⚠️ گاهی فرهنگ سازمانی با یک بحران بزرگ از بین نمی رود؛بلکه با رفتارهای کوچک که تکرار می شوند آرام آرام فرسوده می شود !
📍ازجمله:
●وقتی که ارتباط شفاف نباشد
●وقتی بازخوردحذف می شود
●وقتی افراد نادرست ارتقا پیدا می کنند
●وقتی که جلسات بی هدف زیادشوند
●وقتی مدیریت خرد کننده جای اعتماد را می گیرند
●وقتی مدیران سمی در سازمان باقی بمانند.
فرهنگ سازمانی بدون اینکه متوجه شوید ضعیف می شود.
فرهنگ سازمانی چیزی نیست که روی دیوار یاسایت نوشته شود؛ چیزی است که مدیران هر روز با رفتارشان می سازند.
⁉️بررسی کنید کدام یک از این ۱۰ عامل ممکن است همین امروز در سازمان شماوجود داشته باشد؟»
اگر حتی یکی از آنها را پیدا کردید نادیده نگیرید
چون اصلاح یک رفتار،کوچک می تواند از یک بحران بزرگ جلوگیری کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📍ازجمله:
●وقتی که ارتباط شفاف نباشد
●وقتی بازخوردحذف می شود
●وقتی افراد نادرست ارتقا پیدا می کنند
●وقتی که جلسات بی هدف زیادشوند
●وقتی مدیریت خرد کننده جای اعتماد را می گیرند
●وقتی مدیران سمی در سازمان باقی بمانند.
فرهنگ سازمانی بدون اینکه متوجه شوید ضعیف می شود.
فرهنگ سازمانی چیزی نیست که روی دیوار یاسایت نوشته شود؛ چیزی است که مدیران هر روز با رفتارشان می سازند.
⁉️بررسی کنید کدام یک از این ۱۰ عامل ممکن است همین امروز در سازمان شماوجود داشته باشد؟»
اگر حتی یکی از آنها را پیدا کردید نادیده نگیرید
چون اصلاح یک رفتار،کوچک می تواند از یک بحران بزرگ جلوگیری کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱. پایداری انسانی (Human Sustainability)
مفهومی که دیلویت در گزارش سالانه روندهای سرمایه انسانی ۲۰۲۴ آن را محور اصلی تحلیلش قرار داد: میزانی که یک سازمان برای کارکنانش، فراتر از سود سهامداران، ارزش واقعی میسازد — از جمله بهزیستی، قابلیت اشتغالپذیری بلندمدت، و عدالت.
برخلاف مفاهیم قدیمیتر رفاه کارکنان که صرفاً روی سلامت جسمی و روانی متمرکز بودند، پایداری انسانی رابطهای دوسویه را مطرح میکند: عملکرد انسانی (Human Performance) نتیجه تعامل متقابل میان نتایج کسبوکار و نتایج انسانی است، نه فدای یکی بهنفع دیگری.
بر اساس نظرسنجی دیلویت از ۱۴۰۰۰ رهبر کسبوکار و منابع انسانی در ۹۵ کشور، سازمانهایی که پیشرفت معنادار در این حوزه داشتند، تقریباً دو برابر بیشتر به نتایج مطلوب کسبوکاری و انسانی همزمان دست یافتند. این یافته، تز رایج مبادله میان سودآوری و رفاه کارکنان را زیر سؤال میبرد.
Deloitte. (2024). 2024 Global Human Capital Trends: Thriving beyond boundaries—Human performance in a boundaryless world. Deloitte Insights.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
مفهومی که دیلویت در گزارش سالانه روندهای سرمایه انسانی ۲۰۲۴ آن را محور اصلی تحلیلش قرار داد: میزانی که یک سازمان برای کارکنانش، فراتر از سود سهامداران، ارزش واقعی میسازد — از جمله بهزیستی، قابلیت اشتغالپذیری بلندمدت، و عدالت.
برخلاف مفاهیم قدیمیتر رفاه کارکنان که صرفاً روی سلامت جسمی و روانی متمرکز بودند، پایداری انسانی رابطهای دوسویه را مطرح میکند: عملکرد انسانی (Human Performance) نتیجه تعامل متقابل میان نتایج کسبوکار و نتایج انسانی است، نه فدای یکی بهنفع دیگری.
بر اساس نظرسنجی دیلویت از ۱۴۰۰۰ رهبر کسبوکار و منابع انسانی در ۹۵ کشور، سازمانهایی که پیشرفت معنادار در این حوزه داشتند، تقریباً دو برابر بیشتر به نتایج مطلوب کسبوکاری و انسانی همزمان دست یافتند. این یافته، تز رایج مبادله میان سودآوری و رفاه کارکنان را زیر سؤال میبرد.
Deloitte. (2024). 2024 Global Human Capital Trends: Thriving beyond boundaries—Human performance in a boundaryless world. Deloitte Insights.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
۲. سازمان مهارتمحور (Skills-Based Organization)
جایگزینی تدریجی «شغل» بهعنوان واحد بنیادین سازماندهی کار، با «مهارت». در مدل سنتی، افراد به یک عنوان شغلی ثابت با شرح وظایف مشخص گمارده میشوند؛ در مدل مهارتمحور، افراد بر اساس مجموعه مهارتهایشان، بهطور سیال میان پروژهها و مأموریتها جریان مییابند. طبق پژوهش دیلویت، هرچند ۹۰ درصد رهبران کسبوکار به سمت این مدل حرکت میکنند، کمتر از یکپنجم آنها آن را بهطور واقعی و در سراسر سازمان پیاده کردهاند.
پیشگامان این مدل، نتایج کسبوکاری بهتری — از جمله انطباقپذیری بالاتر با تغییر و جایگذاری بهینهتر استعداد — نسبت به سازمانهای شغلمحور نشان دادهاند. این تحول، پیامدهای مستقیمی برای استخدام، ارزیابی عملکرد و طراحی مسیر شغلی دارد، چون معیار سنجش دیگر «آیا فرد شرایط این شغل را دارد؟» نیست، بلکه «این مهارت کجا بیشترین ارزش را میآفریند؟» است.
Deloitte. (2022). The skills-based organization: A new operating model for work and the workforce. Deloitte Insights.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
جایگزینی تدریجی «شغل» بهعنوان واحد بنیادین سازماندهی کار، با «مهارت». در مدل سنتی، افراد به یک عنوان شغلی ثابت با شرح وظایف مشخص گمارده میشوند؛ در مدل مهارتمحور، افراد بر اساس مجموعه مهارتهایشان، بهطور سیال میان پروژهها و مأموریتها جریان مییابند. طبق پژوهش دیلویت، هرچند ۹۰ درصد رهبران کسبوکار به سمت این مدل حرکت میکنند، کمتر از یکپنجم آنها آن را بهطور واقعی و در سراسر سازمان پیاده کردهاند.
پیشگامان این مدل، نتایج کسبوکاری بهتری — از جمله انطباقپذیری بالاتر با تغییر و جایگذاری بهینهتر استعداد — نسبت به سازمانهای شغلمحور نشان دادهاند. این تحول، پیامدهای مستقیمی برای استخدام، ارزیابی عملکرد و طراحی مسیر شغلی دارد، چون معیار سنجش دیگر «آیا فرد شرایط این شغل را دارد؟» نیست، بلکه «این مهارت کجا بیشترین ارزش را میآفریند؟» است.
Deloitte. (2022). The skills-based organization: A new operating model for work and the workforce. Deloitte Insights.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
۳. ترک آرام تا ترک خزنده (Quiet Quitting to Quiet Cracking)
«ترک آرام» (۲۰۲۲) توصیفکننده کارکنانی بود که آگاهانه به حداقل الزامات شغلی خود بسنده میکنند. پژوهش کلاتز و بولینو در هاروارد بیزینس ریویو نشان داد این پدیده، غالباً محصول سرپرستی ضعیف است، نه تنبلی کارکنان. اما پدیده جدیدتر و نگرانکنندهتر که در سال ۲۰۲۵ شناسایی شد، «ترک خزنده» نام گرفت: نارضایتی مزمن و پنهانی که برخلاف ترک آرام، در شاخصهای عملکرد بلافاصله نمایان نمیشود و به همین دلیل تشخیصش دشوارتر است.
طبق نظرسنجی تلنتالاماس از هزار کارمند آمریکایی، بیش از نیمی از کارکنان درجاتی از این وضعیت را تجربه کردهاند. تفاوت کلیدی با ترک آرام: کارکنان درگیر ترک خزنده معمولاً به دلیل ناامنی اقتصادی یا فقدان گزینه جایگزین، در سازمان میمانند — یعنی حضور فیزیکیشان، شدت واقعی مسئله را پنهان میکند.
Klotz, A. C., & Bolino, M. C. (2022). Quiet quitting is about bad bosses, not bad employees. Harvard Business Review.
TalentLMS. (2025). Quiet cracking in the workplace: 2025 survey report.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«ترک آرام» (۲۰۲۲) توصیفکننده کارکنانی بود که آگاهانه به حداقل الزامات شغلی خود بسنده میکنند. پژوهش کلاتز و بولینو در هاروارد بیزینس ریویو نشان داد این پدیده، غالباً محصول سرپرستی ضعیف است، نه تنبلی کارکنان. اما پدیده جدیدتر و نگرانکنندهتر که در سال ۲۰۲۵ شناسایی شد، «ترک خزنده» نام گرفت: نارضایتی مزمن و پنهانی که برخلاف ترک آرام، در شاخصهای عملکرد بلافاصله نمایان نمیشود و به همین دلیل تشخیصش دشوارتر است.
طبق نظرسنجی تلنتالاماس از هزار کارمند آمریکایی، بیش از نیمی از کارکنان درجاتی از این وضعیت را تجربه کردهاند. تفاوت کلیدی با ترک آرام: کارکنان درگیر ترک خزنده معمولاً به دلیل ناامنی اقتصادی یا فقدان گزینه جایگزین، در سازمان میمانند — یعنی حضور فیزیکیشان، شدت واقعی مسئله را پنهان میکند.
Klotz, A. C., & Bolino, M. C. (2022). Quiet quitting is about bad bosses, not bad employees. Harvard Business Review.
TalentLMS. (2025). Quiet cracking in the workplace: 2025 survey report.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰استعفای خاموش ....
استعفای خاموش یعنی نیروی شما فیزیکش هنوز توی سازمان هست، اما ذهن و انگیزهاش فرسنگها از شما و مجموعه دور شده.
نیروتون دیگه نمیجنگه، پیشنهاد نمیده، مشارکت نمیکنه و چیزی هم براش مهم نیست!
او فقط حداقلِ کار ممکن رو انجام میده تا حقوقش همچنان پرداخت بشه و به دردسر مالی نیوفته.
اگه حس میکنید انرژی تیمتان افت کرده و سازمان به چرخه «رفعتکلیف» افتاده، وقتشه نحوه مدیریت و تفویض اختیار روی میز خودتون رو بازبینی کنید.
🆔@Competentmanagers
استعفای خاموش یعنی نیروی شما فیزیکش هنوز توی سازمان هست، اما ذهن و انگیزهاش فرسنگها از شما و مجموعه دور شده.
نیروتون دیگه نمیجنگه، پیشنهاد نمیده، مشارکت نمیکنه و چیزی هم براش مهم نیست!
او فقط حداقلِ کار ممکن رو انجام میده تا حقوقش همچنان پرداخت بشه و به دردسر مالی نیوفته.
اگه حس میکنید انرژی تیمتان افت کرده و سازمان به چرخه «رفعتکلیف» افتاده، وقتشه نحوه مدیریت و تفویض اختیار روی میز خودتون رو بازبینی کنید.
🆔@Competentmanagers
👍1
🎯 چرا افراد توانمند دیگر صحبت نمیکنند؟
🔺سکوت آنها نشانهی بیاعتمادی است، نه کمبود اعتمادبهنفس!
✅ تصور غلط: "فقط باید بااعتمادبهنفستر باشند"
❌ واقعیت: مشکل اعتماد نیست، مشکل امنیت روانی است.
📌 نشانههای فرهنگی که افراد را ساکت میکند: – ایدهها فقط وقتی جدی گرفته میشوند که از افراد "درست" بیایند
– بازخورد تنبیه میشود، نه استقبال
– راحتی مدیران مهمتر از حقیقت تیم است
💔 وقتی افراد ساکت میشوند، قبلاً این کارها را کردهاند: – بازخورد سازنده دادهاند
– نگرانیها را خصوصی مطرح کردهاند
– ایدهی جدید دادهاند
– پیگیر انصاف شدهاند
و هیچکدام با احترام یا کنجکاوی دریافت نشدهاند.
🎯 هزینههای سکوت در سازمان: – فرسودگی نیروهای کلیدی
– عقبماندن از نوآوری
– افزایش بیانگیزگی
– استعفاهایی که با "دیگه کسی حرفهام رو نمیشنید..." شروع میشوند
💡 رهبران برای ساختن فرهنگ ابراز نظر باید: – بدون خودخواهی گوش کنند
– پیگیریها را شفاف انجام دهند
– صداقت را پاداش دهند، نه فقط هماهنگی را
– خودشان آسیبپذیری را نشان دهند
🧠 امنیت روانی یعنی:
نه فقط اجازهی صحبت، بلکه جرئتِ صداقت و ارزشِ اهمیت دادن.
❓اگر تیمتان ساکت شده، فکر کنید:
خستهاند؟
یا یاد گرفتهاند که ابراز نظر خطرناک است؟
📣 بیایید درباره «امنیت واقعی» در محیط کار صحبت کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺سکوت آنها نشانهی بیاعتمادی است، نه کمبود اعتمادبهنفس!
✅ تصور غلط: "فقط باید بااعتمادبهنفستر باشند"
❌ واقعیت: مشکل اعتماد نیست، مشکل امنیت روانی است.
📌 نشانههای فرهنگی که افراد را ساکت میکند: – ایدهها فقط وقتی جدی گرفته میشوند که از افراد "درست" بیایند
– بازخورد تنبیه میشود، نه استقبال
– راحتی مدیران مهمتر از حقیقت تیم است
💔 وقتی افراد ساکت میشوند، قبلاً این کارها را کردهاند: – بازخورد سازنده دادهاند
– نگرانیها را خصوصی مطرح کردهاند
– ایدهی جدید دادهاند
– پیگیر انصاف شدهاند
و هیچکدام با احترام یا کنجکاوی دریافت نشدهاند.
🎯 هزینههای سکوت در سازمان: – فرسودگی نیروهای کلیدی
– عقبماندن از نوآوری
– افزایش بیانگیزگی
– استعفاهایی که با "دیگه کسی حرفهام رو نمیشنید..." شروع میشوند
💡 رهبران برای ساختن فرهنگ ابراز نظر باید: – بدون خودخواهی گوش کنند
– پیگیریها را شفاف انجام دهند
– صداقت را پاداش دهند، نه فقط هماهنگی را
– خودشان آسیبپذیری را نشان دهند
🧠 امنیت روانی یعنی:
نه فقط اجازهی صحبت، بلکه جرئتِ صداقت و ارزشِ اهمیت دادن.
❓اگر تیمتان ساکت شده، فکر کنید:
خستهاند؟
یا یاد گرفتهاند که ابراز نظر خطرناک است؟
📣 بیایید درباره «امنیت واقعی» در محیط کار صحبت کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢استعفای خاموش؛ چالشی پنهان در مدیریت منابع انسانی
در سالهای اخیر، مفهومی تحت عنوان استعفای خاموش (Quiet Quitting) در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعیکننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کنارهگیری روانی» از کار محسوب میشود. در این وضعیت، کارکنان بهجای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله میگیرند. آنها تنها وظایف رسمی و تعریفشده خود را انجام میدهند و از پذیرش مسئولیتهای اضافی، تلاشهای داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیتهای فراتر از شرح شغل، خودداری میکنند.
علل بروز این پدیده را میتوان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بیعدالتی در محیط کار جستوجو کرد. وقتی کارکنان احساس کنند که تلاشهای آنها نادیده گرفته میشود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است بهصورت ناخودآگاه به استعفای خاموش روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آنها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع میتواند بهرهوری، خلاقیت و روحیه تیمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
برای مدیران و رهبران سازمانی، استعفای خاموش یک هشدار جدی است که باید بهعنوان فرصتی برای بازنگری در سیاستهای منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن میتوان به برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصتهای یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت، استعفای خاموش نه یک بحران، بلکه نشانهای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
✍💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در سالهای اخیر، مفهومی تحت عنوان استعفای خاموش (Quiet Quitting) در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعیکننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کنارهگیری روانی» از کار محسوب میشود. در این وضعیت، کارکنان بهجای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله میگیرند. آنها تنها وظایف رسمی و تعریفشده خود را انجام میدهند و از پذیرش مسئولیتهای اضافی، تلاشهای داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیتهای فراتر از شرح شغل، خودداری میکنند.
علل بروز این پدیده را میتوان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بیعدالتی در محیط کار جستوجو کرد. وقتی کارکنان احساس کنند که تلاشهای آنها نادیده گرفته میشود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است بهصورت ناخودآگاه به استعفای خاموش روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آنها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع میتواند بهرهوری، خلاقیت و روحیه تیمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
برای مدیران و رهبران سازمانی، استعفای خاموش یک هشدار جدی است که باید بهعنوان فرصتی برای بازنگری در سیاستهای منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن میتوان به برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصتهای یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت، استعفای خاموش نه یک بحران، بلکه نشانهای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
✍💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ تشکر و سپاسگزاری.
🔰کسانی که زیاد تشکر میکنند یکی از بالاترین و نادر ترین درجات شعور و شخصیت را دارا هستند تشکر کردن هایشان از سر عادت نیست بلکه از سر فهم و درک است.
🔰این افراد از دیدگاه روانشناسی در زندگی خیلی سختی کشیده اند. از بیرون آرام بنظر می رسند اما درونشان دریایی از تجربه و زخم و صبر پنهان است.
🔰تشکر کردن برای این افراد، یک واکنش سطحی نیست بلکه یک انتخاب آگاهانه است که ریشه در شعور و آگاهی و درک والای انسانیت دارد.
🔰اما متاسفانه این افراد تشکر کردن را متقابلا دریافت نمیکنند و بندرت بابت مهربانی هایشان از آنها تشکر میشود. تشکر کردن هایشان شاید ساده بنظر برسد اما پشت هر «ممنونم » یک شعور و درک عمیق قرار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰کسانی که زیاد تشکر میکنند یکی از بالاترین و نادر ترین درجات شعور و شخصیت را دارا هستند تشکر کردن هایشان از سر عادت نیست بلکه از سر فهم و درک است.
🔰این افراد از دیدگاه روانشناسی در زندگی خیلی سختی کشیده اند. از بیرون آرام بنظر می رسند اما درونشان دریایی از تجربه و زخم و صبر پنهان است.
🔰تشکر کردن برای این افراد، یک واکنش سطحی نیست بلکه یک انتخاب آگاهانه است که ریشه در شعور و آگاهی و درک والای انسانیت دارد.
🔰اما متاسفانه این افراد تشکر کردن را متقابلا دریافت نمیکنند و بندرت بابت مهربانی هایشان از آنها تشکر میشود. تشکر کردن هایشان شاید ساده بنظر برسد اما پشت هر «ممنونم » یک شعور و درک عمیق قرار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💟 سکوت سازمانی
💠 سکوت سازمانی پدیده ای است که در آن کارکنان سازمان به علل مختلف از اظهار نظر در مورد مسایل سازمان خودداری کرده و سکوت اختیار می کنند. سکوت یک علامت بسیار مهم بیماری، استرس، پیری، افسردگی و یا ترس در سازمان به شمار می رود و مدیران باید در اولین فرصت عامل آن را ردیابی و برطرف نمایند.
بی توجهی به این موضوع می تواند سبب اتفاقات وخیم تر و حتی مرگ سازمان شود.
💠 مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند:
۱- ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات، مرگ، بی نصیب بودن از امتیازات، برکناری از سمت و پست سازمانی و....
۲- ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها.
در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند؛ ولی با دلایل ناکافی یا مصلحت های غیر قابل توجیه؛ اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید.
۳- بدون پاداش گذاشتن ایده ها. وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند؛ پاداشی پرداخت نمی کند.
همان گونه که می بینید احساس ترس و ناامنی؛ مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی میگردد.
۴- شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند؛ و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام میدهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد.
متخصصان علم مدیریت از پدیده سکوت سازمانی با عباراتی چون خطرناک یا مضر نام می برند.
💠 با توجه به نوع انگیزه کارکنان سکوت در سازمانها به ٣ دسته زیر قابل تقسیم بندی است:
۱- سکوت مطیع : انگیزه این نوع سکوت کناره گیری، تسلیم بودن و رضایت دادن به هر چیزی است.
۲- سکوت تدافعی : انگیزه این نوع سکوت خود حفاظتی است؛ یعنی علت سکوت کارمند در سازمان ترس است.
۳- سکوت دوستانه: انگیزه این نوع سکوت؛ علاقه به دیگران و ایجاد فرصت برای نشر یک مساعی می باشد.
💠 دلایل سکوت مطیع :
۱- باور داشته باشد که صحبت کردن بی فایده است .
۲- از توانایی های شخصی خود برای نفوذ در شرایط، نا مطمئن باشند.
💠 دلایل سکوت تدافعی :
۱- به دلیل اشفته شدن افراد
۲- ایجاد پیامد های منفی برای خود فرد.
💠 دلایل سکوت دوستانه :
۱- سود بردن از نظرات دیگران
۲- خودداری از ارائه اطلاعات به دلایل سری و محرمانه بودن
💠 عوامل ایجاد کننده سکوت سازمانی:
اما پدیده سکوت سازمانی پدیده ای چند بعدی است و از چند جهت قابل بررسی می باشد.
💠 از جمله می توان دلایل و عوامل سکوت سازمانی به شرح زیر دسته بندی نمود:
۱- عوامل مدیریتی
۲- عوامل سازمانی و محیطی
۳- عوامل گروهی
۴- عوامل فردی
🔶 عوامل مدیریتی:
۱- باورهای ضمنی مدیران نسبت به سکوت سازمانی
۲- اقدامات مدیریتی
۳- سبک رهبری مدیریت سازمان
۴- ترس از بازخورد منفی
۵- تفاوتهای جمعیت شناختی مابین کارکنان و مدیران
۶- ایجاد جو بی اعتمادی و سوء ظن در سازمان
🔶 عوامل سازمانی :
۱- سکون شغلی
۲- سیاست ها و ساختارهای سازمانی
۳- فقدان مکانیزم باز خورد از پایین به بالا
۴- تصمیم گیری متمرکز
🔶 عوامل فرهنگی، اجتماعی و گروهی:
۱- همنوایی با جمع ( انطباق با گروه)
۲- گروه اندیشی
۳- اثر بخشی فرهنگ آداب و رسوم خانواده بر نحوه ارتباط فرزندان با بزرگتر ها.
🔶 عوامل فردی:
۱- حفظ موقعیت کنونی
۲- بی اعتمادی و بد بینی به مدیر
۳- احساس ناتوانی در ایجاد تغییر
۴- ترس از ارائه نظرات و بیان مشکلات
۵- مصلحت اندیشی
💠 پیامد های سکوت سازمانی:
۱- محدود شدن داده ها و اطلاعات
۲- عدم تجزیه و تحلیل ایده ها و دلیل های تصمیم گیری
۳- کاهش اثر بخشی تصمیم گیری
٤-کاهش توانایی سازمان برای شناسایی و اصلاح اشتباهات
۵- تضعیف تعهد و عرق سازمانی و اعتماد کارکنان
۶- احساس عدم کنترل کارکنان
۷- کاهش انگیزش کارکنان و افزایش نارضایتی
۸- ناهماهنگی شناختی کارکنان
۹- کاهش مشارکت و خلاقیت در بین کارکنان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠 سکوت سازمانی پدیده ای است که در آن کارکنان سازمان به علل مختلف از اظهار نظر در مورد مسایل سازمان خودداری کرده و سکوت اختیار می کنند. سکوت یک علامت بسیار مهم بیماری، استرس، پیری، افسردگی و یا ترس در سازمان به شمار می رود و مدیران باید در اولین فرصت عامل آن را ردیابی و برطرف نمایند.
بی توجهی به این موضوع می تواند سبب اتفاقات وخیم تر و حتی مرگ سازمان شود.
💠 مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند:
۱- ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات، مرگ، بی نصیب بودن از امتیازات، برکناری از سمت و پست سازمانی و....
۲- ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها.
در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند؛ ولی با دلایل ناکافی یا مصلحت های غیر قابل توجیه؛ اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید.
۳- بدون پاداش گذاشتن ایده ها. وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند؛ پاداشی پرداخت نمی کند.
همان گونه که می بینید احساس ترس و ناامنی؛ مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی میگردد.
۴- شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند؛ و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام میدهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد.
متخصصان علم مدیریت از پدیده سکوت سازمانی با عباراتی چون خطرناک یا مضر نام می برند.
💠 با توجه به نوع انگیزه کارکنان سکوت در سازمانها به ٣ دسته زیر قابل تقسیم بندی است:
۱- سکوت مطیع : انگیزه این نوع سکوت کناره گیری، تسلیم بودن و رضایت دادن به هر چیزی است.
۲- سکوت تدافعی : انگیزه این نوع سکوت خود حفاظتی است؛ یعنی علت سکوت کارمند در سازمان ترس است.
۳- سکوت دوستانه: انگیزه این نوع سکوت؛ علاقه به دیگران و ایجاد فرصت برای نشر یک مساعی می باشد.
💠 دلایل سکوت مطیع :
۱- باور داشته باشد که صحبت کردن بی فایده است .
۲- از توانایی های شخصی خود برای نفوذ در شرایط، نا مطمئن باشند.
💠 دلایل سکوت تدافعی :
۱- به دلیل اشفته شدن افراد
۲- ایجاد پیامد های منفی برای خود فرد.
💠 دلایل سکوت دوستانه :
۱- سود بردن از نظرات دیگران
۲- خودداری از ارائه اطلاعات به دلایل سری و محرمانه بودن
💠 عوامل ایجاد کننده سکوت سازمانی:
اما پدیده سکوت سازمانی پدیده ای چند بعدی است و از چند جهت قابل بررسی می باشد.
💠 از جمله می توان دلایل و عوامل سکوت سازمانی به شرح زیر دسته بندی نمود:
۱- عوامل مدیریتی
۲- عوامل سازمانی و محیطی
۳- عوامل گروهی
۴- عوامل فردی
🔶 عوامل مدیریتی:
۱- باورهای ضمنی مدیران نسبت به سکوت سازمانی
۲- اقدامات مدیریتی
۳- سبک رهبری مدیریت سازمان
۴- ترس از بازخورد منفی
۵- تفاوتهای جمعیت شناختی مابین کارکنان و مدیران
۶- ایجاد جو بی اعتمادی و سوء ظن در سازمان
🔶 عوامل سازمانی :
۱- سکون شغلی
۲- سیاست ها و ساختارهای سازمانی
۳- فقدان مکانیزم باز خورد از پایین به بالا
۴- تصمیم گیری متمرکز
🔶 عوامل فرهنگی، اجتماعی و گروهی:
۱- همنوایی با جمع ( انطباق با گروه)
۲- گروه اندیشی
۳- اثر بخشی فرهنگ آداب و رسوم خانواده بر نحوه ارتباط فرزندان با بزرگتر ها.
🔶 عوامل فردی:
۱- حفظ موقعیت کنونی
۲- بی اعتمادی و بد بینی به مدیر
۳- احساس ناتوانی در ایجاد تغییر
۴- ترس از ارائه نظرات و بیان مشکلات
۵- مصلحت اندیشی
💠 پیامد های سکوت سازمانی:
۱- محدود شدن داده ها و اطلاعات
۲- عدم تجزیه و تحلیل ایده ها و دلیل های تصمیم گیری
۳- کاهش اثر بخشی تصمیم گیری
٤-کاهش توانایی سازمان برای شناسایی و اصلاح اشتباهات
۵- تضعیف تعهد و عرق سازمانی و اعتماد کارکنان
۶- احساس عدم کنترل کارکنان
۷- کاهش انگیزش کارکنان و افزایش نارضایتی
۸- ناهماهنگی شناختی کارکنان
۹- کاهش مشارکت و خلاقیت در بین کارکنان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕سندروم سکوت سازمانی- بخش اول-
🔰سکوت سازمانی پدیده جدیدی است که طی آن، کارکنان سازمان به دلایل متفاوت از اظهار نظر در خصوص مشکلات سازمان امتناع ورزیده و سکوت میکنند.
📌این سکوت یکی از علائم بیماربودن سازمان است و ممکن است موجب مرگ سازمان شود.
🔹سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
🔹این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت.
صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
🔹مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند از:
1️⃣ ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات، مرگ، بی نصیب بودن از امتیازات، برکناری از سمت و پست سازمانی و…
2️⃣ ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها. در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند ولی با دلایل ناکافی یا مصلحت های غیر قابل توجیه اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید.
3️⃣ بدون پاداش گذاشتن ایده ها. وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند پاداشی پرداخت نمی کند. همان گونه که می بینید احساس ترس و ناامنی مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی میگردد.
4️⃣ شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام میدهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد.
🛑 سکوت در سازمانها به سه دسته قابل تقسیم بندی است:
💢سکوت مطیع، سکوت تدافعی، سکوت دوستانه
در بخش دوم به توضیح این سه نوع سکوت سازمانی توجه بفرمایید .
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
🔰سکوت سازمانی پدیده جدیدی است که طی آن، کارکنان سازمان به دلایل متفاوت از اظهار نظر در خصوص مشکلات سازمان امتناع ورزیده و سکوت میکنند.
📌این سکوت یکی از علائم بیماربودن سازمان است و ممکن است موجب مرگ سازمان شود.
🔹سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
🔹این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت.
صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
🔹مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند از:
1️⃣ ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات، مرگ، بی نصیب بودن از امتیازات، برکناری از سمت و پست سازمانی و…
2️⃣ ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها. در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند ولی با دلایل ناکافی یا مصلحت های غیر قابل توجیه اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید.
3️⃣ بدون پاداش گذاشتن ایده ها. وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند پاداشی پرداخت نمی کند. همان گونه که می بینید احساس ترس و ناامنی مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی میگردد.
4️⃣ شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام میدهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد.
🛑 سکوت در سازمانها به سه دسته قابل تقسیم بندی است:
💢سکوت مطیع، سکوت تدافعی، سکوت دوستانه
در بخش دوم به توضیح این سه نوع سکوت سازمانی توجه بفرمایید .
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
Telegram
attach 📎
🛑 -بخش دوم- سندروم سکوت سازمانی .
📕سکوت در سازمانها به سه دسته قابل تقسیم بندی است:
⭐️سکوت مطیع:
هنگامیکه اکثریت افراد، فردی را بعنوان فرد ساکت نام مینهند، منظور سکوت حاصل آنها اغلب آن است که وی بطور فعال، ارتباط برقرار نمیکند. از این نوع رفتار، سکوت مطیع نام دارد و به خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بر اساس تسلیم و رضایت دادن به هر شرایطی اطلاق میگردد. بنابراین سکوت مطیع، نشان از رفتار کنارهگیرانه دارد که بیشتر حالتی انفعالی دارد تا فعال . افراد با داشتن این نوع سکوت، تسلیم وضعیت فعلی شده و هیچ تمایلی برای تلاش در جهت صحبت کردن، مشارکت یا کوشش در جهت تغییر وضعیت موجود ندارند.
بعنوان مثال کارمندی از ارائه نظرات خود امتناع میورزد زیرا باور به آن دارد که صحبت کردن بیفایده است و ایجاد تفاوت و تغییر شرایط موجود با صحبت کردن و اظهار نظر، دور از ذهن میباشد و یا ممکن است از تواناییهای شخصی خود برای نفوذ بر شرایط، نامطمئن باشد.
⭐️سکوت تدافعی:
انگیزه این نوع سکوت، احساس ترس در فرد از ارائه اطلاعات است. در واقع گاهی ممکن است افراد بدلیل محافظت از موقعیت و شرایط خود (انگیزه خودحفاظتی) به خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بپردازند. سکوت تدافعی، رفتاری تعمدی و غیر منفعلانه است که به منظور حفظ خود از تهدیدهای خارجی بکار میرود. سکوت تدافعی شبیه حالتی است که افراد از انتشار خبرهای بد بدلیل آشفته شدن افراد یا ایجاد پیامدهای منفی برای شخص خبررسان احتراز میورزند
⭐️سکوت نوعدوستانه:
سکوت نوع دوستانه مبتنی ادبیات رفتار شهروندی سازمانی و عبارت است از امتناع از بیان ایدهها، است. اطلاعات و یا نظرات مرتبط با کار با هدف سودبردن دیگر افراد در سازمان و بر اساس انگیزههای نوعدوستی، تشریک مساعی و همکاری. سکوت نوعدوستانه، تعمدی و غیرمنفعلانه است که اساساً بر دیگران تمرکز و تاکید دارد. همچون رفتارهای شهروند سازمانی، سکوت نوعدوستانه رفتار با بصیرت و عقلایی است که نمیتوان آن را از طریق فرمان و دستورات سازمانی به اجرا درآورد این نوع سکوت همچون سکوت تدافعی بر اساس ملاحظه و آگاهی از بدیلها در تصمیمگیری و در عین حال خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات و نظرات است. اما برعکس سکوت تدافعی، با ملاحظه دیگران و توجه به آنها حاصل میگردد بجای آنکه صرفاً بخاطر ترس از نتایج منفی شخصی ناشی از ارائه ایدهها، باشد.
🔰پیامد های سکوت سازمانی :
۱- محدود شدن داده ها و اطلاعات
۲- عدم تجزیه و تحلیل ایده ها و بدیل های تصمیم گیری
۳- کاهش اثر بخش تصمیم گیری
۴- کاهش توانایی سازمان برای شناسایی و اصلاح اشتباهات
۵- تضعیف تعهد و عرق سازمانی و اعتماد کارکنان
۶- احساس عدم کنترل کارکنان
۷- کاهش انگیزش کارکنان و افزایش نارضایتی
۸- ناهماهنگی شناختی کارکنان
۹- کاهش مشارکت و خلاقیت در بین کارکنان
🔰پیشنهادهایی برای کاهش سکوت در سازمانها :
۱-استقرار نظام پاداش دهی مناسب برای نظرات و پیشنهادات خلاق؛
۲-استقرار سیستم تریبون آزاد بدون کوچکترین استرس و نگرانی و ترس از بیان آزاد عقاید؛
۳-شناسایی توانمندی ها و قابلیت های افراد و استفاده از آنها در امور اجرایی و تصمیمگیری؛
۴-کاهش تمرکز سازمانی و تفویض اختیار؛
۵-شناخت ویژگی های فردی و شخصیتی افراد جهت واگذاری مسئولیت به آنها؛
۶-تشکیل کارگاههای آموزشی روابط عمومی و برقراری ارتباط؛
۷-تدوین آئین نامههایی برای حمایت از نظرات کارکنان؛
۸-تغییر فرهنگ سازمان در جهت دست یابی به موقعیت سازمانهای یادگیرنده و یادگیری سازمانی؛
۹-برقراری برنامه بهبود مدیریت منابع انسانی؛
۱۰-ایجاد امنیت شغلی برای کارکنان و کاهش جو ترس و هراس از انتقاد؛
۱۱-ایجاد سیستم بازخورد مثبت و منفی توامان.
۱۲-استقرار سیستم آموزش کارکنان برای همگام بودن با تکنولوژی و فن آوری های روز دنیا.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
📕سکوت در سازمانها به سه دسته قابل تقسیم بندی است:
⭐️سکوت مطیع:
هنگامیکه اکثریت افراد، فردی را بعنوان فرد ساکت نام مینهند، منظور سکوت حاصل آنها اغلب آن است که وی بطور فعال، ارتباط برقرار نمیکند. از این نوع رفتار، سکوت مطیع نام دارد و به خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بر اساس تسلیم و رضایت دادن به هر شرایطی اطلاق میگردد. بنابراین سکوت مطیع، نشان از رفتار کنارهگیرانه دارد که بیشتر حالتی انفعالی دارد تا فعال . افراد با داشتن این نوع سکوت، تسلیم وضعیت فعلی شده و هیچ تمایلی برای تلاش در جهت صحبت کردن، مشارکت یا کوشش در جهت تغییر وضعیت موجود ندارند.
بعنوان مثال کارمندی از ارائه نظرات خود امتناع میورزد زیرا باور به آن دارد که صحبت کردن بیفایده است و ایجاد تفاوت و تغییر شرایط موجود با صحبت کردن و اظهار نظر، دور از ذهن میباشد و یا ممکن است از تواناییهای شخصی خود برای نفوذ بر شرایط، نامطمئن باشد.
⭐️سکوت تدافعی:
انگیزه این نوع سکوت، احساس ترس در فرد از ارائه اطلاعات است. در واقع گاهی ممکن است افراد بدلیل محافظت از موقعیت و شرایط خود (انگیزه خودحفاظتی) به خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بپردازند. سکوت تدافعی، رفتاری تعمدی و غیر منفعلانه است که به منظور حفظ خود از تهدیدهای خارجی بکار میرود. سکوت تدافعی شبیه حالتی است که افراد از انتشار خبرهای بد بدلیل آشفته شدن افراد یا ایجاد پیامدهای منفی برای شخص خبررسان احتراز میورزند
⭐️سکوت نوعدوستانه:
سکوت نوع دوستانه مبتنی ادبیات رفتار شهروندی سازمانی و عبارت است از امتناع از بیان ایدهها، است. اطلاعات و یا نظرات مرتبط با کار با هدف سودبردن دیگر افراد در سازمان و بر اساس انگیزههای نوعدوستی، تشریک مساعی و همکاری. سکوت نوعدوستانه، تعمدی و غیرمنفعلانه است که اساساً بر دیگران تمرکز و تاکید دارد. همچون رفتارهای شهروند سازمانی، سکوت نوعدوستانه رفتار با بصیرت و عقلایی است که نمیتوان آن را از طریق فرمان و دستورات سازمانی به اجرا درآورد این نوع سکوت همچون سکوت تدافعی بر اساس ملاحظه و آگاهی از بدیلها در تصمیمگیری و در عین حال خودداری از ارائه ایدهها، اطلاعات و نظرات است. اما برعکس سکوت تدافعی، با ملاحظه دیگران و توجه به آنها حاصل میگردد بجای آنکه صرفاً بخاطر ترس از نتایج منفی شخصی ناشی از ارائه ایدهها، باشد.
🔰پیامد های سکوت سازمانی :
۱- محدود شدن داده ها و اطلاعات
۲- عدم تجزیه و تحلیل ایده ها و بدیل های تصمیم گیری
۳- کاهش اثر بخش تصمیم گیری
۴- کاهش توانایی سازمان برای شناسایی و اصلاح اشتباهات
۵- تضعیف تعهد و عرق سازمانی و اعتماد کارکنان
۶- احساس عدم کنترل کارکنان
۷- کاهش انگیزش کارکنان و افزایش نارضایتی
۸- ناهماهنگی شناختی کارکنان
۹- کاهش مشارکت و خلاقیت در بین کارکنان
🔰پیشنهادهایی برای کاهش سکوت در سازمانها :
۱-استقرار نظام پاداش دهی مناسب برای نظرات و پیشنهادات خلاق؛
۲-استقرار سیستم تریبون آزاد بدون کوچکترین استرس و نگرانی و ترس از بیان آزاد عقاید؛
۳-شناسایی توانمندی ها و قابلیت های افراد و استفاده از آنها در امور اجرایی و تصمیمگیری؛
۴-کاهش تمرکز سازمانی و تفویض اختیار؛
۵-شناخت ویژگی های فردی و شخصیتی افراد جهت واگذاری مسئولیت به آنها؛
۶-تشکیل کارگاههای آموزشی روابط عمومی و برقراری ارتباط؛
۷-تدوین آئین نامههایی برای حمایت از نظرات کارکنان؛
۸-تغییر فرهنگ سازمان در جهت دست یابی به موقعیت سازمانهای یادگیرنده و یادگیری سازمانی؛
۹-برقراری برنامه بهبود مدیریت منابع انسانی؛
۱۰-ایجاد امنیت شغلی برای کارکنان و کاهش جو ترس و هراس از انتقاد؛
۱۱-ایجاد سیستم بازخورد مثبت و منفی توامان.
۱۲-استقرار سیستم آموزش کارکنان برای همگام بودن با تکنولوژی و فن آوری های روز دنیا.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
🟢 ۱. عوامل مؤثر بر سکوت سازمانی: چرا کارکنان سکوت میکنند؟
🔷- ترس از عواقب منفی: مطالعات نشان میدهند ترس از توبیخ، کاهش فرصتهای شغلی، یا تضعیف روابط با مدیران، اصلیترین عامل سکوت است. کارکنان اغلب به دلیل سبک رهبری آمرانه یا فرهنگ سازمانی غیرشفاف، از بیان نظرات خود اجتناب میکنند.
🔹- احساس بیهودگی: اگر کارکنان باور داشته باشند نظراتشان نادیده گرفته میشود، حتی با وجود امنیت روانی، سکوت را انتخاب میکنند. این موضوع در پژوهشها به عنوان "سکوت تسلیمآمیز" (Acquiescent Silence) شناخته میشود.
🔹- عوامل سازمانی: نبود شایستهسالاری، حمایت ناکافی مدیران، و یادگیری اجتماعی (الگوبرداری از سکوت همکاران) از دیگر دلایل برجسته هستند.
🔹- ویژگیهای فردی: شخصیت برونگرا یا درونگرا، سطح وظیفهشناسی، و تجربههای گذشته نیز در تصمیم به سکوت نقش دارند.
🔴 ۲. پیامدهای سکوت سازمانی: چرا باید نگران باشیم؟
🔸- کاهش عملکرد: سکوت سازمانی منجر به از دست رفتن ایدههای نو، کاهش مشارکت، و افت بهرهوری میشود. پژوهشی در دانشگاه علوم پزشکی ایران نشان داد سکوت سازمانی با میانجیگری فرهنگ منفی، عملکرد کارکنان را ۴۲.۶٪ کاهش میدهد.
🔸- تخریب هویت سازمانی: سکوت طولانیمدت باعث کاهش حس تعلق و هویت سازمانی میشود که در نهایت به افزایش رفتارهای ضداجتماعی مانند بیاحترامی در محیط کار میانجامد.
🔸- سلامت روانی: کارکنان ساکت بیشتر در معرض استرس، فرسودگی شغلی (Burnout)، و کاهش رضایت شغلی قرار میگیرند.
🔸- خروج مشتریان و منابع انسانی: سازمانهایی با سکوت فراگیر، به دلیل ناتوانی در حل مشکلات داخلی، مشتریان و نیروهای مستعد خود را از دست میدهند .
🟢 ۳. راهکارهای شکستن سکوت:
🟣 چگونه فضای گفتگو ایجاد کنیم؟
🔷 الف) تحول در سبک رهبری
🔹- رهبری تحول آفرین: مدیرانی که گوش شنوا دارند، بازخورد مثبت میدهند، و از ایدههای کارکنان حمایت میکنند، سکوت را کاهش میدهند. پژوهشها نشان میدهند رهبری تحولی با افزایش ۳۰٪ی مشارکت کارکنان مرتبط است.
🔹- اجتناب از رهبری آمرانه: مطالعات موردی در سازمانهای دولتی ایران تأیید میکند که سبک رهبری دستوری، مهمترین عامل سکوت کارکنان است .
🔷 ب) ایجاد فرهنگ سازمانی باز
🔹- ساختارهای رسمی برای گفتگو: ایجاد سیستمهای پیشنهادات آنلاین، جلسات ماهانه بدون حضور مدیران ارشد، و برنامههای "گفتگوی آزاد" (Open Door Policy) .
🔹- تقویت امنیت روانی: کارکنان باید مطمئن باشند که بیان نظرات انتقادی، تهدیدی برای موقعیت شغلی آنها نیست. پژوهشگران پیشنهاد میکنند از ابزارهای ناشناس برای جمعآوری نظرات استفاده شود .
🔷ج) آموزش و توانمندسازی
🔹- آموزش مهارتهای ارتباطی: کارکنان و مدیران باید نحوه بیان انتقادات سازنده و مدیریت تعارض را بیاموزند.
🔹- توانمندسازی روانشناختی: افزایش احساس کنترل و تأثیرگذاری در کارکنان، تمایل به صحبت کردن را تقویت میکند .
🟣 ۴. نقش فناوری در کاهش سکوت سازمانی
استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای جمعآوری نظرات (نظیر سیستمهای پیشنهادات مبتنی بر هوش مصنوعی) و تحلیل احساسات کارکنان (Sentiment Analysis) میتواند به شناسایی زود هنگام سکوت سازمانی کمک کند. پژوهشی در استانداری چهارمحال و بختیاری نشان داد که خودسانسوری کارکنان با استفاده از ابزارهای ناشناس تا ۴۰٪ کاهش یافت .
🔰 ۵. نتیجه گیری: سکوت سازمانی را جدی بگیریم!
سکوت سازمانی نه تنها نشانه ناامیدی کارکنان است، بلکه زنگ خطری برای افول سازمان محسوب میشود. مدیران باید با ایجاد فضای اعتماد، تقویت رهبری اخلاقمدار، و طراحی مکانیسم های شفاف، زمینه ای فراهم کنند که هر صدایی شنیده شود. همانطور که دکتر بهزاد ابوالعلائی اشاره میکند: «باید از سکوت کارکنان که نشانه قطع امید آنهاست، بترسیم!»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷- ترس از عواقب منفی: مطالعات نشان میدهند ترس از توبیخ، کاهش فرصتهای شغلی، یا تضعیف روابط با مدیران، اصلیترین عامل سکوت است. کارکنان اغلب به دلیل سبک رهبری آمرانه یا فرهنگ سازمانی غیرشفاف، از بیان نظرات خود اجتناب میکنند.
🔹- احساس بیهودگی: اگر کارکنان باور داشته باشند نظراتشان نادیده گرفته میشود، حتی با وجود امنیت روانی، سکوت را انتخاب میکنند. این موضوع در پژوهشها به عنوان "سکوت تسلیمآمیز" (Acquiescent Silence) شناخته میشود.
🔹- عوامل سازمانی: نبود شایستهسالاری، حمایت ناکافی مدیران، و یادگیری اجتماعی (الگوبرداری از سکوت همکاران) از دیگر دلایل برجسته هستند.
🔹- ویژگیهای فردی: شخصیت برونگرا یا درونگرا، سطح وظیفهشناسی، و تجربههای گذشته نیز در تصمیم به سکوت نقش دارند.
🔴 ۲. پیامدهای سکوت سازمانی: چرا باید نگران باشیم؟
🔸- کاهش عملکرد: سکوت سازمانی منجر به از دست رفتن ایدههای نو، کاهش مشارکت، و افت بهرهوری میشود. پژوهشی در دانشگاه علوم پزشکی ایران نشان داد سکوت سازمانی با میانجیگری فرهنگ منفی، عملکرد کارکنان را ۴۲.۶٪ کاهش میدهد.
🔸- تخریب هویت سازمانی: سکوت طولانیمدت باعث کاهش حس تعلق و هویت سازمانی میشود که در نهایت به افزایش رفتارهای ضداجتماعی مانند بیاحترامی در محیط کار میانجامد.
🔸- سلامت روانی: کارکنان ساکت بیشتر در معرض استرس، فرسودگی شغلی (Burnout)، و کاهش رضایت شغلی قرار میگیرند.
🔸- خروج مشتریان و منابع انسانی: سازمانهایی با سکوت فراگیر، به دلیل ناتوانی در حل مشکلات داخلی، مشتریان و نیروهای مستعد خود را از دست میدهند .
🟢 ۳. راهکارهای شکستن سکوت:
🟣 چگونه فضای گفتگو ایجاد کنیم؟
🔷 الف) تحول در سبک رهبری
🔹- رهبری تحول آفرین: مدیرانی که گوش شنوا دارند، بازخورد مثبت میدهند، و از ایدههای کارکنان حمایت میکنند، سکوت را کاهش میدهند. پژوهشها نشان میدهند رهبری تحولی با افزایش ۳۰٪ی مشارکت کارکنان مرتبط است.
🔹- اجتناب از رهبری آمرانه: مطالعات موردی در سازمانهای دولتی ایران تأیید میکند که سبک رهبری دستوری، مهمترین عامل سکوت کارکنان است .
🔷 ب) ایجاد فرهنگ سازمانی باز
🔹- ساختارهای رسمی برای گفتگو: ایجاد سیستمهای پیشنهادات آنلاین، جلسات ماهانه بدون حضور مدیران ارشد، و برنامههای "گفتگوی آزاد" (Open Door Policy) .
🔹- تقویت امنیت روانی: کارکنان باید مطمئن باشند که بیان نظرات انتقادی، تهدیدی برای موقعیت شغلی آنها نیست. پژوهشگران پیشنهاد میکنند از ابزارهای ناشناس برای جمعآوری نظرات استفاده شود .
🔷ج) آموزش و توانمندسازی
🔹- آموزش مهارتهای ارتباطی: کارکنان و مدیران باید نحوه بیان انتقادات سازنده و مدیریت تعارض را بیاموزند.
🔹- توانمندسازی روانشناختی: افزایش احساس کنترل و تأثیرگذاری در کارکنان، تمایل به صحبت کردن را تقویت میکند .
🟣 ۴. نقش فناوری در کاهش سکوت سازمانی
استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای جمعآوری نظرات (نظیر سیستمهای پیشنهادات مبتنی بر هوش مصنوعی) و تحلیل احساسات کارکنان (Sentiment Analysis) میتواند به شناسایی زود هنگام سکوت سازمانی کمک کند. پژوهشی در استانداری چهارمحال و بختیاری نشان داد که خودسانسوری کارکنان با استفاده از ابزارهای ناشناس تا ۴۰٪ کاهش یافت .
🔰 ۵. نتیجه گیری: سکوت سازمانی را جدی بگیریم!
سکوت سازمانی نه تنها نشانه ناامیدی کارکنان است، بلکه زنگ خطری برای افول سازمان محسوب میشود. مدیران باید با ایجاد فضای اعتماد، تقویت رهبری اخلاقمدار، و طراحی مکانیسم های شفاف، زمینه ای فراهم کنند که هر صدایی شنیده شود. همانطور که دکتر بهزاد ابوالعلائی اشاره میکند: «باید از سکوت کارکنان که نشانه قطع امید آنهاست، بترسیم!»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی تلخ از یک تصمیم مدیریتی نسنجیده...
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که چند نفر از کارکنان باسابقه شرکت، یک صبح مثل همیشه به محل کار میآیند، اما با در بسته دستگاه حضور و غیاب مواجه میشوند. انگار دسترسی آنها قطع شده... بیخبر، بیمقدمه!
دقایقی بعد، مدیرعامل جوان شرکت وارد میشود. درحالیکه همه نگاهها به اوست، با خونسردی توضیح میدهد که این فقط یک تلنگر بوده، برای اینکه درباره «استعفای خاموش» با کارکنان صحبت کند. و حالا، همه میتوانند دوباره به کار خود برگردند.
اما آیا این سبک مدیریت، چیزی جز تحقیر عمومی، بیاعتمادی و آسیب به کرامت کارکنان بهجا میگذارد؟
تلنگر، لازم است؛ اما نه با شکستن حرمتها و ایجاد تجربهناخوشایند برای کارکنان .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که چند نفر از کارکنان باسابقه شرکت، یک صبح مثل همیشه به محل کار میآیند، اما با در بسته دستگاه حضور و غیاب مواجه میشوند. انگار دسترسی آنها قطع شده... بیخبر، بیمقدمه!
دقایقی بعد، مدیرعامل جوان شرکت وارد میشود. درحالیکه همه نگاهها به اوست، با خونسردی توضیح میدهد که این فقط یک تلنگر بوده، برای اینکه درباره «استعفای خاموش» با کارکنان صحبت کند. و حالا، همه میتوانند دوباره به کار خود برگردند.
اما آیا این سبک مدیریت، چیزی جز تحقیر عمومی، بیاعتمادی و آسیب به کرامت کارکنان بهجا میگذارد؟
تلنگر، لازم است؛ اما نه با شکستن حرمتها و ایجاد تجربهناخوشایند برای کارکنان .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک در سازمان موفقترند؟
🧩 سه نفر را تصور کنید که هر سه بسیار باهوش و توانمندند. نفر اول هر وقت همکارش مشکلی دارد، کمک میکند؛ تجربهاش را منتقل میکند و حتی گاهی از اعتبار خودش برای رشد دیگران استفاده میکند. نفر دوم همیشه میپرسد: «این کار چه منفعتی برای من دارد؟» و نفر سوم میگوید: «من کمک میکنم، اما انتظار دارم تو هم روزی کمکم کنی.»
❓ اگر قرار باشد روی موفقیت یکی از این سه نفر شرط ببندید، کدام را انتخاب میکنید؟
🧠 آدام گرانت، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بدهبستان، برای توضیح این تفاوت، آدمهای محیط کار را به سه گروه تقسیم میکند: بخشندهها، گیرندهها و معاملهگرها.
🎁 بخشندهها قبل از اینکه بپرسند «چه چیزی گیر من میآید؟» میپرسند: «چه کمکی از دست من برمیآید؟» آنها دانش، زمان، تجربه، ارتباطات و حمایت خود را در اختیار دیگران میگذارند.
🦊 گیرندهها بازی را متفاوت میبینند. برای آنها سؤال اصلی این است: «این رابطه، این پروژه یا این آدم چه چیزی برای من دارد؟» ممکن است بسیار موفق، جاهطلب و حتی دوستداشتنی باشند؛ اما معمولاً بیشتر ارزش میگیرند تا اینکه ارزش ایجاد کنند.
⚖️ معاملهگرها وسط این دو قرار میگیرند. آنها به اصل بدهبستان و عدالت اهمیت میدهند: «من برای تو کاری انجام میدهم، اما انتظار دارم رابطه در نهایت متعادل باشد.»
💥 اما قسمت شگفتانگیز ماجرا اینجاست: گرانت میگوید بخشندهها میتوانند هم کمموفقیتترین افراد سازمان باشند و هم موفقترین آنها!
🔍 چرا؟ چون همه بخشندهها شبیه هم نیستند. بعضیها آنقدر به دیگران میدهند که خودشان خالی میشوند؛ کار دیگران را انجام میدهند، همیشه در دسترساند، نمیتوانند «نه» بگویند و در نهایت خسته و فرسوده میشوند.
🚀 اما بخشندههای موفق، یک تفاوت اساسی دارند: آنها بخشندهاند، اما قربانی نیستند. کمک میکنند، اما مرز دارند. اعتماد میکنند، اما سادهلوح نیستند. دانش میدهند، اما اجازه نمیدهند دیگران دائماً از آنها استفاده کنند.
🎯 اینجاست که این نظریه برای مدیران جذاب میشود. مدیر نباید فقط بپرسد «چه کسی در تیم من سختکوشتر است؟» باید ببیند چه کسی برای دیگران ارزش ایجاد میکند، چه کسی فقط ارزش دریافت میکند و چه کسی همکاری را به یک حسابداری دائمی تبدیل کرده است.
👀 یک آزمایش ساده انجام دهید. دفعه بعد که یکی از کارکنان دچار مشکل شد، فقط تماشا کنید چه کسی بدون درخواست شما جلو میآید. وقتی موفقیتی اتفاق افتاد، ببینید چه کسی اعتبار را تقسیم میکند و چه کسی همه آن را برای خودش برمیدارد. وقتی یک فرصت خوب ایجاد شد، ببینید چه کسی دیگری را هم بالا میکشد.
💡 آنوقت احتمالاً چیز جالبی درباره فرهنگ سازمانتان کشف خواهید کرد: فرهنگ واقعی سازمان را نه شعارهای روی دیوار، بلکه همین رفتارهای کوچک و تکرارشونده میسازند.
🏆 پس برگردیم به سؤال اول: بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک موفقتر است؟
پاسخ، برخلاف انتظار، «بخشنده» نیست.
🔑 موفقترین آدمها کسانیاند که ارزش ایجاد میکنند، اما ارزش خودشان را هم فراموش نمیکنند.
🌱 و شاید این بهترین تعریف برای یک مدیر موفق باشد: «آنقدر به دیگران کمک کن که رشد کنند؛ آنقدر از خودت مراقبت کن که بتوانی ادامه بدهی.»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🧩 سه نفر را تصور کنید که هر سه بسیار باهوش و توانمندند. نفر اول هر وقت همکارش مشکلی دارد، کمک میکند؛ تجربهاش را منتقل میکند و حتی گاهی از اعتبار خودش برای رشد دیگران استفاده میکند. نفر دوم همیشه میپرسد: «این کار چه منفعتی برای من دارد؟» و نفر سوم میگوید: «من کمک میکنم، اما انتظار دارم تو هم روزی کمکم کنی.»
❓ اگر قرار باشد روی موفقیت یکی از این سه نفر شرط ببندید، کدام را انتخاب میکنید؟
🧠 آدام گرانت، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بدهبستان، برای توضیح این تفاوت، آدمهای محیط کار را به سه گروه تقسیم میکند: بخشندهها، گیرندهها و معاملهگرها.
🎁 بخشندهها قبل از اینکه بپرسند «چه چیزی گیر من میآید؟» میپرسند: «چه کمکی از دست من برمیآید؟» آنها دانش، زمان، تجربه، ارتباطات و حمایت خود را در اختیار دیگران میگذارند.
🦊 گیرندهها بازی را متفاوت میبینند. برای آنها سؤال اصلی این است: «این رابطه، این پروژه یا این آدم چه چیزی برای من دارد؟» ممکن است بسیار موفق، جاهطلب و حتی دوستداشتنی باشند؛ اما معمولاً بیشتر ارزش میگیرند تا اینکه ارزش ایجاد کنند.
⚖️ معاملهگرها وسط این دو قرار میگیرند. آنها به اصل بدهبستان و عدالت اهمیت میدهند: «من برای تو کاری انجام میدهم، اما انتظار دارم رابطه در نهایت متعادل باشد.»
💥 اما قسمت شگفتانگیز ماجرا اینجاست: گرانت میگوید بخشندهها میتوانند هم کمموفقیتترین افراد سازمان باشند و هم موفقترین آنها!
🔍 چرا؟ چون همه بخشندهها شبیه هم نیستند. بعضیها آنقدر به دیگران میدهند که خودشان خالی میشوند؛ کار دیگران را انجام میدهند، همیشه در دسترساند، نمیتوانند «نه» بگویند و در نهایت خسته و فرسوده میشوند.
🚀 اما بخشندههای موفق، یک تفاوت اساسی دارند: آنها بخشندهاند، اما قربانی نیستند. کمک میکنند، اما مرز دارند. اعتماد میکنند، اما سادهلوح نیستند. دانش میدهند، اما اجازه نمیدهند دیگران دائماً از آنها استفاده کنند.
🎯 اینجاست که این نظریه برای مدیران جذاب میشود. مدیر نباید فقط بپرسد «چه کسی در تیم من سختکوشتر است؟» باید ببیند چه کسی برای دیگران ارزش ایجاد میکند، چه کسی فقط ارزش دریافت میکند و چه کسی همکاری را به یک حسابداری دائمی تبدیل کرده است.
👀 یک آزمایش ساده انجام دهید. دفعه بعد که یکی از کارکنان دچار مشکل شد، فقط تماشا کنید چه کسی بدون درخواست شما جلو میآید. وقتی موفقیتی اتفاق افتاد، ببینید چه کسی اعتبار را تقسیم میکند و چه کسی همه آن را برای خودش برمیدارد. وقتی یک فرصت خوب ایجاد شد، ببینید چه کسی دیگری را هم بالا میکشد.
💡 آنوقت احتمالاً چیز جالبی درباره فرهنگ سازمانتان کشف خواهید کرد: فرهنگ واقعی سازمان را نه شعارهای روی دیوار، بلکه همین رفتارهای کوچک و تکرارشونده میسازند.
🏆 پس برگردیم به سؤال اول: بخشنده، گیرنده یا معاملهگر؛ کدامیک موفقتر است؟
پاسخ، برخلاف انتظار، «بخشنده» نیست.
🔑 موفقترین آدمها کسانیاند که ارزش ایجاد میکنند، اما ارزش خودشان را هم فراموش نمیکنند.
🌱 و شاید این بهترین تعریف برای یک مدیر موفق باشد: «آنقدر به دیگران کمک کن که رشد کنند؛ آنقدر از خودت مراقبت کن که بتوانی ادامه بدهی.»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕 برگزاری آزمون مصاحبه تخصصی جذب فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاههای برتر در مجتمع آموزشی و پژوهشی آذربایجان (پژوهشگاه نیرو)
✅ بار دیگر افتخار این را داشتیم تا در یک رویدادی دیگر، در کنار اساتید ارزیابی و همکاران گرامی و مدیران پایه و میانی وزارت نیرو در شمالغرب کشور، تجربهای ارزشمند رقم بزنیم
🔰 در راستای سیاستهای کلان صنعت برق مبنی بر جذب فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاههای برتر و بهرهگیری از توان علمی جوانان مستعد، فرآیند مصاحبه تخصصی، در محل مجتمع آموزشی و پژوهشی آذربایجان برگزار گردید. در این آزمون، تعداد ۱۷ نفر از داوطلبان واجد شرایط، مورد ارزیابی و مصاحبه تخصصی قرار گرفتند
📊 فرآیند ارزیابی داوطلبان در این مرحله، با رویکردی شایستگیمحور و تخصصی در ۶ محور اصلی و بر اساس مدل ۱۰۰۰ امتیازی صورت پذیرفت.
💡 برگزاری اینگونه آزمونهای استخدامی با نظارت دقیق دستگاههای متولی و بهرهگیری از اساتید مجرب، گامی موثر در جهت ارتقای سطح کیفی نیروی انسانی در صنعت برق منطقه می باشد.
✍️ با احترام: دکتر محمدحسین کاشفی؛ ارزیاب کشوری کانون های ارزیابی مدیران،
مشاور و مدرس توسعه مدیریت و رهبری سازمانی
🆔@Competentmanagers
✅ بار دیگر افتخار این را داشتیم تا در یک رویدادی دیگر، در کنار اساتید ارزیابی و همکاران گرامی و مدیران پایه و میانی وزارت نیرو در شمالغرب کشور، تجربهای ارزشمند رقم بزنیم
🔰 در راستای سیاستهای کلان صنعت برق مبنی بر جذب فارغالتحصیلان ممتاز دانشگاههای برتر و بهرهگیری از توان علمی جوانان مستعد، فرآیند مصاحبه تخصصی، در محل مجتمع آموزشی و پژوهشی آذربایجان برگزار گردید. در این آزمون، تعداد ۱۷ نفر از داوطلبان واجد شرایط، مورد ارزیابی و مصاحبه تخصصی قرار گرفتند
📊 فرآیند ارزیابی داوطلبان در این مرحله، با رویکردی شایستگیمحور و تخصصی در ۶ محور اصلی و بر اساس مدل ۱۰۰۰ امتیازی صورت پذیرفت.
💡 برگزاری اینگونه آزمونهای استخدامی با نظارت دقیق دستگاههای متولی و بهرهگیری از اساتید مجرب، گامی موثر در جهت ارتقای سطح کیفی نیروی انسانی در صنعت برق منطقه می باشد.
✍️ با احترام: دکتر محمدحسین کاشفی؛ ارزیاب کشوری کانون های ارزیابی مدیران،
مشاور و مدرس توسعه مدیریت و رهبری سازمانی
🆔@Competentmanagers
🔴چطور از میانسالی بیشتر بهره ببریم؟
از خودِ دیروزمان، انتظارِ فهمِ امروزمان را نداشته باشیم.
✍مصطفی ملکیان
گاهی به گذشته نگاه میکنیم و میگوییم: اگر آن سالها را صرف کار دیگری کرده بودم، امروز زندگی بهتری داشتم. چرا در کودکی اینقدر بازی کردم؟ چرا در جوانی دنبال چیزهایی رفتم که امروز دیگر برایم اهمیت ندارند؟
اما در این داوری، نکتهای را فراموش میکنیم: هر دورهٔ زندگی اقتضائات خودش را دارد. نمیتوانیم کودکی کرده باشیم، اما علایق و خواستههای کودکی را نداشته باشیم. نمیتوانیم جوانی را گذرانده باشیم، اما انتظار داشته باشیم از همان ابتدا پختگی امروزمان را داشتهایم.
بخشی از اندوه ما از گذشته، از همین انتظار برمیآید؛ انگار میخواستهایم در تمام عمر، بهاندازهٔ امروز پخته باشیم. درحالیکه با گذراندن همان دورهها به اینجا رسیدهایم.
▪️ اشتباهات گذشته را هم یکسره زیان نبینیم
حتی انتخابی که امروز اشتباه میدانیم، ممکن است خوشیها و دوستیهایی برایمان به همراه آورده باشد.
مثلاً میگوییم چرا بهجای درسخواندن، دنبال فوتبال رفتم؟ اما همان فوتبال چقدر شادی به ما داده است؟ چه دوستیهایی ساخته که بعدها در زندگی همراهمان بودهاند؟
اگر فقط هزینههای یک انتخاب را ببینیم و همهٔ خوبیهای حاصل از آن را حذف کنیم، تصویر کاملی از گذشته نخواهیم داشت.
▪️ هیچ زندگیای سراسر فایده و بیهزینه نیست
هر شیوهٔ زندگی، امکانهایی را پیش روی ما میگذارد و هزینههایی هم دارد. نمیتوانیم زندگیِ طیشدهٔ خود را با زندگیِ خیالیای مقایسه کنیم که همهٔ خوبیها را دارد و هیچ بهایی برای آنها نمیپردازد.
▪️ فرصتهای باقیمانده را دریابیم
همهٔ فرصتها با پایان جوانی از بین نمیروند. هنوز کارهایی هست که میتوانیم آغاز کنیم، چیزهایی که میتوانیم بیاموزیم و لذتهایی که میتوانیم تجربه کنیم.
اگر امروز را هم فقط صرف حسرت دیروز کنیم، چند سال دیگر، امروز نیز به موضوع تازهای برای حسرت تبدیل خواهد شد.
بهجای آنکه فقط بر فرصتهای ازدسترفته تأسف بخوریم، فرصتهای ازدستنرفته را غنیمت بشماریم.
📚 مصطفی ملکیان | سخنرانی دربارهٔ کتاب «راهنمایی فلسفی برای میانسالی»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از خودِ دیروزمان، انتظارِ فهمِ امروزمان را نداشته باشیم.
✍مصطفی ملکیان
گاهی به گذشته نگاه میکنیم و میگوییم: اگر آن سالها را صرف کار دیگری کرده بودم، امروز زندگی بهتری داشتم. چرا در کودکی اینقدر بازی کردم؟ چرا در جوانی دنبال چیزهایی رفتم که امروز دیگر برایم اهمیت ندارند؟
اما در این داوری، نکتهای را فراموش میکنیم: هر دورهٔ زندگی اقتضائات خودش را دارد. نمیتوانیم کودکی کرده باشیم، اما علایق و خواستههای کودکی را نداشته باشیم. نمیتوانیم جوانی را گذرانده باشیم، اما انتظار داشته باشیم از همان ابتدا پختگی امروزمان را داشتهایم.
بخشی از اندوه ما از گذشته، از همین انتظار برمیآید؛ انگار میخواستهایم در تمام عمر، بهاندازهٔ امروز پخته باشیم. درحالیکه با گذراندن همان دورهها به اینجا رسیدهایم.
▪️ اشتباهات گذشته را هم یکسره زیان نبینیم
حتی انتخابی که امروز اشتباه میدانیم، ممکن است خوشیها و دوستیهایی برایمان به همراه آورده باشد.
مثلاً میگوییم چرا بهجای درسخواندن، دنبال فوتبال رفتم؟ اما همان فوتبال چقدر شادی به ما داده است؟ چه دوستیهایی ساخته که بعدها در زندگی همراهمان بودهاند؟
اگر فقط هزینههای یک انتخاب را ببینیم و همهٔ خوبیهای حاصل از آن را حذف کنیم، تصویر کاملی از گذشته نخواهیم داشت.
▪️ هیچ زندگیای سراسر فایده و بیهزینه نیست
هر شیوهٔ زندگی، امکانهایی را پیش روی ما میگذارد و هزینههایی هم دارد. نمیتوانیم زندگیِ طیشدهٔ خود را با زندگیِ خیالیای مقایسه کنیم که همهٔ خوبیها را دارد و هیچ بهایی برای آنها نمیپردازد.
▪️ فرصتهای باقیمانده را دریابیم
همهٔ فرصتها با پایان جوانی از بین نمیروند. هنوز کارهایی هست که میتوانیم آغاز کنیم، چیزهایی که میتوانیم بیاموزیم و لذتهایی که میتوانیم تجربه کنیم.
اگر امروز را هم فقط صرف حسرت دیروز کنیم، چند سال دیگر، امروز نیز به موضوع تازهای برای حسرت تبدیل خواهد شد.
بهجای آنکه فقط بر فرصتهای ازدسترفته تأسف بخوریم، فرصتهای ازدستنرفته را غنیمت بشماریم.
📚 مصطفی ملکیان | سخنرانی دربارهٔ کتاب «راهنمایی فلسفی برای میانسالی»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1