(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
‍‍ ‍‍ 📕برگی از کتاب تمرین مدارا در باب تفکر انتقادی؛

✅-پرسیدن ریشه‌ی تفکر انتقادی است. ریشه‌ی دانستن، خرد است، و پرسیدن کاربرد آزادانه‌ی خرد است.
زمانی کانت گفته بود: «جرأت کن بدانی». جرأت داشته باش که خرد خود را به‌کار‌گیری.
✅یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجه‌ی ترکیب آزادی و خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است. برای استقرار این رفتار، چیزهایی لازم بوده است که ما نداشته ایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشته ایم. ما این گرایش و برداشت را نداشته ایم که آزادی یعنی از خرد خود در همه چیز آشکارا استفاده کردن. حتی در کاربرد و کارآیی خود خرد. یعنی در نقد همه چیز از جمله خود خرد.
«پرسش» در این مفهوم اجتماعی و فرهنگی، خاصیت و کارکرد عصر مدرن و جامعه‌ی مدنی است. در نتیجه در تقابل است با دنیای بسته و صرفا حرف‌شنو.

✅-فرهنگ گذشته‌ی ما بهانه‌های بسیار داشته است برای دور ماندن از بسیاری پرسش‌ها. بسیاری از پرسش‌ها به ویژه در عرصه‌ی اجتماعی، برای ما حکم «تابو» داشته است. حکم گذشتن از خط قرمز را داشته است. در ابعاد مختلف فلسفی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی، ادبی و غیره، حق پرسش را پیشاپیش از خود سلب کرده بوده ایم. به همین سبب هم نوعی «بی چرایی» و «تسلیم قضا و قدری» به رفتار نهادی ما بدل شده است. حتا حافظ ما هم که پر از چراست از برخی بابت‌ها بی چراست. به همین سبب هم بین تردید و ایقان، و پرهیز و بیان مانده است.

✅بی چرایی در جامعه‌ی ما به نوعی تقدیر اجتماعی تعبیر شده است، که در هر حال واقعیت داشته است. و پذیرفته هم شده است که چنان باشد. بدین سبب هم فرهنگ ما باب «نقد» خود را نگشوده است. حتی در دوران اخیر هم، ما به دلایل و بهانه‌های گوناگون از نقد خود سر باز می‌زده ایم و پرهیز می‌کرده ایم و پرهیز می‌کنیم. مثلا بسیاری از گروه‌های سیاسی در این چندین دهه، عملا باب انتقاد از خود را مسدود می‌کرده اند. بدین بهانه که مبادا مخالفان سوء استفاده کنند. یا بسیاری از هواداران یک نویسنده یا دوستداران یک شاعر، انتقاد از او را عملا مجاز نمی‌دانسته اند. به همین سبب هم جامعه ی ما به «تجلیل انتقادی» از بزرگان خود عادت نکرده است. فکر می‌کرده ایم که اگر اختلاف نظری را درباره‌ی کسی یا اثری که برتری‌اش را پذیرفته ایم مطرح کنیم، از شأن و اعتبار و اهمیت او کاسته ایم. چون نقد متن را با نقد شخص اشتباه یا یکی می‌گرفته ایم.

✅-نیاز جامعه‌ی ما به نقد همه جانبه‌ی فرهنگی، نخستین مسئله‌ی مبرم ماست. و همین امر است که خوشایند سنت نیست. سنت به یک اعتبار، مجموعه‌ی رفتارها و گفتارها و پندارهای نهادی شده است. حرف‌شنوی و نپرسیدن یکی از وجوه پابرجای سنت است.
✅اجداد و بزرگان ما به گونه ای زیسته اند. دستاوردهایی هم داشته اند. فرهنگ‌شان محدودیت‌ها و مقدوراتی داشته است. اما امروز ما نه می‌توانیم مثل آن‌ها زندگی کنیم، و نه توقع بی‌جا داریم که چرا آن‌ها مثل امروز ما نزیسته اند. پس اگر به نقد فرهنگ‌مان می‌پردازیم از یک‌طرف بنا به اقتضا و ایجاب امروزمان است، و از طرف دیگر به سبب سلطه‌ای است که گذشته بر اکنون‌مان دارد. این سلطه را در بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی و غیره حتی هنوز در ادبیات امروز هم از بابت‌هایی می‌توان دریافت.
✅میشل فوکو در تحقیقاتش نتیجه گرفته است که نقد این نیست که بگوییم وضع به طوری که هست درست نیست. بلکه نقد این است که تذکر دهیم شیوه‌ها و کارهایی که مورد قبول ماست، بر چه چیزهایی پی ریزی شده است که بی چون و چرا مسلم گرفته می‌شود. بر اساس چه طرز فکرهای مأنوس و عادت شده و به محک نقد نخورده‌ای بنا شده که هیچ‌کس در آنها شک و شبهه نمی‌کند.
نقد فرهنگ درست در این معنا مفهوم می‌شود که پایه‌ی مفروضات مورد پرسش قرار گیرد. باز به قول فوکو فکر به چشم نمی‌آید و پنهان است. ولی آن‌چه باعث رفتار روزانه‌ی ماست چیزی جز فکر نیست. حتی در احمقانه‌ترین رسوم و ابلهانه‌ترین نهادها و بی‌سر‌و‌صداترین عادات هم همیشه فکر وجود دارد./ زنده یاد محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بی‌چرا.

❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📕@CompetentManagers

#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
📕🖊 رو به پریشانی

حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزله‌ی ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب می‌گردد. وقتی جاده ی‌معرفت و عقلانیت مسدود می‌شود، سرمایه‌ی اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست می‌رود و جامعه رو به زوال می‌نهد.

✅وضع ما چگونه است؟

❗️ 1. تنزل دانایی و کاهش سرمایه‌ی معرفتی جامعه

با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاری‌شان بر جامعه، پدیده‌ای با عنوان: "کاهش سرمایه‌ی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایه‌ی عقلانی" شکل می‌گیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگی‌اش را از دست می‌دهد و دانایی و معرفت، سقوط می‌کند. وقتی تضارب آراء و اندیشه‌ها محدود گردد و سایه‌ی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصه‌ی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی می‌شود. نتیجه‌ی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن می‌شود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیره‌ی جهل عمومی پنهان می‌گردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر می‌شود.

نظام سیاسی اما با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان می‌دهد. مجال حضورشان را در رسانه‌ها و کلاس‌های درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آن‌ها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسب‌ها، اعتماد اجتماعی‌شان را کاهش داده است . آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشه‌ی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند.

❗️ 2. سست شدن انسجام عقلانی و کنش سیاسی

جامعه برای پی‌گیری مسالمت آمیز و عقلانی خواسته‌ها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده می‌شوند، آن گاه تفرقه‌ی انسجام شکن و خودخواهی‌های فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعه‌ای پویا می‌شود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب می‌گردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش می‌رود.
کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشه‌ورز می‌شوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصه‌ی عمومی با انواع نسبت‌ها و برچسب‌ها بی اعتبار می‌شوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده می‌شوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان می‌نهد و افراد به خودشان واگذار می‌شوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روان‌شناختی و احساسی تبدیل می‌گردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویه‌ی تخریبی می‌یابد و سرمایه‌های موجود را چون سیل از میان می‌برد.

❗️3. وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت می‌بندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بی‌تاثیر و حاشیه‌نشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار می‌گردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتی‌ها اوج می‌گیرند. بازار پررونق سلبریتی‌ها، نشان دهنده‌ی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتی‌های سطحی پر ارج می‌شوند. از میان سلبریتی‌ها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیست‌ها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشه‌ها)، بخت‌شان بلند و نامشان بر زبان‌ها می‌چرخد.
ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم می‌شود. به جای منافع و مصلحت‌های جمعی، منافع زودگذر فردی می‌نشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمت‌آمیز، خشونت و آشوب می‌نشیند که ره به هیچ دهی نمی‌برد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب می‌کند.

جامعه ی رو به زوال و فرسایش ، جامعه‌ای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان می‌نهد و پروسه‌ی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه می‌شود. جامعه‌ی رو به زوال، جامعه‌ای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت می‌نشیند. جامعه‌ای که از فهم و حل مسئله‌هایش عاجز است و این عجز را در آسیب‌ها و ناهنجاری‌ها و پس روی‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانه‌ی واضحی است از این که جامعه‌ی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگی‌اش را عملا از دست می‌دهد. ✍️ علی زمانیان

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
Forwarded from اتچ بات
‍ تفکرانتقادی:
تفکر انتقادی در برگیرنده یک سری مهارت و توانایی هایی است.که اگر بتوانیم این توانایی ها را کسب کرده و از آنها استفاده کنیم، می توان گفت دارای تفکر انتقادی هستیم. تفکرانتقادی، استعداد خاصی نیست که همراه فرد متولد شود، بلکه این نوع طرز تفکر نیاز به تمرین و تلاش دارد. با وجود اینکه رشد این مهارت در تمام دنیا سرعت شگفت انگیزی گرفته است، اما هنوز تعداد زیادی از افراد هستند که نمیدانند چطور باید تفکر انتقادی را در خود پرورش دهند. تفکر انتقادی باعث می شود تا شما از توانایی های خود به منظور پاسخگویی استفاده کنید. این اتفاق موجب می شود تا انسان به جای اینکه یک دریافت کننده صرف در زمینه اطلاعات باشد، به یک یادگیرنده فعال تبدیل شود. تفکر انتقادی یکی از مهارت های نرم است، که در این مطلب به پنج مهارت برتر تفکر انتقادی می پردازیم.

مهارتهای تفکرانتقادی پنجگانه:

�تجزیه و تحلیل:
تفکر انتقادی توانایی بررسی چیزی است که خواه آن وجود یک مشکل، مجموعه ای از داده ها، و یا نوشته یک متن باشد. افرادی که مهارت های تحلیلی دارند می توانند اطلاعات را بررسی کرده و درک کنند که چه معنی می دهد و بیانگر چه چیزی است.

�ارتباطات:
در اغلب موارد باید نتایج کار خود را با کارفرمایان و یا با گروهی از همکاران به اشتراک بگذارید. پس باید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا بتوانید ایده هایتان را منتقل کنید. در نتیجه برای پیدا کردن راه حل مشکلات پیچیده نیاز به برقراری ارتباط دارید.

�خلاقیت:
تفکر انتقادی اغلب در بر گیرنده خلاقیت نیز می باشد، پیدا کردن الگوهای رفتاری یک موضوع، یا ارائه راه حلی جدید و خارق العاده که تا به حال کسی به آن فکر نکرده باشد نوعی از خلاقیت محسوب می شود.

�دیدگاه روشنفکرانه:
برای اینکه بتوانید به طور انتقادی فکر کنید لازم است هر نوع پیش فرض یا نگاه قضاوت گرایانه را کنار گذاشته و اطلاعاتی که در اختیار دارید را بدون هرگونه تعصب و جانبداری و به صورت عینی تجزیه و تحلیل کنید.

�توانایی حل مسئله:
حل مسئله یکی دیگر از مهم ترین مهارت های تفکر انتقادی است که شامل تحلیل مسئله، ارائه راه حل و پیاده سازی آن و ارزیابی طرح نهایی است. در نهایت می توان بیان کرد که کارفرمایان کارمندی را نمی خواهند که تنها بتواند در مورد اطلاعات به صورت انتقادی فکر کند بلکه علاوه بر آن باید قادر به ارائه راه حل های موثر نیز باشد

🔰با ما همراه باشید درکانال مدیران شایسته.

🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰پنج روش استفاده از تفکر انتقادی

🔰با ما همراه باشید درکانال مدیران شایسته.

🆔@Competentmanagers
🔰چرا قدرت‌های سیاسی از اندیشیدن می‌ترسند؟_ بخش اول _

🔹جهان همواره صحنه درگیری و کشمکش شدیدی بین سیاستمداران و صاحبان فکر و اندیشه بوده است. رویدادهای تاریخی از دیر باز تاکنون فرصتی را برای محققان به وجود آورده تا بتوانند به دقت این تضاد و درگیری را مورد بررسی قرار دهند. یکی از ویژگی های سیاست این است که به سایر امور مجال نقش آفرینی و اثرگذاری نمی دهد بلکه آنها را تحت کنترل و سیطره خویش در می آورد؛ اولین قربانی این ویژگی سیاست، «اندیشه» است.

🔹مشاهده حوادث و رویدادهای تاریخی نشان می دهد که سیاستمداران هیچ چیز را به اندازه تفکر برای بقای خود خطرناک نمی دانند، از این رو می کوشند تا با صاحبان اندیشه مقابله کرده و آنان را به حاشیه برانند.

🔹جالب آنکه سلطه، هیچ چیز را به اندازه تفکر برای بقای خود خطرناک نمی داند. اما دلیل این ترس چیست؟ چرا مهم‌ترین هدف سیاست به حاشیه راندن اندیشه است؟ به عبارت دیگر چرا سیاست مداران می کوشند تا فکر را تحت سلطه و فرمان‌ خویش قرار دهند و چرا تحکیم جایگاه خویش را در مهار اندیشه می بینند؟ از طرفی دیگر اگر اندیشوران زیردست و جیره‌خوار قدرت قرار گیرد چه اتفاقی می‌افتد؟

🔹پاسخ سؤالات فوق آن است که فکر قوی‌ ترین و مؤثر ترین ابزار در سست نمودن پایه های قدرت سیاستمداران و محدود نمودن آنان می باشد. هیچ چیز به اندازه اندیشه، قدرت خلع سلاح کردن سیاستمداران و نقش بر آب کردن اهداف آنان را ندارد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که آنچه جرقه بزرگ‌ترین انقلاب ها را زده و مردم را علیه سیاست های حاکم به اعتراض واداشته، چیزی جز اندیشه نبوده است.

🔹یکی از بهترین نمونه های نزدیک به زمان ما افکار و اندیشه های گاندی رهبر هند است.
«انقلاب نمک» بارز‌ترین نماد انقلاب فکری گاندی است . وی با انتقاد از هرگونه سوء استفاده از قدرت، تفکر استعمارستیز خود را در همه جا گسترش داد؛ حال آنکه برای رسیدن به هدف آرمانی خویش، حتی یک تیر هم شلیک نکرد و در تمام سخنرانی‌های خود، از کاربرد کلمات خشونت‌آمیز پرهیز نمود. راهبرد او برای مبارزه با استعمار بر پایه اندیشه و تعقل و صبر استوار بود. مقاومت صبورانه روشی بود که تمام سردمداران و فرماندهان انگلیسی و ارتش آنها را به ستوه آورد و آنها را با نوعی تحیر و سردرگمی روبه‌رو کرد و با نا امیدی و شکست آشنا نماید. و باعث شد تمام سعی و تلاش استعمارگران بی‌فایده شود.

🔹امروزه نیز سیاست سلطه گران بر پایه تهدید افکار و مهار اندیشه ها استوار است. آن طور که همه ما می‌دانیم بین اندیشه و دانش ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. در اواسط قرن گذشته سلطه سیاسی، تمرکز خود را بر بهره‌ برداری نامناسب از دانش و اندیشه قرار داد و از آنجا که در جنگ جهانی دوم ژاپنی ها در مقابل آمریکا حاضر به تسلیم نبودند، آمریکا بر آن شد تا با به خدمت گرفتن دانش و اندیشه، ژاپنی ها را وادار به پذیرش شکست کند. اینجا بود که سلاح اتمی اختراع شد و اولین بمب اتمی بر روی شهر هیروشیما و ناکازاکی فرود آمد. این اقدام که در اواخر جنگ جهانی دوم و در سال 1945م علیه امپراطوری ژاپن انجام گرفت از آنجا شروع شد که ژاپنی‌ها مفاد قرارداد پوتسدام را که حکم به تسلیم شدن بی‌قید و شرط ژاپن می داد قبول نکردند و تسلیم خواسته‌های آمریکا نشدند. نخست وزیر ژاپن این قرار داد را بی‌اعتبار دانست و مدت زمان تعیین شده را نادیده گرفت، پس رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا «هدی ترومن» فرمان حمله اتمی را صادر کرد و بدنبال این فرمان اولین بمب اتمی که «فرزند کوچک» نام داشت روی شهر هیروشیما و دومین بمب که «مرد تنومند» نام داشت بر شهر ناکازاکی فرود آمد./ ادامه دارد ....

📕با مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@Competentmanagrts
🔰چرا قدرت‌های سیاسی از اندیشیدن می‌ترسند؟_ بخش دوم _

🔹تجربه‌های تاریخ نشان می‌دهد که اندیشه گاه تابع سیاست بوده و در خدمت افزایش قدرت و اجرای برنامه‌های سیاستمداران درآمده است و گاه نیز از سیطره سیاست بیرون کشیده شده، در میدان‌های مختلف نقش آفرینی کرده و به سیاستمداران درسی فراموش ناشدنی داده است. برای نمونه اندیشه و فکری که اندیشمندان و نویسندگان فرانسوی آن را برنامه‌ریزی و پیاده کردند از قید و بند سیاست رها و با آن رودررو شد، راه را به روی انقلابیون فرانسه باز کرد، در تاریخ بشری تأثیری شگرف گذاشت و درهای آزادی را به روی مردم گشود.

🔹در آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا کم نیستند افکار و اندیشه های مترقی که موفق شدند سیاستمداران را به زانو درآورند و تسلیم خواست های طاغوتیان نشوند. اندیشمند و نویسنده بزرگ «میگل آنخل آستوریاس» که داستان «آقای رئیس‌جمهور» را نوشت و جایزه نوبل ادبیات را در سال 1946م از آن خود کرد، از این دست افراد است. آستوریاس داستان خود را که یکی از مهم ترین آثار ادبی در آمریکای لاتین به‌شمار می‌رود، از سال‌های حکومت «استرادا کابررا» که بیست سال در کشورش «گواتمالا» با دیکتاتوری و استبداد رأی حکومت می‌کرد الهام گرفته است. نویسنده در این کتاب از توصیف‌هایی برای شخصیت‌های داستان استفاده می کند که طنزگونه و تمسخرآمیز است. این نوشته توانست یک انقلاب فکری در بین مردم ایجاد کرده و حکومت های استبدادی آمریکای لاتین را از بین ببرد.

🔹این‌گونه است که اندیشه به یکی از سر سخت‌ ترین دشمنان سیاست‌ و سیاستمداران مستبد تبدیل می‌شود و در طول سالیان متمادی جنگ بین فکر و اندیشه از یک طرف و خشونت و سیاست‌های طاغوتی از طرف دیگر سر می‌گیرد. شگفت آنکه تا به حال حتی برای یک مرتبه تاریخ، پیروزی سیاست ورزی بر فکر و اندیشه را به خود ندیده است؛ مگر اینکه سیاست آمیخته با استبداد، خشونت و قلع و قمع باشد که در چنین شرایطی نیز پیروزی سیاست موقتی بوده و به درازا نخواهد کشید.

🔹در نهایت باید به این حقیقت توجه نمود که هرگاه فکر و اندیشه زیر چتر سیاست قرار گرفته‌است ملت‌ها به عقب بازگشته اند و از بین رفته‌اند؛ ولی اگر عکس آن پیش آید یعنی فکر و اندیشه به جایگاه اصلی خود دست یابد و در فعالیت‌های خود آزادانه عمل کرده و تأثیرگذار باشد، کسی نمی‌تواند با آن به مقابله برخیزد. آنچه که امت اسلامی لازم است مورد توجه قرار دهند آن است که تنها راه رهایی از ظلم و استبداد نوآوری فکری است تا بتوان از مرداب زوال و نابودی به دریای سعادت و خوشبختی دست یافت./ مترجم: سید محمد منوری

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagets
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷تصنیف ؛ روز به بمانی

❤️خواننده : محمد اصفهانی

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagets
🔰مهارتهای تفکر انتقادی را چگونه پرورش دهیم؟

1) سوالهای اساسی بپرسید
2) فرضیه های اصلی را زیر سوال ببرید
3) غرض و تعصب را کنار بگذارید
4) گاهی جای علت و معلول را عوض کنید
5) گرایش خودتان را مشخص کنید
6) کتاب های ارزشمند بخوانید
7) خودتان را جای دیگران بگذارید
8) با آدمهای باهوش تر از خودتان معاشرت کنید
9) این امکان وجود ندارد که همیشه بتوانید منتقدانه فکر کنید

در ادامه به هریک به تفصیل خواهیم پرداخت

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
🔰مهارتهای تفکر انتقادی را چگونه پرورش دهیم؟- بخش اول

1- سوالهای اساسی بپرسید:
ساده به نظر میرسد، اینطور نیست؟ اما واقعیت این است که «پرسیدن سوالهای اساسی» پیچیده تر از آن چیزی است که فکر میکنید. خیلیها وقتی تفسیر پیچیده ای از مشکلشان دریافت میکنند دچار سردرگمی میشوند و جوابهای پیچیده و ظریف باعث میشود حتی سوال و مسئله ی اصلی را فراموش کنند. پس با برگشتن به سوالهای اساسی و اصلی، به طرز فکرتان تمرین بدهید. چه چیزی را میخواهید بدانید؟ در حال حاضر چه میدانید؟ با پرسیدن سوالهای ساده و اساسی میتوانید مسئله را از تمام جهات ببینید. بعضی از عالیترین راه حلها برای مسائل به خاطر پیچیدگیشان شگفت انگیز نیستند بلکه در واقع به خاطر سادگی خوشایندی که دارند تعجب برانگیزند. پس همیشه یادتان باشد پیش از اینکه به دنبال راه حلهای پیچیده بگردید، جوابهای ساده را جستجو کنید.

2- فرضیه های اصلی را زیر سوال ببرید:
نکته ی دیگری که باید در تقویت مهارت انتقادی به یاد داشته باشید، فرضیه های اساسی است. همه ی ما در مورد هر چیزی در پیرامون خود، فرضیه های زیادی صادر میکنیم. در واقع این، شیوهی مغز ما برای پردازش اطلاعات است تا بتوانیم زندگی را پیش ببریم. این فرضیه ها زمینه ی چارچوب انتقادی را فراهم میکنند و ما بر اساس این فرضیه ها تصمیم میگیریم و در مورد هر چیزی قضاوت میکنیم. اما اگر تمام باورهایمان اشتباه باشند چطور؟ یا دست کم کاملا درست و حقیقی نباشند چطور؟ به نظر میرسد آنوقت باید همه چیز را زیرورو کنیم و از نو شروع کنیم. برای اینکه دچار چنین وضعیتی نشوید باید فرضیه ها را زیر سوال ببریم مثلا اگر انیشتین هرگز فرضیه ی نیوتن درباره ی قوانین حرکت را زیر سوال نمیبرد، چه اتفاقی می افتاد؟ تمام انسانها با دریافت اشتباهی از حرکتها در دنیا زندگی میکردند و علم راه را اشتباهی طی میکرد. میتوانیم بگوییم طرز فکر انتقادی انیشتین دنیا را نجات داد

3- غرض و تعصب را کنار بگذارید:
روشن است که برای یک فرد باریک بین و متعصب، فهم دنیا بسیار سخت و ناخوشایند خواهد بود. پس اگر میخواهید مهارت تفکر انتقادی را در خود رشد دهید یادتان نرود که تعصب را کنار بگذارید. چیزهایی که امروز درست میپندارید ممکن است روزی دیگر نادرست از آب دربیایند، یا چیزهایی که در گذشته مجاز نبوده اند، امروز عادی و مجاز تلقی شوند اگر ذهنتان محدود باشد از واقعیت دور خواهید افتاد. یک ذهن بسته ُپر است از یک سری عقایدها و نگرشهای انعطاف ناپذیر یا بیزاری از بحث و گفتگو. برای پردازش درست، اول از همه باید همه ی اطلاعات را دریافت کنید و تنها یک ذهن باز اجازه ی چنین کاری را میدهد. اما داشتن ذهن باز به این معنی نیست که باورهایی را که پذیرفته اید کنار گذاشته و هر نظری را قبول کنید. در واقع گاهی تفکر انتقادی کمکتان میکند روی عقایدتان بایستید و از نگرشهایتان دفاع کنید. چیزی که واقعیت باشد، از زیر سوال بردن ها و مورد چرا واقع شدن ها جان سالم به در خواهد برد و این فقط طرز فکر است که تغییر میکند.

4- گاهی جای علت و معلولها را عوض کنید:
آیا تا به حال از خود پرسیده اید اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟ این سوالی است که همه ی ما شنیده ایم و نمونهای از وارونه فکر کردن است. دانشمندان ثابت کرده اند که یک راه معتبر برای پیدا کردن راه حل ِ مسائل دشوار، سعی در وارونه کردن هر چیزی است. روشن است که مرغ، تخم میگذارد پس قبل از تخم مرغ بوده است، اما خود ِ مرغ از کجا آمده است؟ از تخم مرغ؟ پس اول تخم مرغ بوده است! هر وقت در مورد مسئله ای فکر میکنید، قضیه ی مرغ و تخم مرغ را به یاد بیاورید. چیزی که علت به نظر میرسد میتواند خودش معلول باشد یا بر عکس. از زوایای گوناگون نگاه کردن میتواند کمکتان کند منتقدانه تر فکر کنید و راه حل کارآمدتری پیدا کنید

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
🔰مهارتهای تفکر انتقادی را چگونه پرورش دهیم؟- بخش دوم

5- گرایش خودتان را مشخص کنید:
عوامل زیادی وجود دارند که میتواند زاویه ی دید و تصمیم های ما را تحت تاثیر قرار بدهند. یکی از آنها گرایش خودمان است. قضاوت انسان میتواند تحت تاثیر گرایشش، ذهنی، عینی یا گمراه کننده باشد. شما باید قبل از فراگرفتن مهارتهای تفکر انتقادی، گرایش و طرزفکر خودتان را بشناسید. گاهی تصمیم های افراد متضاد چیزی است که میدانند که علتش تمایلات یا پیش پندارههای خودشان است. مثلادر مطالعه ای جدید والدینی که در مورد فواید و مزایای ایمنی واکسن اطلاعات درستی دریافت کرده بودند، کمتر مایل بودند که بچه های خود را واکسینه کنند. دلیل آن این است که (فهمیدن همیشه هم منجر به رفتار یا تصمیم درست نمیشود (درک و شناختن گرایش خودتان و اینکه این گرایش چه تاثیری روی دریافت شما از اطلاعات میگذارد، نشانتان خواهد داد که چطور مهارتهای تفکر انتقادی را در خود تقویت کنید)

6- کتابهای ارزشمند بخوانید:
کتاب میتواند همه چیز به ما یاد بدهد. در مورد فواید مطالعه برای انسان تردیدی وجود ندارد و این کاملا درست است که کتابهای ارزشمند کمکمان میکنند مهارت تفکر انتقادی را فرا بگیریم. وقتی کتاب میخوانید، نه تنها اطلاعات جالب و به درد بخوری دریافت میکنید بلکه روش تفسیر و آنالیز این اطلاعات را نیز یاد میگیرید. سوال و جواب کردن حین مطالعه میتواند مغز را تمرین بدهد تا به روشی منتقدانه فکر کند. هرگز دست از بالابردن سطح دانسته هایتان نکشید و افق دیدتان را با مطالعه گسترش دهید. زیرا، باز هم میگوییم که یک ذهن باریک بین و متعصب نمیتواند انتقادی فکر کند و بیشتر کتاب خواندن یکی از بهترین راههای گشودن درهای بیشتر رو به دنیاست که مهارت تفکر نقادانه را رشد می دهد

7- خودتان را جای دیگران بگذارید:
همدلی نیز می تواند نشان تان دهد که چطور مهارت تفکر نقادانه را کسب کنید. این همدلی میتواند از طریق درک بهتر ادبیات باشد یا تقویت روشهای مذاکره و گفتگوی تان. اگر خودتان را جای دیگران بگذارید ٬بهتر میتوانید آرمان ها٬انگیزه ها و غوغاهای درونشان را درک و تصور کنید. سپس میتوانید از این اطلاعات بدست آمده استفاده کنید تا مانند اهرمی کمک تان کند ارتقا پیدا کنید و آدم بهتری باشید. اگر دیگران را بهتر درک کنید ٬روش تفکرتان دقیق تر شده و تناسب بیشتری با شرایط پیدا خواهد کرد.

8- با آدمهای باهوشتر از خودتان معاشرت کنید:
برای یاد گرفتن، راهی بهتر از این نیست که از دوستانتان چیزهایی یاد بگیرید. اگر میخواهید تفکر منتقدانه را یاد بگیرید، با افراد باهوش دوست شوید و از آنها یاد بگیرید. اگر مشتاقید چیز جدیدی یاد بگیرید، مخصوصا مهارت تفکر انتقادی، دور و برتان را با آدمهای باهوش تر و زیرکتر از خودتان ُپر کنید تا تجربیات زیادی از زندگی شخصی و ماجراهای آنها کسب کنید. افراد باهوش معمولا راهی موثر برای پردازش اطلاعات بلدند و نقطه نظرات اساسی و هوشمندانه ای دارند که کمکشان میکند موفق باشند. این افراد قطعا میتوانند چیزهای زیادی در مورد تفکر انتقادی به شما یاد بدهند.

9- این امکان وجود ندارد که همیشه بتوانید منتقدانه فکر کنید:
شما میتوانید یاد بگیرید که مهارت تفکر انتقادی را در خود پرورش دهید تا بهترین تصمیم ها را در زندگی بگیرید. می توانید راههای گوناگون ارتقاء دیدتان به دنیا را فرا بگیرید. اما در این مهارتها هر چقدر هم که خوب باشید، غیر ممکن است که بتوانید همیشه منتقدانه فکر کنید. میدانید چرا؟ چون تفکر انتقادی تنها یک ابزار است که میتوانید آن را داشته باشید اما گاهی از آن استفاده کنید و گاهی هم نه! این طبیعی است که بعضی وقتها تصمیمهایی بگیرید که مناسبترین نباشند، اشتباهاتی بکنید که به حل مسئله منجر نشوند یا انتخابی کنید که به نفعتان نباشد. شما مجبور نیستید تمام وقت و در مورد هر چیزی منتقدانه فکر کنید. در زندگی گاهی وقتها ممکن است دچار لغزشهایی در تفسیرها و تعبیرهایتان شوید. مسئلهی بزرگی نیست. چیزی که مهم است این است که این لغزشها را بشناسید و در آینده از آنها اجتناب کنید؛ یاد گرفتن از اشتباهات چیزی است که نباید آن را فراموش کنید.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰وضعیت سرانه تفکر در ایران

✍مجتبی لشکربلوکی

✅هر چند وقت یک بار مقاله یا نوشته یا سخنرانی‌ای می‌خوانیم و می‌شنویم که نگران سرانه مطالعه در ایران است. هر بار هم یک آماری ارایه می‌دهند!! خود من از ۲ دقیقه در روز را خوانده ام تا ۹۵ دقیقه در روز!

✅آخرین خبری که دارم از یک مرجع رسمی و معتبر، بسیار بسیار تکان دهنده است: «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». یک بار دیگر این عدد را بخوانید! یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند.

✅یاد این جمله منسوب به جلال آل قلم می‌افتم که می‌گفت: هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است. ما چوب حماقت‌مان را می‌خوریم آنها نان لیاقتشان را!

✅درست است که آمار مطالعه در ایران مهم و نگران کننده است اما این نگرانی به تنهایی عقیم است. کاش در کشور ما علاوه بر وضعیت اسف بار سرانه مطالعه، نگران پایین بودن سرانه تفکر هم بودیم.

✅همه انسان‌ها فکر می‌کنند! شاید انسانی وجود نداشته باشد که اصلا فکر نکند. فکر کردن یک فرآیند ذهنی طبیعی غیرارادی است. اما آنچه من از آن صحبت می‌کنم «تفکر هدفمند و قاعده مند» است.

✅برای آنکه تفکر هدفمند و قاعده مند را توضیح دهم، لازم است سندروم توجه تصادفی را معرفی کنم. مغز ما هر ثانیه بیش از ۱۱ میلیون اطلاعات دریافت و پردازش می‌کند. اگر سوال یا هدفی در ذهن نداشته باشیم، مغز به‏ صورت کاملاً «تصادفی» موضوعی را برای تمرکز انتخاب می‏کند. بدون آنکه نظری از ما بخواهد. هرچه به نظرش جذاب یا جالب بیاید؛ پر زرق وبرق تر! قشنگ‌تر! خوشمزه‌تر!
اما اگر سوال‌مان مشخص باشد همیشه از قبل می‌دانیم در هر موقعیتی به دنبال چه چیزی بگردیم. به ‏این‏ ترتیب، ذهن مان را جهت می‏دهیم تا متوجه یک سری عناصر خاص شویم و جزئیات غیر ضروری را نادیده بگیریم.

✅ داشتن سوالات مشخص، باعث می‌شود که شما هدفمند فکر کنید. تفکر قاعده مند یعنی چه؟ در طول هزاران سال بشر به قواعدی برای تفکر دست یافته است که کار تفکر را تسهیل می‌کند و ضریب موفقیت را بالا می‌برد.

✅ اما متاسفانه ما با قواعد تفکر آشنا نیستیم. چهار مهارت اصلی تفکر عبارتند از:

۱. تفکر خلاق، قواعدی برای خلق ایده‌های راهگشا و راه حل‌های نوآورانه است.

۲. تفکر سیستمی: قواعدی برای تحلیل پدیده‌ها و رخدادها و روندها بر اساس روابط علت معلولی پیچیده و حلقوی است

۳. تفکر انتقادی: قواعدی برای تحلیل موشکافانه تئوری ها و نظریات دیگران و خودمان و پیدا کردن اشتباهات فکری.

۴. تفکر استراتژیک: قواعدی برای موفقیت، منفعت و کسب ثروت (هدف گذاری؛ تعریف موفقیت و دستیابی به اهداف؛ تحقق موفقیت) در زندگی شخصی، سازمانی یا در سطح ملی و کشورداری.

✅این چهار مهارت باعث می‌شود که شما قاعده‌مند فکر کنید. تفکر طبیعیِ غیرارادی (که نه هدفمند است و نه قاعده مند) منجر به نتیجه خاصی نمی‌شود. چیزی در ما باقی نمی‌گذارد. مثل آب روان از درون جوی مغز ما می‌گذرد و تمام! مغز ما به خاطر سندروم توجه تصادفی به موضوعی توجه می‌کند. سپس زنجیره‌ای از چیزها به ذهن ما خطور می‌کند. تفکر به دلیلی قطع می‌شود و سپس هیچ!! پس نه تفکر طبیعی غیرارادی و نه مطالعه، منجر به پیشرفت ما نمی‌شود. ممکن است شب تا صبح فکر و خیال کنیم و یا خیلی کتاب بخوانیم اما بدون داشتن تفکر هدفمند و قاعده مند، مطالب تلنبار می‌شوند. طوطی می‌شویم و تنها شنیده‌ها، خوانده‌ها یا دیده‌هایمان را به دیگران انتقال دهیم. مثل یک واسطه، بدون کوچکترین تاملی و فایده‌ای برای خودمان.

✅شاید به همین خاطر باشد که خداوند بیش از آن که به «مطالعه» تاکید کرده باشد به «تفکر» سفارش کرده است. تفکر است که به «تولید دانش» می‌انجامد نه صرفا مطالعه که همان «مصرف دانش» است. به اندازه کافی چوب حماقت مان را خوردیم، اکنون زمان آنست که اندکی نان لیاقت مان را بخوریم!

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers
🔰مهارتهای شغلی نرم چیست و چرا اهمیت دارند ؟

🔹امروزه برای موفقیت در زمینه شغلی و اجتماعی به دو مجموعه متفاوت از مهارت ها نیاز هست که به مهارت های سخت (Hard Skills) و مهارت های نرم (Soft Skills) معروف هستند. با بررسی ۵۰۰ کسب و کار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکت ها مدیون سرمایه گذاری بر روی مهارت های نرم منابع انسانی آنها می باشد! اما این مهارت ها چه هستند و چه تفاوتی میان آن ها وجود دارد؟

🔹شناختن و برجسته کردن مهارت های نرم، مزیت ارزشمندی را نسبت به سایر رقبا برای تصاحب یک شغل به افراد می دهد.مهارت های نرم ، یکی از دشوار ترین شایستگی ها برای درک توسط افراد هستند .جویندگان کار و مدیران استخدام به طور یکسان با چالش تعریف، اثبات و شناخت مهارت های نرم درگیر هستند. اگر چه این مهارتها به شدت سیال بوده و برای هر فرد منحصر بفرد هستند، اما این مهارتها جزء مهمترین موئلفه ها برای موفقیت حرفه ای افراد بشمار میروند و اغلب شاخصترین فاکتور تمایز بین متقاضیان هستند


🔹همانطوری که از نامش پیداست این مهارتها به اندازه سایر مهارتها، جامع و روشن نیستند. مهارت های نرم، مهارت های ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آن ها بسیار دشوارتر از مهارت های سخت است. از مهارت های نرم با عنوان «مهارت های انسانی» یا «مهارت های بین فردی» نیز یاد می شود و مهارت هایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند مهارت های نرم ممکن است شامل تقریبا هر توانایی ای که مربوط به نحوه برخورد شما با دیگران، یا چگونگی مدیریت مسیر حرفه ای شما باشد. مثلاً: ارتباطات، انعطاف پذیری، مذاکره، کار تیمی، فن بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مساله، مدیریت زمان و اخلاق کاری. مهارت های نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل می کنند

🔹از سوی دیگر، مهارت های نرم بیشتر انعطاف پذیر هستند و می توانند به شما در شغل های متعدد کمک کنند. اگر چه تلاش و خلاقیت زیادی برای نشان دادن این توانایی ها لازم است اما این مهارتها تقریبا برای هر شغلی که ممکن است به دنبال آن باشید، ارزشمند است./


🔶در مقابل مهارت های سخت مهارت هایی هستند که به راحتی قابل آموزش، قابل اندازه گیری و قابل تعریف هستند. این مهارت ها شامل مواردی مانند حسابداری، برنامه نویسی کامپیوتر، زبان خارجی، تایپ ماشینی، لوله کشی، و یا دندانپزشکی و... است. شما می توانید به راحتی مدارک تحصیلی یا حرفه ای در این حوزه ها را کسب کنید. آنها بسیار قابل یاددهی بوده و در صورتیکه شما ابزارهایی برای ادامه تحصیلات رسمی در آن حوزه ها داشته باشید تقریبا همیشه قابل دستیابی هستند.

🔸مهارت های سخت برای مشاغل بسیار خاص بکار برده می شود. مهارت های طراحی وب برای شغلی مانند یک جراح قابل استفاده نیست. اگر شما به دنبال کار به عنوان یک برقکار هستید، آموزش پرستاری برایتان بی اهمیت است. مهارت های سخت ، شما را به یک شغل خاص قفل می کند./ ادامه دارد ....


💎با مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
✅ مهارت‌های 20 گانه ضروری برای موفقیت شغلی و زندگی اجتماعی :

۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
11- مهارت های رهبری
۱۲- مهارت نقدپذیری
13-مهارت اعتماد به نفس
14-مهارت کار تیمی:
15-مهارت نگرش مثبت:
16-مهارت انعطاف پذیری:
17- مهارت اخلاق کاری:
18- مهارت های مدیریت پروژه:
19- مهارت های تحقیقاتی قوی:
20- مهارت های مدیریت زمان:


🔺🔺نکته بسیار مهم👇👇

🔰با توجه به اهمیت این مباحث در پیشرفت شغلی و اجتماعی افراد، محوریت مطالب « کانال مدیران شایسته» چه به صورت صریح و یا ضمنی و تلویحی بیشتر روی این مهارت ها بوده و خواهد بود.

💎با مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰واژه هایی که در طول روز به کار می بریم، طول عمرمان را مشخص می کند.

مارتین سلیگمن، بنیانگذار روانشناسی مثبت گرا در سال 2013 نتیجه یک پژوهش را در سومین کنگره جهانی روانشناسی مثبت ارائه کرد، نتایج بسیار شگفت انگیز بود، سلیگمن بیش از 80 میلیون عبارت را در چند ایالت آمریکا تجزیه و تحلیل کرد، افرادی که از واژه‌هایی نظیر "تنهام"، "عصبانی هستم"، "بی حوصله ام"، "نمی توانم" و... استفاده کرده بودند، بیشتر دچار حمله قلبی شده بودند.
لطفا بیشتر مراقب واژه‌هایی باشیم که به کار می بریم.

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers