونه ای از یک تعامل همدلانه بود. همانگونه که دیدید در همدلی هیچگونه قضاوتی در کار نیست. فقط سعی می کنیم به دیگران بگوییم: «تو را و شرایطی که در آن واقع شدهای را می فهمم.»
از مطالب فوق نتیجه میگیریم که همدلی و همدردی هر یک بجای خود نیکویند. همدلی و همدردی موجب صمیمیت و مهربانی و نزدیک شدن دلها شده و شور و نشاط را در جامعه افزایش میدهد. پس بیایید با هم همدل و همزبان باشیم.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰حکایت:
روزی ، فردی پولدار، در حالی که ده قرص نان در دست داشت ، از کنارِ یک فقیر که در پیاده رو تشته بود و گریه می کرد، رد می شد و از او سوال کرد “چرا گریه می کنی ؟ ” . آن بنده ی خدا هم گفت ” برای گرسنگی و فقر و بدبختیِ خودم ” . فردِ متمول با شنیدنِ حرف ها و دردِ دل هایِ فقیر ، شروع کرد به زار زار گریه کردن ! فردِ بیچاره و گرسنه با تعجب گفت ” تو چرا گریه می کنی ؟” . شخصِ پولدار گفت “به حالِ تو گریه می کنم و برایِ گرسنگی و فقرِ تو !” . مردِ فقیر گفت “به جایِ گریه کردن ، کاش تکه ای نان به من می دادی و گرسنگیم را رفع می کردی و اندکی پول تا مشکلاتم رفع می شد” فردِ پولدار پاسخ میدهد “می توانم به حالت ساعت ها گریه کنم ولی نه به تو نان میدهم و نه پول” .
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
روزی ، فردی پولدار، در حالی که ده قرص نان در دست داشت ، از کنارِ یک فقیر که در پیاده رو تشته بود و گریه می کرد، رد می شد و از او سوال کرد “چرا گریه می کنی ؟ ” . آن بنده ی خدا هم گفت ” برای گرسنگی و فقر و بدبختیِ خودم ” . فردِ متمول با شنیدنِ حرف ها و دردِ دل هایِ فقیر ، شروع کرد به زار زار گریه کردن ! فردِ بیچاره و گرسنه با تعجب گفت ” تو چرا گریه می کنی ؟” . شخصِ پولدار گفت “به حالِ تو گریه می کنم و برایِ گرسنگی و فقرِ تو !” . مردِ فقیر گفت “به جایِ گریه کردن ، کاش تکه ای نان به من می دادی و گرسنگیم را رفع می کردی و اندکی پول تا مشکلاتم رفع می شد” فردِ پولدار پاسخ میدهد “می توانم به حالت ساعت ها گریه کنم ولی نه به تو نان میدهم و نه پول” .
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سرود حماسی و خاطره انگیز؛ خلبانان
🔷خواننده جمشید نجفی
💢29 فروردین روز ارتش، یاد آور رشادت های بزرگ مردان خاکی پوش است که با اقتدار جان خود را در طبق اخلاص نهادند تا از کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع کنند. روزی که به فرمان تاریخی معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) لباس عظمت و اقتدار و شوکت بر قامت رسای ارتش جمهوری اسلامی پوشانده است.
💢اينجانب روز ارتش جمهوري اسلامي ايران را خدمت همه ایرانیان و هموطنان عزیز تبريك عرض نموده و سر بلندي، غرور و غيرت ايران اسلامي را در پرتو رشادتهاي ارتشيان جان بر كف از خداوند منان خواستارم.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷خواننده جمشید نجفی
💢29 فروردین روز ارتش، یاد آور رشادت های بزرگ مردان خاکی پوش است که با اقتدار جان خود را در طبق اخلاص نهادند تا از کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع کنند. روزی که به فرمان تاریخی معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) لباس عظمت و اقتدار و شوکت بر قامت رسای ارتش جمهوری اسلامی پوشانده است.
💢اينجانب روز ارتش جمهوري اسلامي ايران را خدمت همه ایرانیان و هموطنان عزیز تبريك عرض نموده و سر بلندي، غرور و غيرت ايران اسلامي را در پرتو رشادتهاي ارتشيان جان بر كف از خداوند منان خواستارم.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📚سه واژه: همدلی، همدردی و دلسوزی چه تفاوتی با هم دارند؟
✍️محمد کاظمی فرد
سه کلمه همدلی، همدردی و دلسوزی اغلب به جای یکدیگر به کار می روند. این کلمات هر چند به هم نزدیک هستند اما مترادف هم نیستند.
🔺همدردی یا ترحم یعنی اینکه شما می توانید بفهمید که یک شخص چه احساسی دارد.
🔺همدلی یعنی اینکه احساس می کنید که آن شخص چه احساسی دارد.
🔺دلسوزی تمایل برای از بین بردن رنج های دیگری است.
📕همدردی:
وقتی همدردی می کنید، احساس دیگری را تجربه نمی کنید بلکه، شما می توانید بفهمید که فرد دیگری چه احساسی دارد. به عنوان مثال، اگر پدر دوستتان درگذشت، ممکن است نتوانید از نظر فیزیکی درد او را احساس کنید. با این حال، می فهیمد که دوست شما ناراحت است. این موضوع توضیح می دهد که چرا کارت های همدردی را برای درگذشت عزیزان دوستتان می فرستید. شما احساس درد آن شخص را احساس نمی کنید، اما می خواهید دوست شما بداند که از رنج او آگاه هستید.
📕همدلی:
هنگامی که شما با تمام وجود احساس شخص دیگری را احساس می کنید، در حال تجربه آن هستید. همدلی ممکن است به صورت اتوماتیک با دیدن درد شخص دیگری از طریق نرورن های آئینه ای فعال شود. به عنوان مثال، اگر دیدید که یک عنکبوت در حال خزیدن روی بازوی من است، ممکن است یک انگشت را روی بازوی خود احساس کنید. اما هنگامی که شما به طور خودکار احساس دیگری را حس نمی کنید، چه می کنید؟ تخیل شما شروع می شود. شما به احتمال زیاد این عبارت را شنیده اید ، “خود را به جای دیگری قرار دهید.” این مسیر دیگر همدلی است. به عنوان مثال، شاید شما من را ببینید که انگشتانم لای درب اتومبیل گیر کرده باشد، اما به طور خودکار آن درد را حس نمی کنید. درعوض، می توانید تصور کنید که انگشتان شما در یک درب گیر کرده است، و این ممکن است به شما امکان حس درد من را به شما بدهد.
به هر حال، همدلی فقط مختص احساسات ناخوشایند نیست. شما می توانید وقتی شاد هستید همدلی کنید. وقتی کسی که به اتاق وارد می شود لبخند می زند، این باعث می شود شما لبخند بزنید؟
📕دلسوزی:
دلسوزی موجب تقویت همدلی و همدردی می شود. وقتی دلسوز هستید، احساس درد دیگری (یعنی همدلی) را می کنید و یا تشخیص می دهید که فرد مشکلی دارد (یعنی همدردی)، و سپس هر کاری را می توانید انجام دهید تا رنج شخص را کاهش دهید. به عنوان مثال، آیا تا به حال مشکلی را با کسی مطرح کرده اید که واقعاً به شما گوش گرفته باشد؟ آن شخص بدون تلاش برای حل مشکل به شما گوش می دهد و آن را به زندگی خودش مرتبط نمی کند. او بدون قضاوت گوش می دهد. گوش دادن با با تمام وجود می تواند یکی از دلسوزانه ترین کارهایی باشد که می توانید انجام دهید. متأسفانه، دلسوزانه شنیدن با آمدن تکنولوژی و زندگی های شلوغ نادرتر شده است زیرا آنها توجه ما را به خود جلب کرده اند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
✍️محمد کاظمی فرد
سه کلمه همدلی، همدردی و دلسوزی اغلب به جای یکدیگر به کار می روند. این کلمات هر چند به هم نزدیک هستند اما مترادف هم نیستند.
🔺همدردی یا ترحم یعنی اینکه شما می توانید بفهمید که یک شخص چه احساسی دارد.
🔺همدلی یعنی اینکه احساس می کنید که آن شخص چه احساسی دارد.
🔺دلسوزی تمایل برای از بین بردن رنج های دیگری است.
📕همدردی:
وقتی همدردی می کنید، احساس دیگری را تجربه نمی کنید بلکه، شما می توانید بفهمید که فرد دیگری چه احساسی دارد. به عنوان مثال، اگر پدر دوستتان درگذشت، ممکن است نتوانید از نظر فیزیکی درد او را احساس کنید. با این حال، می فهیمد که دوست شما ناراحت است. این موضوع توضیح می دهد که چرا کارت های همدردی را برای درگذشت عزیزان دوستتان می فرستید. شما احساس درد آن شخص را احساس نمی کنید، اما می خواهید دوست شما بداند که از رنج او آگاه هستید.
📕همدلی:
هنگامی که شما با تمام وجود احساس شخص دیگری را احساس می کنید، در حال تجربه آن هستید. همدلی ممکن است به صورت اتوماتیک با دیدن درد شخص دیگری از طریق نرورن های آئینه ای فعال شود. به عنوان مثال، اگر دیدید که یک عنکبوت در حال خزیدن روی بازوی من است، ممکن است یک انگشت را روی بازوی خود احساس کنید. اما هنگامی که شما به طور خودکار احساس دیگری را حس نمی کنید، چه می کنید؟ تخیل شما شروع می شود. شما به احتمال زیاد این عبارت را شنیده اید ، “خود را به جای دیگری قرار دهید.” این مسیر دیگر همدلی است. به عنوان مثال، شاید شما من را ببینید که انگشتانم لای درب اتومبیل گیر کرده باشد، اما به طور خودکار آن درد را حس نمی کنید. درعوض، می توانید تصور کنید که انگشتان شما در یک درب گیر کرده است، و این ممکن است به شما امکان حس درد من را به شما بدهد.
به هر حال، همدلی فقط مختص احساسات ناخوشایند نیست. شما می توانید وقتی شاد هستید همدلی کنید. وقتی کسی که به اتاق وارد می شود لبخند می زند، این باعث می شود شما لبخند بزنید؟
📕دلسوزی:
دلسوزی موجب تقویت همدلی و همدردی می شود. وقتی دلسوز هستید، احساس درد دیگری (یعنی همدلی) را می کنید و یا تشخیص می دهید که فرد مشکلی دارد (یعنی همدردی)، و سپس هر کاری را می توانید انجام دهید تا رنج شخص را کاهش دهید. به عنوان مثال، آیا تا به حال مشکلی را با کسی مطرح کرده اید که واقعاً به شما گوش گرفته باشد؟ آن شخص بدون تلاش برای حل مشکل به شما گوش می دهد و آن را به زندگی خودش مرتبط نمی کند. او بدون قضاوت گوش می دهد. گوش دادن با با تمام وجود می تواند یکی از دلسوزانه ترین کارهایی باشد که می توانید انجام دهید. متأسفانه، دلسوزانه شنیدن با آمدن تکنولوژی و زندگی های شلوغ نادرتر شده است زیرا آنها توجه ما را به خود جلب کرده اند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰تفاوت همدلی و همدردی
همدلی، درک و اشتراک احساسی با شخص دیگری است اما همدردی نیازی به اشتراک احساس یکسان ندارد و در حکم اهمیت دادن به خوشی یا ناخوشی دیگران است. هدف همدردی احساس بهتر هیجانها و عواطف شخص دیگر میباشد. در همدردی به شخص دیگر کمک میکنیم تا خود را تخلیه کند. اما در همدلی خوب به سخنان شخصی که مشکل دارد گوش میدهیم تا بتوانیم به وی کمک کنیم.
از لحاظِ واژه شناسی ، هر دو کلمۀ همدردی (Sympathy) و همدلی (Empathy)، ریشه ای یکسان دارند که کلمه ی یونانی Pathos به مفهوم درد کشیدن (Suffering) هست . Sympathy یا همدردی، حاصل افزودنِ پیشوندِ Sym به معنی با، یا همراه با، به ریشه ای که ذکر شد و به مفهومِ همدردی است. اما Empathy یا همدلی، کمی عمیق تر از همدردی ست و به وضعیتی اشاره می کند که ما، خودمان را جای فرد یا افرادی دیگر قرار می دهیم و دقیقاً همان حسی که آن فرد یا افراد در موقعیتی خاص دارند را، تجربه خواهیم کرد.
🔰تفاوت همدلی و دلسوزی
در حالی که همدلی، توصیف آینه ای احساسات شخص دیگری را (اگر احساس غم و اندوه کنی احساس غم و اندوه می کنم) تا سطح نوروفیزیولوژیک نشان می دهد، دلسوزی لزوماً شامل یک آینه سازی از همان احساسات نیست، در عوض، علاقه و انگیزه برای کمک (رفتار مراقبتی) است. علاوه بر این، همدلی می تواند تمرکز درونی داشته باشد، در حالی که دلسوزی کاملاً بیرونی است. به عنوان مثال، اندوه همدلانه ممکن است باعث آزار کسی شود که از رنج دیگران آگاه می شود و در عین حال باعث احساس ناتوانی شود. این اندوه همدلانه یکی از دلایل عمده فرسودگی است. در مقابل دلسوزی بدن را برای مراقبت آماده می کند و با الگوهای مثبت در مغز همراه است.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
همدلی، درک و اشتراک احساسی با شخص دیگری است اما همدردی نیازی به اشتراک احساس یکسان ندارد و در حکم اهمیت دادن به خوشی یا ناخوشی دیگران است. هدف همدردی احساس بهتر هیجانها و عواطف شخص دیگر میباشد. در همدردی به شخص دیگر کمک میکنیم تا خود را تخلیه کند. اما در همدلی خوب به سخنان شخصی که مشکل دارد گوش میدهیم تا بتوانیم به وی کمک کنیم.
از لحاظِ واژه شناسی ، هر دو کلمۀ همدردی (Sympathy) و همدلی (Empathy)، ریشه ای یکسان دارند که کلمه ی یونانی Pathos به مفهوم درد کشیدن (Suffering) هست . Sympathy یا همدردی، حاصل افزودنِ پیشوندِ Sym به معنی با، یا همراه با، به ریشه ای که ذکر شد و به مفهومِ همدردی است. اما Empathy یا همدلی، کمی عمیق تر از همدردی ست و به وضعیتی اشاره می کند که ما، خودمان را جای فرد یا افرادی دیگر قرار می دهیم و دقیقاً همان حسی که آن فرد یا افراد در موقعیتی خاص دارند را، تجربه خواهیم کرد.
🔰تفاوت همدلی و دلسوزی
در حالی که همدلی، توصیف آینه ای احساسات شخص دیگری را (اگر احساس غم و اندوه کنی احساس غم و اندوه می کنم) تا سطح نوروفیزیولوژیک نشان می دهد، دلسوزی لزوماً شامل یک آینه سازی از همان احساسات نیست، در عوض، علاقه و انگیزه برای کمک (رفتار مراقبتی) است. علاوه بر این، همدلی می تواند تمرکز درونی داشته باشد، در حالی که دلسوزی کاملاً بیرونی است. به عنوان مثال، اندوه همدلانه ممکن است باعث آزار کسی شود که از رنج دیگران آگاه می شود و در عین حال باعث احساس ناتوانی شود. این اندوه همدلانه یکی از دلایل عمده فرسودگی است. در مقابل دلسوزی بدن را برای مراقبت آماده می کند و با الگوهای مثبت در مغز همراه است.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰همدلی چه تاثیری روی روابط کاری میگذارد؟
با اینکه همدلی فعالیتی است که از نیمهی راست مغز میآید، اما اصلا به در آغوش کشیدن مربوط نیست. همدلی عاملی است که گردش چرخ روابط انسانی را ملایمتر میکند. این حقیقت به اثبات رسیده که همدلی بخش مهمی از یک رابطهی کارآمد است: در مطالعاتی که دکتر آنتونیو داماسیو (Antonio Damasio) انجام داده و نتایج آنها را در کتاب «Descartes’ Error» منتشر کرده است؛ بیمارانی که بخشهای مربوط به حس همدلی در مغزشان آسیب دیده بود، در مهارت های ارتباطی مشکلات اساسی داشتند، حتی با اینکه مهارت های یادگیری و منطقیشان تغییری نکرده بود.
در واقع، همدلی سرمایهی باارزشی است که به ما اجازه میدهد اعتماد دیگران را جلب کنیم و کمک میکند تا احساس و افکار آنها را درک کنیم. همدلی کمک میکند تا بفهمیم دیگران در موقعیتهای مختلف چطور رفتار میکنند و دلایل رفتارهای آنها چیست. در کل زیرکیمان در شناخت دیگران را افزایش میدهد و بر تصمیماتمان تأثیر مثبت میگذارد.
در تعریف کلی همدلی شاید بتوانم بگوییم: «توانایی شناسایی و درک موقعیتها، احساسات و انگیزههای دیگران». این حس کمک میکند تا دغدغههای دیگران را درک کنیم. همدلی یعنی «خودمان را جای دیگران بگذاریم» یا «به مسائل از دیدگاه آنها نگاه کنیم.»
تاثیر همدلی بر روابط کاری
مطالعات زیادی هستند که همدلی را به نتایج تجاری مرتبط میکنند. اینها شامل مطالعاتی هستند که همدلی را با افزایش فروش، بهبود عملکرد مدیرانِ تیمهای توسعهی محصول و با بهبود عملکرد کارکنان و مدیران در فضاهای کاری که روز به روز تغییر میکنند؛ مرتبط میدانند.
دانیل پینک (Daniel Pink)، در کتاب خود به نام «A Whole New Mind» پیشبینی میکند که در آینده قدرت در دست کسانی خواهد بود که قابلیتهای فردی بیشتری داشته باشند. پینک برای رقابت در بازار اقتصادی جدید، شش حوزه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت حیاتی اند. یکی از آنها همدلی است، یعنی قابلیت خود را به جای دیگری گذاشتن، درک احساسات دیگران و دغدغههای آنها، برقراری رابطه و مهربان بودن با دیگران. تمامی این خصوصیات در روابط میان انسانها از اهمیت زیادی برخوردار است و چون انسانها بخش قابل توجهی از فعالیتهای تجاری هستند؛ در نتیجه برای کسبوکار ما حیاتیاند.
همدلی و رهبری
همدلی همچنین برای رهبری موثر بسیار با اهمیت است؛ به خصوص در عصر امروز که دورهی کارکنان جوان، آگاه و مستقل است. در مجلهی کسبوکار هاروارد، دکتر دانیل گولمن (Daniel Goleman)، در مقالهای به سه دلیل برای اهمیت همدلی اشاره میکند: استفادهی روزافزون از کار تیمی (که به عنوان محرک همدلی شناخته میشود)، سرعت رشد جهانی شدن (با ارتباطات میانفرهنگی که به راحتی میتوانند منجر به سوءِتفاهم شوند) و نیاز برای نگه داشتن افراد مستعد در شرکت. گولمن میگوید: «رهبرانی که حس همدلی دارند، فقط با اطرافیانشان احساس دلسوزی نمیکنند، بلکه با دانششان و با استفاده از روشهای ظریف ولی هوشمندانه به پیشرفت شرکت کمک میکنند.» این البته به معنی موافق بودن آنها با نظرات همه یا سعی در به دست آوردن دل همه نیست؛ بلکه به این معنی است که « زمان اتخاذ تصمیمات مهم، احساسات کارمندان را در کنار عوامل دیگر در نظر میگیرند.»
بنابراین، همدلی قابلیتی است که ارزش دارد آن را در خودمان پرورش بدهیم. ابزار انتزاعیای در جعبهی ابزار مدیرها که میتواند نتایج محسوسی به بار بیاورد. اما همدلی از کجا میآید؟ آیا نتیجهی تفکر است یا احساس؟ به نظر من نتیجه هر دو عامل است: برای درک افکار و احساسات واکنشها و انگیزه های دیگران ما باید از قابلیت تفکرمان استفاده کنیم. این یعنی که باید چند لحظهای خوب فکر کنیم تا متوجه شویم منشا ادراک آن فرد از کجاست و بعد به توانایی احساسیای نیاز داریم تا برای دغدغههای او اهمیت قائل شویم. اهمیت قائل شدن به این معنی نیست که همیشه باید با دیدگاه آن فرد موافقت کنیم یا موقعیت خودمان را تغییر بدهیم؛ بلکه به این معنی است که باید مشکلات فرد مقابل را درک کنیم تا بتوانیم به خوبی با او رابطه برقرار کنیم.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
با اینکه همدلی فعالیتی است که از نیمهی راست مغز میآید، اما اصلا به در آغوش کشیدن مربوط نیست. همدلی عاملی است که گردش چرخ روابط انسانی را ملایمتر میکند. این حقیقت به اثبات رسیده که همدلی بخش مهمی از یک رابطهی کارآمد است: در مطالعاتی که دکتر آنتونیو داماسیو (Antonio Damasio) انجام داده و نتایج آنها را در کتاب «Descartes’ Error» منتشر کرده است؛ بیمارانی که بخشهای مربوط به حس همدلی در مغزشان آسیب دیده بود، در مهارت های ارتباطی مشکلات اساسی داشتند، حتی با اینکه مهارت های یادگیری و منطقیشان تغییری نکرده بود.
در واقع، همدلی سرمایهی باارزشی است که به ما اجازه میدهد اعتماد دیگران را جلب کنیم و کمک میکند تا احساس و افکار آنها را درک کنیم. همدلی کمک میکند تا بفهمیم دیگران در موقعیتهای مختلف چطور رفتار میکنند و دلایل رفتارهای آنها چیست. در کل زیرکیمان در شناخت دیگران را افزایش میدهد و بر تصمیماتمان تأثیر مثبت میگذارد.
در تعریف کلی همدلی شاید بتوانم بگوییم: «توانایی شناسایی و درک موقعیتها، احساسات و انگیزههای دیگران». این حس کمک میکند تا دغدغههای دیگران را درک کنیم. همدلی یعنی «خودمان را جای دیگران بگذاریم» یا «به مسائل از دیدگاه آنها نگاه کنیم.»
تاثیر همدلی بر روابط کاری
مطالعات زیادی هستند که همدلی را به نتایج تجاری مرتبط میکنند. اینها شامل مطالعاتی هستند که همدلی را با افزایش فروش، بهبود عملکرد مدیرانِ تیمهای توسعهی محصول و با بهبود عملکرد کارکنان و مدیران در فضاهای کاری که روز به روز تغییر میکنند؛ مرتبط میدانند.
دانیل پینک (Daniel Pink)، در کتاب خود به نام «A Whole New Mind» پیشبینی میکند که در آینده قدرت در دست کسانی خواهد بود که قابلیتهای فردی بیشتری داشته باشند. پینک برای رقابت در بازار اقتصادی جدید، شش حوزه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت حیاتی اند. یکی از آنها همدلی است، یعنی قابلیت خود را به جای دیگری گذاشتن، درک احساسات دیگران و دغدغههای آنها، برقراری رابطه و مهربان بودن با دیگران. تمامی این خصوصیات در روابط میان انسانها از اهمیت زیادی برخوردار است و چون انسانها بخش قابل توجهی از فعالیتهای تجاری هستند؛ در نتیجه برای کسبوکار ما حیاتیاند.
همدلی و رهبری
همدلی همچنین برای رهبری موثر بسیار با اهمیت است؛ به خصوص در عصر امروز که دورهی کارکنان جوان، آگاه و مستقل است. در مجلهی کسبوکار هاروارد، دکتر دانیل گولمن (Daniel Goleman)، در مقالهای به سه دلیل برای اهمیت همدلی اشاره میکند: استفادهی روزافزون از کار تیمی (که به عنوان محرک همدلی شناخته میشود)، سرعت رشد جهانی شدن (با ارتباطات میانفرهنگی که به راحتی میتوانند منجر به سوءِتفاهم شوند) و نیاز برای نگه داشتن افراد مستعد در شرکت. گولمن میگوید: «رهبرانی که حس همدلی دارند، فقط با اطرافیانشان احساس دلسوزی نمیکنند، بلکه با دانششان و با استفاده از روشهای ظریف ولی هوشمندانه به پیشرفت شرکت کمک میکنند.» این البته به معنی موافق بودن آنها با نظرات همه یا سعی در به دست آوردن دل همه نیست؛ بلکه به این معنی است که « زمان اتخاذ تصمیمات مهم، احساسات کارمندان را در کنار عوامل دیگر در نظر میگیرند.»
بنابراین، همدلی قابلیتی است که ارزش دارد آن را در خودمان پرورش بدهیم. ابزار انتزاعیای در جعبهی ابزار مدیرها که میتواند نتایج محسوسی به بار بیاورد. اما همدلی از کجا میآید؟ آیا نتیجهی تفکر است یا احساس؟ به نظر من نتیجه هر دو عامل است: برای درک افکار و احساسات واکنشها و انگیزه های دیگران ما باید از قابلیت تفکرمان استفاده کنیم. این یعنی که باید چند لحظهای خوب فکر کنیم تا متوجه شویم منشا ادراک آن فرد از کجاست و بعد به توانایی احساسیای نیاز داریم تا برای دغدغههای او اهمیت قائل شویم. اهمیت قائل شدن به این معنی نیست که همیشه باید با دیدگاه آن فرد موافقت کنیم یا موقعیت خودمان را تغییر بدهیم؛ بلکه به این معنی است که باید مشکلات فرد مقابل را درک کنیم تا بتوانیم به خوبی با او رابطه برقرار کنیم.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰دکتر قربانی استاد دانشگاه تهران
📕همدلی؛ درک اثر رفتاری خود در دیگران
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕همدلی؛ درک اثر رفتاری خود در دیگران
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰لبخند ستاره ای ..
🔹لبخندی که بر چهره شکفته می شود همانند ستاره ای است که در دل تاریکی شب ناگهان سوسو میزند و قلب انسانها را به تسخیر خود در می آورد
🔷چه میزان برای چهره خود هزینه می کنیم؟
🔹بهترین لباس ها و بهترین مرواریدها نمی توانند بگویند خوشحالم کردی.از ملاقات با شما خوشحالم و یا دوستت دارم. اما همه اینها را یک جا لبخند می تواند بگوید. به عمل کار برآید به سخن دانی نیست.عمل همان لبخندی است که تمام نگرانی ها و استرس ها را از ما دور می کند و ارتباط موثری می شود که رضایت دیگران را در بودن با ما بالا می برد
من از یک لبخند واقعی صحبت می کنم نه یک لبخند بی روح و الکی؟ لبخندهای الکی احساس و ارتعاش مثبتی ندارند،حتی اگر شخصی متوجه و آگاه نشود اما سلولهای بدن ما شعور دارند و آگاه می شوند که ارتعاش لبخند ما منفی و بی روح است و نقش بازی می کنیم
🔷معجزه لبخند
لبخند واقعی به آدم دلگرمی می دهد،لبخندی که از درون سرچشمه می گیرد باعث شادی دیگران و خودمان می شود.این یک ابزار کوچک اما بسیار قدرتمند است که می تواند در ارتباطات معجزه بیافریند و سرسخت ترین انسانها را به خود جلب کرد.
🆔@Competentmanagers
🔹لبخندی که بر چهره شکفته می شود همانند ستاره ای است که در دل تاریکی شب ناگهان سوسو میزند و قلب انسانها را به تسخیر خود در می آورد
🔷چه میزان برای چهره خود هزینه می کنیم؟
🔹بهترین لباس ها و بهترین مرواریدها نمی توانند بگویند خوشحالم کردی.از ملاقات با شما خوشحالم و یا دوستت دارم. اما همه اینها را یک جا لبخند می تواند بگوید. به عمل کار برآید به سخن دانی نیست.عمل همان لبخندی است که تمام نگرانی ها و استرس ها را از ما دور می کند و ارتباط موثری می شود که رضایت دیگران را در بودن با ما بالا می برد
من از یک لبخند واقعی صحبت می کنم نه یک لبخند بی روح و الکی؟ لبخندهای الکی احساس و ارتعاش مثبتی ندارند،حتی اگر شخصی متوجه و آگاه نشود اما سلولهای بدن ما شعور دارند و آگاه می شوند که ارتعاش لبخند ما منفی و بی روح است و نقش بازی می کنیم
🔷معجزه لبخند
لبخند واقعی به آدم دلگرمی می دهد،لبخندی که از درون سرچشمه می گیرد باعث شادی دیگران و خودمان می شود.این یک ابزار کوچک اما بسیار قدرتمند است که می تواند در ارتباطات معجزه بیافریند و سرسخت ترین انسانها را به خود جلب کرد.
🆔@Competentmanagers
🔰چرا همدلی سازمانی مهم است؟- بخش اول-
اکثریت کارکنان معتقدند که همدلی سازمانی مهم است و کارفرمایی را که همدلی ندارد، ترک میکنند.
اگر متقاعد نشدید دلایل زیر را بخوانید:
🔹۱)با همدلی سازمانی کارکنان و همکارانتان را بهتر درک میکنید.
همدلی سازمانی این توانایی است که خود را جای دیگران بگذاریم. این کار از شما یک رهبر یا یک مدیر بهتر میسازد.
اگر واقعا برای شناخت و درک مردم و کشف آنچه که موجب رفتار آنها میشود، زمان بگذارید:
بهتر میتوانید آنها را مدیریت کنید.
اگر نقش رهبری ندارید، یک کارمند کارآمدتر خواهید بود.
🔹۲) با همدلی سازمانی مشتریان خود را بهتر درک میکنید.
با همدلی با مشتریان خود میتوانید مزایای زیادی به دست آورید. ایدهی اصلی یک کسب و کار خوب این است که مشکل مشتریان را برطرف کند و باری از دوششان بردارد. ارائه خدمات خوب به مشتریان، بدان معنی است که بدانیم آنها چه چیزی میخواهند و یا نیاز دارند و سپس به آنها ارائه کنیم. همدلی به شما کمک میکند تا:
بهتر بتوانید خود را جای مشتری بگذارید،
محصولات خود را بهبود بخشیده،
طرحهای جدیدی را برای برطرف کردن مشکلات آنها به کار بگیرید.
🔹۳) بهرهوری بهتر با همدلی سازمانی
تیمهایی که همدلی نشان میدهند، اغلب مولدتر هستند.
توانایی انجام موثر وظایف، مستلزم هوش تک تک اعضای گروه نیست، بلکه بر:
«میزان اجتماعی بودن اعضای گروه، رعایت نوبت مکالمه و نسبت زنان در گروه، وابسته است.»
محققان اجتماعی بودن را با آزمون توانایی تشخیص احساسات در دیگران اندازه گرفتند، که به نظر میرسد بسیار شبیه همدلی است. اجازه دادن به صحبت کردن دیگران نیز راهی برای نشان دادن همدلی است. بنابراین اگر تیمی با کارآیی بالا میخواهید، بیشتر از افراد باهوش، به افراد دلسوز نیازمندید.
🔹۴) کار گروهی بهتر با همدلی سازمانی
همدلی یک عنصر کلیدی کار گروهی خوب است. کشمکش و مذاکره بخش اجتنابناپذیری از کار با افرادیست که در مورد بهترین راه برای انجام دادن کارها ایدههای متفاوتی دارند. اگر واقعا بهتر دیگران را درک کنید، میتوانید این درگیریها را با روش سالم حل کنید.
همدلی سازمانی هنگام برخورد با تیمهای متنوع که پر از افراد دارای زمینههای مختلف فرهنگی است، بسیار مهم است. همدلی به شما کمک میکند تا افراد را بهتر درک کنید و از مزایای تنوع استفاده کنید.
یک شرکت را که فرهنگ آن با خشونت و رقابت تعریف شده، تصور کنید.
مدیر عامل شرکت متوجه میشود که او و همکارانش نمیتوانند این شرایط را ادامه دهند، و بنابراین سعی میکند همدلی سازمانی را به عنوان ارزش جدیدی در شرکت مطرح کند. البته این حرکت خوبی به نظر میرسد، اما بین آرمانهای سازمان (اینکه مردم باید چطور رفتار کنند) و هنجارهای فعلی (چگونه بیشتر اعضای یک گروه رفتار میکنند)، فاصله ایجاد میکند. هنگام تقابل هنجارها و آرمانها، گرایش افراد به انجام کاریست که دیگران انجام میدهند، نه آنچه به آنها گفته میشود تا انجام دهند.
خوشبختانه برای کار کردن با قدرت هنجارهای فعلی به جای مخالفت با آنها و در نتیجه تغییر فرهنگ، راه حلی وجود دارد. افراد علاوه بر رفتارهای بد دیگران از هنجارهای خوب و سازنده هم پیروی میکنند. به عنوان مثال، پس از دیدن رای مردم، صرفهجویی در انرژی و یا کمک به خیریه، احتمال اینکه خودشان هم این کارها را انجام دهند، بالا میرود. تحقیقات نشان میدهد که همدلی مسری است: افراد نوع دوستی و مراقبت را از یکدیگر یاد میگیرند./ ادامه دارد ...
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
اکثریت کارکنان معتقدند که همدلی سازمانی مهم است و کارفرمایی را که همدلی ندارد، ترک میکنند.
اگر متقاعد نشدید دلایل زیر را بخوانید:
🔹۱)با همدلی سازمانی کارکنان و همکارانتان را بهتر درک میکنید.
همدلی سازمانی این توانایی است که خود را جای دیگران بگذاریم. این کار از شما یک رهبر یا یک مدیر بهتر میسازد.
اگر واقعا برای شناخت و درک مردم و کشف آنچه که موجب رفتار آنها میشود، زمان بگذارید:
بهتر میتوانید آنها را مدیریت کنید.
اگر نقش رهبری ندارید، یک کارمند کارآمدتر خواهید بود.
🔹۲) با همدلی سازمانی مشتریان خود را بهتر درک میکنید.
با همدلی با مشتریان خود میتوانید مزایای زیادی به دست آورید. ایدهی اصلی یک کسب و کار خوب این است که مشکل مشتریان را برطرف کند و باری از دوششان بردارد. ارائه خدمات خوب به مشتریان، بدان معنی است که بدانیم آنها چه چیزی میخواهند و یا نیاز دارند و سپس به آنها ارائه کنیم. همدلی به شما کمک میکند تا:
بهتر بتوانید خود را جای مشتری بگذارید،
محصولات خود را بهبود بخشیده،
طرحهای جدیدی را برای برطرف کردن مشکلات آنها به کار بگیرید.
🔹۳) بهرهوری بهتر با همدلی سازمانی
تیمهایی که همدلی نشان میدهند، اغلب مولدتر هستند.
توانایی انجام موثر وظایف، مستلزم هوش تک تک اعضای گروه نیست، بلکه بر:
«میزان اجتماعی بودن اعضای گروه، رعایت نوبت مکالمه و نسبت زنان در گروه، وابسته است.»
محققان اجتماعی بودن را با آزمون توانایی تشخیص احساسات در دیگران اندازه گرفتند، که به نظر میرسد بسیار شبیه همدلی است. اجازه دادن به صحبت کردن دیگران نیز راهی برای نشان دادن همدلی است. بنابراین اگر تیمی با کارآیی بالا میخواهید، بیشتر از افراد باهوش، به افراد دلسوز نیازمندید.
🔹۴) کار گروهی بهتر با همدلی سازمانی
همدلی یک عنصر کلیدی کار گروهی خوب است. کشمکش و مذاکره بخش اجتنابناپذیری از کار با افرادیست که در مورد بهترین راه برای انجام دادن کارها ایدههای متفاوتی دارند. اگر واقعا بهتر دیگران را درک کنید، میتوانید این درگیریها را با روش سالم حل کنید.
همدلی سازمانی هنگام برخورد با تیمهای متنوع که پر از افراد دارای زمینههای مختلف فرهنگی است، بسیار مهم است. همدلی به شما کمک میکند تا افراد را بهتر درک کنید و از مزایای تنوع استفاده کنید.
یک شرکت را که فرهنگ آن با خشونت و رقابت تعریف شده، تصور کنید.
مدیر عامل شرکت متوجه میشود که او و همکارانش نمیتوانند این شرایط را ادامه دهند، و بنابراین سعی میکند همدلی سازمانی را به عنوان ارزش جدیدی در شرکت مطرح کند. البته این حرکت خوبی به نظر میرسد، اما بین آرمانهای سازمان (اینکه مردم باید چطور رفتار کنند) و هنجارهای فعلی (چگونه بیشتر اعضای یک گروه رفتار میکنند)، فاصله ایجاد میکند. هنگام تقابل هنجارها و آرمانها، گرایش افراد به انجام کاریست که دیگران انجام میدهند، نه آنچه به آنها گفته میشود تا انجام دهند.
خوشبختانه برای کار کردن با قدرت هنجارهای فعلی به جای مخالفت با آنها و در نتیجه تغییر فرهنگ، راه حلی وجود دارد. افراد علاوه بر رفتارهای بد دیگران از هنجارهای خوب و سازنده هم پیروی میکنند. به عنوان مثال، پس از دیدن رای مردم، صرفهجویی در انرژی و یا کمک به خیریه، احتمال اینکه خودشان هم این کارها را انجام دهند، بالا میرود. تحقیقات نشان میدهد که همدلی مسری است: افراد نوع دوستی و مراقبت را از یکدیگر یاد میگیرند./ ادامه دارد ...
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰چرا همدلی سازمانی مهم است؟- بخش دوم-
🔰برای به کارگیری و ایجاد همدلی سازمانی چه راههایی وجود دارد:
تاکید کنید که همدلی یک صفت اکتسابی است.
اگر افراد همدلی را به شکل ویژگی و صفتی ببینند که برخی دارند و برخی نه، گمان میکنند که این ویژگی اکتسابی نیست. و به این فکر میکنند که اگر نمیتوان چیزی را یاد گرفت، اصلا چرا برای آن تلاش کرد؟ افرادی که این نوع ذهنیت ثابت را در مورد همدلی دارند، برای برقراری ارتباط با دیگران کمتر تلاش میکنند. اگر چنین اعتقادی به یک سازمان نفوذ کند، تشویق همدلی به عنوان ارزش جمعی سخت خواهد شد.
🔹ولی ذهنیت ما میتواند تغییر کند. باید به افراد نشان داد که همدلی بیشتر از اینکه یک ویژگی باشد، یک مهارت است. به عبارت دیگر، اولین گام در جهت ایجاد همدلی، پذیرش این است که میتوان آن را ایجاد کرد. مدیران باید با ارزیابی اندیشههای کارکنان، و آموزش این نکته که همه میتوانند به سمت همدلی حرکت کنند، در راستای ایجاد همدلی در سازمان قدم بردارند.
🔹هنجارهای مناسب را ببینید و تشویق کنید.
همیشه بلندترین صداها، مهربانترین آنها نیستند، اما قادر هستند تصورات ما را عوض کنند. وقتی که یکی از اعضای تیم با صدایی بلند یک نگرش سمی را بیان میکند، موجب میشود همکاران نظر اکثریت را اشتباه برداشت کنند. چنین هنجارهای ظاهر فریبی میتواند تغییرات مثبت را غیر ممکن کند. مدیران میتوانند با توجه به رفتارهای مناسب، با هنجارهای ظاهر فریب مبارزه کنند. همیشه بعضی افراد یک سازمان با مهربانی رفتار میکنند، در حالی که دیگران اینطور نیستند. بعضیها با یکدیگر همکاری میکنند در حالی که دیگران رقابت میکنند. همدلی اغلب متعلق به اکثریت آرام و ساکت سازمان است. اهمیت دادن به آنها میتواند بر روی بینش کارکنان تاثیر بگذارد. وقتی میخواهید یک رفتار خاص را در سازمان خود تشویق کنید، به آن پاداش میدهید. شما میتوانید این کار را به روشهای مختلف انجام دهید و نیازی نیست خیلی سخت یا رسمی باشد. به عنوان مثال، هنگامی که فردی را دیدید که کار خوبی مثل سوال کردن و گوش دادن و نشان دادن همددلی انجام میدهد، میتوانید آن فرد را در مقابل بقیه تیم تحسین کنید.
🔹رهبران فرهنگی را پیدا کنید و با همکاری آنها فرهنگی را که میخواهید ایجاد کنید.
هر تیمی افرادی را دارد که بدون اینکه وظیفهشان باشد، مشوق هماهنگی بین اعضا هستند. این افراد ممکن است محبوبترین یا قدرتمندترین نباشند، اما بیشترین ارتباط را با اعضای تیم دارند. اطلاعات، ایدهها و ارزشها از طریق آنها جریان پیدا میکند.
🔹برای ایجاد فرهنگ همدلی سازمانی مدیران میتوانند با شناسایی این افراد شروع کنند و از آنها کمک بگیرند.
🔹آموزشهایی را برای همدلی سازمانی در نظر بگیرید.
مهارتهایی که در مورد آن صحبت کردیم، میتوانند آموزش داده شوند. آموزش همدلی سازمانی در حال افزایش است، حدود ۲۰٪ از کارفرمایان ایالات متحده این آموزش را ارائه کردند، از جمله شرکتهای بزرگی مانند LinkedIn. با این کار همزمان که مهارتهای لازم را ارائه میدهید، این حقیقت که شما این آموزشها را ساماندهی کردید، نشان میدهد که همدلی برای شما تا چه حد جدی و ارزشمند است.
🔹روند استخدام را تغییر دهید.
احتمالا در وجود کارمندانی که استخدام میکنید به دنبال ویژگیهای زیادی هستید. آیا همدلی هم جزئی از آنهاست؟ یک راه عالی برای اطمینان از این که همدلی در آینده بخشی از فرهنگ کاری شما میشود، استخدام افرادی است که این ویژگی را نشان میدهند.
🔹همدلی سازمانی شایستگی توجه را دارد و مدیران عاقل آن را برای کسب و کار خود لازم میدانند.
اما برای اینکه همدلی بخشی از DNA سازمان شود، باید به نحوه ساخت و تغییر فرهنگ توجه کرد.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰برای به کارگیری و ایجاد همدلی سازمانی چه راههایی وجود دارد:
تاکید کنید که همدلی یک صفت اکتسابی است.
اگر افراد همدلی را به شکل ویژگی و صفتی ببینند که برخی دارند و برخی نه، گمان میکنند که این ویژگی اکتسابی نیست. و به این فکر میکنند که اگر نمیتوان چیزی را یاد گرفت، اصلا چرا برای آن تلاش کرد؟ افرادی که این نوع ذهنیت ثابت را در مورد همدلی دارند، برای برقراری ارتباط با دیگران کمتر تلاش میکنند. اگر چنین اعتقادی به یک سازمان نفوذ کند، تشویق همدلی به عنوان ارزش جمعی سخت خواهد شد.
🔹ولی ذهنیت ما میتواند تغییر کند. باید به افراد نشان داد که همدلی بیشتر از اینکه یک ویژگی باشد، یک مهارت است. به عبارت دیگر، اولین گام در جهت ایجاد همدلی، پذیرش این است که میتوان آن را ایجاد کرد. مدیران باید با ارزیابی اندیشههای کارکنان، و آموزش این نکته که همه میتوانند به سمت همدلی حرکت کنند، در راستای ایجاد همدلی در سازمان قدم بردارند.
🔹هنجارهای مناسب را ببینید و تشویق کنید.
همیشه بلندترین صداها، مهربانترین آنها نیستند، اما قادر هستند تصورات ما را عوض کنند. وقتی که یکی از اعضای تیم با صدایی بلند یک نگرش سمی را بیان میکند، موجب میشود همکاران نظر اکثریت را اشتباه برداشت کنند. چنین هنجارهای ظاهر فریبی میتواند تغییرات مثبت را غیر ممکن کند. مدیران میتوانند با توجه به رفتارهای مناسب، با هنجارهای ظاهر فریب مبارزه کنند. همیشه بعضی افراد یک سازمان با مهربانی رفتار میکنند، در حالی که دیگران اینطور نیستند. بعضیها با یکدیگر همکاری میکنند در حالی که دیگران رقابت میکنند. همدلی اغلب متعلق به اکثریت آرام و ساکت سازمان است. اهمیت دادن به آنها میتواند بر روی بینش کارکنان تاثیر بگذارد. وقتی میخواهید یک رفتار خاص را در سازمان خود تشویق کنید، به آن پاداش میدهید. شما میتوانید این کار را به روشهای مختلف انجام دهید و نیازی نیست خیلی سخت یا رسمی باشد. به عنوان مثال، هنگامی که فردی را دیدید که کار خوبی مثل سوال کردن و گوش دادن و نشان دادن همددلی انجام میدهد، میتوانید آن فرد را در مقابل بقیه تیم تحسین کنید.
🔹رهبران فرهنگی را پیدا کنید و با همکاری آنها فرهنگی را که میخواهید ایجاد کنید.
هر تیمی افرادی را دارد که بدون اینکه وظیفهشان باشد، مشوق هماهنگی بین اعضا هستند. این افراد ممکن است محبوبترین یا قدرتمندترین نباشند، اما بیشترین ارتباط را با اعضای تیم دارند. اطلاعات، ایدهها و ارزشها از طریق آنها جریان پیدا میکند.
🔹برای ایجاد فرهنگ همدلی سازمانی مدیران میتوانند با شناسایی این افراد شروع کنند و از آنها کمک بگیرند.
🔹آموزشهایی را برای همدلی سازمانی در نظر بگیرید.
مهارتهایی که در مورد آن صحبت کردیم، میتوانند آموزش داده شوند. آموزش همدلی سازمانی در حال افزایش است، حدود ۲۰٪ از کارفرمایان ایالات متحده این آموزش را ارائه کردند، از جمله شرکتهای بزرگی مانند LinkedIn. با این کار همزمان که مهارتهای لازم را ارائه میدهید، این حقیقت که شما این آموزشها را ساماندهی کردید، نشان میدهد که همدلی برای شما تا چه حد جدی و ارزشمند است.
🔹روند استخدام را تغییر دهید.
احتمالا در وجود کارمندانی که استخدام میکنید به دنبال ویژگیهای زیادی هستید. آیا همدلی هم جزئی از آنهاست؟ یک راه عالی برای اطمینان از این که همدلی در آینده بخشی از فرهنگ کاری شما میشود، استخدام افرادی است که این ویژگی را نشان میدهند.
🔹همدلی سازمانی شایستگی توجه را دارد و مدیران عاقل آن را برای کسب و کار خود لازم میدانند.
اما برای اینکه همدلی بخشی از DNA سازمان شود، باید به نحوه ساخت و تغییر فرهنگ توجه کرد.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰مفهوم تجربه و كسب تجربه در سازمان
🔺تجربه چيست؟ تجربه به مفهوم آزمودن و از آزمودة خويش آموختن مي باشد.
🔹از آنجا كه واژ ه هايexpert وexperience از يك فعل لاتين به معناي « به بوتة آزمايش گذاشتن » ريشه گرفته اند تجربه و تخصص را مي توان دو واژة مرتبط به يكديگر دانست بنابراين « متخصص » و « مجرب » به كساني اطلاق مي شود كه در زمينه اي خاص، از دانش عميق برخوردارند و نيز، با تمرين و تجربه اي كه در مقاطع و شرايطي خاص آموخته اند، در عمل آزموده و آبديده شده اند.
🔹متأسفانه بسياري از مديران امروزي نسبت به تجربيات گذشته بي تفاوت و حتي مخالف ميباشند، در صورتي كه طبق بررسيهاي به عمل آمده از ١٥٠ شركت، به اين نتيجه ميرسيم كه دانش كسب شده از خطاها، اغلب ابزاري براي رسيدن به موفقيتهاي آينده است. سازمان وقتي يادگيرنده مي شود كه پنج مهارت: حل سيستمي مسائل، آزمودن راهكارهاي جديد، درس گرفتن از تجربيات گذشته، درس گرفتن از بهترين تجربيات ديگران، انتقال سريع و مؤثر و نتيجه بخش آموخته ها، در سازمان داراي توان باشد.
🔹هر سازماني بايد شكست ها و موفقيت هاي گذشته خود را مرور كند و به طور سيستماتيك درسهايي از آن بگيرد به گونه اي كه همة كاركنان آن را درك كرده و به آن دسترسي داشته باشند .
🔹نتايج حاصل از تحقيقي كه در مورد ١٥٠ محصول جديد انجام گرفت نشان داد كه دانشي كه اين شركت ها از شكست به دست آورده اند اغلب موجب موفقيت در ايجاد آن محصولات شده است . به زبان ساده شكست معلم آخر است.
🔹از بعد روانشناسي روانپزشكي تجربه را مي توان اين گونه تعريف نمود:
•هر رويدادي كه در زندگي شخصي به وقوع پيوسته
• معلومات كسب شده از يك رويداد زندگي
مجموعه اي از معلومات كسب شده
🔹به طور خلاصه از مباحث دانش روانشناسي مي توان چنين نتيجه گرفت كه تجربه مي تواند از سه طريق
به دست آيد:
• تحريك گيرنده هاي حسي (بينايي، شنوايي، و…)
• تشخيص و تغيير يافته هاي حسي (ادراك)
• كنش متقابل با محيط (و در نتيجه فرآيندهاي ذهني، چون كشف كردن، تعبير، رد ه بندي،
رمزگرداني، جستجو در حافظه، بازيابي، تفكر، ارزيابي مفاهيم، حل مسئله، استنتاج اصول و…
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔺تجربه چيست؟ تجربه به مفهوم آزمودن و از آزمودة خويش آموختن مي باشد.
🔹از آنجا كه واژ ه هايexpert وexperience از يك فعل لاتين به معناي « به بوتة آزمايش گذاشتن » ريشه گرفته اند تجربه و تخصص را مي توان دو واژة مرتبط به يكديگر دانست بنابراين « متخصص » و « مجرب » به كساني اطلاق مي شود كه در زمينه اي خاص، از دانش عميق برخوردارند و نيز، با تمرين و تجربه اي كه در مقاطع و شرايطي خاص آموخته اند، در عمل آزموده و آبديده شده اند.
🔹متأسفانه بسياري از مديران امروزي نسبت به تجربيات گذشته بي تفاوت و حتي مخالف ميباشند، در صورتي كه طبق بررسيهاي به عمل آمده از ١٥٠ شركت، به اين نتيجه ميرسيم كه دانش كسب شده از خطاها، اغلب ابزاري براي رسيدن به موفقيتهاي آينده است. سازمان وقتي يادگيرنده مي شود كه پنج مهارت: حل سيستمي مسائل، آزمودن راهكارهاي جديد، درس گرفتن از تجربيات گذشته، درس گرفتن از بهترين تجربيات ديگران، انتقال سريع و مؤثر و نتيجه بخش آموخته ها، در سازمان داراي توان باشد.
🔹هر سازماني بايد شكست ها و موفقيت هاي گذشته خود را مرور كند و به طور سيستماتيك درسهايي از آن بگيرد به گونه اي كه همة كاركنان آن را درك كرده و به آن دسترسي داشته باشند .
🔹نتايج حاصل از تحقيقي كه در مورد ١٥٠ محصول جديد انجام گرفت نشان داد كه دانشي كه اين شركت ها از شكست به دست آورده اند اغلب موجب موفقيت در ايجاد آن محصولات شده است . به زبان ساده شكست معلم آخر است.
🔹از بعد روانشناسي روانپزشكي تجربه را مي توان اين گونه تعريف نمود:
•هر رويدادي كه در زندگي شخصي به وقوع پيوسته
• معلومات كسب شده از يك رويداد زندگي
مجموعه اي از معلومات كسب شده
🔹به طور خلاصه از مباحث دانش روانشناسي مي توان چنين نتيجه گرفت كه تجربه مي تواند از سه طريق
به دست آيد:
• تحريك گيرنده هاي حسي (بينايي، شنوايي، و…)
• تشخيص و تغيير يافته هاي حسي (ادراك)
• كنش متقابل با محيط (و در نتيجه فرآيندهاي ذهني، چون كشف كردن، تعبير، رد ه بندي،
رمزگرداني، جستجو در حافظه، بازيابي، تفكر، ارزيابي مفاهيم، حل مسئله، استنتاج اصول و…
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
📚تفاوت های بین فردی و تاثیر آن در برقراری روابط همدلانه👇👇
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰تفاوت های بین فردی و تاثیر آن در برقراری روابط همدلانه:
🔷محققان بر این باورند دو عامل اصلی تفاوت های بین فردی، ابتدا تفاوت در ساختار ژنتیکی افراد و سپس تفاوت در محیط زندگی آنهاست. هر فرد ساختار ژنتیکی خاص خود را دارد و هر خانواده ای شیوه، روش زندگی و روش تربیتی مخصوص به خود را داراست. خانواده ها براساس روش تربیتی متنوع، کودکان متفاوتی تربیت می کنند. محیط مدرسه، دوستان و همسالان هر یک به گونه ای خاص در چگونگی رشد شخصیت ما تاثیر می گذارند و فرهنگ حاکم بر جامعه و طبقه اجتماعی خاصی که هر یک از ما در آن قرار گرفته ایم خود بر چگونه بودن و ویژگی های روانی- اجتماعی ما تاثیر بگذارند. مجموعه عوامل فوق از ما، فردی منحصر به فرد می سازد که در بعضی زمینه ها یا بعضی ویژگی ها با دیگران متفاوت و در برخی دیگر مشابه هستیم.
🔷بعضی از افراد معتقدند تفاوت ها مانعی بزرگ بر سر راه روابط صمیمانه است و فکر می کنند در برقراری روابط نزدیک با دیگران باید افرادی را برگزینند که بیشترین شباهت ها را با آنها داشته باشند. مسلما چنین باورهایی به فرد اجازه نمی دهد با صبر و تحمل به احساسات و افکار دیگران توجه کند و دیگران را همان گونه که هستند، ببیند و بپذیرد و دوست بدارد. شاید بتوان گفت بسیاری از رفتارهای نامناسبی که ما در جوامع مختلف شاهد آن هستیم؛ یعنی رفتارهایی مانند بی عدالتی ها، تبعیض ها، تحقیرها، تهدیدها و... ناشی از همین باور نادرست است. از سوی دیگر برخی از انسان ها بر این باورند تفاوت ها فرصت هایی مغتنم در زندگی هر فرد هستند.
🔷تفاوت ها فرصت های چالش برانگیزی هستند که به ما اجازه می دهند دوباره خود را نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم. تفاوت ها به ما فرصت می دهند بفهمیم با چه مهارت هایی آشنا نیستیم و باید دنبال کسب آنها باشیم. توجه به تفاوت های فردی، پذیرش آنها و احترام به این تفاوت ها یکی از اصول پایه ای و مهم در برقراری روابط همدلانه با دیگران است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که هدف از توجه به تفاوت های بین فردی، نادیده گرفتن و کم اهمیت تلقی کردن نقش شباهت ها در برقراری روابط همدلانه نیست و مسلما هر چقدر شباهت های بین فردی بیشتر باشد، توان برقراری همدلانه بیشتر خواهدبود.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔷محققان بر این باورند دو عامل اصلی تفاوت های بین فردی، ابتدا تفاوت در ساختار ژنتیکی افراد و سپس تفاوت در محیط زندگی آنهاست. هر فرد ساختار ژنتیکی خاص خود را دارد و هر خانواده ای شیوه، روش زندگی و روش تربیتی مخصوص به خود را داراست. خانواده ها براساس روش تربیتی متنوع، کودکان متفاوتی تربیت می کنند. محیط مدرسه، دوستان و همسالان هر یک به گونه ای خاص در چگونگی رشد شخصیت ما تاثیر می گذارند و فرهنگ حاکم بر جامعه و طبقه اجتماعی خاصی که هر یک از ما در آن قرار گرفته ایم خود بر چگونه بودن و ویژگی های روانی- اجتماعی ما تاثیر بگذارند. مجموعه عوامل فوق از ما، فردی منحصر به فرد می سازد که در بعضی زمینه ها یا بعضی ویژگی ها با دیگران متفاوت و در برخی دیگر مشابه هستیم.
🔷بعضی از افراد معتقدند تفاوت ها مانعی بزرگ بر سر راه روابط صمیمانه است و فکر می کنند در برقراری روابط نزدیک با دیگران باید افرادی را برگزینند که بیشترین شباهت ها را با آنها داشته باشند. مسلما چنین باورهایی به فرد اجازه نمی دهد با صبر و تحمل به احساسات و افکار دیگران توجه کند و دیگران را همان گونه که هستند، ببیند و بپذیرد و دوست بدارد. شاید بتوان گفت بسیاری از رفتارهای نامناسبی که ما در جوامع مختلف شاهد آن هستیم؛ یعنی رفتارهایی مانند بی عدالتی ها، تبعیض ها، تحقیرها، تهدیدها و... ناشی از همین باور نادرست است. از سوی دیگر برخی از انسان ها بر این باورند تفاوت ها فرصت هایی مغتنم در زندگی هر فرد هستند.
🔷تفاوت ها فرصت های چالش برانگیزی هستند که به ما اجازه می دهند دوباره خود را نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم. تفاوت ها به ما فرصت می دهند بفهمیم با چه مهارت هایی آشنا نیستیم و باید دنبال کسب آنها باشیم. توجه به تفاوت های فردی، پذیرش آنها و احترام به این تفاوت ها یکی از اصول پایه ای و مهم در برقراری روابط همدلانه با دیگران است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که هدف از توجه به تفاوت های بین فردی، نادیده گرفتن و کم اهمیت تلقی کردن نقش شباهت ها در برقراری روابط همدلانه نیست و مسلما هر چقدر شباهت های بین فردی بیشتر باشد، توان برقراری همدلانه بیشتر خواهدبود.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
📚راه های رسیدن به همدلی: بخش اول
هرگاه بتوانیم چارچوب ذهنی دیگران را بشناسیم و بدانیم چه چیزی برایشان اهمیت دارد، با برآوردن انتظاراتشان به سهولت می توانیم با آنها رابطه ای گرم و صمیمی ایجا کرده و در آنها نفوذ کنیم. برای شناخت چارچوب های ذهنی افراد مختلف، باید از سوابق زندگی و تجربیات گذشته آنها اطلاعاتی به دست آورد؛ از نقاط ضعف، حساسیت ها و گرایش های آنها آگاه شد و سپس مسائل را از دریچه چشم آنها دید. درواقع باید حتی الامکان چارچوب ذهنی خود را به چارچوب ذهنی فرد دیگری نزدیک تر کرد تا زمینه سخن گفتن فراهم آید و ارتباط برقرار شود. خواه چارچوب های ذهنی ما به طور طبیعی به هم نزدیک باشند و خواه به اختیار آنها را به هم نزدیک کنیم. هر چه این تقارن بیشتر باشد، ارتباط ما با یکدیگر موفق تر و توان همدلی کردن ما با دیگران بیشتر است.
🔸احساسات و هیجانات خود را کنترل کنید
دو نفر را تصور کنید که بر سر مساله ای بسیار عصبانی هستند. این دو نفر یک احساس واحد دارند، اما احساس خود را به شکل های مختلفی بروز می دهند. اولی به سرعت عکس العمل نشان می دهد فحاشی می کند و دیگری احساسات خود را کنترل می کند، از عکس العمل آتی خودداری و قبل از بروز هر عکس العملی فکر می کند. سهم خود را می بیند و سپس متناسب با موقعیت عکس العمل نشان می دهد. میزان مهارت افراد در بیان احساسات، ویژگی اجتماعی مهمی است که به برقراری ارتباط هرچه بهتر با دیگران کمک می کند. مهارت بیان احساس به شکل مناسب یکی از اجزای سازنده هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعه ای از توانمندی هاست که طی آن فرد می تواند انگیزه خود را حفظ کرده و در مقابل ناملایمات پایداری کند. تکانش های خود را نیز کنترل کند و متناسب با موقعیت پاسخ مناسب بدهد.
🔹حقیقت این است که یکی از عوامل مهم زیربنایی در دستیابی به همدلی، تسلط بر هیجانات و احساسات است. برای برقراری روابط همدلانه باید احساسات خود را شناخت، کنترل تکانش های خود را در دست گرفت و اجازه نداد پریشانی خاطر، تفکر را خدشه دار کند. انتقال احساسات منفی به دیگران و عدم کنترل هیجان ها نیز از مهم ترین عوامل تخریب روابط همدلانه است. یکی دیگر از ابزارهای مهم رسیدن به همدلی، گوش دادن و شنیدن صحبت های طرف مقابل است. برای کسب اطلاعات خوب و سودمند تنها شنیدن سخنان دیگران کافی نیست. آنچه مهم به حساب می آید، کیفیت گوش دادن است. واکنش های شما هنگام گوش کردن، سوالاتی که مطرح می کنید و حالات و حرکات شما، همگی در دقیق شنیدن موثر هستند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
هرگاه بتوانیم چارچوب ذهنی دیگران را بشناسیم و بدانیم چه چیزی برایشان اهمیت دارد، با برآوردن انتظاراتشان به سهولت می توانیم با آنها رابطه ای گرم و صمیمی ایجا کرده و در آنها نفوذ کنیم. برای شناخت چارچوب های ذهنی افراد مختلف، باید از سوابق زندگی و تجربیات گذشته آنها اطلاعاتی به دست آورد؛ از نقاط ضعف، حساسیت ها و گرایش های آنها آگاه شد و سپس مسائل را از دریچه چشم آنها دید. درواقع باید حتی الامکان چارچوب ذهنی خود را به چارچوب ذهنی فرد دیگری نزدیک تر کرد تا زمینه سخن گفتن فراهم آید و ارتباط برقرار شود. خواه چارچوب های ذهنی ما به طور طبیعی به هم نزدیک باشند و خواه به اختیار آنها را به هم نزدیک کنیم. هر چه این تقارن بیشتر باشد، ارتباط ما با یکدیگر موفق تر و توان همدلی کردن ما با دیگران بیشتر است.
🔸احساسات و هیجانات خود را کنترل کنید
دو نفر را تصور کنید که بر سر مساله ای بسیار عصبانی هستند. این دو نفر یک احساس واحد دارند، اما احساس خود را به شکل های مختلفی بروز می دهند. اولی به سرعت عکس العمل نشان می دهد فحاشی می کند و دیگری احساسات خود را کنترل می کند، از عکس العمل آتی خودداری و قبل از بروز هر عکس العملی فکر می کند. سهم خود را می بیند و سپس متناسب با موقعیت عکس العمل نشان می دهد. میزان مهارت افراد در بیان احساسات، ویژگی اجتماعی مهمی است که به برقراری ارتباط هرچه بهتر با دیگران کمک می کند. مهارت بیان احساس به شکل مناسب یکی از اجزای سازنده هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعه ای از توانمندی هاست که طی آن فرد می تواند انگیزه خود را حفظ کرده و در مقابل ناملایمات پایداری کند. تکانش های خود را نیز کنترل کند و متناسب با موقعیت پاسخ مناسب بدهد.
🔹حقیقت این است که یکی از عوامل مهم زیربنایی در دستیابی به همدلی، تسلط بر هیجانات و احساسات است. برای برقراری روابط همدلانه باید احساسات خود را شناخت، کنترل تکانش های خود را در دست گرفت و اجازه نداد پریشانی خاطر، تفکر را خدشه دار کند. انتقال احساسات منفی به دیگران و عدم کنترل هیجان ها نیز از مهم ترین عوامل تخریب روابط همدلانه است. یکی دیگر از ابزارهای مهم رسیدن به همدلی، گوش دادن و شنیدن صحبت های طرف مقابل است. برای کسب اطلاعات خوب و سودمند تنها شنیدن سخنان دیگران کافی نیست. آنچه مهم به حساب می آید، کیفیت گوش دادن است. واکنش های شما هنگام گوش کردن، سوالاتی که مطرح می کنید و حالات و حرکات شما، همگی در دقیق شنیدن موثر هستند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers