📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش اول)
🔺نکته1: این متن بلند طنزگونه که به مشکلات سیستم مدیرتی کشورمان می پردازد، در (ده بخش) متوالی تقدیم شما همراهان میگردد
🔺نکته2: اين متن گاه به طنز پهلو مي زند، گاه به فلسفه. كه عجيب است اما واقعي. اگر ماكياول، سياستِ متعارف را توصيف كرد، پژوهنده در اين متن در پي توصيف وجوه غالب اما خشن و غيراخلاقي حاكم بر سپهر مديريت متعارف در ايرانِ امروز است. بر اين مبنا، آنچه در اين متن آمده، به معني باورها و اعتقادات نويسنده نيست. صرفا توصيف و تصويري هست از آنچه كه جاريست كه عموما ديده مي شود! ضمن این که بایستی توجه داشت این توصیفات نافی تلاش و کوشش برخی از مدیران متخصص و متعهد کشورمان نیست که همواره دغدغه ذهنی و تلاش عملی آنها در جهت رشد و توسعه و اعتلای کشورمان می باشد که همواره شایسته تقدیر و تشکر ویژه می باشند.
🔺نکته 3: در سطح اینترنت افراد متعددی را میتوان یافت که با تعداد کمتر یا بیشتر هر یک از عناوین مطروحه زیر را با عبارت های مختلف ولی عمدتا با ساختار مشابه بازنویسی کرده اند. که بنده در این مجموعه نسبت به تالیف و تدوین آنها در قالب یک متن مفصل اقدام نموده و در دسترس علاقه مندان به مطالب مدیریتی قرار میدهم.
🔹در تئوری های مدیریتی، عموما از سبک مدیریتی x و y سخن به میان می آید. مگ گریگور در نظریه ای موسوم به x و y دو نگرش کلیدی را در مدیریت توصیف و تبیین نمود. دو نگرشی که با طرز تلقی متفاوت نسبت به انسان، به دو سبک مدیریتی متمایز منتج می شود.
🔹سالها بعد، از سبک z سخن به میان آمد. ویلیام اوچی در اوایل سال ۱۹۸۰ بعد از مطالعه مدیریت در مؤسسه های مختلف ژاپنی و آمریکایی، تئوری Z را ارائه داد. امروزه در ادبیات مدیریت، کاربرد عباراتی چون مدیریت ژاپنی (سبک مشارکتی) و آمریکایی متداول است.
🔹در این متن آکادمیک(!)، نگارنده بر اساس شواهد میدانی و به اتکای مطالعه و بررسی تجارب حاصله در کشور، پیشنهاد می کند سبک مدیریت ایرانی(ISM)، به عنوان مدل انحصاری و الگوی بومی، ایرانی سالهای اخیر، در کتابهای دانشگاهی و در دنیا مطرح شود. این سبک مدیریت تقریبا به طور عمومی فقط در ایران اجرا می گردد و مدلی منطبق با اتمسفر زندگی ایرانی است؛ گرچه تصادفاً به توصیفات ماکیاول از عالم سیاست هم شباهت های بسیاری دارد!
🔸سکه این سبک را نمی توان بنام چهره ای خاص ضرب نمود. این سبک با قدمتی صد ساله و از سال ها پیش در ایران پایه گذاری شده است، گرچه در سال های اخیر محبوبتر شده است. البته این سبک منتقدین بیشماری نیز دارد و بسیاری از متخصصان راست پندار و راست کردار، خواهان حذف چنین سبکی از مدیریت، در کشورند. اما این تلاش ها علیرغم سوگ و هزینه های بسیار دردآور و انسان سوز، غالباً به دلایلی ساختاری و به واسطه انرژی پرفشار ناشی از منطق قدرت، ناکام مانده و نهایتاً منجر به تحکیم سبک جاری و متعارف شده است.
🔸برخی بر این باورند راز محبوبیت و ماندگاری این الگوی مدیریتی ایرانی را باید در انطباق این سبک با خلقیات و اتمسفر زندگی ایرانی ها جستجو کرد. برخی نیز در مقابل، براین باورند که استقرار و پایداری چنین سبکی، موجب ایجاد چنین خلقیات و اتمسفری شده است! دلیل هر چه باشد،در هر حال، این سبک پایدار است و با توصیف و خواندن گزاره هایش، خوانندگان ایرانی نبایداحساس بدی داشته باشند…/ ادامه دارد
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔺نکته1: این متن بلند طنزگونه که به مشکلات سیستم مدیرتی کشورمان می پردازد، در (ده بخش) متوالی تقدیم شما همراهان میگردد
🔺نکته2: اين متن گاه به طنز پهلو مي زند، گاه به فلسفه. كه عجيب است اما واقعي. اگر ماكياول، سياستِ متعارف را توصيف كرد، پژوهنده در اين متن در پي توصيف وجوه غالب اما خشن و غيراخلاقي حاكم بر سپهر مديريت متعارف در ايرانِ امروز است. بر اين مبنا، آنچه در اين متن آمده، به معني باورها و اعتقادات نويسنده نيست. صرفا توصيف و تصويري هست از آنچه كه جاريست كه عموما ديده مي شود! ضمن این که بایستی توجه داشت این توصیفات نافی تلاش و کوشش برخی از مدیران متخصص و متعهد کشورمان نیست که همواره دغدغه ذهنی و تلاش عملی آنها در جهت رشد و توسعه و اعتلای کشورمان می باشد که همواره شایسته تقدیر و تشکر ویژه می باشند.
🔺نکته 3: در سطح اینترنت افراد متعددی را میتوان یافت که با تعداد کمتر یا بیشتر هر یک از عناوین مطروحه زیر را با عبارت های مختلف ولی عمدتا با ساختار مشابه بازنویسی کرده اند. که بنده در این مجموعه نسبت به تالیف و تدوین آنها در قالب یک متن مفصل اقدام نموده و در دسترس علاقه مندان به مطالب مدیریتی قرار میدهم.
🔹در تئوری های مدیریتی، عموما از سبک مدیریتی x و y سخن به میان می آید. مگ گریگور در نظریه ای موسوم به x و y دو نگرش کلیدی را در مدیریت توصیف و تبیین نمود. دو نگرشی که با طرز تلقی متفاوت نسبت به انسان، به دو سبک مدیریتی متمایز منتج می شود.
🔹سالها بعد، از سبک z سخن به میان آمد. ویلیام اوچی در اوایل سال ۱۹۸۰ بعد از مطالعه مدیریت در مؤسسه های مختلف ژاپنی و آمریکایی، تئوری Z را ارائه داد. امروزه در ادبیات مدیریت، کاربرد عباراتی چون مدیریت ژاپنی (سبک مشارکتی) و آمریکایی متداول است.
🔹در این متن آکادمیک(!)، نگارنده بر اساس شواهد میدانی و به اتکای مطالعه و بررسی تجارب حاصله در کشور، پیشنهاد می کند سبک مدیریت ایرانی(ISM)، به عنوان مدل انحصاری و الگوی بومی، ایرانی سالهای اخیر، در کتابهای دانشگاهی و در دنیا مطرح شود. این سبک مدیریت تقریبا به طور عمومی فقط در ایران اجرا می گردد و مدلی منطبق با اتمسفر زندگی ایرانی است؛ گرچه تصادفاً به توصیفات ماکیاول از عالم سیاست هم شباهت های بسیاری دارد!
🔸سکه این سبک را نمی توان بنام چهره ای خاص ضرب نمود. این سبک با قدمتی صد ساله و از سال ها پیش در ایران پایه گذاری شده است، گرچه در سال های اخیر محبوبتر شده است. البته این سبک منتقدین بیشماری نیز دارد و بسیاری از متخصصان راست پندار و راست کردار، خواهان حذف چنین سبکی از مدیریت، در کشورند. اما این تلاش ها علیرغم سوگ و هزینه های بسیار دردآور و انسان سوز، غالباً به دلایلی ساختاری و به واسطه انرژی پرفشار ناشی از منطق قدرت، ناکام مانده و نهایتاً منجر به تحکیم سبک جاری و متعارف شده است.
🔸برخی بر این باورند راز محبوبیت و ماندگاری این الگوی مدیریتی ایرانی را باید در انطباق این سبک با خلقیات و اتمسفر زندگی ایرانی ها جستجو کرد. برخی نیز در مقابل، براین باورند که استقرار و پایداری چنین سبکی، موجب ایجاد چنین خلقیات و اتمسفری شده است! دلیل هر چه باشد،در هر حال، این سبک پایدار است و با توصیف و خواندن گزاره هایش، خوانندگان ایرانی نبایداحساس بدی داشته باشند…/ ادامه دارد
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش دوم)
🔰با مقدمه فوق الذکر، مدیریت به سبک ایرانی (ISM)، چیست و واجد چه گزاره ها، تعاریف و دستورالعمل هایی است؟ (ISM) مخفف Iranian Style Management مي باشد.
🔵- مدیریت
* مدیریت فرایندی است که فردی بنام مدیر آن را اداره می کند. این فرایند اجرای وظایف اداری معینی را از طریق به خدمت گرفتن پرسنل اداری، با حداکثر کوشش برای توجه به دیدگاه های مافوق و در چارچوب مدل اجرایی مطلوب و مدنظر مافوق در بر می گیرد.!
* مدیریت در اداره، وزارت، و هر تشکیلاتی یعنی بازی گرفتن از افراد بازیگر یا هنرمند؛ که با ملاک هایی انتخاب شده اند، در راستای اهداف تعریف شده توسط مربی تیم یا کارگردان نمایش!.
* مدیریت در تعریفی دیگر، فرایند اقتدا به مافوق و کوشش برای تحقق مقاصد و مدل مدنظر مافوق است.!
🔵- مشارکت در مدیریت
مشارکت یعنی اینکه زیردست در آنچه که مدنظر مافوق است، به مدیر بلافصل خود کمک کند و هرچه مدیر می خواهد، همان را انجام دهد.! نیازی به مخالفت و مخالف خوانی علمی و اظهار فضل و پرداختن به تئوری های مثلا علمی و فاضلانه نیست !. به ویژه اینکه آنچه افراد در دانشگاه ها می آموزند و اساتید برجسته و نامدارشان به آنها القاء می کنند، صرفا مباحثی نظری و تکراری از چند دهه پیش و رونویسی از جزوات قدیمی و غیرمنطبق با الگوی مستقر اداری ایران است. ! افراد انباشته هایی را به زبان می آورند که فکر می کنند علمی و منطبق بر تئوری های دانشگاهی است اما به واقع اوهام و تصوراتی غیرواقعی و نادرست هستند.! اگرچه افراد خود به وهمی بودن نگرشها چندان آگاهی ندارند، چرا که نظراتشان در اتمسفر جاری ایران و در عمل، چندان به کار نمی آید. تنها پس از تجربه طی زمانی طولانی در سپهر اداری، این وقوف حاصل می شود!
🔸باید توجه داشت که راه و چاه درست، فقط در ذهن مدیر است و او قطعا خود می داند چگونه کاری را به پیش ببرد. کجا موافقت و کجا مخالفت کند.! با مدل مدیر، همراه و همسو شوید و صرفاً در چکش کاری و صاف و صیقلی کردن نظر و تصمیمش او را همراهی کنید.! با توجه به آنچه که مدیر می گوید و آنچه که می خواهد، نقص های احتمالی و جزیی اش را به او یادآوری کنید و او را در اجرای مدل و مقاصدش همراهی کنید. می توان چنین رفتاری را همان «کار کارشناسی!!» نام نهاد... فلذا آنچه مدیر می گوید همواره بهترین نظر و بهترین راه است و وظیفه کارشناسِ متخصص، رفع اشکالات احتمالی و کوشش برای اجرای آن نظر و دیدگاه است.!
🔸با چنین سیاقی، اگر مشارکت تان در امور کامل باشد و همسو با مدیر باشید، غالبا به سود و منافع کوتاه و بلند مدت بسیاری نائل خواهید آمد و آینده شما تضمین خواهد 'گردید. شما یک کارشناس کاردان و مورد احترام جلوه خواهید کرد و همواره محبوب هر مدیری خواهید بود.
در عین حال بدانید که این زنجیره طولانی است و مدیرتان برای مافوقش شأن و نقشی مشابه دارد. او نیز برای مافوقش کارکردی کارشناسی و مشابه شما را ایفا می کند.
🔵- مدیر
مدیر فردی است که الزاماً باید واجد توانمندی های حداقلی مشخصی باشد:
همسو با مافوق، قادر به تسلط نسبی و حداقلی بر کارکنان و منابع انسانی و واجد بصیرت مدیریتی (شناخت اتمسفر اداری-سیاسی ایرانی).
🔸مدیر در سیستم متعارف اداری، عموماً فردی است با کارکردی مشابه پیچ و مهره و ابزار. گاه می تواند تنها در نقش یک واشر هم به کار گرفته شود. او ناچاراً در سیستمی قرار می گیرد که برای مونتاژ محصولی خاص، نقش یک پیچ و مهره را می پذیرد. مدیران حرفه ای و تکنوکرات را می توان بازیگر و هنرپیشه نیز نامید. افرادی که به تناسب توانشان وارد بازی می شوند و در هر تیم و لیگی حضور می یابند. مدیران بازیگر برای هر تیمی بازی می کنند مشروط به اینکه توسط مربی به کار گرفته شوند و دستمزد مناسبی دریافت دارند.
🔸در کنار این دسته از مدیران، گروه دیگری از مدیران آماتور در بازیگری و هنرپیشگی هم وجود دارند که گزیده، نقش می پذیرند و وارد هر زمین بازی نمی شوند. تعداد این گروه از مدیران بسیار بسیار اندک و انتخاب شان بسیار مخرب، هزینه آفرین و توان فرساست. این افراد صرفاً در شرایطی وارد بازی می شوند که از نقشه زمین بازی، آگاه شوند و تمایل ندارند در هر شرایط و هر زمینی بازی کنند. عموم جامعه مدیران، همان نقش پیچ و مهره و ابزار را بر عهده دارند تا به دور از هرگونه عوارض سویی برای مافوق و سیستم مدیریت مستقر باشند./ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰با مقدمه فوق الذکر، مدیریت به سبک ایرانی (ISM)، چیست و واجد چه گزاره ها، تعاریف و دستورالعمل هایی است؟ (ISM) مخفف Iranian Style Management مي باشد.
🔵- مدیریت
* مدیریت فرایندی است که فردی بنام مدیر آن را اداره می کند. این فرایند اجرای وظایف اداری معینی را از طریق به خدمت گرفتن پرسنل اداری، با حداکثر کوشش برای توجه به دیدگاه های مافوق و در چارچوب مدل اجرایی مطلوب و مدنظر مافوق در بر می گیرد.!
* مدیریت در اداره، وزارت، و هر تشکیلاتی یعنی بازی گرفتن از افراد بازیگر یا هنرمند؛ که با ملاک هایی انتخاب شده اند، در راستای اهداف تعریف شده توسط مربی تیم یا کارگردان نمایش!.
* مدیریت در تعریفی دیگر، فرایند اقتدا به مافوق و کوشش برای تحقق مقاصد و مدل مدنظر مافوق است.!
🔵- مشارکت در مدیریت
مشارکت یعنی اینکه زیردست در آنچه که مدنظر مافوق است، به مدیر بلافصل خود کمک کند و هرچه مدیر می خواهد، همان را انجام دهد.! نیازی به مخالفت و مخالف خوانی علمی و اظهار فضل و پرداختن به تئوری های مثلا علمی و فاضلانه نیست !. به ویژه اینکه آنچه افراد در دانشگاه ها می آموزند و اساتید برجسته و نامدارشان به آنها القاء می کنند، صرفا مباحثی نظری و تکراری از چند دهه پیش و رونویسی از جزوات قدیمی و غیرمنطبق با الگوی مستقر اداری ایران است. ! افراد انباشته هایی را به زبان می آورند که فکر می کنند علمی و منطبق بر تئوری های دانشگاهی است اما به واقع اوهام و تصوراتی غیرواقعی و نادرست هستند.! اگرچه افراد خود به وهمی بودن نگرشها چندان آگاهی ندارند، چرا که نظراتشان در اتمسفر جاری ایران و در عمل، چندان به کار نمی آید. تنها پس از تجربه طی زمانی طولانی در سپهر اداری، این وقوف حاصل می شود!
🔸باید توجه داشت که راه و چاه درست، فقط در ذهن مدیر است و او قطعا خود می داند چگونه کاری را به پیش ببرد. کجا موافقت و کجا مخالفت کند.! با مدل مدیر، همراه و همسو شوید و صرفاً در چکش کاری و صاف و صیقلی کردن نظر و تصمیمش او را همراهی کنید.! با توجه به آنچه که مدیر می گوید و آنچه که می خواهد، نقص های احتمالی و جزیی اش را به او یادآوری کنید و او را در اجرای مدل و مقاصدش همراهی کنید. می توان چنین رفتاری را همان «کار کارشناسی!!» نام نهاد... فلذا آنچه مدیر می گوید همواره بهترین نظر و بهترین راه است و وظیفه کارشناسِ متخصص، رفع اشکالات احتمالی و کوشش برای اجرای آن نظر و دیدگاه است.!
🔸با چنین سیاقی، اگر مشارکت تان در امور کامل باشد و همسو با مدیر باشید، غالبا به سود و منافع کوتاه و بلند مدت بسیاری نائل خواهید آمد و آینده شما تضمین خواهد 'گردید. شما یک کارشناس کاردان و مورد احترام جلوه خواهید کرد و همواره محبوب هر مدیری خواهید بود.
در عین حال بدانید که این زنجیره طولانی است و مدیرتان برای مافوقش شأن و نقشی مشابه دارد. او نیز برای مافوقش کارکردی کارشناسی و مشابه شما را ایفا می کند.
🔵- مدیر
مدیر فردی است که الزاماً باید واجد توانمندی های حداقلی مشخصی باشد:
همسو با مافوق، قادر به تسلط نسبی و حداقلی بر کارکنان و منابع انسانی و واجد بصیرت مدیریتی (شناخت اتمسفر اداری-سیاسی ایرانی).
🔸مدیر در سیستم متعارف اداری، عموماً فردی است با کارکردی مشابه پیچ و مهره و ابزار. گاه می تواند تنها در نقش یک واشر هم به کار گرفته شود. او ناچاراً در سیستمی قرار می گیرد که برای مونتاژ محصولی خاص، نقش یک پیچ و مهره را می پذیرد. مدیران حرفه ای و تکنوکرات را می توان بازیگر و هنرپیشه نیز نامید. افرادی که به تناسب توانشان وارد بازی می شوند و در هر تیم و لیگی حضور می یابند. مدیران بازیگر برای هر تیمی بازی می کنند مشروط به اینکه توسط مربی به کار گرفته شوند و دستمزد مناسبی دریافت دارند.
🔸در کنار این دسته از مدیران، گروه دیگری از مدیران آماتور در بازیگری و هنرپیشگی هم وجود دارند که گزیده، نقش می پذیرند و وارد هر زمین بازی نمی شوند. تعداد این گروه از مدیران بسیار بسیار اندک و انتخاب شان بسیار مخرب، هزینه آفرین و توان فرساست. این افراد صرفاً در شرایطی وارد بازی می شوند که از نقشه زمین بازی، آگاه شوند و تمایل ندارند در هر شرایط و هر زمینی بازی کنند. عموم جامعه مدیران، همان نقش پیچ و مهره و ابزار را بر عهده دارند تا به دور از هرگونه عوارض سویی برای مافوق و سیستم مدیریت مستقر باشند./ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
📕با آرزوي بهروزي در سال مبارك ١٣٩٩
🔹سلام عليكم؛
با اداي احترام،
🌺مبعث حضرت رسول اكرم(ص) را تبريك عرض نموده و در اين ايام ويژه (شيوع ويروس) اغتنام فرصت كرده، چند جمله اي از هدف رسالت را در تحليل وضعيت امروز جوامع و سازمانها از مقدمه كتاب اخلاق، ارزشها و فرهنگ (EVC ) تقديم مي دارم:
🔰امروز بشريت به جايي رسيده است كه رعايت قانون برون زا حد غايي رفتارهاي انساني شناخته مي شود در حالي كه اخلاق درون زا هدف رسالت بود.
❤️*اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق*
🔷اميد است انسان از جهان تاريك شده با نور قانون فراتر رفته و به حدي برسد كه مبناي فعاليتهايش اخلاق دروني باشد نه رعايت حداقل هاي قانوني بيروني. ازدياد كنترلهاي بيروني، مشكل رفتار انساني را حل نخواهد كرد.
🔸وقايع يكسال گذشته ايران حاكي از اين است كه انباشت قوانين و تعدد سازمانهاي نظارتي و كنترلي نمي تواند وضعيت نرمالي را براي ملت شريف به ارمغان بياورد، و خلا اخلاق بيش از پيش نمايان مي شود.
🔷ايمان بياوريم كه فضل، عقل و اخلاق، رهايي بخش بشريت امروز بوده و معيارهاي متداول حسي مدرن همچون كيلوگرم، سانتي متر، تعداد و هكتار؛ شاخص مناسبي براي وزن، اندازه، عظمت و وسعت جامعه انساني نيست.
🔺اميد است مسئولان كشورهاي جهان در كنار اقدامات حسي و حركات مشهود و ساختاري كوتاه مدت بر راهكارهاي جامع نيز بينديشند؛ چون در نظر آحاد مردم جهان، شايستگي مديران بر مبناي كاركرد آنها در حل واقعي مشكلات مردم سنجيده مي شود.
🔷زين سبب جمله اي ماندگار از ابوالفضل بيهقي در داستان بكارگماري، بركناري و به دار آويختن مديري شايسته؛ حسنك وزير را يادآور مي شوم كه :
📕*فضل جاي ديگر نشيند*
🙏ارادتمند
✍آرين قلي پور
تهران ٣ فروردين ١٣٩٩
🔹با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
🔹سلام عليكم؛
با اداي احترام،
🌺مبعث حضرت رسول اكرم(ص) را تبريك عرض نموده و در اين ايام ويژه (شيوع ويروس) اغتنام فرصت كرده، چند جمله اي از هدف رسالت را در تحليل وضعيت امروز جوامع و سازمانها از مقدمه كتاب اخلاق، ارزشها و فرهنگ (EVC ) تقديم مي دارم:
🔰امروز بشريت به جايي رسيده است كه رعايت قانون برون زا حد غايي رفتارهاي انساني شناخته مي شود در حالي كه اخلاق درون زا هدف رسالت بود.
❤️*اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق*
🔷اميد است انسان از جهان تاريك شده با نور قانون فراتر رفته و به حدي برسد كه مبناي فعاليتهايش اخلاق دروني باشد نه رعايت حداقل هاي قانوني بيروني. ازدياد كنترلهاي بيروني، مشكل رفتار انساني را حل نخواهد كرد.
🔸وقايع يكسال گذشته ايران حاكي از اين است كه انباشت قوانين و تعدد سازمانهاي نظارتي و كنترلي نمي تواند وضعيت نرمالي را براي ملت شريف به ارمغان بياورد، و خلا اخلاق بيش از پيش نمايان مي شود.
🔷ايمان بياوريم كه فضل، عقل و اخلاق، رهايي بخش بشريت امروز بوده و معيارهاي متداول حسي مدرن همچون كيلوگرم، سانتي متر، تعداد و هكتار؛ شاخص مناسبي براي وزن، اندازه، عظمت و وسعت جامعه انساني نيست.
🔺اميد است مسئولان كشورهاي جهان در كنار اقدامات حسي و حركات مشهود و ساختاري كوتاه مدت بر راهكارهاي جامع نيز بينديشند؛ چون در نظر آحاد مردم جهان، شايستگي مديران بر مبناي كاركرد آنها در حل واقعي مشكلات مردم سنجيده مي شود.
🔷زين سبب جمله اي ماندگار از ابوالفضل بيهقي در داستان بكارگماري، بركناري و به دار آويختن مديري شايسته؛ حسنك وزير را يادآور مي شوم كه :
📕*فضل جاي ديگر نشيند*
🙏ارادتمند
✍آرين قلي پور
تهران ٣ فروردين ١٣٩٩
🔹با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🌺مبعث حضرت رسول اکرم (ص) مبارک و فرخنده باد
💎 قرآن می فرماید، پیامبر (ص) «رحمة للعالمین» است، نمی فرماید «رحمة للمسلمین» و یا «رحمة للمؤمنین».
کسی که ✨تدین متعقلانه✨ دارد، می گوید انسان از آن حیث که انسان است، محترم است و من از آن رو که انسان است، باید به او خدمت کنم.
ویلیام جیمز (1842-1910)، روانشناس و فیلسوف معروف آمریکایی، در کتاب «انواع حالات دینی» در ویژگیهای انسانهای قدیس به این نکته اشاره می کند که:
«من در طول تاریخ، هیچ قدیسی را ندیده ام که از کسی بپرسد، دین تو چیست؟».
در واقع کسانی که قدیس هستند، یک نوع عطوفت، محبت، و شفقت نسبت به تمام انسانها از آن حیث که انسان هستند، دارند و نه از آن حیث که دین و مذهب خاصی دارند.
این شفقت و عطوفت داشتن نسبت به انسانها، هنگامی در ما حصل می آید که بتوانیم در مواجهه با هر همنوعی، سه چیز را از ذهن و ضمیر خود دفع کنیم:
1. وقتی با انسانی مواجه می شویم، باید گذشته او را فراموش کنیم.
ما در اسارت گذشته ایم و تا وقتی در این حالت هستیم، نمی توانیم همه انسانها را دوست داشته باشیم.
2. باید بتوانیم از ظواهر هم بگذریم و پیشداوری نکنیم.
3. باید از اسارت باورهای خویش رها شویم. زیرا این باورها می توانند مانند سدی در برابر محبت متقابل انسان بایستند. اگر بنا باشد بگوییم هر کسی که باورهایش مثل باورهای من است مورد مهر و محبت من قرار می گیرد، نمی توانیم کسی را برای دوست داشتن بیابیم.
(مصطفی ملکیان، مقاله «تدین متعقلانه(بخش دوم)»
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🔰Competentmanagers
💎 قرآن می فرماید، پیامبر (ص) «رحمة للعالمین» است، نمی فرماید «رحمة للمسلمین» و یا «رحمة للمؤمنین».
کسی که ✨تدین متعقلانه✨ دارد، می گوید انسان از آن حیث که انسان است، محترم است و من از آن رو که انسان است، باید به او خدمت کنم.
ویلیام جیمز (1842-1910)، روانشناس و فیلسوف معروف آمریکایی، در کتاب «انواع حالات دینی» در ویژگیهای انسانهای قدیس به این نکته اشاره می کند که:
«من در طول تاریخ، هیچ قدیسی را ندیده ام که از کسی بپرسد، دین تو چیست؟».
در واقع کسانی که قدیس هستند، یک نوع عطوفت، محبت، و شفقت نسبت به تمام انسانها از آن حیث که انسان هستند، دارند و نه از آن حیث که دین و مذهب خاصی دارند.
این شفقت و عطوفت داشتن نسبت به انسانها، هنگامی در ما حصل می آید که بتوانیم در مواجهه با هر همنوعی، سه چیز را از ذهن و ضمیر خود دفع کنیم:
1. وقتی با انسانی مواجه می شویم، باید گذشته او را فراموش کنیم.
ما در اسارت گذشته ایم و تا وقتی در این حالت هستیم، نمی توانیم همه انسانها را دوست داشته باشیم.
2. باید بتوانیم از ظواهر هم بگذریم و پیشداوری نکنیم.
3. باید از اسارت باورهای خویش رها شویم. زیرا این باورها می توانند مانند سدی در برابر محبت متقابل انسان بایستند. اگر بنا باشد بگوییم هر کسی که باورهایش مثل باورهای من است مورد مهر و محبت من قرار می گیرد، نمی توانیم کسی را برای دوست داشتن بیابیم.
(مصطفی ملکیان، مقاله «تدین متعقلانه(بخش دوم)»
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🔰Competentmanagers
Telegram
attach 📎
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش سوم)
🔵- نیروی انسانی
آدم هایی که به جبر زمانه در یک ساختار اداری قرار گرفته اند و می توان با اهرم هایی چون سلسله مراتب، قوانین اداری، شرح وظایف و ... آنها را به خدمت گرفت و آنها را به یک ابزار تقلیل داد. این افراد، فاقد قدرت انتخاب و محصور در اقتضائات سیستم اداری اند و چنانچه نتوانند چنان چارچوبی را تحمل کنند، محکوم به خروج از سیستم خواهند بود.
🔵- ساختار و افراد
هم افراد مهم اند و هم ساختار. سعی کنید هر دو بعد را مورد توجه قرار دهید. در هر زمان، افراد متناسب با ساختار مدنظرتان را بکار بگمارید.
اگر می خواهید ساختاری را نابود کنید، افراد ساختارشکن را بکار گیرید. اگر قصد دارید افراد آرام و تکنوکرات را بکار گیرید، سعی کنید از پیش، ساختار مناسب را برای آنها ایجاد کنید. ناسازی ساختار و افراد، می تواند موجب عدم کامیابی شما در تحقق اهداف شود. اما در تقدم نظری ساختار و افراد، ساختار را بر افراد مقدم بدانید. هر ساختاری افراد مناسب خود را پیدا می کند و غالب افراد با ساختار، همراه خواهند شد.
🔵- جوانان در مقابل کهنسالان
جوانان عموما از وضع موجود ناراضی اند و به دنبال تغییرند. آنها مشتاق نوسازی و رفرم هستند. در مقابل کهنسالان و با تجربه های ادارات و سازمان ها که اداره را در تیول خود دارند، عموما محافظه کار، تابع وضع موجود و دلبسته گذشته و گذشتگان هستند و هیچ نوآوری و اصلاحی را بر نمی تابند. وضع ادارات و سازمان ها چنان اسفناک است که حقیقتاً هم به نوسازی و زلزله مدیریتی نیاز دارند. بنابراین شما می توانید ادعا کنید در پی ساختن و اصلاح هستید.
🔸اگر بنا دارید جایی را به هم بریزید، یا در پی نتیجه و کارکرد خاصی از سازمان و وزارتی هستید، ضمن کتمان کردن منویات حقیقی و واقعی تان، حتما جوانان را به عنوان مدیر و سکاندار آن مجموعه انتخاب کنید. به علاوه در هر تریبونی اعلام کنید که به دنبال شکستن حلقه بسته مدیریت و در پی اصلاح و نوسازی و عدالت هستید. گاه می توانید از منظری ارزشی سخن بگویید و پای استکبار و صهیونیست ها را هم در تاریخچه شکل گیری آن سازمان، به میان آورید تا نشان دهید یک انقلابی تمام عیار هستید. روشن است که سخنانتان رگه هایی از راستی و درستی نیز با خود دارد، ساختارها و سازمان های ایرانی غالباً با مشورت و به دست خارجی ها تاسیس شده اند. ایرانی ها در آن سالها در ایجاد ساختارهای اداری مدرن، سررشته ای نداشتند. با این حساب، جوانان حرف تان را باور می کنند و تمام اهتمام خویش را در استقرار مدل و منویات شما به کار می بندند. آنها بر این تصور خواهند بود که راه بهشت را طی می کنند و تنها زمانی به استفاده ابزاری از خویش واقف می شوند که شما به مقاصدتان نائل شده اید و آنها هم البته رانت هایی به دست آورده اند!
🔵- منطق قدرت اداري
قدرت اداري، منطق روشني دارد. قدرت اداري، قدرتي جعلي و قرار دادي است كه به افرادي خاص اعطاء مي شود و اعطاي آن، الزاماً ربطي به شايستگي، فرهمندي و كاريزماي آن افراد ندارد. شما با يادداشتي كوتاه، منشاء ايجاد قدرتي اداري و گاه غيراداري و نسبتاً گسترده براي فردي مي شويد. اين فرد عموماً از دوستان يا افراد نزديك به شما يا معرفي شده از طرف افراد مورد اعتماد شماست. پس از صدور حكم مديريتي، عموم افراد اداره، مجبور به تمكين از اين فرد هستند. مهم نيست فرد منصوب شما چقدر شايستگي چنان موقعيتي را دارد، مهم قدرتي است كه شما برايش خلق مي كنيد. عموم افراد تابع قدرت مسلطند. اندك افراد غيرمطيع را مي توان به آساني حذف يا طرد نمود. در حالت آرام تر، مي توان از افراد غيرتابع چشم پوشي كرد و آنها را به حال خود رها كرد.
🔵- علاقه ذاتي به مديريت
همه آدم هاي ايراني مديريت را دوست دارند، چه شايسته و توانا باشند، چه نباشند! علاقه و شيفتگي مفرط افراد به مديريت، به چند دليل است:
🔸يكي اينكه افراد غالبا توسط مديران پيشين شان تحقير شده اند و احساس مشمئزكننده تحقير در ذهن شان مانده است. آنها براي رهايي از اين حقارت مدام و پيوسته، آرزو دارند روزي هماي سعادت مديريت بر شانه آنها بنشيند...
🔸به علاوه اگر افراد مدير شوند و اگر بخواهند انسان نباشند، مي توانند چون مديران پيشين، ديگران را تحقير كنند و اندكي از آلام گذشته خويش بکاهند. اين رويه البته در عرف اداري كاملا متعارف و پذيرفته شده است. سوم اينكه حتي اگر حس حقارتي در ميان نباشد، مديران منصوب از اين خوشبختي برخوردار مي شوند كه به افراد بيشتري فرمان برانند اما از تعداد كمتري اطاعت كنند و اين حالتي خوشايند است.
🔸و چهارم اينكه مديريت سكويي خواهد شد براي پرش؛ مشابه ارتقاي جهش يافته كروموزمي (موتاسيون)، چرا كه موجب مي شود افراد مدير شده فرصت هايي جديد به دست آورند يا با محافلي سروكار پيدا كنند كه امكان رشد و ارتقاي آنها را در آينده فراهم آورند./ ادامه دارد...
📕@CompetentManagers
🔵- نیروی انسانی
آدم هایی که به جبر زمانه در یک ساختار اداری قرار گرفته اند و می توان با اهرم هایی چون سلسله مراتب، قوانین اداری، شرح وظایف و ... آنها را به خدمت گرفت و آنها را به یک ابزار تقلیل داد. این افراد، فاقد قدرت انتخاب و محصور در اقتضائات سیستم اداری اند و چنانچه نتوانند چنان چارچوبی را تحمل کنند، محکوم به خروج از سیستم خواهند بود.
🔵- ساختار و افراد
هم افراد مهم اند و هم ساختار. سعی کنید هر دو بعد را مورد توجه قرار دهید. در هر زمان، افراد متناسب با ساختار مدنظرتان را بکار بگمارید.
اگر می خواهید ساختاری را نابود کنید، افراد ساختارشکن را بکار گیرید. اگر قصد دارید افراد آرام و تکنوکرات را بکار گیرید، سعی کنید از پیش، ساختار مناسب را برای آنها ایجاد کنید. ناسازی ساختار و افراد، می تواند موجب عدم کامیابی شما در تحقق اهداف شود. اما در تقدم نظری ساختار و افراد، ساختار را بر افراد مقدم بدانید. هر ساختاری افراد مناسب خود را پیدا می کند و غالب افراد با ساختار، همراه خواهند شد.
🔵- جوانان در مقابل کهنسالان
جوانان عموما از وضع موجود ناراضی اند و به دنبال تغییرند. آنها مشتاق نوسازی و رفرم هستند. در مقابل کهنسالان و با تجربه های ادارات و سازمان ها که اداره را در تیول خود دارند، عموما محافظه کار، تابع وضع موجود و دلبسته گذشته و گذشتگان هستند و هیچ نوآوری و اصلاحی را بر نمی تابند. وضع ادارات و سازمان ها چنان اسفناک است که حقیقتاً هم به نوسازی و زلزله مدیریتی نیاز دارند. بنابراین شما می توانید ادعا کنید در پی ساختن و اصلاح هستید.
🔸اگر بنا دارید جایی را به هم بریزید، یا در پی نتیجه و کارکرد خاصی از سازمان و وزارتی هستید، ضمن کتمان کردن منویات حقیقی و واقعی تان، حتما جوانان را به عنوان مدیر و سکاندار آن مجموعه انتخاب کنید. به علاوه در هر تریبونی اعلام کنید که به دنبال شکستن حلقه بسته مدیریت و در پی اصلاح و نوسازی و عدالت هستید. گاه می توانید از منظری ارزشی سخن بگویید و پای استکبار و صهیونیست ها را هم در تاریخچه شکل گیری آن سازمان، به میان آورید تا نشان دهید یک انقلابی تمام عیار هستید. روشن است که سخنانتان رگه هایی از راستی و درستی نیز با خود دارد، ساختارها و سازمان های ایرانی غالباً با مشورت و به دست خارجی ها تاسیس شده اند. ایرانی ها در آن سالها در ایجاد ساختارهای اداری مدرن، سررشته ای نداشتند. با این حساب، جوانان حرف تان را باور می کنند و تمام اهتمام خویش را در استقرار مدل و منویات شما به کار می بندند. آنها بر این تصور خواهند بود که راه بهشت را طی می کنند و تنها زمانی به استفاده ابزاری از خویش واقف می شوند که شما به مقاصدتان نائل شده اید و آنها هم البته رانت هایی به دست آورده اند!
🔵- منطق قدرت اداري
قدرت اداري، منطق روشني دارد. قدرت اداري، قدرتي جعلي و قرار دادي است كه به افرادي خاص اعطاء مي شود و اعطاي آن، الزاماً ربطي به شايستگي، فرهمندي و كاريزماي آن افراد ندارد. شما با يادداشتي كوتاه، منشاء ايجاد قدرتي اداري و گاه غيراداري و نسبتاً گسترده براي فردي مي شويد. اين فرد عموماً از دوستان يا افراد نزديك به شما يا معرفي شده از طرف افراد مورد اعتماد شماست. پس از صدور حكم مديريتي، عموم افراد اداره، مجبور به تمكين از اين فرد هستند. مهم نيست فرد منصوب شما چقدر شايستگي چنان موقعيتي را دارد، مهم قدرتي است كه شما برايش خلق مي كنيد. عموم افراد تابع قدرت مسلطند. اندك افراد غيرمطيع را مي توان به آساني حذف يا طرد نمود. در حالت آرام تر، مي توان از افراد غيرتابع چشم پوشي كرد و آنها را به حال خود رها كرد.
🔵- علاقه ذاتي به مديريت
همه آدم هاي ايراني مديريت را دوست دارند، چه شايسته و توانا باشند، چه نباشند! علاقه و شيفتگي مفرط افراد به مديريت، به چند دليل است:
🔸يكي اينكه افراد غالبا توسط مديران پيشين شان تحقير شده اند و احساس مشمئزكننده تحقير در ذهن شان مانده است. آنها براي رهايي از اين حقارت مدام و پيوسته، آرزو دارند روزي هماي سعادت مديريت بر شانه آنها بنشيند...
🔸به علاوه اگر افراد مدير شوند و اگر بخواهند انسان نباشند، مي توانند چون مديران پيشين، ديگران را تحقير كنند و اندكي از آلام گذشته خويش بکاهند. اين رويه البته در عرف اداري كاملا متعارف و پذيرفته شده است. سوم اينكه حتي اگر حس حقارتي در ميان نباشد، مديران منصوب از اين خوشبختي برخوردار مي شوند كه به افراد بيشتري فرمان برانند اما از تعداد كمتري اطاعت كنند و اين حالتي خوشايند است.
🔸و چهارم اينكه مديريت سكويي خواهد شد براي پرش؛ مشابه ارتقاي جهش يافته كروموزمي (موتاسيون)، چرا كه موجب مي شود افراد مدير شده فرصت هايي جديد به دست آورند يا با محافلي سروكار پيدا كنند كه امكان رشد و ارتقاي آنها را در آينده فراهم آورند./ ادامه دارد...
📕@CompetentManagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش چهاوم)
🔵- افراد در سايه
براي مديريت موفق، سعي كنيد يكي از آدم هاي مشتاق مديريت و واجد اندكي جوهره مديريتي، را انتخاب كنيد. اگر صلاحيت و شايستگي فني كمتري داشت مهم نيست. به علاوه نگران حيراني و سردرگمي اش در اين وادي، نباشيد. او خود راه مقابله با شرايط و متغيرهاي دروني و بروني را پيدا خواهد كرد. فقط لازم است رابطين بين او و خود را، همواره بر او حاكم كنيد و راه و چاه را نشانش دهيد.
🔵- ضوابط و عزل ها و نصب ها
ضوابط عزل و نصب و سيستم انتصابات و مصوبات، هيچ ارزشي ندارند، حتي اگر قانوني باشند! اين ضوابط توسط ديگراني كه خودشان در بدو پذيرش مديريت، هيچ صلاحيت و شايستگي نداشتند اما بعداً به اهميت انتصاب افراد شايسته واقف شده اند، وضع شده تا در آن زمان و شايد بعدها، بتوانند حاكميت بلامنازع خود، ياران و اقربا را استمرار بخشند.
🔸معمولاً مديران آشنا به منافع استراتژيك، كه خود بدون دانش و تخصص خاصي بر تخصصي ترين و استرتژيك ترين نهادها، سكانداري كردند، براي منافع آتي بيشمار شخصي و گاه با هدف يا در پوشش آينده نگري براي كشور و حركت در مسير چشم انداز، سعي مي كنند نظامات و قوانيني را براي انتصابات طراحي كنند كه بعد از دوره آنها بايد پياده شود. چنين كاري از منظر آنها موجب علمي شدن مديريت در كشور خواهد شد چرا كه آن قوانين در برگيرنده ويژگي هايي هست كه صرفاً براي جانشينان مدنظر آنها منطبق خواهد بود و امكان ورود بيگانگان را به چرخه مديريت منتفي خواهد كرد. اين ضوابط را به سطل آشغال بيندازيد و هر كاري را كه مي خواهيد انجام دهيد.
🔸اگر هم لازم شد دبيرخانه و كارگروه انتصابات راه اندازي كنيد تا كارها به طور قانوني و با برررسي رزومه ها و مصاحبه و... پيش برود تا اگر ضرورتي اقتضاء نمود، بتوانيد اعلام كنيد كه انتصابات شما كاملاً كارشناسي و مطابق با مُرِّ قوانين شكل گرفته است از اينها گذشته، در عزل و نصب ها هيچ آداب و ترتيبي مجویيد. هركه را خواستيد به كار بگماريد. پاي بند اصول و قواعد محدود كننده نباشيد. اسير نام هاي بزرگ يا مشهور و رزومه هاي پر ورق نشويد كه گاه نشاني از فرصت طلبي و تفاخر افراد است. اوراق رزومۀ بسياري از نامداران، مشحون از رانت و تصادف است.
🔸همچنين بدانيد تخصص، تجربه، پاكي، درستي و نادرستي افراد، چندان مهم نيستند. همين كه افراد مدنظر با شما دوست و به شما وفادار باشند، كافيست و جاي نگراني نيست. افراد در سيستم ايراني آن قدر منعطف هستند كه بتوانند با چارچوب ذهني شما همراه شوند، حتي اگر در گذشته، باورها و كاركرد متضادي از خود بروز داده باشند! مديران حرفه اي و افراد زيرك، پيش و بيش از شما، از اين درك برخوردارند.
🔵- معارفه و توديع
براي معرفي مديران منصوب تان به كارمندان و ديگر ذي نفعان، به هيچ معارفه و توديعي نياز نيست. چراغ خاموش بياوريد و چراغ خاموش ببريد. لازم نيست كارمندان بدانند چه كساني بر آنها مديريت مي كنند، آنها بالاخره خواهند فهميد مديرشان كيست و چه سبك و سياقي دارد. از طريق مرخصي، ماموريت، اضافه كار، پاداش و ... خودشان متوجه مي شوند كه مديرشان چگونه باور و رويكردي دارد. به علاوه عدم معارفه و توديع موجب مي شود در صورت تغيير احتمالي آن مدير در آينده، كسي نتواند به سخنان معارفه و توديع شما و ايشان استناد كند و مواجهه با واكنش ها از اين حيث هم آسانتر خواهد بود./ ادامه دارد....
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔵- افراد در سايه
براي مديريت موفق، سعي كنيد يكي از آدم هاي مشتاق مديريت و واجد اندكي جوهره مديريتي، را انتخاب كنيد. اگر صلاحيت و شايستگي فني كمتري داشت مهم نيست. به علاوه نگران حيراني و سردرگمي اش در اين وادي، نباشيد. او خود راه مقابله با شرايط و متغيرهاي دروني و بروني را پيدا خواهد كرد. فقط لازم است رابطين بين او و خود را، همواره بر او حاكم كنيد و راه و چاه را نشانش دهيد.
🔵- ضوابط و عزل ها و نصب ها
ضوابط عزل و نصب و سيستم انتصابات و مصوبات، هيچ ارزشي ندارند، حتي اگر قانوني باشند! اين ضوابط توسط ديگراني كه خودشان در بدو پذيرش مديريت، هيچ صلاحيت و شايستگي نداشتند اما بعداً به اهميت انتصاب افراد شايسته واقف شده اند، وضع شده تا در آن زمان و شايد بعدها، بتوانند حاكميت بلامنازع خود، ياران و اقربا را استمرار بخشند.
🔸معمولاً مديران آشنا به منافع استراتژيك، كه خود بدون دانش و تخصص خاصي بر تخصصي ترين و استرتژيك ترين نهادها، سكانداري كردند، براي منافع آتي بيشمار شخصي و گاه با هدف يا در پوشش آينده نگري براي كشور و حركت در مسير چشم انداز، سعي مي كنند نظامات و قوانيني را براي انتصابات طراحي كنند كه بعد از دوره آنها بايد پياده شود. چنين كاري از منظر آنها موجب علمي شدن مديريت در كشور خواهد شد چرا كه آن قوانين در برگيرنده ويژگي هايي هست كه صرفاً براي جانشينان مدنظر آنها منطبق خواهد بود و امكان ورود بيگانگان را به چرخه مديريت منتفي خواهد كرد. اين ضوابط را به سطل آشغال بيندازيد و هر كاري را كه مي خواهيد انجام دهيد.
🔸اگر هم لازم شد دبيرخانه و كارگروه انتصابات راه اندازي كنيد تا كارها به طور قانوني و با برررسي رزومه ها و مصاحبه و... پيش برود تا اگر ضرورتي اقتضاء نمود، بتوانيد اعلام كنيد كه انتصابات شما كاملاً كارشناسي و مطابق با مُرِّ قوانين شكل گرفته است از اينها گذشته، در عزل و نصب ها هيچ آداب و ترتيبي مجویيد. هركه را خواستيد به كار بگماريد. پاي بند اصول و قواعد محدود كننده نباشيد. اسير نام هاي بزرگ يا مشهور و رزومه هاي پر ورق نشويد كه گاه نشاني از فرصت طلبي و تفاخر افراد است. اوراق رزومۀ بسياري از نامداران، مشحون از رانت و تصادف است.
🔸همچنين بدانيد تخصص، تجربه، پاكي، درستي و نادرستي افراد، چندان مهم نيستند. همين كه افراد مدنظر با شما دوست و به شما وفادار باشند، كافيست و جاي نگراني نيست. افراد در سيستم ايراني آن قدر منعطف هستند كه بتوانند با چارچوب ذهني شما همراه شوند، حتي اگر در گذشته، باورها و كاركرد متضادي از خود بروز داده باشند! مديران حرفه اي و افراد زيرك، پيش و بيش از شما، از اين درك برخوردارند.
🔵- معارفه و توديع
براي معرفي مديران منصوب تان به كارمندان و ديگر ذي نفعان، به هيچ معارفه و توديعي نياز نيست. چراغ خاموش بياوريد و چراغ خاموش ببريد. لازم نيست كارمندان بدانند چه كساني بر آنها مديريت مي كنند، آنها بالاخره خواهند فهميد مديرشان كيست و چه سبك و سياقي دارد. از طريق مرخصي، ماموريت، اضافه كار، پاداش و ... خودشان متوجه مي شوند كه مديرشان چگونه باور و رويكردي دارد. به علاوه عدم معارفه و توديع موجب مي شود در صورت تغيير احتمالي آن مدير در آينده، كسي نتواند به سخنان معارفه و توديع شما و ايشان استناد كند و مواجهه با واكنش ها از اين حيث هم آسانتر خواهد بود./ ادامه دارد....
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همکاران نیک سیرت و نیک اندیش.
🌺💐یاران مهربان صبحتان به خیر ! 💐🌺
🌷🌻... او (محمد ص) از قلب ها وارد میشود، نه از دیوارها. و این پیروزی جاودانه است
🔺نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند:
🔰هیچ فقری، سخت تر از نادانی و هیچ مالی، سودمندتر از عقل نیست .
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشد
🆔@CompetentManagers
🌺💐یاران مهربان صبحتان به خیر ! 💐🌺
🌷🌻... او (محمد ص) از قلب ها وارد میشود، نه از دیوارها. و این پیروزی جاودانه است
🔺نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند:
🔰هیچ فقری، سخت تر از نادانی و هیچ مالی، سودمندتر از عقل نیست .
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشد
🆔@CompetentManagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش پنجم)
🔵- قوانين و مقررات
برخي دانشجويان ترم اول و اساتيد خارج درس خوانده علم حقوق، فكر مي كنند قانون چيز مقدسي است و براي درستي كارها كافي است كه آن كار قانوني باشد! هر دو گزاره اين باور، نادرست است. قانون چيز مقدسي نيست و براي اثبات نادرستي كاري، تمسك به قانوني بودن يا نبودنش، كافي يا لازم نيست!
🔸گزاره دقيق آنگاه روشن مي شود كه برررسي شود قوانين و مصوبات، در چه اتمسفري و توسط چه مراجع و افرادي و چگونه نوشته و تصويب مي شوند. در هر اتمسفري نمي توان انتظار قوانين مقدس و پاك را داشت. بنابراين بايد دانست كه در قوانين و مقررات (قانون، آئين نامه، تصويب نامه و ...)، هيچ حقانيت و درستي مطلقي نهفته نيست. همه آنها نسبي اند و با گنجاندن بند و تبصره هايي فني و ريز در انبوه مفاد، كاملا رام خواهند بود. اين قوانين عموماً حاصل منافع متنفذان، افراد برخوردار و البته در مواردي اندك، ناشي از مقتضيات و توجه به مصالح مردم است. قانون در مواردي گاه فراوان، مصوبات مكتوبي است كه حاصل تعامل دو سويه و سودمند برخي دستگاههاي اداري و افراد قانون ساز است در جهت فربه سازي افراد و تشكيلات بي ثمر. گاهي البته براي حل مشكل بسيار ريزي نيز صدها بند و تبصره ساخته مي شود تا در صورت لزوم بكار گرفته شود. موارد بسياري نيز ديده مي شود كه دلايلي پنهان و پشت پرده، براي تصويب و توليد يك قانون و مصوبه وجود دارد كه تنها عقلا و افراد بصير بدان ها آگاهند و تا حد امكان افشاء نمي شوند.
🔸گاهي براي يك نفر نيز قانون وضع مي شود و ساعتها وقت افراد نامدار و نهادهاي بزرگ براي تصويب قانون له يا عليه فردي، مصروف مي گردد. بنابراين بايد سعي كنيد از انبوه قوانين كشور با زيركي عبور كنيد. براي اين عبور موفق، به تعدادي افراد حقوق خوانده و آگاه به اصطلاحات و لفاظي هاي كج و معوج حقوقي يا مشاوراني نزديك و داراي دوستان متنوع حقوقي، نياز داريد تا از انبوه قوانين و مقررات معارض و ناسخ و منسوخ، بند و تبصره اي بيابند و به پشتوانه آن قوانين، به شما به ويژه در برابر رقبا و كساني كه خود دستي بر قانون و قضاء دارند، كمك کنند ... بنابراين هميشه در كنارتان چند حقوقدان يا دوستان نزديك به محافل آكادميك حقوقي، داشته باشيد، حتي نه چندان كارآگاه و در حد يك مشاور!
🔸راه ميانبر البته داشتن مشاوران و همراهاني است كه همزمان با مشاوره به شما در مجامع و محافل قانونگذاري دستي بر آتش داشته، با قانونگذاران و قانون نويسان محشور و در جمع رقباء نيز جايگاهي داشته باشند تا بتوانند هر زمان مناسب دانستيد، طرحي بدهند و لايحه اي را لغو يا تصويب نمايند.
🔵- دستياران و مشاوران
در كنارتان برخي افراد را انتخاب كنيد و با عناويني چون مشاور، دستيار، دستيار ويژه، رئيس مركز و ... آنها را براي پيگيري امور خاص، كنارتان داشته باشيد. اگر اين افراد در بوق و آنتن نباشند، بهتر خواهد بود. مزيت كاركرد و كارآيي اين دسته افراد در پنهان بودنشان است. گاه مي توانيد وظايف و مسئوليتهاي بسيار و مهمي را بدان ها بسپاريد بدون اينكه نقش شان ديده شود. با چنين تاكتيكي، افراد امين و نزديك به شما از تهاجم و حواشي به دور خواهند ماند و مي توانند با آرامش كاري كنند كه شما مي خواهيد.
🔵- ابوالمشاغل و آچار فرانسه ها
از برخي افراد در چند حوزه متنوع استفاده ببريد. برخي معتمدين يا همراهان، مستعد ايفاي نقش هاي گسترده و متنوع هستند.اين افراد امين براي شما بسيار غنيمت اند و مي توانند در بسياري امور كارگشا باشند. ديگران ممكن است اين افراد را ابوالمشاغل خطاب كنند.
🔸ابوالمشاغل ها را مي توانيد نوبه اي تغيير دهيد تا افراد متوجه شوند همواره مي توانند در حجم انبوهي از انواع مشاغل سودمند در نوسان باشند. انتخاب آنها به ابوالمشاغلي نيز به ميزان خوب و بد بودن آنها بستگي دارد و هر زمان مي تواند متغير باشد. مهم فهم شماست./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔵- قوانين و مقررات
برخي دانشجويان ترم اول و اساتيد خارج درس خوانده علم حقوق، فكر مي كنند قانون چيز مقدسي است و براي درستي كارها كافي است كه آن كار قانوني باشد! هر دو گزاره اين باور، نادرست است. قانون چيز مقدسي نيست و براي اثبات نادرستي كاري، تمسك به قانوني بودن يا نبودنش، كافي يا لازم نيست!
🔸گزاره دقيق آنگاه روشن مي شود كه برررسي شود قوانين و مصوبات، در چه اتمسفري و توسط چه مراجع و افرادي و چگونه نوشته و تصويب مي شوند. در هر اتمسفري نمي توان انتظار قوانين مقدس و پاك را داشت. بنابراين بايد دانست كه در قوانين و مقررات (قانون، آئين نامه، تصويب نامه و ...)، هيچ حقانيت و درستي مطلقي نهفته نيست. همه آنها نسبي اند و با گنجاندن بند و تبصره هايي فني و ريز در انبوه مفاد، كاملا رام خواهند بود. اين قوانين عموماً حاصل منافع متنفذان، افراد برخوردار و البته در مواردي اندك، ناشي از مقتضيات و توجه به مصالح مردم است. قانون در مواردي گاه فراوان، مصوبات مكتوبي است كه حاصل تعامل دو سويه و سودمند برخي دستگاههاي اداري و افراد قانون ساز است در جهت فربه سازي افراد و تشكيلات بي ثمر. گاهي البته براي حل مشكل بسيار ريزي نيز صدها بند و تبصره ساخته مي شود تا در صورت لزوم بكار گرفته شود. موارد بسياري نيز ديده مي شود كه دلايلي پنهان و پشت پرده، براي تصويب و توليد يك قانون و مصوبه وجود دارد كه تنها عقلا و افراد بصير بدان ها آگاهند و تا حد امكان افشاء نمي شوند.
🔸گاهي براي يك نفر نيز قانون وضع مي شود و ساعتها وقت افراد نامدار و نهادهاي بزرگ براي تصويب قانون له يا عليه فردي، مصروف مي گردد. بنابراين بايد سعي كنيد از انبوه قوانين كشور با زيركي عبور كنيد. براي اين عبور موفق، به تعدادي افراد حقوق خوانده و آگاه به اصطلاحات و لفاظي هاي كج و معوج حقوقي يا مشاوراني نزديك و داراي دوستان متنوع حقوقي، نياز داريد تا از انبوه قوانين و مقررات معارض و ناسخ و منسوخ، بند و تبصره اي بيابند و به پشتوانه آن قوانين، به شما به ويژه در برابر رقبا و كساني كه خود دستي بر قانون و قضاء دارند، كمك کنند ... بنابراين هميشه در كنارتان چند حقوقدان يا دوستان نزديك به محافل آكادميك حقوقي، داشته باشيد، حتي نه چندان كارآگاه و در حد يك مشاور!
🔸راه ميانبر البته داشتن مشاوران و همراهاني است كه همزمان با مشاوره به شما در مجامع و محافل قانونگذاري دستي بر آتش داشته، با قانونگذاران و قانون نويسان محشور و در جمع رقباء نيز جايگاهي داشته باشند تا بتوانند هر زمان مناسب دانستيد، طرحي بدهند و لايحه اي را لغو يا تصويب نمايند.
🔵- دستياران و مشاوران
در كنارتان برخي افراد را انتخاب كنيد و با عناويني چون مشاور، دستيار، دستيار ويژه، رئيس مركز و ... آنها را براي پيگيري امور خاص، كنارتان داشته باشيد. اگر اين افراد در بوق و آنتن نباشند، بهتر خواهد بود. مزيت كاركرد و كارآيي اين دسته افراد در پنهان بودنشان است. گاه مي توانيد وظايف و مسئوليتهاي بسيار و مهمي را بدان ها بسپاريد بدون اينكه نقش شان ديده شود. با چنين تاكتيكي، افراد امين و نزديك به شما از تهاجم و حواشي به دور خواهند ماند و مي توانند با آرامش كاري كنند كه شما مي خواهيد.
🔵- ابوالمشاغل و آچار فرانسه ها
از برخي افراد در چند حوزه متنوع استفاده ببريد. برخي معتمدين يا همراهان، مستعد ايفاي نقش هاي گسترده و متنوع هستند.اين افراد امين براي شما بسيار غنيمت اند و مي توانند در بسياري امور كارگشا باشند. ديگران ممكن است اين افراد را ابوالمشاغل خطاب كنند.
🔸ابوالمشاغل ها را مي توانيد نوبه اي تغيير دهيد تا افراد متوجه شوند همواره مي توانند در حجم انبوهي از انواع مشاغل سودمند در نوسان باشند. انتخاب آنها به ابوالمشاغلي نيز به ميزان خوب و بد بودن آنها بستگي دارد و هر زمان مي تواند متغير باشد. مهم فهم شماست./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📕یادآوری میشود تا کنون شش قسمت از ده قسمت مدیریت به سبک ایرانی که نگاه طنز گونه، (اما واقعی) از نحوه مدیریت در کشورمان را بازگو میکند به اشتراک گذاشته شده است. امید که مفید و موثری باشد
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش ششم)
🔵- اصل رفاقت در مدیریت
در سیستم ایرانی فقدان حضور دوستان، یاران و همراهان امین، مدیر برافکن خواهد بود. مدیریت بدون تکیه بر رفقا و یاران گرمابه و گلستان یعنی سرنگونی و اجازه دادن به کودتا!
🔸کارمندان و کارشناسان امروزی، علیرغم تحصیلات بالا و اندکی توسعه یافتگی، همان کارمندان دیروزی اند و همچنان در حال و هوای همشهری گری، قبیله بازی، رانت و باند و … هستند. در چنین شرایطی اگر مدیران منصوب تان از شما نباشند، به سرعت موجبات سقوط تان فراهم می شود. وجود همراهان صدیق و یکرو با شما، خطرات احتمالی را کاهش می دهد و دوام و بقای شما را تضمین می کند. سعی کنید از دوستان قدیم تان بیشتر بهره بگیرید. هم آنها خوشحال می شوند، هم شما با خاطری آسوده بر صندلی تان تکیه خواهید زد.
🔸اردوگاه سیاسی افراد هم چندان مهم نیست. افراد به جبر شرایط در اردوگاهی قرار گرفته اند و مارکی به آنها چسبیده است. هر وقت لازم باشد می توانند شیفت و همساز شوند.کافی است از دوستان شما، و صرفا با شما روراست باشند. خلوت و جلوت افراد در سیستم متعارف یکسان نیست. چهره ای که شما از او می شناسید، مهم تر از تصویر او نزد دیگران است. در این صورت چندان حساسیتی به آنچه که در مورد گذشته افراد گفته می شود، نداشته باشید و خیال تان راحت باشد که اگرچه آن سخن ها راست است اما چندان هم مهم نیست و خدشه ای در کار و مدل شما وارد نمی کند.
🔵- اصل پاداش در مدیریت
مدیریت اگرچه یک امتیاز و یک رانت به دوستان است اما با درنظر گرفتن سپهر پیچیده اداری ایران در عین حال، کار شاق و دشواری هم هست. در اتمسفر رایج، در برخی حوزه ها، باید به مدیران پاداش داد تا آنها دلگرم شوند، به ویژه که آنها مجبور باشند به خلاف میل شان، برای شما یا به سفارش شما، کارهایی را انجام دهند. در چنین شرایطی حتما به افراد پاداش دهید. پاداش ها البته می تواند علاوه بر پول و سفر خارجی و صله های دیگر، فراهم آوری فضایی آرام و مثبت برای اجازه به افراد، برای دریافت و جلب حداکثر رانت ها در حوزه وسیع اداری کشور باشد.
🔸فرض کنید فردی به عنوان مثال دامپزشک را انتخاب کرده اید یا در گردونه مدیریتی تان قرار گرفته که پیش از آن بصورت قرار داد شرکتی در استانی گمنام مشغول بکار بوده، او را تبدیل وضع نموده به طور رسمی استخدام کنید و اگر کارمند عادی بوده، او را به ریاست سازمان دامپزشکی بگمارید. این پاداش بزرگی به او خواهد بود.
🔸مثال فرضی دیگر اینکه فرد دیگری در سیستم شما ارتقاء یافته باشد که پیش از آن آرزو داشت هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی میانه شود، حال که در جایگاه مدیریتی نشانده شده و هرکاری که بخواهید انجام می دهد، لازم است به مدد تلاش هایش، او را پاداش دهید. پاداش او می تواند عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران باشد. چیزی که خوابش را هم نمی دید! از این نوع پاداش های مستقیم دریغ نشود. به علاوه اجازه بدهید چنین نوع پاداش هایی در رده های پائین تر مدیریتی، توسط دوستان امین پست گرفته، به راحتی به دیگر افراد خدوم و مدیران زیر دستشان، اعطاء شود. هیچ ایراد و اشکالی هم ندارد. پیشینیان هم فراوان چنین پاداش هایی را می دادند. فقط حواس تان باشد کارها را کاملا قانونی پیش ببرید تا آن زمان و بعدها، کار با اشکالی مواجه نشود./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش ششم)
🔵- اصل رفاقت در مدیریت
در سیستم ایرانی فقدان حضور دوستان، یاران و همراهان امین، مدیر برافکن خواهد بود. مدیریت بدون تکیه بر رفقا و یاران گرمابه و گلستان یعنی سرنگونی و اجازه دادن به کودتا!
🔸کارمندان و کارشناسان امروزی، علیرغم تحصیلات بالا و اندکی توسعه یافتگی، همان کارمندان دیروزی اند و همچنان در حال و هوای همشهری گری، قبیله بازی، رانت و باند و … هستند. در چنین شرایطی اگر مدیران منصوب تان از شما نباشند، به سرعت موجبات سقوط تان فراهم می شود. وجود همراهان صدیق و یکرو با شما، خطرات احتمالی را کاهش می دهد و دوام و بقای شما را تضمین می کند. سعی کنید از دوستان قدیم تان بیشتر بهره بگیرید. هم آنها خوشحال می شوند، هم شما با خاطری آسوده بر صندلی تان تکیه خواهید زد.
🔸اردوگاه سیاسی افراد هم چندان مهم نیست. افراد به جبر شرایط در اردوگاهی قرار گرفته اند و مارکی به آنها چسبیده است. هر وقت لازم باشد می توانند شیفت و همساز شوند.کافی است از دوستان شما، و صرفا با شما روراست باشند. خلوت و جلوت افراد در سیستم متعارف یکسان نیست. چهره ای که شما از او می شناسید، مهم تر از تصویر او نزد دیگران است. در این صورت چندان حساسیتی به آنچه که در مورد گذشته افراد گفته می شود، نداشته باشید و خیال تان راحت باشد که اگرچه آن سخن ها راست است اما چندان هم مهم نیست و خدشه ای در کار و مدل شما وارد نمی کند.
🔵- اصل پاداش در مدیریت
مدیریت اگرچه یک امتیاز و یک رانت به دوستان است اما با درنظر گرفتن سپهر پیچیده اداری ایران در عین حال، کار شاق و دشواری هم هست. در اتمسفر رایج، در برخی حوزه ها، باید به مدیران پاداش داد تا آنها دلگرم شوند، به ویژه که آنها مجبور باشند به خلاف میل شان، برای شما یا به سفارش شما، کارهایی را انجام دهند. در چنین شرایطی حتما به افراد پاداش دهید. پاداش ها البته می تواند علاوه بر پول و سفر خارجی و صله های دیگر، فراهم آوری فضایی آرام و مثبت برای اجازه به افراد، برای دریافت و جلب حداکثر رانت ها در حوزه وسیع اداری کشور باشد.
🔸فرض کنید فردی به عنوان مثال دامپزشک را انتخاب کرده اید یا در گردونه مدیریتی تان قرار گرفته که پیش از آن بصورت قرار داد شرکتی در استانی گمنام مشغول بکار بوده، او را تبدیل وضع نموده به طور رسمی استخدام کنید و اگر کارمند عادی بوده، او را به ریاست سازمان دامپزشکی بگمارید. این پاداش بزرگی به او خواهد بود.
🔸مثال فرضی دیگر اینکه فرد دیگری در سیستم شما ارتقاء یافته باشد که پیش از آن آرزو داشت هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی میانه شود، حال که در جایگاه مدیریتی نشانده شده و هرکاری که بخواهید انجام می دهد، لازم است به مدد تلاش هایش، او را پاداش دهید. پاداش او می تواند عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران باشد. چیزی که خوابش را هم نمی دید! از این نوع پاداش های مستقیم دریغ نشود. به علاوه اجازه بدهید چنین نوع پاداش هایی در رده های پائین تر مدیریتی، توسط دوستان امین پست گرفته، به راحتی به دیگر افراد خدوم و مدیران زیر دستشان، اعطاء شود. هیچ ایراد و اشکالی هم ندارد. پیشینیان هم فراوان چنین پاداش هایی را می دادند. فقط حواس تان باشد کارها را کاملا قانونی پیش ببرید تا آن زمان و بعدها، کار با اشکالی مواجه نشود./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
(Competent Managers) مدیران شایسته pinned «📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش اول) 🔺نکته1: این متن بلند طنزگونه که به مشکلات سیستم مدیرتی کشورمان می پردازد، در (ده بخش) متوالی تقدیم شما همراهان میگردد 🔺نکته2: اين متن گاه به طنز پهلو مي زند، گاه به فلسفه. كه عجيب است اما واقعي. اگر ماكياول، سياستِ متعارف…»
🔸چرا حکومت در ایران از حل مسائل ناتوان است؟!
🖋مهران صولتی
📍توییتی را می خواندم نزدیک به مضمون؛ چین با پیروزی در نبرد با کرونا ثابت کرد که سنگ بنای دولت ها و ملت ها در دنیای کنونی یک چیز است، " توانایی حل مساله". این در حالی است که ایران پس از انقلاب کشوری بوده است با انبوهی از مسائل حل نشده! تجربه ای از وجود استخوان لای زخمی که بعد از گذشت چهل سال همچنان التیام نیافته است. مسائل حل نشده ای از جنس مسیر توسعه، رابطه با غرب، رفتار با مردم، روابط میان اجزای حکومت، نقش دولت پنهان، موازی سازی نهادی و ... فقط بخش کوچکی از این معضل رو به بحران در ایران امروز محسوب می شوند. حال پرسش این است که چرا ما با چنین وضعیتی روبرو شده ایم؟ بخشی از پاسخ ها می توانند به شرح زیر باشند:
📍دو پایه بودن قانون اساسی که موجب مناقشه ای بلند مدت میان ابعاد جمهوریت و اسلامیت در نظام سیاسی شده است. در حقیقت منازعه میان نهادهای انتخابی و انتصابی در چهاردهه گذشته به شدت فرساینده و موجد ناکارآمدی گسترده در نظم سیاسی موجود بوده است!
📍عدم تناسب میان اختیارات و مسئولیت ها( هر که قدرت بیشتری دارد، باید مسئولیت بیشتری هم بپذیرد)، از همان ابتدا موجبات اتلاف انواع سرمایه ها را فراهم آورده است. برخی از سیاسیون از مفهوم " دولت پنهان" به عنوان خروجی این عدم تناسب بهره گرفته اند!
📍 اگر چه اکنون روشن شده است که اصول توسعه در جهان یکسان و مدل های آن متفاوت است ولی تلاش کشور در طراحی الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت بدون توجه به واقعیت های کارشناسی و صرفا با تکیه بر شعارها، اقدامی تبلیغی همراه با اتلاف هزینه فراوان محسوب می شود!
📍موازی سازی نهادی و شکل گیری مجموعه ای از شوراهای عالی، کشور را در مسیر توسعه به غایت زمینگیر ساخته است. تمهید اقداماتی برای شکست دادن رقبای سیاسی اکنون به بحران کارآمدی در مجموعه وسیع تر نظام سیاسی موجود انجامیده است!
📍فرآیند حل مساله نیازمند شکل گیری نوعی تمایز ساختاری است به طوری که استقلال نسبی عرصه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و خانواده از یکدیگر فرصتی برای نگاه تخصصی و کارشناسی به مسائل هر حوزه را فراهم آورد. در ایران سیاست زده کنونی، چیرگی سیاست بر همه عرصه ها موجب ناکامی در حل مسائل شده است!
📍حل مسائل اجتماعی نیازمند پذیرش برخی نارسایی ها و وجود اراده ای برای حل آنها از سوی حکومت است. در ایران اما دیری است که مسئولان با اتکا به نظریه توطئه می کوشند تا بیگانگان را عامل بسیاری از معضلات معرفی کرده و نقش خود را در پیدایش بحران ها انکار کنند. روشن است که با غلبه چنین نگاهی نمی توان به حل مسائل امیدوار بود!:منبع کانال تلگرامی دکتر مهران صولتی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🖋مهران صولتی
📍توییتی را می خواندم نزدیک به مضمون؛ چین با پیروزی در نبرد با کرونا ثابت کرد که سنگ بنای دولت ها و ملت ها در دنیای کنونی یک چیز است، " توانایی حل مساله". این در حالی است که ایران پس از انقلاب کشوری بوده است با انبوهی از مسائل حل نشده! تجربه ای از وجود استخوان لای زخمی که بعد از گذشت چهل سال همچنان التیام نیافته است. مسائل حل نشده ای از جنس مسیر توسعه، رابطه با غرب، رفتار با مردم، روابط میان اجزای حکومت، نقش دولت پنهان، موازی سازی نهادی و ... فقط بخش کوچکی از این معضل رو به بحران در ایران امروز محسوب می شوند. حال پرسش این است که چرا ما با چنین وضعیتی روبرو شده ایم؟ بخشی از پاسخ ها می توانند به شرح زیر باشند:
📍دو پایه بودن قانون اساسی که موجب مناقشه ای بلند مدت میان ابعاد جمهوریت و اسلامیت در نظام سیاسی شده است. در حقیقت منازعه میان نهادهای انتخابی و انتصابی در چهاردهه گذشته به شدت فرساینده و موجد ناکارآمدی گسترده در نظم سیاسی موجود بوده است!
📍عدم تناسب میان اختیارات و مسئولیت ها( هر که قدرت بیشتری دارد، باید مسئولیت بیشتری هم بپذیرد)، از همان ابتدا موجبات اتلاف انواع سرمایه ها را فراهم آورده است. برخی از سیاسیون از مفهوم " دولت پنهان" به عنوان خروجی این عدم تناسب بهره گرفته اند!
📍 اگر چه اکنون روشن شده است که اصول توسعه در جهان یکسان و مدل های آن متفاوت است ولی تلاش کشور در طراحی الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت بدون توجه به واقعیت های کارشناسی و صرفا با تکیه بر شعارها، اقدامی تبلیغی همراه با اتلاف هزینه فراوان محسوب می شود!
📍موازی سازی نهادی و شکل گیری مجموعه ای از شوراهای عالی، کشور را در مسیر توسعه به غایت زمینگیر ساخته است. تمهید اقداماتی برای شکست دادن رقبای سیاسی اکنون به بحران کارآمدی در مجموعه وسیع تر نظام سیاسی موجود انجامیده است!
📍فرآیند حل مساله نیازمند شکل گیری نوعی تمایز ساختاری است به طوری که استقلال نسبی عرصه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و خانواده از یکدیگر فرصتی برای نگاه تخصصی و کارشناسی به مسائل هر حوزه را فراهم آورد. در ایران سیاست زده کنونی، چیرگی سیاست بر همه عرصه ها موجب ناکامی در حل مسائل شده است!
📍حل مسائل اجتماعی نیازمند پذیرش برخی نارسایی ها و وجود اراده ای برای حل آنها از سوی حکومت است. در ایران اما دیری است که مسئولان با اتکا به نظریه توطئه می کوشند تا بیگانگان را عامل بسیاری از معضلات معرفی کرده و نقش خود را در پیدایش بحران ها انکار کنند. روشن است که با غلبه چنین نگاهی نمی توان به حل مسائل امیدوار بود!:منبع کانال تلگرامی دکتر مهران صولتی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ای خطه ایران مهین، ای وطن من ✳️
🔰تصنیف هایی که وطن را مورد خطاب قرار می دهند یکی از جلوه گاه هایی است که رویای ملی شاعر، آهنگ ساز و خواننده به صورت پنهان یا آشکار در آن به تصویر کشیده می شود.
🔰تصنیف وطن من با شعری از ملک الشعرای بهار و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و با صدای ایرج بسطامی نمونهای کم نظیر از اینگونه تصنیف هاست؛ تصنیف هایی که بارها و بارها ارزش شنیدن دارند و به ناگاه می بینی که با خواننده اثر همراه شده ای و می خوانی
🔷ای خطهٔ ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من...
... تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من...
... دردا و دریغاکه چنان گشتی بیبرک
کاز بافتهء خویش نداری کفن من...
... و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰تصنیف هایی که وطن را مورد خطاب قرار می دهند یکی از جلوه گاه هایی است که رویای ملی شاعر، آهنگ ساز و خواننده به صورت پنهان یا آشکار در آن به تصویر کشیده می شود.
🔰تصنیف وطن من با شعری از ملک الشعرای بهار و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و با صدای ایرج بسطامی نمونهای کم نظیر از اینگونه تصنیف هاست؛ تصنیف هایی که بارها و بارها ارزش شنیدن دارند و به ناگاه می بینی که با خواننده اثر همراه شده ای و می خوانی
🔷ای خطهٔ ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من...
... تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من...
... دردا و دریغاکه چنان گشتی بیبرک
کاز بافتهء خویش نداری کفن من...
... و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ شایستگی های مشترک بین مدیران بزرگ جهان
کتاب Great Managers Break The Rules : مصاحبههای تخصصی و دقیق موسسه گالوپ با مدیران موفق و بزرگ دنیا نشان داده که اغلب این مدیران دارای شایستگی ها و تواناییهای مشابهی بوده و هستند که وجود تمام یا بخش عمدهای از این استعدادها در یک فرد میتواند تا حد زیادی موفقیت و پیشرفتهای خیرهکننده او را در عرصه مدیریت تضمین کند و در ادامه به مهم ترین آنها اشاره شده است.
📌شایستگی تکاپو برای رسیدن به هدف
• موفقیت طلبی: عاملی است درونی، ثابت و خودانگیزشی
• پرانرژی بودن: نیاز به تخلیه انرژی فیزیکی درون
• تابآوری: توانایی تحمل فشارهای فیزیکی
• رقابتطلبی: نیاز به مقایسه خود با دیگران
• نیاز به کمال: نیاز به رسیدن به کمال از طریق استقلال، تکامل و شناخت
• اعتقاد واقعی: نیاز به متمرکز ساختن زندگی خود حول محور ارزشهای مورد قبول
• رسالت: تلاش برای تبدیل علایق به عمل
• سرویسدهی: تلاش برای ارائه سرویس به دیگران
• اخلاقیات: درک و فهم روشن از خوب و بد که راهنمای اعمال افراد باشد
• تصویرسازی: تلاش برای شکل بخشیدن به تصورات و ارزشهای مربوط به آینده
📌شایستگیهای فکری و ذهنی:
• تمرکز: توانایی انتخاب اهداف و استفاده از آنها به عنوان راهنمای عمل
• انضباط: نیاز به تزریق ساختارها و نظمبخشی به زندگی و کار
• مرتبسازی: توانایی هماهنگسازی و ترتیب امور را دادن
• تمرکزکاری: توانایی کنترل حواس در زمان کار کردن
• دید منسجم: توانایی مشاهده نظم و ترتیب
• مسوولیتپذیری: نیاز به پاسخگویی و پذیرش مسوولیتهای محوله
• مفهومسازی: توانایی ایجاد و توسعه چارچوبها و ساختارهای ذهنی
• تمرکز بر عملکرد: نیاز به هدفمند بودن و سنجش عملکرد
• تفکر استراتژیک: توانایی تفکر درباره چیزها و حل مسائل پیچیده بدون در اختیار داشتن اطلاعات کامل
• فرمولسازی: توانایی یافتن الگوهای همگون درون مجموعهای از اطلاعات
• استعداد ریاضی: داشتن تسلط ذهنی بر اعداد
• خلاقیت: توانایی شکستن الگوها و ساختارهای سنتی موجود بهمنظور انداختن طرحهای نو و موثرتر
📌شایستگیهای ارتباطی:
• تاییدطلبی: نیاز به تایید شدن از سوی دیگران
• همدردی: توانایی شناخت احساسات و دیدگاههای دیگران
• پیوند زدن: نیاز به ایجاد کارهای گروهی ماندگار
• شبکهسازی: توانایی ایجاد شبکهای گسترده از اجزا
• بین فردی: توانایی سرمایهگذاری ذهنی و هدفمند بر روابط
• تفاوت شناسی: آگاهی از تفاوتهای فردی و توجه خاص به آن
• توسعهخواهی: نیاز به سرمایهگذاری روی دیگران و رسیدن به احساس رضایت
• شبیهسازی: توانایی نقش بازی کردن در قالبهای مختلف
• روحیه تیمی: نیاز به ایجاد احساسات تشویقکننده حمایت مشترک
• مثبتاندیشی: نیاز به نگریستن به جنبههای مثبت و نیمه پر لیوان
• متقاعدسازی: توانایی متقاعدسازی منطقی دیگران
• فعالسازی: توانایی حرکت دادن دیگران به سمت عمل
• فرمان دادن: توانایی صدور فرمان و دستور
• مصمم بودن: توانایی استفاده از احساسات و عواطف برای فائق آمدن بر مقاومتها
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کتاب Great Managers Break The Rules : مصاحبههای تخصصی و دقیق موسسه گالوپ با مدیران موفق و بزرگ دنیا نشان داده که اغلب این مدیران دارای شایستگی ها و تواناییهای مشابهی بوده و هستند که وجود تمام یا بخش عمدهای از این استعدادها در یک فرد میتواند تا حد زیادی موفقیت و پیشرفتهای خیرهکننده او را در عرصه مدیریت تضمین کند و در ادامه به مهم ترین آنها اشاره شده است.
📌شایستگی تکاپو برای رسیدن به هدف
• موفقیت طلبی: عاملی است درونی، ثابت و خودانگیزشی
• پرانرژی بودن: نیاز به تخلیه انرژی فیزیکی درون
• تابآوری: توانایی تحمل فشارهای فیزیکی
• رقابتطلبی: نیاز به مقایسه خود با دیگران
• نیاز به کمال: نیاز به رسیدن به کمال از طریق استقلال، تکامل و شناخت
• اعتقاد واقعی: نیاز به متمرکز ساختن زندگی خود حول محور ارزشهای مورد قبول
• رسالت: تلاش برای تبدیل علایق به عمل
• سرویسدهی: تلاش برای ارائه سرویس به دیگران
• اخلاقیات: درک و فهم روشن از خوب و بد که راهنمای اعمال افراد باشد
• تصویرسازی: تلاش برای شکل بخشیدن به تصورات و ارزشهای مربوط به آینده
📌شایستگیهای فکری و ذهنی:
• تمرکز: توانایی انتخاب اهداف و استفاده از آنها به عنوان راهنمای عمل
• انضباط: نیاز به تزریق ساختارها و نظمبخشی به زندگی و کار
• مرتبسازی: توانایی هماهنگسازی و ترتیب امور را دادن
• تمرکزکاری: توانایی کنترل حواس در زمان کار کردن
• دید منسجم: توانایی مشاهده نظم و ترتیب
• مسوولیتپذیری: نیاز به پاسخگویی و پذیرش مسوولیتهای محوله
• مفهومسازی: توانایی ایجاد و توسعه چارچوبها و ساختارهای ذهنی
• تمرکز بر عملکرد: نیاز به هدفمند بودن و سنجش عملکرد
• تفکر استراتژیک: توانایی تفکر درباره چیزها و حل مسائل پیچیده بدون در اختیار داشتن اطلاعات کامل
• فرمولسازی: توانایی یافتن الگوهای همگون درون مجموعهای از اطلاعات
• استعداد ریاضی: داشتن تسلط ذهنی بر اعداد
• خلاقیت: توانایی شکستن الگوها و ساختارهای سنتی موجود بهمنظور انداختن طرحهای نو و موثرتر
📌شایستگیهای ارتباطی:
• تاییدطلبی: نیاز به تایید شدن از سوی دیگران
• همدردی: توانایی شناخت احساسات و دیدگاههای دیگران
• پیوند زدن: نیاز به ایجاد کارهای گروهی ماندگار
• شبکهسازی: توانایی ایجاد شبکهای گسترده از اجزا
• بین فردی: توانایی سرمایهگذاری ذهنی و هدفمند بر روابط
• تفاوت شناسی: آگاهی از تفاوتهای فردی و توجه خاص به آن
• توسعهخواهی: نیاز به سرمایهگذاری روی دیگران و رسیدن به احساس رضایت
• شبیهسازی: توانایی نقش بازی کردن در قالبهای مختلف
• روحیه تیمی: نیاز به ایجاد احساسات تشویقکننده حمایت مشترک
• مثبتاندیشی: نیاز به نگریستن به جنبههای مثبت و نیمه پر لیوان
• متقاعدسازی: توانایی متقاعدسازی منطقی دیگران
• فعالسازی: توانایی حرکت دادن دیگران به سمت عمل
• فرمان دادن: توانایی صدور فرمان و دستور
• مصمم بودن: توانایی استفاده از احساسات و عواطف برای فائق آمدن بر مقاومتها
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دکتر_محمود_سریعالقلم ( وطنپرستی )
🔹شواهد زیادی داریم که نشان میدهد منافع گروههایی خاص در بسیاری از محافل سیاسی کشور بر منافع ملی اولویت پیدا کردهاند اما اینکه ما مدیریت اقتصادی و سیاسی سالمی نداریم خیلی ارتباطی به #دموکراسی ندارد بلکه به #عدم احساس تعلق تصمیمگیران و سیاستمداران ما به ایران دارد . اینکه چرا من باید نسبت به اهواز تعهد بسیار بیشتری در مقایسه با بصرۀ عراق داشته باشم یا چرا باید در برابر کرمانشاه بیش از فلسطین و در برابر زاهدان بیش از لبنان یا در برابر ارومیه بیش از سوریه متعهد باشم در قدم نخست به این برمیگردد که من ایران را به عنوان واحد ملی خودم نه تنها دوست بدارم بلکه در برابر آن احساس تعهد کنم
🔹وقتی که صاحبمنصبی اختلاس میکند یا اینکه نقدینگی کشور را هفتبرابر میکند تا تورم قابلتوجهی در جامعه ایجاد شود به این علت است که پیامدهای این تصمیم برای افراد تصمیمگیرنده مهم نیست ... خانم #مرکل هر تصمیمی میگیرد یک نگاهش به آینده آلمان است اما آیا برای مسئولان ما مهم است که ایرانی نباید در کشتی حمل مسافر قاچاق از اندونزی به استرالیا غرق شود ؟ آیا برایشان اهمیت دارد که ایرانی نباید با خانوادهاش بهطور مخفیانه در تریلی حامل بار از ترکیه به صورت غیرقانونی به یک کشور اروپایی برود ؟؟ آیا مهم است که ایران در فرار مغزها مقام اول جهانی را دارد ؟؟ آیا اهمیت دارد که اتومبیل قابل اتکاتری در اختیار ایرانی بجای پراید قرار دهد تا سالانه 25هزار نفر در جادهها نمیرند ؟؟ آیا نمایندگان گیلان و مازندران در مجلس از وضعیت سواحل دریای خزر آگاهی دارند ؟؟؟ از این نمونه مسائل میتوانیم تا چند صد مورد فهرست کنیم.
🔹سالهاست در علم اقتصاد و علم سیاست ثابت شده مادامی که مدیران و مجریان کلیدی یک مملکت از طبقه #متوسط ، انتخاب و انتصاب نشوند : فکر کلان و ملی ، مدیریت سیستمی ، توسعه پایدار و خیلی چیزهای دیگر شکل نخواهد گرفت چرا کا طبقۀ متوسط اقتصادی و فرهنگی در #تمام_جوامع معمولا بالاترین احساس تعلق و عشق به کشورشان را دارند ، به آینده و ثبات آن اهمیت میدهند ، اکثر آنان چون بااصالت تربیت شدهاند حلال و حرام را میفهمند و منافع مردم را قربانی منافع شخصی نمیکنند ، چون هم قدرت را درک میكنند و هم محدودیتهای آن را به پیامد سخنان و تصمیمات خود آگاهند و ...
🔹سیاستمدار كسی ست كه میخواهد مسائل و مشکلات مردم را حل كند نه آنكه با جهل و بیدانشی و حُبّ نفس خود، مشكلات مردم را تصاعدی گسترش دهد . سیاستمدار فردی ایدئولوژیك و جزمی نیست كه در ذهنیتهای بسته و غیرواقعی محصور بماند ... تنها چنین سیاستمداری در صورت اشتباه و خطا حاضر به عذرخواهی یا استعفاست چون میداند اگر این کار را نکند چهرۀ کشورش در دنیا تخریب میشود . به کارگیری رای ، آرامش و عقلانیت طبقه متوسط در مدیریت مهمترین رکن مملکتداری درازمدت است و درست در مقابل پوپولیسم و مدیریت فیالبداهه قرار میگیرد/کانال عصر دانائی و توسعه ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔷@Competentmanagers
🔹شواهد زیادی داریم که نشان میدهد منافع گروههایی خاص در بسیاری از محافل سیاسی کشور بر منافع ملی اولویت پیدا کردهاند اما اینکه ما مدیریت اقتصادی و سیاسی سالمی نداریم خیلی ارتباطی به #دموکراسی ندارد بلکه به #عدم احساس تعلق تصمیمگیران و سیاستمداران ما به ایران دارد . اینکه چرا من باید نسبت به اهواز تعهد بسیار بیشتری در مقایسه با بصرۀ عراق داشته باشم یا چرا باید در برابر کرمانشاه بیش از فلسطین و در برابر زاهدان بیش از لبنان یا در برابر ارومیه بیش از سوریه متعهد باشم در قدم نخست به این برمیگردد که من ایران را به عنوان واحد ملی خودم نه تنها دوست بدارم بلکه در برابر آن احساس تعهد کنم
🔹وقتی که صاحبمنصبی اختلاس میکند یا اینکه نقدینگی کشور را هفتبرابر میکند تا تورم قابلتوجهی در جامعه ایجاد شود به این علت است که پیامدهای این تصمیم برای افراد تصمیمگیرنده مهم نیست ... خانم #مرکل هر تصمیمی میگیرد یک نگاهش به آینده آلمان است اما آیا برای مسئولان ما مهم است که ایرانی نباید در کشتی حمل مسافر قاچاق از اندونزی به استرالیا غرق شود ؟ آیا برایشان اهمیت دارد که ایرانی نباید با خانوادهاش بهطور مخفیانه در تریلی حامل بار از ترکیه به صورت غیرقانونی به یک کشور اروپایی برود ؟؟ آیا مهم است که ایران در فرار مغزها مقام اول جهانی را دارد ؟؟ آیا اهمیت دارد که اتومبیل قابل اتکاتری در اختیار ایرانی بجای پراید قرار دهد تا سالانه 25هزار نفر در جادهها نمیرند ؟؟ آیا نمایندگان گیلان و مازندران در مجلس از وضعیت سواحل دریای خزر آگاهی دارند ؟؟؟ از این نمونه مسائل میتوانیم تا چند صد مورد فهرست کنیم.
🔹سالهاست در علم اقتصاد و علم سیاست ثابت شده مادامی که مدیران و مجریان کلیدی یک مملکت از طبقه #متوسط ، انتخاب و انتصاب نشوند : فکر کلان و ملی ، مدیریت سیستمی ، توسعه پایدار و خیلی چیزهای دیگر شکل نخواهد گرفت چرا کا طبقۀ متوسط اقتصادی و فرهنگی در #تمام_جوامع معمولا بالاترین احساس تعلق و عشق به کشورشان را دارند ، به آینده و ثبات آن اهمیت میدهند ، اکثر آنان چون بااصالت تربیت شدهاند حلال و حرام را میفهمند و منافع مردم را قربانی منافع شخصی نمیکنند ، چون هم قدرت را درک میكنند و هم محدودیتهای آن را به پیامد سخنان و تصمیمات خود آگاهند و ...
🔹سیاستمدار كسی ست كه میخواهد مسائل و مشکلات مردم را حل كند نه آنكه با جهل و بیدانشی و حُبّ نفس خود، مشكلات مردم را تصاعدی گسترش دهد . سیاستمدار فردی ایدئولوژیك و جزمی نیست كه در ذهنیتهای بسته و غیرواقعی محصور بماند ... تنها چنین سیاستمداری در صورت اشتباه و خطا حاضر به عذرخواهی یا استعفاست چون میداند اگر این کار را نکند چهرۀ کشورش در دنیا تخریب میشود . به کارگیری رای ، آرامش و عقلانیت طبقه متوسط در مدیریت مهمترین رکن مملکتداری درازمدت است و درست در مقابل پوپولیسم و مدیریت فیالبداهه قرار میگیرد/کانال عصر دانائی و توسعه ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔷@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻نسخه دوبله شده یکی از کاملترین ویدوییهایی که در مورد کرونا و در آلمان ساخته شده است.
▫️ویدیو توضیحات مفید و بهروزی درباره ویروس کرونا و راههای کم کردن سرعت شیوعش میدهد.
🔰با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
▫️ویدیو توضیحات مفید و بهروزی درباره ویروس کرونا و راههای کم کردن سرعت شیوعش میدهد.
🔰با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش هفتم)
🔵- امتیاز نصب
همواره به افراد منصوب خود یادآوری کنید هیچگاه کاره و عددی نبودند. حداکثر یک عضو هیات علمی ساده در دانشگاهی بودند که گذشتگان آنها را به خوان پر تنعم مدیریت راه نمی دادند و از آن پس نیز راه نخواهند داد. این شما بودید که دست آنها را گرفتید و رشد و ارتقایشان دادید. اگر روزی احساس کردند بزرگ شدند،یا سعی کردند هویت مستقل شان را به رخ شما و دوستان نزدیکتان بکشند،حتما کوچک شان کنید تا به یاد بیاورند که هیچگاه بزرگ نبودند. به آنها یادآوری کنید که می توانستید پستی به آنها ندهید اما این لطف را کردید و آنها را از کوره دهاتی در علی آباد به شاخ آفریقا رساندید.
🔵- مدارک تحصیلی
مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی در تعریف و فلسفه اولیه، نشانی از توانایی ها و حوزه تخصص افراد است اما در سپهر ایرانی، این گزاره عموما نادرست است. هیچ ارتباط مستقیمی میان مدارک تحصیلی افراد و سطح فهم و درک آنها وجود ندارد. در سیستم ایرانی مدرک تحصیلی ورق پاره ای بیش نیست. بود و نبود این مدارک و داشتن و نداشتن آنها،از ارج و منزلت کسی کم نمی کند یا بدان ها ارجی نمی افزاید،اما برای بهره مندی از منافع مادی و معنوی و تفاخر و ویراژ بسیار سودمند است.
🔸امروزه به دست آوردن مدرک تحصیلی از ابتیاع هر کالایی آسانتر و از هر شهر و روستایی ممکن است. در سیستم متعارف، افراد زیرک، وقت و انرژی و عمرشان را در دانشگاهها تلف نمی کنند. تحصیل در دانشگاهها، صرفنظر از اصالت دانشگاه و آموزش های متعارف دانشگاهی، و نشستن روی صندلی و عبور از هفت خوان های کنکور و مسابقات ورودی مختص افراد عادی، تهیدست جامعه و کسانی است که در هیچ اداره و تشکیلاتی استخدام نشده اند. آنها که از این شانس و اقبال برخوردار بودند که جذب دستگاهی اجرایی حتی با مدرک فوق دیپلم و لیسانس شوند، به سرعت راه های ارتقای مدرک تحصیلی خویش را بنیان نهادند. این دسته از افراد، راه های میانبری البته کاملا در چارچوب قانونی(!)، برای دریافت مدرک تحصیلی پایه گذاری نمودند. آنها که نفوذی داشتند و مدرکی نداشتند،توانستند قراردادی با مدرک دهندگان برای خود و دیگر کارمندانشان ببندند و با طی دوره هایی مجازی و صوری و یا واقعی و نیمه حضوری مدرکی بدست آورند.
🔸این گروه افراد در چارچوب اختیارات کاملا قانونی، با رانت و ارتباط از مراکز خود یا دگرساخته ای چون مرکز آموزش مدیریت و موسسه عالی و آموزشکده و دانشگاهی، فوق لیسانس و دکتری در علوم پیچیده ای چون مدیریت، سیستم ها و ... به دست آورند. گاهی هم برای دریافت مدرک، مغازه ای از آموزش های دم دستی در دستگاه های اجرایی ترتیب داده می شود و افراد با طی برخی آموزش های ضمن خدمت و در چارچوبی کاملا قانونی،می توانند به مدرکی معادل فوق لیسانس و دکتری نائل شوند و بدینسان حقوق و پست شان تضمین شود. بعدها اگر لازم شد به مدد دوستان و رفقا، یا فشار و انرژی طبیعی ناشی از دانش آموختگی نامداران مدرک گرفته در این مغازه ها، این مدارک معادل، به مدرک اصلی تبدیل می شود و بدینگونه می توان از شر واژه معادل خلاص شد./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔵- امتیاز نصب
همواره به افراد منصوب خود یادآوری کنید هیچگاه کاره و عددی نبودند. حداکثر یک عضو هیات علمی ساده در دانشگاهی بودند که گذشتگان آنها را به خوان پر تنعم مدیریت راه نمی دادند و از آن پس نیز راه نخواهند داد. این شما بودید که دست آنها را گرفتید و رشد و ارتقایشان دادید. اگر روزی احساس کردند بزرگ شدند،یا سعی کردند هویت مستقل شان را به رخ شما و دوستان نزدیکتان بکشند،حتما کوچک شان کنید تا به یاد بیاورند که هیچگاه بزرگ نبودند. به آنها یادآوری کنید که می توانستید پستی به آنها ندهید اما این لطف را کردید و آنها را از کوره دهاتی در علی آباد به شاخ آفریقا رساندید.
🔵- مدارک تحصیلی
مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی در تعریف و فلسفه اولیه، نشانی از توانایی ها و حوزه تخصص افراد است اما در سپهر ایرانی، این گزاره عموما نادرست است. هیچ ارتباط مستقیمی میان مدارک تحصیلی افراد و سطح فهم و درک آنها وجود ندارد. در سیستم ایرانی مدرک تحصیلی ورق پاره ای بیش نیست. بود و نبود این مدارک و داشتن و نداشتن آنها،از ارج و منزلت کسی کم نمی کند یا بدان ها ارجی نمی افزاید،اما برای بهره مندی از منافع مادی و معنوی و تفاخر و ویراژ بسیار سودمند است.
🔸امروزه به دست آوردن مدرک تحصیلی از ابتیاع هر کالایی آسانتر و از هر شهر و روستایی ممکن است. در سیستم متعارف، افراد زیرک، وقت و انرژی و عمرشان را در دانشگاهها تلف نمی کنند. تحصیل در دانشگاهها، صرفنظر از اصالت دانشگاه و آموزش های متعارف دانشگاهی، و نشستن روی صندلی و عبور از هفت خوان های کنکور و مسابقات ورودی مختص افراد عادی، تهیدست جامعه و کسانی است که در هیچ اداره و تشکیلاتی استخدام نشده اند. آنها که از این شانس و اقبال برخوردار بودند که جذب دستگاهی اجرایی حتی با مدرک فوق دیپلم و لیسانس شوند، به سرعت راه های ارتقای مدرک تحصیلی خویش را بنیان نهادند. این دسته از افراد، راه های میانبری البته کاملا در چارچوب قانونی(!)، برای دریافت مدرک تحصیلی پایه گذاری نمودند. آنها که نفوذی داشتند و مدرکی نداشتند،توانستند قراردادی با مدرک دهندگان برای خود و دیگر کارمندانشان ببندند و با طی دوره هایی مجازی و صوری و یا واقعی و نیمه حضوری مدرکی بدست آورند.
🔸این گروه افراد در چارچوب اختیارات کاملا قانونی، با رانت و ارتباط از مراکز خود یا دگرساخته ای چون مرکز آموزش مدیریت و موسسه عالی و آموزشکده و دانشگاهی، فوق لیسانس و دکتری در علوم پیچیده ای چون مدیریت، سیستم ها و ... به دست آورند. گاهی هم برای دریافت مدرک، مغازه ای از آموزش های دم دستی در دستگاه های اجرایی ترتیب داده می شود و افراد با طی برخی آموزش های ضمن خدمت و در چارچوبی کاملا قانونی،می توانند به مدرکی معادل فوق لیسانس و دکتری نائل شوند و بدینسان حقوق و پست شان تضمین شود. بعدها اگر لازم شد به مدد دوستان و رفقا، یا فشار و انرژی طبیعی ناشی از دانش آموختگی نامداران مدرک گرفته در این مغازه ها، این مدارک معادل، به مدرک اصلی تبدیل می شود و بدینگونه می توان از شر واژه معادل خلاص شد./ ادامه دارد...
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚مدیریت به سبک ایرانی!! (بخش هشتم)
🔸بجز اینها افرادی هم البته با زحمت و تلاش و همچنین هزینه، مدارک واقعی یا قلابی از موسسات و دانشگاه های معروف در جیب شان نهادند ... یا گروه دیگری به جبر روزگار مجبور شدند چند روزی برای دریافت مدرک دکتری، ترددی هم مثلا به آکادمی جهانی کسب و کار بلژیک یا تاجیکستان بکنند و مدرکی در حد دکتری دریافت دارند. مهم نیست که فلان آکادمی در ابتدا در اعتبارسنجی وزارت علوم، معتبر نباشد.
🔸گروهی کاسب تر از همه اینها، خودشان دانشگاه و موسسه ای انتفاعی، غیرانتفاعی، دولتی، غیردولتی و ... زدند و به خودشان و دوستان و شرکا مدرک دادند. جعلی بودن مدارک تحصیلی هم، چندان مهم نیست. بنابراین وقتتان را برای راستی آزمایی مدارک تحصیلی افراد صرف نکنید و اگر هم دستوری در این خصوص صادر شود، مطمئن باشید جدی نیست. همه رانت خواران می دانند چگونه باید مدرک غیرمعتبرشان را به تایید مراجع معتبر برسانند. بالاخره یک دوست متنفذ خوب در ارزشیابی مدارک یا سازمان امور اداری و استخدامی پیدا می شود که با ترتیب دادن آئین نامه ای جدید، به لیست مراکز معتبر بیفزاید! در هرحال مدرک مهم نیست. در بهترین حالت افراد مدرکی دارند که به جبر انتخاب رشته و جبر شرایط از جمله نظام وظیفه و فرار از سربازی یا بهره مندی از حقوق و مزایا و کاملا در جهت مخالف با علائق شخصی شان، آن مدارک را با جد و جهد فراوان به دست آورده اند اما آن تحصیلات و مدرک چندان بکارشان نمی آید. کاری دیگر دارند و مدرکی دیگر!
🔸بنابراین هیچ ارتباط معنی داری میان رشته تحصیلی و حوزه مدیریتی افراد وجود ندارد. افراد بسیاری از سر اجبار و صرفا برای بهره مندی از منافع مادی مدرک، به رشته تحصیلی خاصی کشیده شده و مدرکی گرفته اند. گاهی حتی میان رشته تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس و دکتری افراد هم نسبتی وجود ندارد. مهندسی برق خوانده اند اما فوق لیسانس مدیریت دولتی گرفته اند چون آسانتر می توانستند به مدرک بالاتری نائل شوند! دامپزشکی خوانده اند اما تجارت و بازار و اقتصاد را بهتر می دانند. بنابراین می توانید وزارتی را در حوزه بازرگانی یا بازرسی اقتصادی وزارتی اقتصادی به آنها بسپارید... پزشکی خوانده اند اما سیاست خارجی را بهتر اداره می کنند ...
🔸چنین شواهدی اثبات می کند ضرورتی ندارد میان رشته تحصیلی و مدیریت افراد،ارتباطی قائل شوید. مهم توانایی مدیریتی افراد است.اگر کشاورزی خوانده اند،یا تجربه فعالیت در این حوزه را داشته اند اما قصد دارید آنها را در حوزه فن آوری و ارتباطات و مخابرات بکار بگمارید،چندان مهم نیست. در کنار همه اینها،البته معمولا در حوزه کاری تان ،اندیشمندانی متخصص با مدارک منطبق بر علاقه و کارشان وجود دارند که نادرند. سعی کنید برای مواجهه با این متخصصان،بهای بیشتری به دارندگان مدارک جعلی بدهید تا بی ارزشی مدرک برای دارندگان مدارک دانشگاهی واقعی نیز روشن شود تا آنها گاه و بیگاه از رتبه دانشگاهی محل تحصیل شان شما را نترسانند و شانتاژ نکنند.
🔵- اداره و وزارتخانه
ادارات و تقسیم کار متعارف، چندان محلی از اعراب ندارند. اداره و وزارت به معنای مدرن، در ایران سابقه چندانی ندارد. ایرانی ها در تشکیلات دیوانی و باج و خراج و در امور نظامی سوابقی داشته اند اما بنیانگذاری تشکیلات مدرن و با اسامی امروزی تجربه وارداتی گریز ناپذیری بود که از دوران قاجاریه بذر آن کاشته شد. ادارات ایران از همان آغاز معیوب متولد شدند. هر شاه و وزیری هر روز یکی را به یکی دیگر چسباند. یکی صنایع را به معارف چسباند و یکی کشاورزی را به تجارت. اگر بخواهید در ادارات موجود، اصلاحات کنید، کار محالی است. همه گونه استدلال علمی، عقلی، شرعی، اخلاقی، سیاسی و امنیتی اقامه می شود که متقاعد شوید وضع موجود بهترین است! فسیل ها بیشتر با همین استدلال، جلوی شما می ایستند! بنابراین بهتر است قید اصلاحات زمان بر، بسیار دشوار، مرد افکن و زمان سوز را بزنید و هرگونه که خودتان خواستید، ادارات را منحل،ادغام، کوچک و یا بزرگ کنید.
🔸نگران نباشید که نهاد و مرکزی را از یک وزارتخانه به وزارتخانه یا نهاد دیگری متصل کرده اید. فقط مهم این است که حقوق افراد منتقله را بپردازید و اگر امکانش فراهم بود اضافه کار و پاداش بیشتری نسبت به قبل، برایشان در نظر بگیرید. در این صورت از این جابجایی عجیب خشنود خواهند شد و بر علیه شما اقدام نخواهند کرد. سیستم بعدی دوباره آنها را به جای اولش برمی گرداند و همه این افراد باز بیشتر خوشحال می شوند، چرا که با حقوق و مزایایی افزونتر از گذشته به مجموعه نوستالژیک پیشین شان بازگردانده شده اند. بنابراین در دراز مدت، اتفاق خاصی خلاف عقل و منطق نمی افتد که باعث نگرانی مهمی شود. نگرانی های کوتاه مدت، چندان نگران کننده نیستند! البته در این فاصله کوتاه شما به مقاصدتان رسیده اید./ ادامه دارد.
📕 کانال مدیران شایسته
📕@Competentmanagers
🔸بجز اینها افرادی هم البته با زحمت و تلاش و همچنین هزینه، مدارک واقعی یا قلابی از موسسات و دانشگاه های معروف در جیب شان نهادند ... یا گروه دیگری به جبر روزگار مجبور شدند چند روزی برای دریافت مدرک دکتری، ترددی هم مثلا به آکادمی جهانی کسب و کار بلژیک یا تاجیکستان بکنند و مدرکی در حد دکتری دریافت دارند. مهم نیست که فلان آکادمی در ابتدا در اعتبارسنجی وزارت علوم، معتبر نباشد.
🔸گروهی کاسب تر از همه اینها، خودشان دانشگاه و موسسه ای انتفاعی، غیرانتفاعی، دولتی، غیردولتی و ... زدند و به خودشان و دوستان و شرکا مدرک دادند. جعلی بودن مدارک تحصیلی هم، چندان مهم نیست. بنابراین وقتتان را برای راستی آزمایی مدارک تحصیلی افراد صرف نکنید و اگر هم دستوری در این خصوص صادر شود، مطمئن باشید جدی نیست. همه رانت خواران می دانند چگونه باید مدرک غیرمعتبرشان را به تایید مراجع معتبر برسانند. بالاخره یک دوست متنفذ خوب در ارزشیابی مدارک یا سازمان امور اداری و استخدامی پیدا می شود که با ترتیب دادن آئین نامه ای جدید، به لیست مراکز معتبر بیفزاید! در هرحال مدرک مهم نیست. در بهترین حالت افراد مدرکی دارند که به جبر انتخاب رشته و جبر شرایط از جمله نظام وظیفه و فرار از سربازی یا بهره مندی از حقوق و مزایا و کاملا در جهت مخالف با علائق شخصی شان، آن مدارک را با جد و جهد فراوان به دست آورده اند اما آن تحصیلات و مدرک چندان بکارشان نمی آید. کاری دیگر دارند و مدرکی دیگر!
🔸بنابراین هیچ ارتباط معنی داری میان رشته تحصیلی و حوزه مدیریتی افراد وجود ندارد. افراد بسیاری از سر اجبار و صرفا برای بهره مندی از منافع مادی مدرک، به رشته تحصیلی خاصی کشیده شده و مدرکی گرفته اند. گاهی حتی میان رشته تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس و دکتری افراد هم نسبتی وجود ندارد. مهندسی برق خوانده اند اما فوق لیسانس مدیریت دولتی گرفته اند چون آسانتر می توانستند به مدرک بالاتری نائل شوند! دامپزشکی خوانده اند اما تجارت و بازار و اقتصاد را بهتر می دانند. بنابراین می توانید وزارتی را در حوزه بازرگانی یا بازرسی اقتصادی وزارتی اقتصادی به آنها بسپارید... پزشکی خوانده اند اما سیاست خارجی را بهتر اداره می کنند ...
🔸چنین شواهدی اثبات می کند ضرورتی ندارد میان رشته تحصیلی و مدیریت افراد،ارتباطی قائل شوید. مهم توانایی مدیریتی افراد است.اگر کشاورزی خوانده اند،یا تجربه فعالیت در این حوزه را داشته اند اما قصد دارید آنها را در حوزه فن آوری و ارتباطات و مخابرات بکار بگمارید،چندان مهم نیست. در کنار همه اینها،البته معمولا در حوزه کاری تان ،اندیشمندانی متخصص با مدارک منطبق بر علاقه و کارشان وجود دارند که نادرند. سعی کنید برای مواجهه با این متخصصان،بهای بیشتری به دارندگان مدارک جعلی بدهید تا بی ارزشی مدرک برای دارندگان مدارک دانشگاهی واقعی نیز روشن شود تا آنها گاه و بیگاه از رتبه دانشگاهی محل تحصیل شان شما را نترسانند و شانتاژ نکنند.
🔵- اداره و وزارتخانه
ادارات و تقسیم کار متعارف، چندان محلی از اعراب ندارند. اداره و وزارت به معنای مدرن، در ایران سابقه چندانی ندارد. ایرانی ها در تشکیلات دیوانی و باج و خراج و در امور نظامی سوابقی داشته اند اما بنیانگذاری تشکیلات مدرن و با اسامی امروزی تجربه وارداتی گریز ناپذیری بود که از دوران قاجاریه بذر آن کاشته شد. ادارات ایران از همان آغاز معیوب متولد شدند. هر شاه و وزیری هر روز یکی را به یکی دیگر چسباند. یکی صنایع را به معارف چسباند و یکی کشاورزی را به تجارت. اگر بخواهید در ادارات موجود، اصلاحات کنید، کار محالی است. همه گونه استدلال علمی، عقلی، شرعی، اخلاقی، سیاسی و امنیتی اقامه می شود که متقاعد شوید وضع موجود بهترین است! فسیل ها بیشتر با همین استدلال، جلوی شما می ایستند! بنابراین بهتر است قید اصلاحات زمان بر، بسیار دشوار، مرد افکن و زمان سوز را بزنید و هرگونه که خودتان خواستید، ادارات را منحل،ادغام، کوچک و یا بزرگ کنید.
🔸نگران نباشید که نهاد و مرکزی را از یک وزارتخانه به وزارتخانه یا نهاد دیگری متصل کرده اید. فقط مهم این است که حقوق افراد منتقله را بپردازید و اگر امکانش فراهم بود اضافه کار و پاداش بیشتری نسبت به قبل، برایشان در نظر بگیرید. در این صورت از این جابجایی عجیب خشنود خواهند شد و بر علیه شما اقدام نخواهند کرد. سیستم بعدی دوباره آنها را به جای اولش برمی گرداند و همه این افراد باز بیشتر خوشحال می شوند، چرا که با حقوق و مزایایی افزونتر از گذشته به مجموعه نوستالژیک پیشین شان بازگردانده شده اند. بنابراین در دراز مدت، اتفاق خاصی خلاف عقل و منطق نمی افتد که باعث نگرانی مهمی شود. نگرانی های کوتاه مدت، چندان نگران کننده نیستند! البته در این فاصله کوتاه شما به مقاصدتان رسیده اید./ ادامه دارد.
📕 کانال مدیران شایسته
📕@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰خلاصه کتاب "انسان در جستجوی معنا" اثر ویکتور فرانکل
🔺1. خوشبختي يا معنا امری بيروني نيست، بلکه حسي دروني است.
🔺2. يا محرکات در کنترل و اختيار ما نيست؛ اما واکنش ما به آنها در کنترل و اختیار ماست.
پس ما هميشه داراي آزادي انتخاب و اختیار هستيم.
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺1. خوشبختي يا معنا امری بيروني نيست، بلکه حسي دروني است.
🔺2. يا محرکات در کنترل و اختيار ما نيست؛ اما واکنش ما به آنها در کنترل و اختیار ماست.
پس ما هميشه داراي آزادي انتخاب و اختیار هستيم.
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers