دایر،_وین_ده_راز_برای_موفقیت_و_آرامش1.pdf
1.3 MB
📕فایل پی دی اف کتاب؛ ۱۰ راز موفقیت و آرامش درون
✍اثر وین دایر
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍اثر وین دایر
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢اینکه در کدام ناحیه مشغول به فعالیت هستیم، آینده ما را می سازد
1⃣ ناحیه راحتی
2⃣ ناحیه ترس
3⃣ ناحیه یادگیری
4⃣ ناحیه رشد
🖋 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
1⃣ ناحیه راحتی
2⃣ ناحیه ترس
3⃣ ناحیه یادگیری
4⃣ ناحیه رشد
🖋 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔮 ناحیه راحتی یا منطقه امن ذهنی چیست؟
📍 راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی
🏮آیا می دانید منطقه امن ذهنی چیست؟ و راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی کدام است؟ منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.
✴️ مثال
برای درک این مفهوم فرض کنید در اتاقی هستید که همه چیز نسبتاً مناسب است و شما در آن احساس امن دارید ولی در عین حال اتاقهای دیگری نیز وجود دارند که شما میتوانید به سراغ آنها بروید و درها را بگشایید و ببینید چه شرایطی منتظر شما است. حال با رفتن به سراغ اتاقهای دیگر دو حالت برای شما پیش میآید:
🔹 اول آنکه ممکن است، اتاق جدید از همه نظر بهتر از اتاقی باشد که شما در آن بودید.
🔹 دوم آنکه امکان دارد در اتاق جدید شرایط مناسبتری نسبت به اتاقی که در آن بودید وجود نداشته باشد.
🔍 از منطقه امن خودخارج شوید❗️
زمانی که شما هدف و رویای بزرگی در ذهن دارید و به معنای واقعی کلمه قصد دارید که به آن دست یابید، باید یاد بگیرید که منطقه امن ذهنی خود را از بین برده، آن را نادیده بگیرید و فردی با شخصیت مستقل بسازید. بنابراین اگر به دنبال آن هستید که رویای ذهنی خود را هر آنچه که هست محقق کنید باید از دایره امن ذهنی خود خارج شوید، مطمئن باشید که رویا و هدف شما خارج از این منطقه امن است. پس باید از آن رها شوید، با دنیای بیرون ذهنتان آشنا گردید و فرصتهایی که در انتظارتان هستند را از دست ندهید. درست است که این اقدام ممکن است برای شما دارای ریسک و خطر باشد ولی کسی که هدف و رویای بزرگی دارد، پای خود را از این منطقه امن بیرون میگذارد و تمام تلاش خود را برای ساخت شخصیت قوی و محکم به کار میگیرد.
💢 یکی از موانع مهم خروج از منطقه امن همان سندروم ترس از دست دادن میباشد.
⭕️ سه گام موثر برای رهایی از منطقه امن ذهنی
1⃣ بازیابی انگیزه
🔻همیشه سعی کنید انگیزه ای قوی برای رسیدن به رویا داشته باشید و شجاعت ریسک پذیری را در خودتان تقویت کنید. افراد موفق و بزرگ که توانسته اند ردپای موفقیتشان را در این کره خاکی برجا بگذارند همواره انگیزه هایی قوی داشته اند.
2⃣ افزایش مهارتهای یادگیری خود
🔻نیاز دارید که قدرت یادگیری خود را افزایش دهید، آن را در ذهن خود ثبت کنید، شخصیت خود را بسازید و خود را برای ورود به فصل جدیدی از زندگیتان آماده کنید. یکی از عواملی که ممکن است سرعت شما را در این مسیر کاهش دهد، ترس های شما است.
3⃣ تمرکز روی هدف:
🔻باید تعریف مشخصی از شخصیت و جایگاهی که تمایل دارید به آن برسید، داشته باشید و گام به گام در مسیر دست یابی به آن پیش بروید و آگاه باشید که هیچ چیز و هیچ فردی از اول کامل و فوق العاده نبوده است و برای ساخته شدن و با کیفیت شدن پروسهای را طی کرده است. یکی دیگر از تمرین هایی که شما را در این زمینه یاری میکند این است که شخصیت ۲۰ سال آینده خود را تصور کنید، با آن روبرو شوید و بررسی کنید که دوست دارید شخصیت ۲۰ سال آینده خود را از نظر مالی، سلامتی، ارتباطات و... در کدام جایگاه و موقعیت ببینید؟ اگر خوب به این موضوع فکر کنید میتوانید نسبت به خیلی از مواردی که لازم است در مسیر موفقیت و ساخت شخصیت محکم و قوی انجام دهید، تا به نتیجه بهتری برسید، آگاه شده و قهرمان زندگی خود شوید.
📛 کمال گرایی و ناحیه راحتی
افراد کمالگرا معمولاً دنبال چالش نمیروند و در همان مناطق امنشان پناه میگیرند. کمال گرایی در هر موضوعی تأثیر دارد و افرادی که کمالگرا هستند به مشکلات زیادی میخورند.
ترس از شکست یکی از دلایلی است که آنها نمیخواهند از منطقه امنشان بیرون روند. اما این نکته را باید به خاطر داشت:
♨️"۲۰ سال بعد برای کارهایی که انجام ندادهای بیشتر حسرت میخوری تا کارهایی که انجام دادی"
👤 مارک تواین
🖋 یکی از مواردی که کمک میکند که از منطقه امن خارج شد این است که برای خود یک کوچ و یا منتور داشت. به خصوص، بحث کوچینگ میتواند در این زمینه خیلی کمک کند و فرد را متقاعد کند که باید حتماً از مناطق امن خود خارج شود. با استفاده از کوچینگ و پیگیریها مختلف، افراد تصمیم میگیرند که از منطقه امن خود خارج شوند و بعداً متوجه میشوند که چه قدر زندگی خارج از منطقه امن زیباتر است!
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
📍 راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی
🏮آیا می دانید منطقه امن ذهنی چیست؟ و راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی کدام است؟ منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.
✴️ مثال
برای درک این مفهوم فرض کنید در اتاقی هستید که همه چیز نسبتاً مناسب است و شما در آن احساس امن دارید ولی در عین حال اتاقهای دیگری نیز وجود دارند که شما میتوانید به سراغ آنها بروید و درها را بگشایید و ببینید چه شرایطی منتظر شما است. حال با رفتن به سراغ اتاقهای دیگر دو حالت برای شما پیش میآید:
🔹 اول آنکه ممکن است، اتاق جدید از همه نظر بهتر از اتاقی باشد که شما در آن بودید.
🔹 دوم آنکه امکان دارد در اتاق جدید شرایط مناسبتری نسبت به اتاقی که در آن بودید وجود نداشته باشد.
🔍 از منطقه امن خودخارج شوید❗️
زمانی که شما هدف و رویای بزرگی در ذهن دارید و به معنای واقعی کلمه قصد دارید که به آن دست یابید، باید یاد بگیرید که منطقه امن ذهنی خود را از بین برده، آن را نادیده بگیرید و فردی با شخصیت مستقل بسازید. بنابراین اگر به دنبال آن هستید که رویای ذهنی خود را هر آنچه که هست محقق کنید باید از دایره امن ذهنی خود خارج شوید، مطمئن باشید که رویا و هدف شما خارج از این منطقه امن است. پس باید از آن رها شوید، با دنیای بیرون ذهنتان آشنا گردید و فرصتهایی که در انتظارتان هستند را از دست ندهید. درست است که این اقدام ممکن است برای شما دارای ریسک و خطر باشد ولی کسی که هدف و رویای بزرگی دارد، پای خود را از این منطقه امن بیرون میگذارد و تمام تلاش خود را برای ساخت شخصیت قوی و محکم به کار میگیرد.
💢 یکی از موانع مهم خروج از منطقه امن همان سندروم ترس از دست دادن میباشد.
⭕️ سه گام موثر برای رهایی از منطقه امن ذهنی
1⃣ بازیابی انگیزه
🔻همیشه سعی کنید انگیزه ای قوی برای رسیدن به رویا داشته باشید و شجاعت ریسک پذیری را در خودتان تقویت کنید. افراد موفق و بزرگ که توانسته اند ردپای موفقیتشان را در این کره خاکی برجا بگذارند همواره انگیزه هایی قوی داشته اند.
2⃣ افزایش مهارتهای یادگیری خود
🔻نیاز دارید که قدرت یادگیری خود را افزایش دهید، آن را در ذهن خود ثبت کنید، شخصیت خود را بسازید و خود را برای ورود به فصل جدیدی از زندگیتان آماده کنید. یکی از عواملی که ممکن است سرعت شما را در این مسیر کاهش دهد، ترس های شما است.
3⃣ تمرکز روی هدف:
🔻باید تعریف مشخصی از شخصیت و جایگاهی که تمایل دارید به آن برسید، داشته باشید و گام به گام در مسیر دست یابی به آن پیش بروید و آگاه باشید که هیچ چیز و هیچ فردی از اول کامل و فوق العاده نبوده است و برای ساخته شدن و با کیفیت شدن پروسهای را طی کرده است. یکی دیگر از تمرین هایی که شما را در این زمینه یاری میکند این است که شخصیت ۲۰ سال آینده خود را تصور کنید، با آن روبرو شوید و بررسی کنید که دوست دارید شخصیت ۲۰ سال آینده خود را از نظر مالی، سلامتی، ارتباطات و... در کدام جایگاه و موقعیت ببینید؟ اگر خوب به این موضوع فکر کنید میتوانید نسبت به خیلی از مواردی که لازم است در مسیر موفقیت و ساخت شخصیت محکم و قوی انجام دهید، تا به نتیجه بهتری برسید، آگاه شده و قهرمان زندگی خود شوید.
📛 کمال گرایی و ناحیه راحتی
افراد کمالگرا معمولاً دنبال چالش نمیروند و در همان مناطق امنشان پناه میگیرند. کمال گرایی در هر موضوعی تأثیر دارد و افرادی که کمالگرا هستند به مشکلات زیادی میخورند.
ترس از شکست یکی از دلایلی است که آنها نمیخواهند از منطقه امنشان بیرون روند. اما این نکته را باید به خاطر داشت:
♨️"۲۰ سال بعد برای کارهایی که انجام ندادهای بیشتر حسرت میخوری تا کارهایی که انجام دادی"
👤 مارک تواین
🖋 یکی از مواردی که کمک میکند که از منطقه امن خارج شد این است که برای خود یک کوچ و یا منتور داشت. به خصوص، بحث کوچینگ میتواند در این زمینه خیلی کمک کند و فرد را متقاعد کند که باید حتماً از مناطق امن خود خارج شود. با استفاده از کوچینگ و پیگیریها مختلف، افراد تصمیم میگیرند که از منطقه امن خود خارج شوند و بعداً متوجه میشوند که چه قدر زندگی خارج از منطقه امن زیباتر است!
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔰آیا از دایره راحتی خارج بشویم یا نه؟
🔹ما به طور کلی در مقابل موقعیتها یا چیزهای تازه، واکنشهای منفی بروز میدهیم. «برنِی براون» (Brené Brown) -محقق- در این باره میگوید موقعیتهای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی جدید همیشه در ما تردید ایجاد کرده و دایرهی راحتی ما را کوچکتر میکنند. و هر چه میزان تردید و ترس ما از قرار گرفتن در موقعیتها تازه بیشتر شود، بیرون آمدن از دایرهی راحتی برای ما سختتر و پیچیدهتر خواهد شد.
🔹آشنایی با موقعیتها و چیزهای تازه به ما احساس راحتی و حتی لذت میدهد. اما گارد گرفتنهای اولیه در مقابله با چنین موقعیتهایی چندان هم عجیب نیست. با نگاه از زاویه روند تکامل، ما احساس امنیت بیشتری در مقابل شرایطی که با آنها آشنا هستیم داریم و رفتارهای مثبت و منفی ما در موارد متفاوت ناشی از همین حس غریزی است. تصور ذهنیمان به ما میگوید: «قبلا در موقعیت مشابه زنده ماندم، پس امتحان آن این بار هم مشکلی ایجاد نمیکند و در امان خواهم بود.»
🔹از طرفی، امتحان کردن چیزهای جدید انرژی زیادی نیاز دارد. پس وقتی که احساس خستگی و بیحالی داشته باشیم، بیشتر به پرداختن به عادتهای قدیمی و معمولمان تمایل داریم و ریسکهای کمتری را میپذیریم. همین مساله ما را -حداقل تا بازیابی دوبارهی انرژی- در دایرهی راحتیمان نگه میدارد.
🔹اما آیا واقعا باید از دایرهی راحتی خارج شد؟ آیا نتیجهی انجام این کار مفید است؟ پاسخ علم به این سوالات -در اغلب موقعیتها- مثبت است. چون دایره راحتی وضعیتی است که در آن استرس فرد در پایینترین حد خود قرار دارد . اما در واقع بخاطر نگرانی ناخودآگاه در خصوص ورود به دایرهی ترس، از دایرهی راحتیمان هم خارج نمیشویم. ولی اگر میخواهیم بیشتر رشد کنیم و به دستاوردهای بزرگتری برسیم ما باید از این محدوده خارج بشویم که البته برای این منظور باید برای اضطراب و سختیهای این شجاعت هم آمادگی داشته باشیم.
🔹اما یک سوال! اگر ما در دایرهی راحتی، آرامش داریم و حالمان خوب است و استرس نداریم، چرا باید از آن خارج بشویم؟ چرا باید در یک راه ناشناخته قدم بگذاریم که نتیجهی نامعلومی دارد و احتمالا به شکست منجر میشود؟ افرادی که این استدلال را دارند معمولا معتقدند فقط در صورتی باید از دایره راحتی خارج بشویم که این وضعیت در خطر قرار داشته باشد و ما مجبور باشیم آن را بزرگتر کنیم.
🔹اما برای من ماندن در دایرهی راحتی میتواند به معنی رکود باشد؛ تفاوت یک آب ساکن و راکد و رودخانهی جاری را در نظر بگیرد. اگر خودمان را به چالش نکشیم، در شرایط سخت قرار ندهیم، تجربههای جدید را امتحان نکنیم، چطور میتوانیم به فرد پختهتر و داناتر و باتجربهتری تبدیل بشویم و دایره راحتیمان را بزرگتر کنیم؟ اگر با ترسهایمان مواجه نشویم، کی میتوانیم بر آنها غلبه کنیم؟ برای بزرگتر شدن حدی از اضطراب و ریسک لازم است و این همان خروج از دایره راحتی است.
🔹در کل خروج از وضعیت راحتی مطلقا یک اتفاق خوب یا بد نیست و میتواند نتایج مثبت و منفی داشته باشد. نوع نگرش به این کار بسته به نوع شخصیت افراد و اولویتهایشان در زندگی متفاوت است. اگر اولویت با رشد و یادگیری باشد خروج از دایره راحتی توصیه میشود اما اگر اولویت حفظ وضع موجود باشد الزامی به خروج از آن نیست . به هر حال هیچ کدام از این نگرشها به دیگری برتری ندارند، هر کسی روش زندگی خودش را دارد و با توجه به اقتضاعات زندگی خود تصمیم میگیرد
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
🔹ما به طور کلی در مقابل موقعیتها یا چیزهای تازه، واکنشهای منفی بروز میدهیم. «برنِی براون» (Brené Brown) -محقق- در این باره میگوید موقعیتهای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی جدید همیشه در ما تردید ایجاد کرده و دایرهی راحتی ما را کوچکتر میکنند. و هر چه میزان تردید و ترس ما از قرار گرفتن در موقعیتها تازه بیشتر شود، بیرون آمدن از دایرهی راحتی برای ما سختتر و پیچیدهتر خواهد شد.
🔹آشنایی با موقعیتها و چیزهای تازه به ما احساس راحتی و حتی لذت میدهد. اما گارد گرفتنهای اولیه در مقابله با چنین موقعیتهایی چندان هم عجیب نیست. با نگاه از زاویه روند تکامل، ما احساس امنیت بیشتری در مقابل شرایطی که با آنها آشنا هستیم داریم و رفتارهای مثبت و منفی ما در موارد متفاوت ناشی از همین حس غریزی است. تصور ذهنیمان به ما میگوید: «قبلا در موقعیت مشابه زنده ماندم، پس امتحان آن این بار هم مشکلی ایجاد نمیکند و در امان خواهم بود.»
🔹از طرفی، امتحان کردن چیزهای جدید انرژی زیادی نیاز دارد. پس وقتی که احساس خستگی و بیحالی داشته باشیم، بیشتر به پرداختن به عادتهای قدیمی و معمولمان تمایل داریم و ریسکهای کمتری را میپذیریم. همین مساله ما را -حداقل تا بازیابی دوبارهی انرژی- در دایرهی راحتیمان نگه میدارد.
🔹اما آیا واقعا باید از دایرهی راحتی خارج شد؟ آیا نتیجهی انجام این کار مفید است؟ پاسخ علم به این سوالات -در اغلب موقعیتها- مثبت است. چون دایره راحتی وضعیتی است که در آن استرس فرد در پایینترین حد خود قرار دارد . اما در واقع بخاطر نگرانی ناخودآگاه در خصوص ورود به دایرهی ترس، از دایرهی راحتیمان هم خارج نمیشویم. ولی اگر میخواهیم بیشتر رشد کنیم و به دستاوردهای بزرگتری برسیم ما باید از این محدوده خارج بشویم که البته برای این منظور باید برای اضطراب و سختیهای این شجاعت هم آمادگی داشته باشیم.
🔹اما یک سوال! اگر ما در دایرهی راحتی، آرامش داریم و حالمان خوب است و استرس نداریم، چرا باید از آن خارج بشویم؟ چرا باید در یک راه ناشناخته قدم بگذاریم که نتیجهی نامعلومی دارد و احتمالا به شکست منجر میشود؟ افرادی که این استدلال را دارند معمولا معتقدند فقط در صورتی باید از دایره راحتی خارج بشویم که این وضعیت در خطر قرار داشته باشد و ما مجبور باشیم آن را بزرگتر کنیم.
🔹اما برای من ماندن در دایرهی راحتی میتواند به معنی رکود باشد؛ تفاوت یک آب ساکن و راکد و رودخانهی جاری را در نظر بگیرد. اگر خودمان را به چالش نکشیم، در شرایط سخت قرار ندهیم، تجربههای جدید را امتحان نکنیم، چطور میتوانیم به فرد پختهتر و داناتر و باتجربهتری تبدیل بشویم و دایره راحتیمان را بزرگتر کنیم؟ اگر با ترسهایمان مواجه نشویم، کی میتوانیم بر آنها غلبه کنیم؟ برای بزرگتر شدن حدی از اضطراب و ریسک لازم است و این همان خروج از دایره راحتی است.
🔹در کل خروج از وضعیت راحتی مطلقا یک اتفاق خوب یا بد نیست و میتواند نتایج مثبت و منفی داشته باشد. نوع نگرش به این کار بسته به نوع شخصیت افراد و اولویتهایشان در زندگی متفاوت است. اگر اولویت با رشد و یادگیری باشد خروج از دایره راحتی توصیه میشود اما اگر اولویت حفظ وضع موجود باشد الزامی به خروج از آن نیست . به هر حال هیچ کدام از این نگرشها به دیگری برتری ندارند، هر کسی روش زندگی خودش را دارد و با توجه به اقتضاعات زندگی خود تصمیم میگیرد
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
Forwarded from اتچ بات
🔰مزایای خروج از دایره امن ذهنی یا ناحیه راحتی
در ادامه چند مزیت برای خروج از دایرهی راحتی و تلاش برای بهبود آستانهی تحمل در صورت افزایش اضطراب آمده است:
🔺کمک به پیشرفت
مقدار اندکی اضطراب و تردید، زمانی مفید است که با احساس موفقیت همراه شود. در این صورت رشد شخصی و شخصیتی را نتیجه خواهد داد. به همین دلیل است که برخی ماجراجوییهای خارج از محیط تکراری خانه -مثل کوهنوردی، چتربازی و حتی دوچرخهسواری- میتواند هیجان مثبت در ما ایجاد کند. چنین فعالیتهایی سطح اضطراب را تا حدی امن و مثبت افزایش میدهند و پس از پایان آنها و بازگشت به خانه، احساسات مثبتی همچون کسب یک دستاورد مفید و اعتماد به نفس در ما ظاهر شده یا افزایش پیدا میکنند.
🔺گسترش دایرهی راحتی
اگر دایرهی راحتی شما کوچک است، تعداد چیزهایی که میتوانید بدون اضطراب به انجام برسانید هم کم خواهد بود. در این صورت اغلب اوقات -بخاطر ناتوانی در انجام بسیاری از کارها- مضطرب هستید و بهعلاوه پیشرفتهای کمتری را هم تجربه خواهید کرد. با خروج مکرر از دایرهی راحتی، شما میتوانید تعداد عادتها و کارهای مفید بیشتری را به دایرهی راحتی خود بیاورید.
🔺انجام کارهای جدید و کمک به یادگیری چیزهای بیشتر
ماجراجوییهای بیشتر منجر به ترشح دوپامین میشود. دوپامین نقشی اساسی در ایجاد انگیزه در ما بازی میکند و هیجانهای تازه، میزان آن را افزایش میدهد. بهعلاوه هیجان بیشتر، بهبود حافظه و افزایش یادگیری را هم نتیجه میدهد.
🔹«دنیل اچ. پینک» (Daniel H. Pink) میگوید ایدهآلترین چیزی که میتوانیم برای به دست آوردن انگیزهی بیشتر نیاز داشته باشیم، محیطی با متعادلترین میزان راحتی برای بیشترین سطح بازدهی است. به گفتهی او اگر شما زیادی احساس راحتی کنید، کارایی کمتری دارید. اگر احساس راحتی در شما زیادی کم است، باز هم میزان کارایی پایینی دارید.
🔺سعی کنید که سطح میانه را برای خود پیدا کنید. جایی که میزان اضطراب شما در سطح کنترل شدهای باشد که در کنار استفاده از آن برای ایجاد انگیزه، تواناییتان برای مدیریت امور را هم از دست ندهید. هر گاه این شرایط به سطح متعادل و معقول رسید، سعی کنید با گسترش مسوولیتها را -تا آنجا که اضطراب شما را تا دوباره تا حد معقول و آستانهی تحملتان بالا میبرد- افزایش دهید. در این صورت در کنترل میزان اضطراب و گسترش دایرهی راحتی خود موفق عمل کردهاید.
🔺اینکه تا چه حد میخواهید مرزهای دایرهی راحتی خود را گسترش دهید، کاملا به شما و مسیری که برای خود در زندگی ترسیم کردهاید بستگی دارد. نکته مهم در اینجا، ایجاد تعادل بین راحتی، امنیت، سلامت و البته میزان هیجانهایی است که میخواهید تجربه کنید.
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
در ادامه چند مزیت برای خروج از دایرهی راحتی و تلاش برای بهبود آستانهی تحمل در صورت افزایش اضطراب آمده است:
🔺کمک به پیشرفت
مقدار اندکی اضطراب و تردید، زمانی مفید است که با احساس موفقیت همراه شود. در این صورت رشد شخصی و شخصیتی را نتیجه خواهد داد. به همین دلیل است که برخی ماجراجوییهای خارج از محیط تکراری خانه -مثل کوهنوردی، چتربازی و حتی دوچرخهسواری- میتواند هیجان مثبت در ما ایجاد کند. چنین فعالیتهایی سطح اضطراب را تا حدی امن و مثبت افزایش میدهند و پس از پایان آنها و بازگشت به خانه، احساسات مثبتی همچون کسب یک دستاورد مفید و اعتماد به نفس در ما ظاهر شده یا افزایش پیدا میکنند.
🔺گسترش دایرهی راحتی
اگر دایرهی راحتی شما کوچک است، تعداد چیزهایی که میتوانید بدون اضطراب به انجام برسانید هم کم خواهد بود. در این صورت اغلب اوقات -بخاطر ناتوانی در انجام بسیاری از کارها- مضطرب هستید و بهعلاوه پیشرفتهای کمتری را هم تجربه خواهید کرد. با خروج مکرر از دایرهی راحتی، شما میتوانید تعداد عادتها و کارهای مفید بیشتری را به دایرهی راحتی خود بیاورید.
🔺انجام کارهای جدید و کمک به یادگیری چیزهای بیشتر
ماجراجوییهای بیشتر منجر به ترشح دوپامین میشود. دوپامین نقشی اساسی در ایجاد انگیزه در ما بازی میکند و هیجانهای تازه، میزان آن را افزایش میدهد. بهعلاوه هیجان بیشتر، بهبود حافظه و افزایش یادگیری را هم نتیجه میدهد.
🔹«دنیل اچ. پینک» (Daniel H. Pink) میگوید ایدهآلترین چیزی که میتوانیم برای به دست آوردن انگیزهی بیشتر نیاز داشته باشیم، محیطی با متعادلترین میزان راحتی برای بیشترین سطح بازدهی است. به گفتهی او اگر شما زیادی احساس راحتی کنید، کارایی کمتری دارید. اگر احساس راحتی در شما زیادی کم است، باز هم میزان کارایی پایینی دارید.
🔺سعی کنید که سطح میانه را برای خود پیدا کنید. جایی که میزان اضطراب شما در سطح کنترل شدهای باشد که در کنار استفاده از آن برای ایجاد انگیزه، تواناییتان برای مدیریت امور را هم از دست ندهید. هر گاه این شرایط به سطح متعادل و معقول رسید، سعی کنید با گسترش مسوولیتها را -تا آنجا که اضطراب شما را تا دوباره تا حد معقول و آستانهی تحملتان بالا میبرد- افزایش دهید. در این صورت در کنترل میزان اضطراب و گسترش دایرهی راحتی خود موفق عمل کردهاید.
🔺اینکه تا چه حد میخواهید مرزهای دایرهی راحتی خود را گسترش دهید، کاملا به شما و مسیری که برای خود در زندگی ترسیم کردهاید بستگی دارد. نکته مهم در اینجا، ایجاد تعادل بین راحتی، امنیت، سلامت و البته میزان هیجانهایی است که میخواهید تجربه کنید.
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷ویروس کرونا و عکس العمل های متفاوت بدن افراد مختلف با ان
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📝گزیده صحبتهای دکتر اباذر حبیبی ، مدیر CAASN کانادا
📕چگونگی تقویت سیستم ایمنی بدن برای مقابله با کرونا ویروس :
گلبولهای سفید (سربازان بدن)مسئولیت دفاعی در برابر ویروسها را به عهده دارند .
گلوبولهای سفید (WBC) متشکل اند از :
۱)نوتروفیلها ۶۲٪(کماندو های بدن)
۲)لنفوسیتها ۳۰٪
۳)منوسیتها ۵.۳٪
۴)بازوفیلها۲.۳٪ (برای مقابله با آلرژی)
۵)ائوزینوفیلها ۰.۴٪(برای مقابله با انگل)
که هر کدام با تقسیم کار به نحوی در سیستم دفاعی بدن فعال هستند.
پس از ورود ویروس کرونا به بدن ، بدن ما چهار لایه دفاعی برای محافظت دارد
1)_ لایه اول ماکروفاژهای بافتی ریه هستند یعنی همان گلبولهای سفیدی که از قبل در بافت ریه وجود دارد و پس از چند دقیقه وارد عمل شده و با انجام عمل فاگوسیتز شروع به بلعیدنِ عامل ویروسی و دفاع از بدن میکنند .(در این عملیات ماکروفاژهای بافتی بدن تلفات میدهند)
ماکروفاژهای بافتی بدن شما نیازمند تامین شدن هستند و شما با مصرف هفت الی ده هزار واحد ویتامین D و پنجاه الی صد میلی گرم روی یا همان زینک و بیست و پنج هزار واحد ویتامین A بدن خود و ماکروفاژهای بافتی را تامین و تقویت می کنید .
✅نکات قابل توجه:
۱.مصرف ویتامین D و A همراه با غذا باشد برای جذب بهتر است.
۲.مصرف بیش از اندازه ویتامین A ایجاد مسمومیت می کند.
2)_در لایه دوم دفاعی نوبتِ گسیل نوتروفیلها (کماندوهای بدن) به ریه است که حدود یکساعت و نیم طول میکشد و آنها نیز عمل فاگوسیتوز را انجام میدهند و از بدن شما دفاع میکنند .
نوتروفیلهای بدن شما برای عملکرد مناسب نیازمندِ تامین ویتامین A و ویتامین C به اندازه هزار تا دو هزار میلی گرم در روز و نیازمند نخوردن و یا کم خوردن مواد قندی
(شیرینی و قند و شکر و نوشابه) است .
3)_ لایه سوم دفاعی بدن گسیل لنفوسیتها و منوسیتها به محل حادثه هست . لنفوسیتها با مکانیزمی پیچیده شروع به دفاع میکنند و باید گفت لنفوسیتها در مبارزه با کرونا بیشترین تلفات را میدهند و میزان آنها در خون به شدت کاهش میابد و منوسیتها هم تبدیل به ماکروفاژهای بافتی میشوند و عملیات دفاع از بدن را انجام میدهند .
لنفوسیتها و منوسیتهای بدن شما برای عملکرد مناسب نیازمند ویتامین D هستند
4)_در آخرین لایه دفاعی بدن با افزایش تولید گلبول سفید در مغز استخوان وارد مبارزه با ویروس مهاجم میشود در روزهای سوم و چهارم قاعدتا این اتفاق رخ میدهد و جالب هست بدانید که مغز استخوان شما قادر است در صورت نیاز تولید گلبول سفید را در بدن شما تا پنجاه برابر بالا ببرد .
برای تقویت مغز استخوان , بدن نیازمند ویتامین A و ویتامین E به مقدار چهارصد میلی گرم در روز و ویتامین B6 به مقدار یکصد میلی گرم در روز است .
✅نکات قابل توجه:
۱.ویتامین B6 را برای جذب بهتر با شکم خالی بخورید
۲.مصرف الکل نه تنها کمکی برای از بین بردن کرونا ویروس نمیکند بلکه قاتل گروه ویتامینهای B هست
برخی منابع غذایی حاوی ویتامینهای مورد نیاز سیستم دفاعی بدن :
ویتامین D
ماهی ، میگو ، زرده تخم مرغ ، شیر گاو
روی zinc
اسفناج ، لوبیاقرمز ، سیر ، بادام زمانی
ویتامین A
جگر ، قلوه ، هویج ، زرده تخم مرغ
ویتامین C
انواع کلم ها ، کیوی ، فلفل دلمه ای ، شلغم
ویتامین E
انبه ، بادام ، کدو حلوایی ، پسته ، زیتون
ویتامین B6
قزل آلا ، بوقلمون ، گوشت گاو ، کنجد ، تخمه آفتابگردان
برخی داروهای تقویت کننده سیستم ایمنی و تنفسی بدن :
Asmavit
Powerfit
Immunace
فراموش نکنید که کرونا ویروس بیماریی ضعیف کُش هست ، با تقویت سیستم ایمنی بدن خود و توجه به نکات گفته شده می توانید ریسک از بین رفتن با این بیماری را پایین بیاورید .
🌺با مدیران شایسته همراه باشد
🔰@Competentmanagers
📕چگونگی تقویت سیستم ایمنی بدن برای مقابله با کرونا ویروس :
گلبولهای سفید (سربازان بدن)مسئولیت دفاعی در برابر ویروسها را به عهده دارند .
گلوبولهای سفید (WBC) متشکل اند از :
۱)نوتروفیلها ۶۲٪(کماندو های بدن)
۲)لنفوسیتها ۳۰٪
۳)منوسیتها ۵.۳٪
۴)بازوفیلها۲.۳٪ (برای مقابله با آلرژی)
۵)ائوزینوفیلها ۰.۴٪(برای مقابله با انگل)
که هر کدام با تقسیم کار به نحوی در سیستم دفاعی بدن فعال هستند.
پس از ورود ویروس کرونا به بدن ، بدن ما چهار لایه دفاعی برای محافظت دارد
1)_ لایه اول ماکروفاژهای بافتی ریه هستند یعنی همان گلبولهای سفیدی که از قبل در بافت ریه وجود دارد و پس از چند دقیقه وارد عمل شده و با انجام عمل فاگوسیتز شروع به بلعیدنِ عامل ویروسی و دفاع از بدن میکنند .(در این عملیات ماکروفاژهای بافتی بدن تلفات میدهند)
ماکروفاژهای بافتی بدن شما نیازمند تامین شدن هستند و شما با مصرف هفت الی ده هزار واحد ویتامین D و پنجاه الی صد میلی گرم روی یا همان زینک و بیست و پنج هزار واحد ویتامین A بدن خود و ماکروفاژهای بافتی را تامین و تقویت می کنید .
✅نکات قابل توجه:
۱.مصرف ویتامین D و A همراه با غذا باشد برای جذب بهتر است.
۲.مصرف بیش از اندازه ویتامین A ایجاد مسمومیت می کند.
2)_در لایه دوم دفاعی نوبتِ گسیل نوتروفیلها (کماندوهای بدن) به ریه است که حدود یکساعت و نیم طول میکشد و آنها نیز عمل فاگوسیتوز را انجام میدهند و از بدن شما دفاع میکنند .
نوتروفیلهای بدن شما برای عملکرد مناسب نیازمندِ تامین ویتامین A و ویتامین C به اندازه هزار تا دو هزار میلی گرم در روز و نیازمند نخوردن و یا کم خوردن مواد قندی
(شیرینی و قند و شکر و نوشابه) است .
3)_ لایه سوم دفاعی بدن گسیل لنفوسیتها و منوسیتها به محل حادثه هست . لنفوسیتها با مکانیزمی پیچیده شروع به دفاع میکنند و باید گفت لنفوسیتها در مبارزه با کرونا بیشترین تلفات را میدهند و میزان آنها در خون به شدت کاهش میابد و منوسیتها هم تبدیل به ماکروفاژهای بافتی میشوند و عملیات دفاع از بدن را انجام میدهند .
لنفوسیتها و منوسیتهای بدن شما برای عملکرد مناسب نیازمند ویتامین D هستند
4)_در آخرین لایه دفاعی بدن با افزایش تولید گلبول سفید در مغز استخوان وارد مبارزه با ویروس مهاجم میشود در روزهای سوم و چهارم قاعدتا این اتفاق رخ میدهد و جالب هست بدانید که مغز استخوان شما قادر است در صورت نیاز تولید گلبول سفید را در بدن شما تا پنجاه برابر بالا ببرد .
برای تقویت مغز استخوان , بدن نیازمند ویتامین A و ویتامین E به مقدار چهارصد میلی گرم در روز و ویتامین B6 به مقدار یکصد میلی گرم در روز است .
✅نکات قابل توجه:
۱.ویتامین B6 را برای جذب بهتر با شکم خالی بخورید
۲.مصرف الکل نه تنها کمکی برای از بین بردن کرونا ویروس نمیکند بلکه قاتل گروه ویتامینهای B هست
برخی منابع غذایی حاوی ویتامینهای مورد نیاز سیستم دفاعی بدن :
ویتامین D
ماهی ، میگو ، زرده تخم مرغ ، شیر گاو
روی zinc
اسفناج ، لوبیاقرمز ، سیر ، بادام زمانی
ویتامین A
جگر ، قلوه ، هویج ، زرده تخم مرغ
ویتامین C
انواع کلم ها ، کیوی ، فلفل دلمه ای ، شلغم
ویتامین E
انبه ، بادام ، کدو حلوایی ، پسته ، زیتون
ویتامین B6
قزل آلا ، بوقلمون ، گوشت گاو ، کنجد ، تخمه آفتابگردان
برخی داروهای تقویت کننده سیستم ایمنی و تنفسی بدن :
Asmavit
Powerfit
Immunace
فراموش نکنید که کرونا ویروس بیماریی ضعیف کُش هست ، با تقویت سیستم ایمنی بدن خود و توجه به نکات گفته شده می توانید ریسک از بین رفتن با این بیماری را پایین بیاورید .
🌺با مدیران شایسته همراه باشد
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰ما تربیت نشدیم.
✍رضا بابایی
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …
اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.
آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»
میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
بسیارند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
✍رضا بابایی
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …
اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.
آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»
میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
بسیارند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
📕فایل پی دی اف کتاب؛ تاریخ بی خردی👇👇
✍ اثر : ازتراوا ویتنام
بیخردی زمان و مكان نمیشناسد، بي زمان و جهان شمول است اگرچه عقايد و عادات هر زمان و هر مكان خاص شكلي معين بدان مي دهد؛ ارتباطي به نوع نظام ندارد: هم سلطنت ممكن است موجد آن باشد، هم حكومت يك اقليت قدرت طلب،اليگارشی و هم مردم سالاری دموكراسی ويژه ملت يا طبقه به خصوصي هم نيست.طبقه كارگر و حكومت هاي كمونيستي نماينده آن ؛همان گونه كه تاريخ دوران اخير به خوبي نشان داد، در مسند قدرت بخردانه تر يا كارسازتر از طبقه متوسط عمل نكردند…
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ اثر : ازتراوا ویتنام
بیخردی زمان و مكان نمیشناسد، بي زمان و جهان شمول است اگرچه عقايد و عادات هر زمان و هر مكان خاص شكلي معين بدان مي دهد؛ ارتباطي به نوع نظام ندارد: هم سلطنت ممكن است موجد آن باشد، هم حكومت يك اقليت قدرت طلب،اليگارشی و هم مردم سالاری دموكراسی ويژه ملت يا طبقه به خصوصي هم نيست.طبقه كارگر و حكومت هاي كمونيستي نماينده آن ؛همان گونه كه تاريخ دوران اخير به خوبي نشان داد، در مسند قدرت بخردانه تر يا كارسازتر از طبقه متوسط عمل نكردند…
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تاریخ بی خردی.pdf
10.9 MB
📕فایل پی دی اف کتاب؛ تاریخ بی خردی👇
✍ اثر : ازتراوا ویتنام
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ اثر : ازتراوا ویتنام
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕فایل پی دی اف کتاب؛ دموکراسی یا دموقراضه👇👇
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
دموکراسی یا دموقراضه.pdf
2.9 MB
📕فایل پی دی اف کتاب؛ دموکراسی یا دموقراضه👇👇
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
📕 فایل پی دی اف کتاب : صفت های بایسته رهبر 👇👇
✍ اثر : جان ماکسول
اگر مقام رهبری مورد نظر را در درون خود به دست آورید ، در بردن هم می توانید همان رهبری باشید که خود می خواهید. مردم از شما پیروی خواهند کرد و اگر چنین شود از عهده هر کاری در این جریان برخواهید آمد .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
✍ اثر : جان ماکسول
اگر مقام رهبری مورد نظر را در درون خود به دست آورید ، در بردن هم می توانید همان رهبری باشید که خود می خواهید. مردم از شما پیروی خواهند کرد و اگر چنین شود از عهده هر کاری در این جریان برخواهید آمد .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
صفت های بایسته یک رهبر.pdf
3.1 MB
📕 فایل پی دی اف کتاب : صفت های بایسته رهبر 👇
✍ اثر : جان ماکسول
اگر مقام رهبری مورد نظر را در درون خود به دست آورید ، در بردن هم می توانید همان رهبری باشید که خود می خواهید. مردم از شما پیروی خواهند کرد و اگر چنین شود از عهده هر کاری در این جریان برخواهید آمد .
🆔 @Competentmanagets
✍ اثر : جان ماکسول
اگر مقام رهبری مورد نظر را در درون خود به دست آورید ، در بردن هم می توانید همان رهبری باشید که خود می خواهید. مردم از شما پیروی خواهند کرد و اگر چنین شود از عهده هر کاری در این جریان برخواهید آمد .
🆔 @Competentmanagets
📕رهبران قرن آینده چه کسانی هستند؟
بیل گیتس می گوید :
رهبران قرن آینده کسانی هستند که دیگران را قدرتمند می کنند.
در گذشته سازمانهای پیشرو سازمانهایی با سرمایه های فیزیکی و ثروت های مشهود بودند و قدرت در دستان کسی بود که با داشتن قدرت هایی چون پول میتوانست اعمال قدرت نماید.ساختارهای آن به شدت در حال دگرگونی است و توزیع آن نیز معنا و مفهوم گذشته اش را از دست داده است.
امروزه تعریف قدرت کمی متفاوت شده است
سازمان شما زمانی قدرتمند خواهد بود که قدرت را بین کارکنان خود توزیع کنید.
🌐میدانید چرا ؟
به دلایل زیر توجه کنید:
1- توانمند شدن کارکنان منجر به افزایش قدرت شما در تغییرات بازار و فعالیت رقبا می شود.
2- توانمند شدن کارکنان منجر به افزایش ماندگاری آنها در سازمان و نهایتا ماندگاری تجریه های سازمانی شما می شود.
3- فناوری های پیشرفته ارتباطی و رسانه ای منجر به افزایش قدرت کارکنان شما شده است به نفع شماست که در قدرت آنها سهیم باشید.
4- شما با تقسیم قدرت باعث می شوید تا استعفا یا حذف یکی از کارکنانتان منجر به حذف درصد زیادی از قدرت نگردید.
🔚نتیجه :
مدتها است که تعریف قدرت تغییر کرده است.
اکنون و شاید بیشتر در آینده، قدرتِ شما به میزان ایجاد توانایی و تفویض قدرت شما به دیگران تعریف می شود.
با توانمند کردن دیگران رهبری خود را اثبات کنید و قدرتمند شوید.
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بیل گیتس می گوید :
رهبران قرن آینده کسانی هستند که دیگران را قدرتمند می کنند.
در گذشته سازمانهای پیشرو سازمانهایی با سرمایه های فیزیکی و ثروت های مشهود بودند و قدرت در دستان کسی بود که با داشتن قدرت هایی چون پول میتوانست اعمال قدرت نماید.ساختارهای آن به شدت در حال دگرگونی است و توزیع آن نیز معنا و مفهوم گذشته اش را از دست داده است.
امروزه تعریف قدرت کمی متفاوت شده است
سازمان شما زمانی قدرتمند خواهد بود که قدرت را بین کارکنان خود توزیع کنید.
🌐میدانید چرا ؟
به دلایل زیر توجه کنید:
1- توانمند شدن کارکنان منجر به افزایش قدرت شما در تغییرات بازار و فعالیت رقبا می شود.
2- توانمند شدن کارکنان منجر به افزایش ماندگاری آنها در سازمان و نهایتا ماندگاری تجریه های سازمانی شما می شود.
3- فناوری های پیشرفته ارتباطی و رسانه ای منجر به افزایش قدرت کارکنان شما شده است به نفع شماست که در قدرت آنها سهیم باشید.
4- شما با تقسیم قدرت باعث می شوید تا استعفا یا حذف یکی از کارکنانتان منجر به حذف درصد زیادی از قدرت نگردید.
🔚نتیجه :
مدتها است که تعریف قدرت تغییر کرده است.
اکنون و شاید بیشتر در آینده، قدرتِ شما به میزان ایجاد توانایی و تفویض قدرت شما به دیگران تعریف می شود.
با توانمند کردن دیگران رهبری خود را اثبات کنید و قدرتمند شوید.
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🌺🌺تفاوت مدیر و رهبر
این چالشی است که همواره وجود داشته است. آیا مدیریت و رهبری با یکدیگر متفاوت هستند یا باید به شیوه یکسانی با آنها برخورد کرد؟ برخی این دو مفهوم را یکسان تلقی می کنند. در حالیکه مفهوم و وظایف این دو با یکدیگر متفاوت هستند. در ادامه این مطلب ۵ تفاوت مدیریت و رهبری را مشاهده خواهید نمود:
1- رهبری مفهومی وسیعتری از مدیریت دارد. واژه مدیریت به سلسله مراتب سازمانی، اختیارات رسمی و شفاف بودن نظام گزارش دهی و گزارش گیری اشاره دارد بنابرین در چاچوب نمودار سازمانی قابل تفسیر است در صورتی که رهبری مفهومی وسیعتر دارد و الزاما متناظر با لایه های سازمانی نیست زیرا ممکن است فردی در سطوح پایین سازمانی باشد ولی بر روی سطوح بالاتر نفوذ داشته باشد به گونه ای که رفتار آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
2- در رهبری نوعی پذیرش و قبولیت برای پیرو مطرح است اما در مدیریت الزاما چنین نیست. بنابرین هر قدر الگوی مدیریت به سمت رهبری تغییر وضعیت پیدا کند اثربخشی اقدامات مدیریت بیشتر می شود.
3- در مدیریت اهداف الزاما هدف های سازمانی هستند در حالی که در رهبری ممکن است اهداف فرا سازمانی نیز مدنظر باشند.
4- نفوذ و دوام دستورات و فرامین رهبری در مقایسه با مدیر به مراتب بیشتر است.
5- در مدیریت بیشتر قدرت اداری و از بالا به پایین مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که در رهبری پذیرش پیروان مطرح است و قدرت مبتنی بر جاذبه شخصی یا از پایین به بالا کاربرد دارد.
در واقع با توجه به موارد بالا باید بگوییم آنچه رهبری را از مدیریت متمایز می کند مفهوم و حالات ذهنی است و در غیر این صورت در حوزه کارکرد که همان تحقق اهداف سازمانی از طریق یک سلسله اقدامات مشخص است تفاوتی وجود ندارد.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
این چالشی است که همواره وجود داشته است. آیا مدیریت و رهبری با یکدیگر متفاوت هستند یا باید به شیوه یکسانی با آنها برخورد کرد؟ برخی این دو مفهوم را یکسان تلقی می کنند. در حالیکه مفهوم و وظایف این دو با یکدیگر متفاوت هستند. در ادامه این مطلب ۵ تفاوت مدیریت و رهبری را مشاهده خواهید نمود:
1- رهبری مفهومی وسیعتری از مدیریت دارد. واژه مدیریت به سلسله مراتب سازمانی، اختیارات رسمی و شفاف بودن نظام گزارش دهی و گزارش گیری اشاره دارد بنابرین در چاچوب نمودار سازمانی قابل تفسیر است در صورتی که رهبری مفهومی وسیعتر دارد و الزاما متناظر با لایه های سازمانی نیست زیرا ممکن است فردی در سطوح پایین سازمانی باشد ولی بر روی سطوح بالاتر نفوذ داشته باشد به گونه ای که رفتار آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
2- در رهبری نوعی پذیرش و قبولیت برای پیرو مطرح است اما در مدیریت الزاما چنین نیست. بنابرین هر قدر الگوی مدیریت به سمت رهبری تغییر وضعیت پیدا کند اثربخشی اقدامات مدیریت بیشتر می شود.
3- در مدیریت اهداف الزاما هدف های سازمانی هستند در حالی که در رهبری ممکن است اهداف فرا سازمانی نیز مدنظر باشند.
4- نفوذ و دوام دستورات و فرامین رهبری در مقایسه با مدیر به مراتب بیشتر است.
5- در مدیریت بیشتر قدرت اداری و از بالا به پایین مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که در رهبری پذیرش پیروان مطرح است و قدرت مبتنی بر جاذبه شخصی یا از پایین به بالا کاربرد دارد.
در واقع با توجه به موارد بالا باید بگوییم آنچه رهبری را از مدیریت متمایز می کند مفهوم و حالات ذهنی است و در غیر این صورت در حوزه کارکرد که همان تحقق اهداف سازمانی از طریق یک سلسله اقدامات مشخص است تفاوتی وجود ندارد.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👁چرا رهبران خوب در شما احساس امنیت ایجاد می کنند؟
🗣زبان زیرنویس: فارسی
👣چه چیز یک رهبر بزرگ را می سازد؟
سیمون سینک، تئوریسین مدیریت پیشنهاد می کند که مدیر خوب کسی است که باعث می شود کارکنانش احساس امنیت داشته باشند، که کارکنان را به دایره اعتماد می کشاند. ولی ایجاد اعتماد و امنیبت- مخصوصاً در اقتصاد نابرابر- به معنای قبول مسئولیت سنگینی است.
✳️خودتان را بهتر بشناسید؛ آیا شما یک رهبر هستید یا یک مدیر؟
📚 در این ویدیوی ارزشمند ضمن اینکه به صورت کامل با تفاوت های مدیران و رهبران آشنا میشوید خواهید توانست صفات و ویژگیهای یک رهبر یا مدیر واقعی را در خودتان تشخیص دهید
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🗣زبان زیرنویس: فارسی
👣چه چیز یک رهبر بزرگ را می سازد؟
سیمون سینک، تئوریسین مدیریت پیشنهاد می کند که مدیر خوب کسی است که باعث می شود کارکنانش احساس امنیت داشته باشند، که کارکنان را به دایره اعتماد می کشاند. ولی ایجاد اعتماد و امنیبت- مخصوصاً در اقتصاد نابرابر- به معنای قبول مسئولیت سنگینی است.
✳️خودتان را بهتر بشناسید؛ آیا شما یک رهبر هستید یا یک مدیر؟
📚 در این ویدیوی ارزشمند ضمن اینکه به صورت کامل با تفاوت های مدیران و رهبران آشنا میشوید خواهید توانست صفات و ویژگیهای یک رهبر یا مدیر واقعی را در خودتان تشخیص دهید
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers