(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 🌐 تفکر انتقادی چیست؟

تفکر انتقادی عبارت است از توانایی تفکر مستقل و تأملی، و فکر کردن به شیوه ای روشن و منطقی. داشتن تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که می تواند در افشاء سفسطه ها و استدلال های نادرست بکار گرفته شود، به علاوه نقش مهمی در استدلال و تکالیف سازنده بازی می کند. تفکر انتقادی به ما کمک می کند تا به کسب دانش بپردازیم، نظریه های خود را بهبود ببخشیم و به استدلال های قوی دست یابیم. همچنین می توان از آن برای پیشبرد فرایند کاری و ارتقاء نهادهای اجتماعی استفاده نمود.

فردی که از مهارت تفکر انتقادی برخوردار است قادر خواهد بود تا:

*پیوندهای منطقی بین ایده های مختلف را درک کند؛
*استدلال های مختلف را شناسایی، سازماندهی و ارزیابی نماید؛
*ناهمسانی ها و اشتباهات معمول در استدلال ها را کشف کند؛
*مشکلات را به طور سیستمیک حل کند؛
*تناسب و اهمیت ایده ها را دریابد؛
*روی توجه و دلائل منطقی باورها و ارزش های شخصی اش تأمل کند.

تفکر انتقادی عبارت است از بررسی و آزمایش موضوعاتی که برای پذیرش ارائه می شوند، به منظور کشف اینکه آیا آنها منطبق با واقعیت هستند یا خیر. این استعدادها علاوه بر آنکه ذاتاً در انسان وجود دارد، نیازمند آموزش و پرورش است.

📁 مطالعه بیشتر درباره تفکر انتقادی. pdf

🔹با مدیران شایسته همراه شوید

🆔 @Competentmanagers
Forwarded from سخنرانی‌ها
✍️ محسن رنانی

🖊معلمی و توسعه

کلاسهایی که دیکتاتورهای آینده را پرورش می‌دهند


فردا دوم اسفند و روز برگزاری انتخابات مجلس یازدهم است. انتخابات، خودش دموکراسی نیست، بلکه قالبی برای اعمال دموکراسی است. اگر محتوایی که در این قالب ریخته می‌شود دموکراتیک نباشد، نتیجه انتخابات به برقراری یک جامعه دموکرات نمی‌انجامد. یعنی اگر انسان‌هایی که در این رویداد ملی یا آئین سیاسی مشارکت می‌کنند (هم مجریان و ناظران و هم کاندیداها و رأی دهندگان) افراد دموکرات و آزادمنش و دارای مهارت گفت‌وگو و تعامل، و روادار و مداراگر، و قانون‌پذیر و ا خلاقی نباشند، از انتخابات، دموکراسی زاده نمی‌شود. درست مثل این که در عید نوروز که یک رویداد ملی یا آئین فرهنگی است،‌ ما فقط تعطیل کنیم و لباس نو بپوشیم و سفره هفت سین بچینیم ولی همه مان با هم قهر باشیم و در خانه خودمان بنشینیم و برای خودمان تخمه بشکنیم. تعطیلی و سفره هفت سین و لباس نو پوشیدن، قالب برگزاری نوروز است، اما روح آئین نوروز، همان دیدوبازدیدها و آشتی‌ها و تجدید دوستی‌هاست. اگر این نباشد، نوروز به یک جشنواره سالیانه بی‌محتوا تبدیل می‌شود.
@sokhanranihaa
اما پاسخ به این پرسش که «باورهای ذهنی روادارانه، و الگوهای رفتاری آزادمنشانه و مهارتهای عملی مداراگرانه‌ی لازم برای این که ما شهروندانی دموکرات باشیم از کجا می‌آید؟» به نظام تربیتی ما برمی‌گردد. نخست خانه و سپس مدرسه. ما انسان‌های دموکراتی هستیم و ما جامعه‌ای دموکرات خواهیم داشت،‌ اگر الگوهای رفتاری دموکراتیک در خانه و مدرسه ما جاری باشد. هیچ حکومتی نمی‌تواند دموکراسی را به مردمش هدیه کند، مردمان هر جامعه‌‌ای باید خودشان دموکراسی را تمرین کنند و مهم‌ترین تولید‌کنندگان روح دموکراسی در جامعه، نخست مادران و سپس معلمان هستند. به این بهانه تصمیم گرفتم در این یادداشت علاقه‌مندان به داشتن جامعه‌ای دموکرات را با دیدگاههای یکی از فیلسوفان بزرگ حوزه تربیت آشنا کنم.

پائولو فریره فیلسوف و معلم بزرگ برزیلی بود که درست پنجاه سال پیش با انتشار کتاب «آموزش ستمدیدگان» در مورد نظام آموزشی امروزی هشدار داد و گفت این نظام، دیکتاتورهای کوچک تولید می کند که وقتی بزرگ شدند، هر جا باشند، دیکتاتوری می‌کنند. نیم قرن پیش از او البته جان دیویی در کتاب «دموکراسی و آموزش‌و‌پرورش» گفته بود که دموکراسی در مدرسه شکل می‌گیرد و کودکی که در مدرسه و در فرایند آموزش، گفت‌وگو و رواداری و مدارا و تعامل آزادمنشانه را نیاموزد هرگز در بزرگسالی نمی‌تواند نقش یک شهروند دموکرات را بازی کند. همزمان با فریره نیز ایوان ایلیچ با انتشار کتاب «مدرسه زدایی از جامعه» نشان داده بود که مدرسه تولید کننده توهم دانش است نه خود دانش، و لازم است آموزش را از حالت رسمی و سازمانی خارج کنیم؛ چرا که مدرسه اجازه کسب مهارت نمی دهد و استعدادهای انتقادی و خلاق کودکان را سرکوب می‌کند.

اما فریره، با وجود آن که از دیویی بسیار آموخته بود و نظریات ایوان ایلیچ را ارج می‌نهاد، و با آن که یک نظریه‌پرداز و فیلسوف حوزه آموزش بود،‌ دو تفاوت بزرگ با آن دو بزرگ داشت: یکی این که نظریاتش در خلوت کتابخانه و زیر دود سیگار شکل نگرفت، بلکه او کلاس را تجربه کرد و معلمی کرد و آنچه گفت حاصل گردوخاک خوردن در کف کلاس بود. دیگر این که به نوشتن و گفتن بسنده نکرد بلکه وارد عرصه سیاست شد و کوشید به موقعیت یک سیاست‌گذار در حوزه آموزش دست یابد و ایده هایش را در نظام آموزشی برزیل عملیاتی کند. او به درستی آموزش را یک عمل سیاسی می دانست چرا که معتقد بود در آموزش است که کودک مهارت و انگیزه طرح پرسش‌های همچون چه‌چیزی؟ چرا؟ چگونه؟ برای که؟ و مانند آن را می‌آموزد. اما نظام آموزشی کنونی به جای تربیت کودکانی که مهارت طرح چنان پرسش‌های بزرگی‌ را داشته باشند، کودکان ما را به دیکتاتورهای کوچک تبدیل می‌کند.

یکی از علل جذاب بودن ایده‌های فریره این بوده است که او برای آموزش، نظریه پردازی نمی‌کرد بلکه با آموزش، زندگی می‌کرد. با همین روحیه بود که او با یک خانم آموزگار ازدواج کرد و سه دخترش نیز آموزگار شدند.

پویش فکری توسعه، چندی پیش در یکی از میزگردهای توسعه، به بررسی آراء فریره و اهمیت ترویج آنها برای اصلاح نظام آموزش کنونی ایران پرداخت. من نیز در این میزگرد درباره نظریات فریره و اهمیت آنها برای ارتقاء دموکراسی در ایران سخنانی گفتم که ‌می‌توانید در فایل صوتی پائین پُست گوش کنید. ‍


🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from SBU Business Club
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 #ویدئو: #توسعه و ایران - محمود سریع‌القلم

@SBUBusiness
🔰دستورالعملی برای بهبود روابط شغلی

🔸امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروری‌ترین مولفه‌های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه‌سازی است، کیفیت روابط کاری می‌تواند به‌طور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.

🔸اگر از روابط شغلی مثبت بهره‌مند نیستید، ایجاد شبکه‌ای حرفه‌ای از منابع و طرفدارانی که ارزش شما را درک می‌کنند و خواستار موفقیت شما هستند، دشوار خواهد بود. به روابط مثبت شغلی خود فکر کنید، هرچه طرفدار بیشتری داشته باشید به همان اندازه احتمال پیشرفت شغلی شما بیشتر خواهد بود.

🔸اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه‌گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفه‌ای آگاه شده‌اید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:

1️⃣ سخت نگیرید.

اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. سعی کنید با آنها به خوبی آشنا شوید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصص‎های خاص آنها و اینکه آیا به‌عنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟

2️⃣ تواضع و قدردانی را تمرین کنید.

هیچ‎کس نمی‎خواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به‌ویژه در آغاز فعالیت‌تان در سازمان یاری می‎کنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل‌گیری روابط مثبت را افزایش می‌دهد.

3️⃣ مشاهده‌گر خوبی باشید.

قبل از هرگونه اظهار نظری زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفه‌ای ختم خواهند شد.

4️⃣ در سخت‌ترین شرایط هم صریح و صادق باشید.

باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص چالش یا مساله‌ای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسه‌ای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفت‌وگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.

5️⃣ از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.

مدیرانی که به دنبال توسعه فرهنگ سازمان یا تیم خود هستند، قدم‌های کوچکی را در راستای تغییر بر می‌دارند. کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکته‌ای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواسته‌های شما استفاده خواهند کرد.

6️⃣ تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.

دست کم هر دو هفته یکبار برای جلسات تشویق و تقدیر برنامه‌ریزی کنید. افراد احتیاج دارند در محل کار دیده شوند، می‌خواهند مطمئن شوند که برای سازمان مهم هستند. تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.

7️⃣ به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند

صرف‌نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی‌های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیق‌تر و بهتری خواهید داشت.

8️⃣ تفاوت‌های فردی را بپذیرید.

دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت‌های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش زمینه‌های مختلفی داریم که شکل‌دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوت‌ها احترام بگذارید./منبع: Fastcompany


🔹با مدیران شایسته همراه شوید

🆔 @Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚فرسودگی شغلی چیست؟

🔶 با کانال مدیران شایسته همراه باشید

❤️@Competentmanagers
🔰 16 نشانه‌ فرسودگی شغلی؛ این نشانه‌ها را جدی بگیرید

🔺بخش اول:

فرسودگی شغلی یکی از خطراتی است که زندگی افراد موفق را تهدید می‌کند. آنها همیشه باید مراقبش باشند. این افراد به علت ویژگی خاص شخصیتی و اعتقادشان بر اینکه می‌توانند هر کاری را انجام دهند، بیشتر اوقات متوجه این خطر نمی‌شوند. این افراد اشتیاق بالایی به کارشان دارند؛ از همین سو نسبت به ساعت‌های خیلی زیادِ کاری، بار سنگین شغلی و فشار زیادی که برای بهتر بودن باید متحمل شوند، بی‌توجه‌اند. همه‌ی این عوامل می‌تواند آنها را مستعد فرسودگی شغلی کند. اما واقعا نشانه‌های فرسودگی شغلی چیست؟

فرسودگی شغلی چیست؟
حالتی از استرس مزمن که می‌تواند شرایط زیر را در فرد به وجود آورد:

📕•خستگی فیزیکی و روانی
📕•بدبینی و انزوا
📕•احساس بی‌خاصیت بودن و ناکامی

در صورت بروز فرسودگی شغلی، شما دیگر قادر نخواهید بود مسئولیت‌های شخصی و شغلی خود را به خوبی انجام دهید. فرسودگی شغلی به‌طور ناگهانی اتفاق نمی‌افتد و این‌گونه نیست که یک صبح از خواب بیدار شوید و ببینید دچار فرسودگی شغلی شده‌اید. این پدیده طبیعتی موذی و خزنده دارد. به مرور در وجود ما رخنه می‌کند و همین موضوع، شناسایی آن را برای ما دشوار می‌سازد. با این حال ذهن و بدن ما در مورد فرسودگی شغلی به ما هشدار می‌دهد و اگر ما بدانیم که باید دنبال چه چیزی بگردیم، می‌توانیم قبل از اینکه دیر شود جلویش را بگیریم.

🔹نشانه‌های فرسودگی شغلی چیست
هر یک از سه شرایطی که در بالا اشاره کردیم، به وسیله‌ی نشانه‌ها و علائمی مشخص می‌شوند (نشانه‌ها بعضی اوقات با یکدیگر هم‌پوشانی دارند.) این علائم با یکدیگر ارتباطی زنجیروار دارند. به عبارتی تفاوت بین استرس و فرسودگی شغلی، در شدت و درجه‌ی علائم است. این امر موجب می‌شود که اگر نشانه‌ها را به موقع تشخیص دهید، بتوانید از بروز فرسودگی شغلی جلوگیری کنید (البته اگر برای رفع این علائم اقدامات لازم را هم انجام دهید.)

📕نشانه‌های خستگی فیزیکی و روانی

۱. خستگی مفرط
در مراحل ابتدایی شما در بیشتر روزها احساس خستگی و کمبود انرژی می‌کنید. با پیشرفت این علائم، خستگی فیزیکی و روانی شما تشدید شده و احساس می‌کنید انرژی شما تخلیه شده است. همچنین امکان دارد نسبت به روزهای پیش‌رو هم نوعی احساس ترس داشته باشید.

۲. بی‌خوابی
در مراحل ابتدایی امکان دارد یک یا دو روز در هفته به سختی به خواب بروید یا از خواب بیدار شوید. در مراحل بعدی این بی‌خوابی‌های شبانه‌، به طور مداوم تکرار می‌شود. علیرغم اینکه شب‌ها احساس خستگی می‌کنید، ولی نمی‌توانید بخوابید.

۳. فراموشی، حواس‌پرتی و عدم تمرکز
نشانه‌های اولیه شامل عدم تمرکز و کمی فراموش‌کاری است. این مشکل با پیشرفت خود باعث می‌شود نتوانید به درستی کارهای خود را انجام دهید و کارها بر سر شما انباشته شود.
۴. دردهای جسمانی
این علائم می‌تواند به شکل درد در قفسه‌ی سینه، تپش قلب، تنگی نفس، دل درد، سرگیجه، غش و یا انواع سردرد باشد. این علائم می‌تواند به تنهایی یا همزمان بروز کند.

۵. افزایش بیماری‌ها
به‌خاطر تخلیه‌ی بدن شما از انرژی، سیستم ایمنی‌تان ضعیف‌تر می‌شود. این امر شما را در مقابل عفونت‌ها، سرماخوردگی، آنفولانزا و سایر مشکلاتی که با سیستم ایمنی بدن در ارتباط است، آسیب‌پذیرتر می‌کند.

۶. کاهش اشتها
این نشانه در مراحل ابتدایی با کاهش اشتهای شما همراه است و باعث می‌شود از برخی از وعده‌های غذایی صرف‌نظر کنید. با پیشرفت علائم، این بی‌اشتهایی افزایش می‌یابد و منجر به کاهش چشمگیر وزن‌تان می‌شود.

۷. نگرانی
در مراحل اولیه علائم خفیفی از تنش، نگرانی و ناراحتی را حس خواهید کرد. با نزدیک‌تر شدن شما به مرحله‌ی فرسودگی شغلی، نگرانی شما شکلی جدی‌تر به خود می‌گیرد. در نتیجه‌ی آن راندمان کاری شما کاهش می‌یابد و می‌تواند منجر به بروز مشکلاتی در زندگی شخصی‌تان شود.

۸. افسردگی
در مراحل اولیه احساس ناراحتی خفیف، گهگاهی ناامیدی، احساس گناه و بی‌ارزش بودن می‌کنید. با بدتر شدن وضعیت احساس افسردگی شدید خواهید کرد. احساس می‌کنید هیچ راهی ندارید و دنیا بدون شما جای بهتری است (اگر افسردگی شما به این درجه رسید، فورا به متخصص مراجعه کنید.)

۹. خشم
در مراحل اولیه به صورت تنش در برخورد با دیگران و کج‌خلقی دیده می‌شود. در ادامه این علائم به شکل عصبانیت شدید و جروبحث جدی در خانه و محل کار بروز می‌کند (اگر عصبانیت شما به درجه‌ای رسید که باعث بروز رفتارهای خشونت‌آمیز نسبت به خانواده یا دیگران شد، فورا به متخصص مراجعه کنید.)

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌺@Competentmanagers
🔰 16 نشانه‌ فرسودگی شغلی؛ این نشانه‌ها را جدی بگیرید

🔺بخش دوم:

📕نشانه‌های بدبینی و انزوا

۱. از دست دادن حس لذت و خوشی
در ابتدا فقدان حس خوشحالی به صورت خفیفی دیده می‌شود. مثلا اشتیاقی به رفتن سر کار ندارید یا دوست دارید زودتر کارتان تمام شود. اگر در جهت بهبود آن اقدامی نکنید، این کاهش لذت تمام جنبه‌های زندگی شما را در بر می‌گیرد. دیگر تمایلی به گذراندن وقت با خانواده یا دوستان ندارید. در محیط کار از زیر کار در می‌روید و به دنبال راه‌هایی خواهید بود که سر کار نروید.

۲. بدبینی
در ابتدا به صورت افکار منفی و نگاه کردن به نیمه‌ی خالی لیوان بروز می‌کند. در ادامه این حس بر روی نگرشی که نسبت به خودتان دارید، تأثیر می‌گذارید. باعث ایجاد حس بدبینی نسبت به اعضای خانواده و همکاران شده و حس می‌کنید روی هیچکس نمی‌توانید حساب کنید.

۳. انزوا
در مراحل اولیه به شکل مقاومت شما در برابر رفتارهای اجتماعی دیده می‌شود. مثلا تمایلی به بیرون رفتن برای غذا خوردن ندارید یا در اتاق خود را می‌بندید تا کسی داخل نشود. در مراحل بعدی حرف زدن دیگران با شما باعث حس ناراحتی و عصبانیت‌تان می‌شود. زود سر کار می‌آیید و دیرتر می‌‌‌روید تا تعامل خود با دیگران را به حداقل برسانید.

۴. کناره‌گیری از دیگران
این حالت به طور کلی به شکل احساس جداافتادگی از دیگران و محیط اطراف بروز می‌کند. این حس ‌می‌تواند باعث بروز رفتارهای انزواطلبانه‌ای که در بالا اشاره کردیم، شود. در نتیجه‌ی آن از لحاظ فیزیکی و روانی خود را ملزم به انجام مسئولیت‌ها نمی‌دانید. اغلب به‌ بهانه‌ی مریضی سر کار نمی‌روید. پاسخ تماس‌ها و ایمیل‌ها را نمی‌دهید و مرتبا با تاخیر به سر کار می‌روید.

📕نشانه‌های احساس بی‌خاصیت بودن و ناکامی

۱. احساس بی‌علاقگی و ناامیدی
این مورد شبیه به حالت افسردگی و بدبینی است که در همین مقاله به آن اشاره کردیم. این حالت باعث می‌شود حس کنید هیچ چیز به درستی پیش نمی‌رود و هیچ‌ چیزی اهمیت ندارد. با بدتر شدن این وضعیت، انگیزه‌ای برای حرکت و فعالیت نخواهید داشت و با خود می‌گویید این کار را انجام بدهم که چه؟

۲. افزایش کج‌خلقی
کج‌خلقی ریشه در احساس مهم نبودن، بی‌فایده و بی‌استفاده بودن دارد. این حس باعث می‌شود فکر کنید دیگر همچون قبل، قادر به انجام کارها نیستید. در مراحل اولیه این وضعیت بر روی روابط شخصی و حرفه‌ای شما تأثیر منفی می‌گذارد و با ادامه می‌تواند باعث نابودی کامل آن شود.

۳. عدم بهره‌وری و کاهش کارایی
با افزایش بیش از حد ساعت کاری، استرس مزمن کارایی شما را کاهش می‌دهد. در نهایت پروژه‌های شما نیمه‌کاره مانده و هر روز به لیست کارهایی که باید انجام دهید، اضافه می‌شود. با افزایش این حالت شما به وضعیتی دچار می‌شوید که هرچه تلاش کنید، باز هم از عهده‌ی کارهای خود بر نمی‌آیید.
اگر شما این مشکلات را تجربه نمی‌کنید، خیلی خوب است. هرچند باید این علائم هشداردهنده را به خاطر بسپارید. یادتان باشد فرسودگی شغلی موجودی موذی است که وقتی شما مشغول زندگی هستید، به آرامی بر جسم و جان شما رخنه می‌کند.

اگر شما این علائم را تجربه می‌کنید، این به منزله‌ی هشداری برای شما خواهد بود که در مسیر خطرناکی قرار گرفته‌اید. زمانی را مشخص کنید تا ببینید واقعا چه مقداری از استرس در زندگی شما وجود دارد و راه‌هایی را بیابید تا قبل از اینکه دیر شود، از آن بکاهید. فرسودگی شغلی مانند آنفولانزا نیست. خودبه‌خود از بین نمی‌رود. هر چقدر هم ایجاد تغییرات برای‌تان سخت باشد، ولی باز هم هوشمندانه‌ترین انتخاب برای باقی ماندن در مسیر موفقیت است.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌺@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕مهم‌ترین دلیلی که باعث می‌شود کارمندان شغلشان را ترک کنند

🔸اگر هر روز از سر اجبار و با بی انگیزگی سر کار می‌روید بدانید تنها نیستید! بر اساس تحقیقات نشریهٔ «Gallup»، تنها ۳۳٪ از کارمندان نسبت به شغل خود شور و شوق دارند. اما چرا حدود ۷۰٪ از نیروی کار اشتیاقی نسبت به شغل خود ندارند؟

🔺 متخصصین معتقدند «قدر‌نشناسی» در جهان امروز موج می‌زند. می‌توان این وضعیت را «نقصانِ قدرشناسیِ جهانی» نامید! برای اثبات این ادعا آمار‌های متنوعی در دسترس است که در این مقاله به بررسی آنها و شیوه‌های حل این معضل می‌پردازیم.
شرکت «OC Tanner» در زمینه طراحی استراتژی هایی برای قدردانی از کارمندان فعال است. بر مبنای پژوهش‌های این مؤسسه:

🔺•۷۹٪ از افرادی که کارشان را ترک کرده‌اند، قدر‌ناشناسی را یکی از دلایل اصلیِ تصمیم خود می‌دانند.

🔺•همین‌طور ۶۵٪ از آمریکایی‌ها مدعی‌اند زحمات‌شان در سال گذشته حتی یک بار هم دیده نشد.
سازمان «oGoLead» در زمینه آموزشِ رهبران سازمانی فعال است. تحقیقات این شرکت حقایق بیشتری را در خصوص ضعفِ قدر‌دانی در محیط‌های کاری بر‌ملا می‌کند:

🔺•۸۲٪ از کارمندان احساس می‌کنند تلاش آنها برای سرپرست‌شان به اندازه کافی ارزشمند نیست.

🔺•۶۰٪ از کارمندان تصور می‌کنند قدرشناسی، بیش از دریافت پاداش مالی به آنها انگیزه می‌دهد.

🔸اگر رهبران ارزش دست‌آورد‌های کارمندان خود را بدانند، خالصانه از آنها قدر‌دانی کنند و کار‌های بی‌نظیری را که عرضه می‌کنند، ببینند؛ نتایج بسیار بهتری نصیب‌شان می‌شود. بدین ترتیب روح تمامی کارکنان، از جمله خودِ رهبران، به شوق خواهد آمد. با این کار یک انرژی مثبت خلق می‌شود که با انتقال به همه مانند موج در تمامی سازمان جریان می‌یابد.

🔰پس چرا همه مدیران از قدرتِ قدرشناسی نیروی کار در محیط کاری استفاده نمی‌کنند؟

1️⃣اولین دلیل این است که قدرشناسی به شکلی هدف‌مند به کار گرفته نمی‌شود. برای نتیجه‌بخش کردن آن کارکنان باید شایستهٔ قدرشناسی باشند. افراد باید بدانند چگونه می‌توانند به این شرایط برسند. بنابراین مدیران باید هر‌آنچه برای آنها اهمیت دارد را شفاف مشخص کنند و ارتباط این امور با نتایج عملکردی را روشن کنند. بدین ترتیب قدرشناسی و تقدیر از تلاش‌های کارکنان به تسهیل‌گری برای دستیابی به نتایج مطلوب تبدیل می‌شود. به این وضعیت «تقدیر هدف‌مند» می‌گوییم.

2️⃣دلیل دوم این است که موانع متنوعی سدِ راهِ به رسمیت شناخته شدن افراد است. هر زمان فرهنگِ قدرشناسی در محیط کار اجرا می‌شود، با تمامیِ این موانع رو‌به‌رو می‌شوید!

مدیران باید شیوهٔ شکستنِ این موانع را بیاموزند. با این کار هر مدیری به رهبری تبدیل می‌شود که تیمِ با‌انگیزه‌اش نتایج مثبتی برای او به ارمغان می‌آورد. بیایید با هم نگاهی به این موانع و شیوه‌های در‌هم شکستن آنها بیاندازیم:

🔹مانع اول: قدردانی طبیعی نیست؛ عجیب‌و‌غریب است
هرچه مدیر شما بیشتر ارزش کار‌تان را بداند، با این وضعیت احساسِ راحت‌تری می‌کنید. به علاوه هرچه نتیجهٔ قدر‌دانیِ او نمایان‌تر شود، انگیزه بیشتری برای به‌رسمیت‌شناختنِ شما پیدا می‌کند.

🔹مانع دوم: هوشیار باشید که افراد انتظار دارند از همهٔ کار‌های‌شان قدردانی کنید
این وضعیت وقتی به وجود می‌آید که رئیس شما از قدرشناسی هدف‌مند استفاده نمی‌کند. رهبران باید اهداف سازمانی و ساز‌و‌کار‌های کلیدی برای دستیابی به آنها را تعیین کنند. سپس از رفتار‌های منطبق بر این اهداف و ساز‌و‌کار‌ها به شکلی شکوه‌مند تقدیر کنند.
آخرین چیزی که هر کدام از ما می‌خواهیم این است که افراد تصور کنند صرفا برای حاضر شدن سر کار شایستهٔ قدر‌دانی هستند. به همین دلیل است که هدف‌مند کردنِ قدرشناسی، نقطهٔ عطفی است که رهبران برای دستیابی به نتیجه به آن نیاز دارند.

🔹مانع سوم: قدردانی زمان مشخصی ندارد
زمانی که مدیران صرفِ قدردانی از کارمندان می‌کنند یکی از بهترین سرمایه گذاری های آنها‌ست. با تبدیلِ قدردانی به یکی از فعالیت‌های روزمره، انجام آن به مرور طبیعی‌تر و راحت‌تر می‌شود. به همین راحتی می‌توان قدرشناسی را از فعالیتی عجیب به شیوهٔ معمولِ انجام کار‌ها تبدیل کرد.
در حقیقت با ایجادِ این تغییر بهره وری مدیران نیز افزایش می‌یابد. چون کارکنان برای کمک به آنها مشتاق می‌شوند. نتایجِ به دست آمده از قدرشناسی هدف‌مند را می‌توان در همه جای جهان و در افرادی با سنین متفاوت مشاهده کرد. این کلید موفقیت سازمان ها و افراد بسیاری است؛ می‌تواند کلید موفقیت شما هم باشد.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌺@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
🔊 آدرس کانال مدیران شایسته:

https://t.me/CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚فرسودگی شغلی چیست؟

🔶 با کانال مدیران شایسته همراه باشید

❤️@Competentmanagers
🔰یک انگلیسی تصمیم گرفت که براي کشف معدن الماس به آفریقا برود. تمام دارایی خود را فروخت و رفت.

🔹 زمینی خرید که کلبه اي در آن بود و فقط به جستجوي الماس پرداخت. درنهایت نتوانست چیزي پیدا کند، پس زمین و کلبه خود را براي فروش گذاشت.

🔹شخصی براي خرید آن ها آمد. اسم او کیمبرلی بود. آن ها بر روي سنگی در حیاط خانه نشستند و قرارداد را امضا کردند و صاحب قبلی رفت.


🔷 وقتی او رفت، کیمبرلی کاملا اتفاقی آن سنگ را تکان داد و زیرش الماسی دید؛ و این گونه بود که معادن الماس کیمبرلی کشف شدند.

🔺الماس ها همان جایی بودند که آن مرد قبلی زندگی می کرد. او دنبال الماس همه جا را گشت به غیراز خانه خودش را.

🔸 این یک داستان واقعی است.

♦️🔷♦️هر چه که به دنبالش هستی در درون خود توست از درون خودت غافل نشو.

🔹با مدیران شایسته همراه شوید

🆔 @Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔹 چرا به " شجریان" نیازمندیم ؟ 🔹

✍ دکتر مهران صولتی

🌱 ساعات و لحظاتی است که روان جامعه با جان شجریان، و نفس مردم با نفس او گره خورده است. هنرمند موسیقی سنتی و خواننده قطعاتی مانند ربنا و تصنیف های معروفی از شعر و ادب فارسی. شجریان اگر چه همواره در خاطره جمعی ایرانیان حضور داشت ولی مشارکت فعال در رویدادهای سال ۸۸ و پیامدهای ناشی از آن، به هنرش آشکارا رنگ و بویی سیاسی بخشید و اهمیتش را افزون تر ساخت. البته در این میان بخشی از قدرت هم کوشید تا با سانسور چهره و صدای وی در رسانه رسمی کشور از میزان محبوبیتش بکاهد که روشن است در این زمینه ناکام ماند. شجریان اینک به اسطوره ای تاثیر گذار در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما تبدیل شده است که حذف یا فراموشی آن به سودایی محال شباهت دارد. اسطوره ای که البته می تواند برای ایران امروز کارکردهای جامعه شناختی مفیدی هم داشته باشد. می کوشم تا در این یادداشت به نیاز جامعه ایرانی به پدیده ای به نام "شجریان " نگاهی بیفکنم.

🔹شجریان نمادی از احیای سنت در روزگار سیطره مدرنیته است. سنتی که می کوشد در قالب لطیف ترین وجوه هنری، انسان مدرن را با عمیق ترین مضامین اخلاقی و انسانی آشنا کند. اهمیت موضوع آن جایی بیشتر می شود که ایرانیان در روزگار بعد از انقلاب با یک سنت اسلامی پمپاژ شده از سوی حکومت مواجه و از ایجاد یک سنت برخورد انتقادی سازنده میان دین و مدرنیته بازماندند(رویکرد روشنفکری دینی سیاسی تلقی، و از گسترش آن جلوگیری شد). در چنین وضعیتی موج شیفتگی نسبت به دستاوردهای دنیای مدرن افزایش یافته و ایجاد تلفیقی میان سنت و مدرنیته به دلیل احساس ناکارآمدی به فراموشی سپرده می شود.

🔹شجریان امروزه به نمادی برای وفاق ایرانیان حول هنر اصیل، و هنرمند حساس به دغدغه ها و دردهای مردم تبدیل شده است. هنرو هنرمندی که بیش از هرچیز به اعتلای ایران و ایرانی می اندیشد. به نظر می رسد در روزگار بی اعتباری شخصیت های مرجع جامعه، و در برهوت سیاست زده شدن تمام ساحت های اجتماعی این سرزمین، که می تواند تهدیدی برای انسجام ملی و‌ زنگ خطری برای فروپاشی اجتماعی کشور باشد، شجریان می تواند ایفاگر نقشی وحدت بخش حداقل در عرصه تاثیر گذار فرهنگ باشد.

🔹شجریان همچنین نمادی برای معرفی عرصه فرهنگ به عنوان بستری برای رویش سیاست و اقتصاد می باشد. فرهنگ اگرچه همواره در زندگی ایرانیان جایگاهی رفیع داشته است ولی حداقل در روزگار کنونی به دلیل سیطره دولت و بازار بر زندگی ایرانیان تا اندازه زیادی به حاشیه رفته است. دولت با دخالت های مکرر در حریم خصوصی ایرانیان ، نوعی احساس دوگانه نسبت به خود را در جامعه دامن زده است (گریز از دولت و همزمان پناه بردن به دولت)، و بازار هم با کالایی کردن همه چیز، ارزش های اخلاقی و انسانی را دچار فرسایش کرده است. در چنین وضعیتی بازگشت به شجریان می تواند الهام بخش افرادی باشد که هنوز هم دل در گرو نقش بی بدیل فرهنگ در روزگار کنونی دارند.

🔹نکته پایانی: نوع مواجهه حکومت با پدیده شجریان می تواند نشان و نشانه ای از عقلانیت حاکم بر کشور در ایام کنونی باشد؛ سپردن عرصه بهره گیری مناسب از سرمایه های فرهنگی به جامعه، یا سودای کنترل و انحصار عرصه های فرهنگی به کمک قدرت سیاسی؟! گذشت زمان بهتر می تواند در مورد این انتخاب داوری کند...

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌺@Competentmanagers