🔰 16 نشانه فرسودگی شغلی؛ این نشانهها را جدی بگیرید
🔺بخش دوم:
📕نشانههای بدبینی و انزوا
۱. از دست دادن حس لذت و خوشی
در ابتدا فقدان حس خوشحالی به صورت خفیفی دیده میشود. مثلا اشتیاقی به رفتن سر کار ندارید یا دوست دارید زودتر کارتان تمام شود. اگر در جهت بهبود آن اقدامی نکنید، این کاهش لذت تمام جنبههای زندگی شما را در بر میگیرد. دیگر تمایلی به گذراندن وقت با خانواده یا دوستان ندارید. در محیط کار از زیر کار در میروید و به دنبال راههایی خواهید بود که سر کار نروید.
۲. بدبینی
در ابتدا به صورت افکار منفی و نگاه کردن به نیمهی خالی لیوان بروز میکند. در ادامه این حس بر روی نگرشی که نسبت به خودتان دارید، تأثیر میگذارید. باعث ایجاد حس بدبینی نسبت به اعضای خانواده و همکاران شده و حس میکنید روی هیچکس نمیتوانید حساب کنید.
۳. انزوا
در مراحل اولیه به شکل مقاومت شما در برابر رفتارهای اجتماعی دیده میشود. مثلا تمایلی به بیرون رفتن برای غذا خوردن ندارید یا در اتاق خود را میبندید تا کسی داخل نشود. در مراحل بعدی حرف زدن دیگران با شما باعث حس ناراحتی و عصبانیتتان میشود. زود سر کار میآیید و دیرتر میروید تا تعامل خود با دیگران را به حداقل برسانید.
۴. کنارهگیری از دیگران
این حالت به طور کلی به شکل احساس جداافتادگی از دیگران و محیط اطراف بروز میکند. این حس میتواند باعث بروز رفتارهای انزواطلبانهای که در بالا اشاره کردیم، شود. در نتیجهی آن از لحاظ فیزیکی و روانی خود را ملزم به انجام مسئولیتها نمیدانید. اغلب به بهانهی مریضی سر کار نمیروید. پاسخ تماسها و ایمیلها را نمیدهید و مرتبا با تاخیر به سر کار میروید.
📕نشانههای احساس بیخاصیت بودن و ناکامی
۱. احساس بیعلاقگی و ناامیدی
این مورد شبیه به حالت افسردگی و بدبینی است که در همین مقاله به آن اشاره کردیم. این حالت باعث میشود حس کنید هیچ چیز به درستی پیش نمیرود و هیچ چیزی اهمیت ندارد. با بدتر شدن این وضعیت، انگیزهای برای حرکت و فعالیت نخواهید داشت و با خود میگویید این کار را انجام بدهم که چه؟
۲. افزایش کجخلقی
کجخلقی ریشه در احساس مهم نبودن، بیفایده و بیاستفاده بودن دارد. این حس باعث میشود فکر کنید دیگر همچون قبل، قادر به انجام کارها نیستید. در مراحل اولیه این وضعیت بر روی روابط شخصی و حرفهای شما تأثیر منفی میگذارد و با ادامه میتواند باعث نابودی کامل آن شود.
۳. عدم بهرهوری و کاهش کارایی
با افزایش بیش از حد ساعت کاری، استرس مزمن کارایی شما را کاهش میدهد. در نهایت پروژههای شما نیمهکاره مانده و هر روز به لیست کارهایی که باید انجام دهید، اضافه میشود. با افزایش این حالت شما به وضعیتی دچار میشوید که هرچه تلاش کنید، باز هم از عهدهی کارهای خود بر نمیآیید.
اگر شما این مشکلات را تجربه نمیکنید، خیلی خوب است. هرچند باید این علائم هشداردهنده را به خاطر بسپارید. یادتان باشد فرسودگی شغلی موجودی موذی است که وقتی شما مشغول زندگی هستید، به آرامی بر جسم و جان شما رخنه میکند.
اگر شما این علائم را تجربه میکنید، این به منزلهی هشداری برای شما خواهد بود که در مسیر خطرناکی قرار گرفتهاید. زمانی را مشخص کنید تا ببینید واقعا چه مقداری از استرس در زندگی شما وجود دارد و راههایی را بیابید تا قبل از اینکه دیر شود، از آن بکاهید. فرسودگی شغلی مانند آنفولانزا نیست. خودبهخود از بین نمیرود. هر چقدر هم ایجاد تغییرات برایتان سخت باشد، ولی باز هم هوشمندانهترین انتخاب برای باقی ماندن در مسیر موفقیت است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
🔺بخش دوم:
📕نشانههای بدبینی و انزوا
۱. از دست دادن حس لذت و خوشی
در ابتدا فقدان حس خوشحالی به صورت خفیفی دیده میشود. مثلا اشتیاقی به رفتن سر کار ندارید یا دوست دارید زودتر کارتان تمام شود. اگر در جهت بهبود آن اقدامی نکنید، این کاهش لذت تمام جنبههای زندگی شما را در بر میگیرد. دیگر تمایلی به گذراندن وقت با خانواده یا دوستان ندارید. در محیط کار از زیر کار در میروید و به دنبال راههایی خواهید بود که سر کار نروید.
۲. بدبینی
در ابتدا به صورت افکار منفی و نگاه کردن به نیمهی خالی لیوان بروز میکند. در ادامه این حس بر روی نگرشی که نسبت به خودتان دارید، تأثیر میگذارید. باعث ایجاد حس بدبینی نسبت به اعضای خانواده و همکاران شده و حس میکنید روی هیچکس نمیتوانید حساب کنید.
۳. انزوا
در مراحل اولیه به شکل مقاومت شما در برابر رفتارهای اجتماعی دیده میشود. مثلا تمایلی به بیرون رفتن برای غذا خوردن ندارید یا در اتاق خود را میبندید تا کسی داخل نشود. در مراحل بعدی حرف زدن دیگران با شما باعث حس ناراحتی و عصبانیتتان میشود. زود سر کار میآیید و دیرتر میروید تا تعامل خود با دیگران را به حداقل برسانید.
۴. کنارهگیری از دیگران
این حالت به طور کلی به شکل احساس جداافتادگی از دیگران و محیط اطراف بروز میکند. این حس میتواند باعث بروز رفتارهای انزواطلبانهای که در بالا اشاره کردیم، شود. در نتیجهی آن از لحاظ فیزیکی و روانی خود را ملزم به انجام مسئولیتها نمیدانید. اغلب به بهانهی مریضی سر کار نمیروید. پاسخ تماسها و ایمیلها را نمیدهید و مرتبا با تاخیر به سر کار میروید.
📕نشانههای احساس بیخاصیت بودن و ناکامی
۱. احساس بیعلاقگی و ناامیدی
این مورد شبیه به حالت افسردگی و بدبینی است که در همین مقاله به آن اشاره کردیم. این حالت باعث میشود حس کنید هیچ چیز به درستی پیش نمیرود و هیچ چیزی اهمیت ندارد. با بدتر شدن این وضعیت، انگیزهای برای حرکت و فعالیت نخواهید داشت و با خود میگویید این کار را انجام بدهم که چه؟
۲. افزایش کجخلقی
کجخلقی ریشه در احساس مهم نبودن، بیفایده و بیاستفاده بودن دارد. این حس باعث میشود فکر کنید دیگر همچون قبل، قادر به انجام کارها نیستید. در مراحل اولیه این وضعیت بر روی روابط شخصی و حرفهای شما تأثیر منفی میگذارد و با ادامه میتواند باعث نابودی کامل آن شود.
۳. عدم بهرهوری و کاهش کارایی
با افزایش بیش از حد ساعت کاری، استرس مزمن کارایی شما را کاهش میدهد. در نهایت پروژههای شما نیمهکاره مانده و هر روز به لیست کارهایی که باید انجام دهید، اضافه میشود. با افزایش این حالت شما به وضعیتی دچار میشوید که هرچه تلاش کنید، باز هم از عهدهی کارهای خود بر نمیآیید.
اگر شما این مشکلات را تجربه نمیکنید، خیلی خوب است. هرچند باید این علائم هشداردهنده را به خاطر بسپارید. یادتان باشد فرسودگی شغلی موجودی موذی است که وقتی شما مشغول زندگی هستید، به آرامی بر جسم و جان شما رخنه میکند.
اگر شما این علائم را تجربه میکنید، این به منزلهی هشداری برای شما خواهد بود که در مسیر خطرناکی قرار گرفتهاید. زمانی را مشخص کنید تا ببینید واقعا چه مقداری از استرس در زندگی شما وجود دارد و راههایی را بیابید تا قبل از اینکه دیر شود، از آن بکاهید. فرسودگی شغلی مانند آنفولانزا نیست. خودبهخود از بین نمیرود. هر چقدر هم ایجاد تغییرات برایتان سخت باشد، ولی باز هم هوشمندانهترین انتخاب برای باقی ماندن در مسیر موفقیت است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📕مهمترین دلیلی که باعث میشود کارمندان شغلشان را ترک کنند
🔸اگر هر روز از سر اجبار و با بی انگیزگی سر کار میروید بدانید تنها نیستید! بر اساس تحقیقات نشریهٔ «Gallup»، تنها ۳۳٪ از کارمندان نسبت به شغل خود شور و شوق دارند. اما چرا حدود ۷۰٪ از نیروی کار اشتیاقی نسبت به شغل خود ندارند؟
🔺 متخصصین معتقدند «قدرنشناسی» در جهان امروز موج میزند. میتوان این وضعیت را «نقصانِ قدرشناسیِ جهانی» نامید! برای اثبات این ادعا آمارهای متنوعی در دسترس است که در این مقاله به بررسی آنها و شیوههای حل این معضل میپردازیم.
شرکت «OC Tanner» در زمینه طراحی استراتژی هایی برای قدردانی از کارمندان فعال است. بر مبنای پژوهشهای این مؤسسه:
🔺•۷۹٪ از افرادی که کارشان را ترک کردهاند، قدرناشناسی را یکی از دلایل اصلیِ تصمیم خود میدانند.
🔺•همینطور ۶۵٪ از آمریکاییها مدعیاند زحماتشان در سال گذشته حتی یک بار هم دیده نشد.
سازمان «oGoLead» در زمینه آموزشِ رهبران سازمانی فعال است. تحقیقات این شرکت حقایق بیشتری را در خصوص ضعفِ قدردانی در محیطهای کاری برملا میکند:
🔺•۸۲٪ از کارمندان احساس میکنند تلاش آنها برای سرپرستشان به اندازه کافی ارزشمند نیست.
🔺•۶۰٪ از کارمندان تصور میکنند قدرشناسی، بیش از دریافت پاداش مالی به آنها انگیزه میدهد.
🔸اگر رهبران ارزش دستآوردهای کارمندان خود را بدانند، خالصانه از آنها قدردانی کنند و کارهای بینظیری را که عرضه میکنند، ببینند؛ نتایج بسیار بهتری نصیبشان میشود. بدین ترتیب روح تمامی کارکنان، از جمله خودِ رهبران، به شوق خواهد آمد. با این کار یک انرژی مثبت خلق میشود که با انتقال به همه مانند موج در تمامی سازمان جریان مییابد.
🔰پس چرا همه مدیران از قدرتِ قدرشناسی نیروی کار در محیط کاری استفاده نمیکنند؟
1️⃣اولین دلیل این است که قدرشناسی به شکلی هدفمند به کار گرفته نمیشود. برای نتیجهبخش کردن آن کارکنان باید شایستهٔ قدرشناسی باشند. افراد باید بدانند چگونه میتوانند به این شرایط برسند. بنابراین مدیران باید هرآنچه برای آنها اهمیت دارد را شفاف مشخص کنند و ارتباط این امور با نتایج عملکردی را روشن کنند. بدین ترتیب قدرشناسی و تقدیر از تلاشهای کارکنان به تسهیلگری برای دستیابی به نتایج مطلوب تبدیل میشود. به این وضعیت «تقدیر هدفمند» میگوییم.
2️⃣دلیل دوم این است که موانع متنوعی سدِ راهِ به رسمیت شناخته شدن افراد است. هر زمان فرهنگِ قدرشناسی در محیط کار اجرا میشود، با تمامیِ این موانع روبهرو میشوید!
مدیران باید شیوهٔ شکستنِ این موانع را بیاموزند. با این کار هر مدیری به رهبری تبدیل میشود که تیمِ باانگیزهاش نتایج مثبتی برای او به ارمغان میآورد. بیایید با هم نگاهی به این موانع و شیوههای درهم شکستن آنها بیاندازیم:
🔹مانع اول: قدردانی طبیعی نیست؛ عجیبوغریب است
هرچه مدیر شما بیشتر ارزش کارتان را بداند، با این وضعیت احساسِ راحتتری میکنید. به علاوه هرچه نتیجهٔ قدردانیِ او نمایانتر شود، انگیزه بیشتری برای بهرسمیتشناختنِ شما پیدا میکند.
🔹مانع دوم: هوشیار باشید که افراد انتظار دارند از همهٔ کارهایشان قدردانی کنید
این وضعیت وقتی به وجود میآید که رئیس شما از قدرشناسی هدفمند استفاده نمیکند. رهبران باید اهداف سازمانی و سازوکارهای کلیدی برای دستیابی به آنها را تعیین کنند. سپس از رفتارهای منطبق بر این اهداف و سازوکارها به شکلی شکوهمند تقدیر کنند.
آخرین چیزی که هر کدام از ما میخواهیم این است که افراد تصور کنند صرفا برای حاضر شدن سر کار شایستهٔ قدردانی هستند. به همین دلیل است که هدفمند کردنِ قدرشناسی، نقطهٔ عطفی است که رهبران برای دستیابی به نتیجه به آن نیاز دارند.
🔹مانع سوم: قدردانی زمان مشخصی ندارد
زمانی که مدیران صرفِ قدردانی از کارمندان میکنند یکی از بهترین سرمایه گذاری های آنهاست. با تبدیلِ قدردانی به یکی از فعالیتهای روزمره، انجام آن به مرور طبیعیتر و راحتتر میشود. به همین راحتی میتوان قدرشناسی را از فعالیتی عجیب به شیوهٔ معمولِ انجام کارها تبدیل کرد.
در حقیقت با ایجادِ این تغییر بهره وری مدیران نیز افزایش مییابد. چون کارکنان برای کمک به آنها مشتاق میشوند. نتایجِ به دست آمده از قدرشناسی هدفمند را میتوان در همه جای جهان و در افرادی با سنین متفاوت مشاهده کرد. این کلید موفقیت سازمان ها و افراد بسیاری است؛ میتواند کلید موفقیت شما هم باشد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
🔸اگر هر روز از سر اجبار و با بی انگیزگی سر کار میروید بدانید تنها نیستید! بر اساس تحقیقات نشریهٔ «Gallup»، تنها ۳۳٪ از کارمندان نسبت به شغل خود شور و شوق دارند. اما چرا حدود ۷۰٪ از نیروی کار اشتیاقی نسبت به شغل خود ندارند؟
🔺 متخصصین معتقدند «قدرنشناسی» در جهان امروز موج میزند. میتوان این وضعیت را «نقصانِ قدرشناسیِ جهانی» نامید! برای اثبات این ادعا آمارهای متنوعی در دسترس است که در این مقاله به بررسی آنها و شیوههای حل این معضل میپردازیم.
شرکت «OC Tanner» در زمینه طراحی استراتژی هایی برای قدردانی از کارمندان فعال است. بر مبنای پژوهشهای این مؤسسه:
🔺•۷۹٪ از افرادی که کارشان را ترک کردهاند، قدرناشناسی را یکی از دلایل اصلیِ تصمیم خود میدانند.
🔺•همینطور ۶۵٪ از آمریکاییها مدعیاند زحماتشان در سال گذشته حتی یک بار هم دیده نشد.
سازمان «oGoLead» در زمینه آموزشِ رهبران سازمانی فعال است. تحقیقات این شرکت حقایق بیشتری را در خصوص ضعفِ قدردانی در محیطهای کاری برملا میکند:
🔺•۸۲٪ از کارمندان احساس میکنند تلاش آنها برای سرپرستشان به اندازه کافی ارزشمند نیست.
🔺•۶۰٪ از کارمندان تصور میکنند قدرشناسی، بیش از دریافت پاداش مالی به آنها انگیزه میدهد.
🔸اگر رهبران ارزش دستآوردهای کارمندان خود را بدانند، خالصانه از آنها قدردانی کنند و کارهای بینظیری را که عرضه میکنند، ببینند؛ نتایج بسیار بهتری نصیبشان میشود. بدین ترتیب روح تمامی کارکنان، از جمله خودِ رهبران، به شوق خواهد آمد. با این کار یک انرژی مثبت خلق میشود که با انتقال به همه مانند موج در تمامی سازمان جریان مییابد.
🔰پس چرا همه مدیران از قدرتِ قدرشناسی نیروی کار در محیط کاری استفاده نمیکنند؟
1️⃣اولین دلیل این است که قدرشناسی به شکلی هدفمند به کار گرفته نمیشود. برای نتیجهبخش کردن آن کارکنان باید شایستهٔ قدرشناسی باشند. افراد باید بدانند چگونه میتوانند به این شرایط برسند. بنابراین مدیران باید هرآنچه برای آنها اهمیت دارد را شفاف مشخص کنند و ارتباط این امور با نتایج عملکردی را روشن کنند. بدین ترتیب قدرشناسی و تقدیر از تلاشهای کارکنان به تسهیلگری برای دستیابی به نتایج مطلوب تبدیل میشود. به این وضعیت «تقدیر هدفمند» میگوییم.
2️⃣دلیل دوم این است که موانع متنوعی سدِ راهِ به رسمیت شناخته شدن افراد است. هر زمان فرهنگِ قدرشناسی در محیط کار اجرا میشود، با تمامیِ این موانع روبهرو میشوید!
مدیران باید شیوهٔ شکستنِ این موانع را بیاموزند. با این کار هر مدیری به رهبری تبدیل میشود که تیمِ باانگیزهاش نتایج مثبتی برای او به ارمغان میآورد. بیایید با هم نگاهی به این موانع و شیوههای درهم شکستن آنها بیاندازیم:
🔹مانع اول: قدردانی طبیعی نیست؛ عجیبوغریب است
هرچه مدیر شما بیشتر ارزش کارتان را بداند، با این وضعیت احساسِ راحتتری میکنید. به علاوه هرچه نتیجهٔ قدردانیِ او نمایانتر شود، انگیزه بیشتری برای بهرسمیتشناختنِ شما پیدا میکند.
🔹مانع دوم: هوشیار باشید که افراد انتظار دارند از همهٔ کارهایشان قدردانی کنید
این وضعیت وقتی به وجود میآید که رئیس شما از قدرشناسی هدفمند استفاده نمیکند. رهبران باید اهداف سازمانی و سازوکارهای کلیدی برای دستیابی به آنها را تعیین کنند. سپس از رفتارهای منطبق بر این اهداف و سازوکارها به شکلی شکوهمند تقدیر کنند.
آخرین چیزی که هر کدام از ما میخواهیم این است که افراد تصور کنند صرفا برای حاضر شدن سر کار شایستهٔ قدردانی هستند. به همین دلیل است که هدفمند کردنِ قدرشناسی، نقطهٔ عطفی است که رهبران برای دستیابی به نتیجه به آن نیاز دارند.
🔹مانع سوم: قدردانی زمان مشخصی ندارد
زمانی که مدیران صرفِ قدردانی از کارمندان میکنند یکی از بهترین سرمایه گذاری های آنهاست. با تبدیلِ قدردانی به یکی از فعالیتهای روزمره، انجام آن به مرور طبیعیتر و راحتتر میشود. به همین راحتی میتوان قدرشناسی را از فعالیتی عجیب به شیوهٔ معمولِ انجام کارها تبدیل کرد.
در حقیقت با ایجادِ این تغییر بهره وری مدیران نیز افزایش مییابد. چون کارکنان برای کمک به آنها مشتاق میشوند. نتایجِ به دست آمده از قدرشناسی هدفمند را میتوان در همه جای جهان و در افرادی با سنین متفاوت مشاهده کرد. این کلید موفقیت سازمان ها و افراد بسیاری است؛ میتواند کلید موفقیت شما هم باشد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from پیوند نگار
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰یک انگلیسی تصمیم گرفت که براي کشف معدن الماس به آفریقا برود. تمام دارایی خود را فروخت و رفت.
🔹 زمینی خرید که کلبه اي در آن بود و فقط به جستجوي الماس پرداخت. درنهایت نتوانست چیزي پیدا کند، پس زمین و کلبه خود را براي فروش گذاشت.
🔹شخصی براي خرید آن ها آمد. اسم او کیمبرلی بود. آن ها بر روي سنگی در حیاط خانه نشستند و قرارداد را امضا کردند و صاحب قبلی رفت.
🔷 وقتی او رفت، کیمبرلی کاملا اتفاقی آن سنگ را تکان داد و زیرش الماسی دید؛ و این گونه بود که معادن الماس کیمبرلی کشف شدند.
🔺الماس ها همان جایی بودند که آن مرد قبلی زندگی می کرد. او دنبال الماس همه جا را گشت به غیراز خانه خودش را.
🔸 این یک داستان واقعی است.
♦️🔷♦️هر چه که به دنبالش هستی در درون خود توست از درون خودت غافل نشو.
🔹با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔹 زمینی خرید که کلبه اي در آن بود و فقط به جستجوي الماس پرداخت. درنهایت نتوانست چیزي پیدا کند، پس زمین و کلبه خود را براي فروش گذاشت.
🔹شخصی براي خرید آن ها آمد. اسم او کیمبرلی بود. آن ها بر روي سنگی در حیاط خانه نشستند و قرارداد را امضا کردند و صاحب قبلی رفت.
🔷 وقتی او رفت، کیمبرلی کاملا اتفاقی آن سنگ را تکان داد و زیرش الماسی دید؛ و این گونه بود که معادن الماس کیمبرلی کشف شدند.
🔺الماس ها همان جایی بودند که آن مرد قبلی زندگی می کرد. او دنبال الماس همه جا را گشت به غیراز خانه خودش را.
🔸 این یک داستان واقعی است.
♦️🔷♦️هر چه که به دنبالش هستی در درون خود توست از درون خودت غافل نشو.
🔹با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔹 چرا به " شجریان" نیازمندیم ؟ 🔹
✍ دکتر مهران صولتی
🌱 ساعات و لحظاتی است که روان جامعه با جان شجریان، و نفس مردم با نفس او گره خورده است. هنرمند موسیقی سنتی و خواننده قطعاتی مانند ربنا و تصنیف های معروفی از شعر و ادب فارسی. شجریان اگر چه همواره در خاطره جمعی ایرانیان حضور داشت ولی مشارکت فعال در رویدادهای سال ۸۸ و پیامدهای ناشی از آن، به هنرش آشکارا رنگ و بویی سیاسی بخشید و اهمیتش را افزون تر ساخت. البته در این میان بخشی از قدرت هم کوشید تا با سانسور چهره و صدای وی در رسانه رسمی کشور از میزان محبوبیتش بکاهد که روشن است در این زمینه ناکام ماند. شجریان اینک به اسطوره ای تاثیر گذار در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما تبدیل شده است که حذف یا فراموشی آن به سودایی محال شباهت دارد. اسطوره ای که البته می تواند برای ایران امروز کارکردهای جامعه شناختی مفیدی هم داشته باشد. می کوشم تا در این یادداشت به نیاز جامعه ایرانی به پدیده ای به نام "شجریان " نگاهی بیفکنم.
🔹شجریان نمادی از احیای سنت در روزگار سیطره مدرنیته است. سنتی که می کوشد در قالب لطیف ترین وجوه هنری، انسان مدرن را با عمیق ترین مضامین اخلاقی و انسانی آشنا کند. اهمیت موضوع آن جایی بیشتر می شود که ایرانیان در روزگار بعد از انقلاب با یک سنت اسلامی پمپاژ شده از سوی حکومت مواجه و از ایجاد یک سنت برخورد انتقادی سازنده میان دین و مدرنیته بازماندند(رویکرد روشنفکری دینی سیاسی تلقی، و از گسترش آن جلوگیری شد). در چنین وضعیتی موج شیفتگی نسبت به دستاوردهای دنیای مدرن افزایش یافته و ایجاد تلفیقی میان سنت و مدرنیته به دلیل احساس ناکارآمدی به فراموشی سپرده می شود.
🔹شجریان امروزه به نمادی برای وفاق ایرانیان حول هنر اصیل، و هنرمند حساس به دغدغه ها و دردهای مردم تبدیل شده است. هنرو هنرمندی که بیش از هرچیز به اعتلای ایران و ایرانی می اندیشد. به نظر می رسد در روزگار بی اعتباری شخصیت های مرجع جامعه، و در برهوت سیاست زده شدن تمام ساحت های اجتماعی این سرزمین، که می تواند تهدیدی برای انسجام ملی و زنگ خطری برای فروپاشی اجتماعی کشور باشد، شجریان می تواند ایفاگر نقشی وحدت بخش حداقل در عرصه تاثیر گذار فرهنگ باشد.
🔹شجریان همچنین نمادی برای معرفی عرصه فرهنگ به عنوان بستری برای رویش سیاست و اقتصاد می باشد. فرهنگ اگرچه همواره در زندگی ایرانیان جایگاهی رفیع داشته است ولی حداقل در روزگار کنونی به دلیل سیطره دولت و بازار بر زندگی ایرانیان تا اندازه زیادی به حاشیه رفته است. دولت با دخالت های مکرر در حریم خصوصی ایرانیان ، نوعی احساس دوگانه نسبت به خود را در جامعه دامن زده است (گریز از دولت و همزمان پناه بردن به دولت)، و بازار هم با کالایی کردن همه چیز، ارزش های اخلاقی و انسانی را دچار فرسایش کرده است. در چنین وضعیتی بازگشت به شجریان می تواند الهام بخش افرادی باشد که هنوز هم دل در گرو نقش بی بدیل فرهنگ در روزگار کنونی دارند.
🔹نکته پایانی: نوع مواجهه حکومت با پدیده شجریان می تواند نشان و نشانه ای از عقلانیت حاکم بر کشور در ایام کنونی باشد؛ سپردن عرصه بهره گیری مناسب از سرمایه های فرهنگی به جامعه، یا سودای کنترل و انحصار عرصه های فرهنگی به کمک قدرت سیاسی؟! گذشت زمان بهتر می تواند در مورد این انتخاب داوری کند...
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
✍ دکتر مهران صولتی
🌱 ساعات و لحظاتی است که روان جامعه با جان شجریان، و نفس مردم با نفس او گره خورده است. هنرمند موسیقی سنتی و خواننده قطعاتی مانند ربنا و تصنیف های معروفی از شعر و ادب فارسی. شجریان اگر چه همواره در خاطره جمعی ایرانیان حضور داشت ولی مشارکت فعال در رویدادهای سال ۸۸ و پیامدهای ناشی از آن، به هنرش آشکارا رنگ و بویی سیاسی بخشید و اهمیتش را افزون تر ساخت. البته در این میان بخشی از قدرت هم کوشید تا با سانسور چهره و صدای وی در رسانه رسمی کشور از میزان محبوبیتش بکاهد که روشن است در این زمینه ناکام ماند. شجریان اینک به اسطوره ای تاثیر گذار در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما تبدیل شده است که حذف یا فراموشی آن به سودایی محال شباهت دارد. اسطوره ای که البته می تواند برای ایران امروز کارکردهای جامعه شناختی مفیدی هم داشته باشد. می کوشم تا در این یادداشت به نیاز جامعه ایرانی به پدیده ای به نام "شجریان " نگاهی بیفکنم.
🔹شجریان نمادی از احیای سنت در روزگار سیطره مدرنیته است. سنتی که می کوشد در قالب لطیف ترین وجوه هنری، انسان مدرن را با عمیق ترین مضامین اخلاقی و انسانی آشنا کند. اهمیت موضوع آن جایی بیشتر می شود که ایرانیان در روزگار بعد از انقلاب با یک سنت اسلامی پمپاژ شده از سوی حکومت مواجه و از ایجاد یک سنت برخورد انتقادی سازنده میان دین و مدرنیته بازماندند(رویکرد روشنفکری دینی سیاسی تلقی، و از گسترش آن جلوگیری شد). در چنین وضعیتی موج شیفتگی نسبت به دستاوردهای دنیای مدرن افزایش یافته و ایجاد تلفیقی میان سنت و مدرنیته به دلیل احساس ناکارآمدی به فراموشی سپرده می شود.
🔹شجریان امروزه به نمادی برای وفاق ایرانیان حول هنر اصیل، و هنرمند حساس به دغدغه ها و دردهای مردم تبدیل شده است. هنرو هنرمندی که بیش از هرچیز به اعتلای ایران و ایرانی می اندیشد. به نظر می رسد در روزگار بی اعتباری شخصیت های مرجع جامعه، و در برهوت سیاست زده شدن تمام ساحت های اجتماعی این سرزمین، که می تواند تهدیدی برای انسجام ملی و زنگ خطری برای فروپاشی اجتماعی کشور باشد، شجریان می تواند ایفاگر نقشی وحدت بخش حداقل در عرصه تاثیر گذار فرهنگ باشد.
🔹شجریان همچنین نمادی برای معرفی عرصه فرهنگ به عنوان بستری برای رویش سیاست و اقتصاد می باشد. فرهنگ اگرچه همواره در زندگی ایرانیان جایگاهی رفیع داشته است ولی حداقل در روزگار کنونی به دلیل سیطره دولت و بازار بر زندگی ایرانیان تا اندازه زیادی به حاشیه رفته است. دولت با دخالت های مکرر در حریم خصوصی ایرانیان ، نوعی احساس دوگانه نسبت به خود را در جامعه دامن زده است (گریز از دولت و همزمان پناه بردن به دولت)، و بازار هم با کالایی کردن همه چیز، ارزش های اخلاقی و انسانی را دچار فرسایش کرده است. در چنین وضعیتی بازگشت به شجریان می تواند الهام بخش افرادی باشد که هنوز هم دل در گرو نقش بی بدیل فرهنگ در روزگار کنونی دارند.
🔹نکته پایانی: نوع مواجهه حکومت با پدیده شجریان می تواند نشان و نشانه ای از عقلانیت حاکم بر کشور در ایام کنونی باشد؛ سپردن عرصه بهره گیری مناسب از سرمایه های فرهنگی به جامعه، یا سودای کنترل و انحصار عرصه های فرهنگی به کمک قدرت سیاسی؟! گذشت زمان بهتر می تواند در مورد این انتخاب داوری کند...
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌺@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰تمامی افرادی که استخدام می کنید باید از این 3 خصوصیت رفتاری برخوردار باشند
🔸با توجه به بررسی های مختلف انجام شده، تمامی متخصصان به این نتیجه رسیده اند که شرکت ها در زمان استخدام نیروی کار جدید، باید بیش از هر مولفه ی دیگری به شخصیت افراد توجه کنند. در گذشته، رزومه های درخشان و تجربه های کاری مرتبط حرف اول را می زدند؛ این در حالیست که امروزه، متقاضیان کاری باید رفتار و نگرش درست را همراه با مهارت های مناسب به نمایش بگذارند.
🔸اما دقیقا منظور از نگرش و رفتار درست چیست؟
شاید معتقد باشید که این نگرش و رفتار با جایگاه شغلی یا نوع صنعت در ارتباط است؛ برای مثال افرادی که در بخش فروش کار می کنند باید جذاب و در عین حال برونگرا باشند، در حالیکه افراد در بخش کنترل کیفیت باید سخت کوش و جزئیات گرا باشند.
🔸این باورهای عمومی تا حد زیادی درست هستند، اما با توجه به مقاله ی جدیدی که توسط Huffington Post به چاپ رسیده، برخی از خصوصیات اخلاقی باید در تمامی افرادی که برای جایگاه شغلی مورد نظر خود استخدام می کنید، مشترک باشند. این خصوصیات عبارتند از:
1️⃣ مهارتهای استثنایی در برقراری ارتباط
منظور این نیست که تمامی افراد باید از توانایی بیان فصیح و بلیغ برخوردار باشند. "تیم کاپ" در این مقاله می نویسد: "اغلب برداشت اشتباهی از مهارت های ارتباطی صورت می گیرد؛ این بدان معنا نیست که تمامی افراد باید برونگرا یا سخنوران خوبی باشند." او در ادامه می نویسد: "توانایی صحبت کردن در میان عموم مردم یکی از مهارت های خوب به شمار می رود؛ این در حالیست که برقراری ارتباط به صورت واضح و روشن (به صورت کتبی و شفاهی)، تاثیر عمیق تری خواهد داشت."
2️⃣ توانایی برطرف کردن مشکلات
فرقی نمی کند که سابقه ی کارمندان چقدر است، آنها در هر صورت باید بتوانند مشکلات به وجود آمده را برطرف کنند و یا اینکه راه حلی را برای آن ارائه دهند. این توانایی از نظر تیم کاپ به سه بخش تقسیم می شود:
▪️تقسیم بندی مشکل به بخش های کوچک تر و تجزیه و تحلیل آن
▪️مشخص کردن منابع و اطلاعات مورد نیاز برای برطرف کردن مشکل
▪️کمک خواستن از دیگران و واگذار کردن مسئولیت ها در صورت نیاز
3️⃣ مهارتهای رهبری
تیم کاپ در این باره معتقد است که تنها مدیران نیستند که به توانایی هایی همچون پذیرفتن مسئولیت مشکلات، استفاده ی مناسب از منابع و نمایش اعتماد به نفس فروتنانه نیاز دارند؛ بلکه این نوع از توانایی های اساسی رهبری که با کسب تجربه ی کارمندان توسعه می یابد، باید در تمامی افرادی که استخدام می کنید وجود داشته باشد./
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🔸با توجه به بررسی های مختلف انجام شده، تمامی متخصصان به این نتیجه رسیده اند که شرکت ها در زمان استخدام نیروی کار جدید، باید بیش از هر مولفه ی دیگری به شخصیت افراد توجه کنند. در گذشته، رزومه های درخشان و تجربه های کاری مرتبط حرف اول را می زدند؛ این در حالیست که امروزه، متقاضیان کاری باید رفتار و نگرش درست را همراه با مهارت های مناسب به نمایش بگذارند.
🔸اما دقیقا منظور از نگرش و رفتار درست چیست؟
شاید معتقد باشید که این نگرش و رفتار با جایگاه شغلی یا نوع صنعت در ارتباط است؛ برای مثال افرادی که در بخش فروش کار می کنند باید جذاب و در عین حال برونگرا باشند، در حالیکه افراد در بخش کنترل کیفیت باید سخت کوش و جزئیات گرا باشند.
🔸این باورهای عمومی تا حد زیادی درست هستند، اما با توجه به مقاله ی جدیدی که توسط Huffington Post به چاپ رسیده، برخی از خصوصیات اخلاقی باید در تمامی افرادی که برای جایگاه شغلی مورد نظر خود استخدام می کنید، مشترک باشند. این خصوصیات عبارتند از:
1️⃣ مهارتهای استثنایی در برقراری ارتباط
منظور این نیست که تمامی افراد باید از توانایی بیان فصیح و بلیغ برخوردار باشند. "تیم کاپ" در این مقاله می نویسد: "اغلب برداشت اشتباهی از مهارت های ارتباطی صورت می گیرد؛ این بدان معنا نیست که تمامی افراد باید برونگرا یا سخنوران خوبی باشند." او در ادامه می نویسد: "توانایی صحبت کردن در میان عموم مردم یکی از مهارت های خوب به شمار می رود؛ این در حالیست که برقراری ارتباط به صورت واضح و روشن (به صورت کتبی و شفاهی)، تاثیر عمیق تری خواهد داشت."
2️⃣ توانایی برطرف کردن مشکلات
فرقی نمی کند که سابقه ی کارمندان چقدر است، آنها در هر صورت باید بتوانند مشکلات به وجود آمده را برطرف کنند و یا اینکه راه حلی را برای آن ارائه دهند. این توانایی از نظر تیم کاپ به سه بخش تقسیم می شود:
▪️تقسیم بندی مشکل به بخش های کوچک تر و تجزیه و تحلیل آن
▪️مشخص کردن منابع و اطلاعات مورد نیاز برای برطرف کردن مشکل
▪️کمک خواستن از دیگران و واگذار کردن مسئولیت ها در صورت نیاز
3️⃣ مهارتهای رهبری
تیم کاپ در این باره معتقد است که تنها مدیران نیستند که به توانایی هایی همچون پذیرفتن مسئولیت مشکلات، استفاده ی مناسب از منابع و نمایش اعتماد به نفس فروتنانه نیاز دارند؛ بلکه این نوع از توانایی های اساسی رهبری که با کسب تجربه ی کارمندان توسعه می یابد، باید در تمامی افرادی که استخدام می کنید وجود داشته باشد./
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
رهبرانی که گوش هایشان برای شنیدن باز نیست، در نهایت با افرادی دوره می شوند که حرف به درد بخوری برای گفتن ندارند.
🔷كانال مدیران شایسته
🔰@Compatentmanagers
🔷كانال مدیران شایسته
🔰@Compatentmanagers
🔰رفتارها و عادتهایی که کارمندان موفق را از سایرین متمایز میکند
▪️اهداف شرکت را دنبال میکنند
یک مدیر خوب باید برای کارمندان خود هدفی تعیین کند که ارزش وقت و انرژی گذاشتن را داشته باشد. با این دیدگاه، کارمندان برتر این مسئله را باور کرده و تلاش میکنند برای رسیدن به هدف سازمان، تمام توان خود را به کار گیرند.
▪️وظایف خود را به خوبی انجام میدهند
کارمندان برتر تمام تلاش خود را به کار میگیرند و انجام وظایف را در اولویت خود قرار میدهند.
▪️توجه زیادی به زمان دارند
کارمندان برتر به این درک رسیدهاند که زمان اهمیت زیادی دارد و به آن احترام میگذارند؛ پس هم وقت خود و هم وقت دیگر کارمندان را با ارزش میدانند.
▪️ارتباطات خوبی برقرار میکنند
مدیر باید بتواند ارتباط خوبی با کارمندان برقرار کند و به آنها ایده بدهد. کارمند برتر هم باید به دیگران ایدههای خوب بدهد و به خوبی به نظرات آنها گوش دهد.
▪️کارها را زودتر انجام میدهند
هیچ چیز برای یک مدیر دلنشین تر از این نیست که از کارمند خوب بشنود: "من پیش بینی کردم در ادامهی پروژه با این مشکل رو به رو خواهیم شد و چند راه حل مؤثر برای آن پیدا کردهام."
▪️اطلاعات خود را با دیگران به اشتراک میگذارند
کارمند خوب، اعتماد به نفس کافی برای اشتراک گذاری اطلاعات را دارد. این اعتماد به نفس به آنها قدرت یادگیری بیشتر و متخصص شدن را میدهد و بدین ترتیب آنها میتوانند ارزش خود را بالاتر ببرند.
▪️به تصمیمات خود متعهد میمانند
کارمندان برتر همیشه به دنبال تصمیمات سخت هستند. آنها در راستای "مخالفت کنید اما متعهد باشید" گام بر میدارند؛ یعنی ممکن است با تصمیمهای سازمان موافق نباشند، اما وقتی تصمیمی اتخاذ میشود، به آن احترام میگذارند و نسبت به آن متعهد خواهند بود.
▪️همیشه بازخوردهای خوب میدهند
بازخورد خوب نیاز به تفکر مثبت و اخلاق خوب دارد. کارمندان برتر همیشه به مدیران و همکاران خود بازخوردهای مثبت و هوشمندانه میدهند. رئیستان همانند شما نیاز به تشویق دارد و از این که مورد تائید قرار گیرد احساس خوبی خواهد داشت.
▪️رفتار صادقانه دارند
کارمندان برتر رفتارهایی بر اساس صداقت و درستکاری دارند؛ حتی اگر این کار به نفعشان نباشد.
▪️راهنمای خوبی برای سازمان هستند
یک مدیر موفق و بزرگ باید بتواند رهبران بیشتری را تربیت کند. کارمندان برتر وقتی با فرصتهای خوبی مواجه میشوند، همانند رهبر در سازمان خود عمل میکنند.
▪️میدانند به چه چیزی نیاز دارند
کارمندان برتر دقیقا توضیح میدهند به چه چیزی نیاز دارند و این کار را برای رهبران خود آسانتر میکنند.
▪️در مواقع لزوم تشکر میکنند
سپاسگزاری سبب بازدهی بیشتر میشود. مدیر باید بتواند این کار را به خوبی انجام دهد اما کارمندان برتر نیز برای ابراز تشکر و قدردانی، به موقع عمل میکنند.
▪️همیشه پیشنهادات مفید دارند
کارمندان برتر متخصصان خوبی در سازمان هستند که حتی بیشتر از مدیرشان میدانند؛ پس آنها میتوانند ایدهها و پیشنهاداتی درباره بهبود امور دهند.
▪️شاد هستند و همواره به دنبال شادی میروند
حرف زدن و خندیدن در محیط کار سبب میشود آرام تر باشید و بهرهوری خود را بالاتر ببرید. کارمندان برتر کسانی هستند که این محیط شاد و آرام بخش را با دیگران به اشتراک میگذارند.
▪️در مواقع لزوم از حق خود دفاع میکنند
کارمندان خوب میدانند باید از حق خود دفاع کنند، زیرا ممکن است فرد دیگری کارشان را به نام خود تمام کند و اعتبار آنها را زیر سؤال ببرد. این اتفاق ممکن است در آینده منجر به شکست شود.
▪️تلاش میکنند به ارزش سازمان بیفزایند
کارمندان برتر همیشه به بیش از وظایف محول شده فکر میکنند و همواره در تلاشاند با کارهای متفاوت به ارزش سازمان خود بیفزایند.
▪️در زمان مناسب انتقاد میکنند
کارمند برتر اجازه نمیدهد کسی حقش را پایمال کند و از موفقیت او برای خود اعتبار به دست آورد، بلکه در زمانی که مرتکب اشتباهی میشوند، آنها را با گفتاری مناسب مورد سرزنش قرار میدهند.
▪️پایبند به اصول اخلاقی هستند
کارمند خوب به هنجارهای اجتماعی، قوانین و استراتژیهای سازمان احترام میگذارد.
▪️گاهی تصمیم میگیرند سازمان را ترک کنند
کارمندان خوب ممکن است به این نتیجه برسند که به دیدگاه، نیازها و چالشهای دیگری نیاز دارند؛ شاید نیازمند درآمد بیشتری باشند که سازمان نمیتواند از پس آن برآید. آنها در این شرایط به حداقلها قانع نمیشوند، بلکه به دنبال خواستهها و آینده بهتر گام بر میدارند.
🔷 کانال مدیران شایسته
🔰@Competentmanagers
▪️اهداف شرکت را دنبال میکنند
یک مدیر خوب باید برای کارمندان خود هدفی تعیین کند که ارزش وقت و انرژی گذاشتن را داشته باشد. با این دیدگاه، کارمندان برتر این مسئله را باور کرده و تلاش میکنند برای رسیدن به هدف سازمان، تمام توان خود را به کار گیرند.
▪️وظایف خود را به خوبی انجام میدهند
کارمندان برتر تمام تلاش خود را به کار میگیرند و انجام وظایف را در اولویت خود قرار میدهند.
▪️توجه زیادی به زمان دارند
کارمندان برتر به این درک رسیدهاند که زمان اهمیت زیادی دارد و به آن احترام میگذارند؛ پس هم وقت خود و هم وقت دیگر کارمندان را با ارزش میدانند.
▪️ارتباطات خوبی برقرار میکنند
مدیر باید بتواند ارتباط خوبی با کارمندان برقرار کند و به آنها ایده بدهد. کارمند برتر هم باید به دیگران ایدههای خوب بدهد و به خوبی به نظرات آنها گوش دهد.
▪️کارها را زودتر انجام میدهند
هیچ چیز برای یک مدیر دلنشین تر از این نیست که از کارمند خوب بشنود: "من پیش بینی کردم در ادامهی پروژه با این مشکل رو به رو خواهیم شد و چند راه حل مؤثر برای آن پیدا کردهام."
▪️اطلاعات خود را با دیگران به اشتراک میگذارند
کارمند خوب، اعتماد به نفس کافی برای اشتراک گذاری اطلاعات را دارد. این اعتماد به نفس به آنها قدرت یادگیری بیشتر و متخصص شدن را میدهد و بدین ترتیب آنها میتوانند ارزش خود را بالاتر ببرند.
▪️به تصمیمات خود متعهد میمانند
کارمندان برتر همیشه به دنبال تصمیمات سخت هستند. آنها در راستای "مخالفت کنید اما متعهد باشید" گام بر میدارند؛ یعنی ممکن است با تصمیمهای سازمان موافق نباشند، اما وقتی تصمیمی اتخاذ میشود، به آن احترام میگذارند و نسبت به آن متعهد خواهند بود.
▪️همیشه بازخوردهای خوب میدهند
بازخورد خوب نیاز به تفکر مثبت و اخلاق خوب دارد. کارمندان برتر همیشه به مدیران و همکاران خود بازخوردهای مثبت و هوشمندانه میدهند. رئیستان همانند شما نیاز به تشویق دارد و از این که مورد تائید قرار گیرد احساس خوبی خواهد داشت.
▪️رفتار صادقانه دارند
کارمندان برتر رفتارهایی بر اساس صداقت و درستکاری دارند؛ حتی اگر این کار به نفعشان نباشد.
▪️راهنمای خوبی برای سازمان هستند
یک مدیر موفق و بزرگ باید بتواند رهبران بیشتری را تربیت کند. کارمندان برتر وقتی با فرصتهای خوبی مواجه میشوند، همانند رهبر در سازمان خود عمل میکنند.
▪️میدانند به چه چیزی نیاز دارند
کارمندان برتر دقیقا توضیح میدهند به چه چیزی نیاز دارند و این کار را برای رهبران خود آسانتر میکنند.
▪️در مواقع لزوم تشکر میکنند
سپاسگزاری سبب بازدهی بیشتر میشود. مدیر باید بتواند این کار را به خوبی انجام دهد اما کارمندان برتر نیز برای ابراز تشکر و قدردانی، به موقع عمل میکنند.
▪️همیشه پیشنهادات مفید دارند
کارمندان برتر متخصصان خوبی در سازمان هستند که حتی بیشتر از مدیرشان میدانند؛ پس آنها میتوانند ایدهها و پیشنهاداتی درباره بهبود امور دهند.
▪️شاد هستند و همواره به دنبال شادی میروند
حرف زدن و خندیدن در محیط کار سبب میشود آرام تر باشید و بهرهوری خود را بالاتر ببرید. کارمندان برتر کسانی هستند که این محیط شاد و آرام بخش را با دیگران به اشتراک میگذارند.
▪️در مواقع لزوم از حق خود دفاع میکنند
کارمندان خوب میدانند باید از حق خود دفاع کنند، زیرا ممکن است فرد دیگری کارشان را به نام خود تمام کند و اعتبار آنها را زیر سؤال ببرد. این اتفاق ممکن است در آینده منجر به شکست شود.
▪️تلاش میکنند به ارزش سازمان بیفزایند
کارمندان برتر همیشه به بیش از وظایف محول شده فکر میکنند و همواره در تلاشاند با کارهای متفاوت به ارزش سازمان خود بیفزایند.
▪️در زمان مناسب انتقاد میکنند
کارمند برتر اجازه نمیدهد کسی حقش را پایمال کند و از موفقیت او برای خود اعتبار به دست آورد، بلکه در زمانی که مرتکب اشتباهی میشوند، آنها را با گفتاری مناسب مورد سرزنش قرار میدهند.
▪️پایبند به اصول اخلاقی هستند
کارمند خوب به هنجارهای اجتماعی، قوانین و استراتژیهای سازمان احترام میگذارد.
▪️گاهی تصمیم میگیرند سازمان را ترک کنند
کارمندان خوب ممکن است به این نتیجه برسند که به دیدگاه، نیازها و چالشهای دیگری نیاز دارند؛ شاید نیازمند درآمد بیشتری باشند که سازمان نمیتواند از پس آن برآید. آنها در این شرایط به حداقلها قانع نمیشوند، بلکه به دنبال خواستهها و آینده بهتر گام بر میدارند.
🔷 کانال مدیران شایسته
🔰@Competentmanagers
👈ما چقدر به پرورش خودمان پرداخته ایم؟
و
👈چقدر خود را در معرض ارزیابی قرار داده ایم؟
از جک ولش توصیه جالبی خطاب به مدیران سازمان ها نقل شده است به این مضمون که :
" قبل از آن که رهبری دیگران را به عهده بگیرید مهم ترین کار و موثرترین عامل موفقیت شما این است که خودتان را پرورش دهید ، اما بعد از رسیدن به موقعیت و مسئولیت رهبری دیگران ، مهم ترین و موثرترین کاری که باید انجام دهید این است که دیگران ( کارکنان ) را پرورش دهید."
یکی از پیام های مهم این توصیه ، تلاش مدیران برای توسعه شایستگی هایشان است قبل از آن که دیر شود. وقتی ما مدیر می شویم بویژه وقتی به مدارج بالای مدیریت می رسیم از دیگران کمتر بازخورد می گیریم ، لذا فرصت و امکان دریافت اطلاعات در مورد قوت ها و ضعف هایمان را از دست می دهیم و دچار جهل و غرور می شویم که دو مانع اساسی یادگیری هستند. اگر می خواهید رهبر بزرگ و اثر گذاری باشید ارزیابی شدن و بازخورد گرفتن از دیگران را هر چه زودتر شروع کنید.
این از آن کارهائی است که اگر به آن نپردازیم خیلی زود دیر می شود.به دیگران جرئت و جسارت بدهید که بیرحمانه اما منصفانه و محرمانه شما را نقد کنند ، به شما در مورد روش و منش تان تلنگر بزنند و پتانسیل های بهبودتان را به شما نشان داده و هدیه کنند. همه ما نقطه کور داریم یعنی بخشی از وجودمان را نمی بینیم و تحقیقات جالبی که انجام شده نشان می دهد که نقاط کور مدیران بویژه مدیران ارشد از بقیه افراد بیشتر است.
خود را در معرض ارزیابی شدن قرار دهید، از انتقاد و باز خورد هر چند تلخ و صریح استقبال کنید و بازخورد را نقطه شروعی قرار دهید برای طراحی و اجرای برنامه هائی که شما را از نظر شایستگی های مدیریتی شایسته تر می کند.
🔷کانال مدیران شایسته
🔺@Competentmanagers
و
👈چقدر خود را در معرض ارزیابی قرار داده ایم؟
از جک ولش توصیه جالبی خطاب به مدیران سازمان ها نقل شده است به این مضمون که :
" قبل از آن که رهبری دیگران را به عهده بگیرید مهم ترین کار و موثرترین عامل موفقیت شما این است که خودتان را پرورش دهید ، اما بعد از رسیدن به موقعیت و مسئولیت رهبری دیگران ، مهم ترین و موثرترین کاری که باید انجام دهید این است که دیگران ( کارکنان ) را پرورش دهید."
یکی از پیام های مهم این توصیه ، تلاش مدیران برای توسعه شایستگی هایشان است قبل از آن که دیر شود. وقتی ما مدیر می شویم بویژه وقتی به مدارج بالای مدیریت می رسیم از دیگران کمتر بازخورد می گیریم ، لذا فرصت و امکان دریافت اطلاعات در مورد قوت ها و ضعف هایمان را از دست می دهیم و دچار جهل و غرور می شویم که دو مانع اساسی یادگیری هستند. اگر می خواهید رهبر بزرگ و اثر گذاری باشید ارزیابی شدن و بازخورد گرفتن از دیگران را هر چه زودتر شروع کنید.
این از آن کارهائی است که اگر به آن نپردازیم خیلی زود دیر می شود.به دیگران جرئت و جسارت بدهید که بیرحمانه اما منصفانه و محرمانه شما را نقد کنند ، به شما در مورد روش و منش تان تلنگر بزنند و پتانسیل های بهبودتان را به شما نشان داده و هدیه کنند. همه ما نقطه کور داریم یعنی بخشی از وجودمان را نمی بینیم و تحقیقات جالبی که انجام شده نشان می دهد که نقاط کور مدیران بویژه مدیران ارشد از بقیه افراد بیشتر است.
خود را در معرض ارزیابی شدن قرار دهید، از انتقاد و باز خورد هر چند تلخ و صریح استقبال کنید و بازخورد را نقطه شروعی قرار دهید برای طراحی و اجرای برنامه هائی که شما را از نظر شایستگی های مدیریتی شایسته تر می کند.
🔷کانال مدیران شایسته
🔺@Competentmanagers
🔰مضطرب نباشیم ، فقط رعایت کنیم
پیشنهاد می کنم در محل کار این موارد را رعایت بفرمائید:
- حذف جلسات غیر ضروری سازمانی و آموزشی ؛
اگر جلسه ای ضروری است سعی کنید فاصله بین حاضرین در جلسه رعایت شود
- تغییر روش حضور و غیاب ، از ثبت اثر انگشت به روش کارت ، یا ثبت تردد سنتی ، یا تشخیص قرنیه
- نصب مایع ضدعفونی کننده در کنار داخل نگهبانی یا کانال ورودی ساختمان
- نصب جعبه دستمال کاغذی در اماکنی پر تردد مثل داخل آسانسور، دستشویی ها ، کانتر ها ، آشپزخانه و آبدارخانه ، و روی میز کارکنان
- تغییر روش پذیرایی ، به حالت سلف سرویس( هریک از کارکنان از خودشان پذیرایی کنند و ظروف خود را بشویند )
- شستشوی مرتب دستان به مدت ۲۰ ثانیه در هر نوبت
- تحویل دستکش و ماسک به کارکنانی که بطور مکرر مراجعین عمومی دارند ( کارکنان خدمات، امور مالی ، منابع انسانی، صندوق ، امور مشتریان ، ویزیتورها و ... )
- معاینه برنامه ریزی شده کارکنان خدمات
- اعزام به مرخصی کارکنانی که کسالت دارند ( حتی اگر مانده مرخصی ندارند، اجازه بدهید بدون کسر از حقوق به مرخصی بروند )
- ضدعفونی کردن برنامه ریزی شده دستگیره در ها ، دکمه آسانسورها و کیبورد دستگاه عابر بانک
- تحویل مایع ضدعفونی کننده کوچک به همکارانی که در بیرون از سازمان بطور مکرر با دیگران در ارتباط هستند( مثل ویزیتور ها و راننده ها )
- الزام به استفاده از ماسک در خودروهای سازمانی برای همه سرنشین ها
- برخی از کارکنان با اشیاء و تجهیزاتی سر و کار دارند که دست های دیگران مدام با آنها در تماس است، در اینصورت آن اشیاء بطور برنامه ریزی شده و به دفعات ضدعفونی شوند و یا ملزم شوند که در حین کار با آن اشیاء از دستکش استفاده کنند
همچنین سعی کنند تا حد امکان به چنین اشیائی دست نزنند و اگر هم دست زدند ( که اغلب ناچار هستند ) دست های خود را بشویند یا ضدعفونی کنند و قبل از شست و شو، به دهان، بینی، چشم و گوش دست نزنند
🔷کانال مدیران شایسته
🌺@Competentmanagers
پیشنهاد می کنم در محل کار این موارد را رعایت بفرمائید:
- حذف جلسات غیر ضروری سازمانی و آموزشی ؛
اگر جلسه ای ضروری است سعی کنید فاصله بین حاضرین در جلسه رعایت شود
- تغییر روش حضور و غیاب ، از ثبت اثر انگشت به روش کارت ، یا ثبت تردد سنتی ، یا تشخیص قرنیه
- نصب مایع ضدعفونی کننده در کنار داخل نگهبانی یا کانال ورودی ساختمان
- نصب جعبه دستمال کاغذی در اماکنی پر تردد مثل داخل آسانسور، دستشویی ها ، کانتر ها ، آشپزخانه و آبدارخانه ، و روی میز کارکنان
- تغییر روش پذیرایی ، به حالت سلف سرویس( هریک از کارکنان از خودشان پذیرایی کنند و ظروف خود را بشویند )
- شستشوی مرتب دستان به مدت ۲۰ ثانیه در هر نوبت
- تحویل دستکش و ماسک به کارکنانی که بطور مکرر مراجعین عمومی دارند ( کارکنان خدمات، امور مالی ، منابع انسانی، صندوق ، امور مشتریان ، ویزیتورها و ... )
- معاینه برنامه ریزی شده کارکنان خدمات
- اعزام به مرخصی کارکنانی که کسالت دارند ( حتی اگر مانده مرخصی ندارند، اجازه بدهید بدون کسر از حقوق به مرخصی بروند )
- ضدعفونی کردن برنامه ریزی شده دستگیره در ها ، دکمه آسانسورها و کیبورد دستگاه عابر بانک
- تحویل مایع ضدعفونی کننده کوچک به همکارانی که در بیرون از سازمان بطور مکرر با دیگران در ارتباط هستند( مثل ویزیتور ها و راننده ها )
- الزام به استفاده از ماسک در خودروهای سازمانی برای همه سرنشین ها
- برخی از کارکنان با اشیاء و تجهیزاتی سر و کار دارند که دست های دیگران مدام با آنها در تماس است، در اینصورت آن اشیاء بطور برنامه ریزی شده و به دفعات ضدعفونی شوند و یا ملزم شوند که در حین کار با آن اشیاء از دستکش استفاده کنند
همچنین سعی کنند تا حد امکان به چنین اشیائی دست نزنند و اگر هم دست زدند ( که اغلب ناچار هستند ) دست های خود را بشویند یا ضدعفونی کنند و قبل از شست و شو، به دهان، بینی، چشم و گوش دست نزنند
🔷کانال مدیران شایسته
🌺@Competentmanagers