(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔴 ۱۵ دلیل که نشان می‌دهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید


۱.▪️زیاد به احساسات خود فکر می‌کنید
هوش هیجانی با تفکر و تامل آغاز می شود. شما سوال هایی از این قبیل از خود می پرسید: "چرا احساس من این گونه است؟" و "چه چیزی باعث شد که من (یا یک فرد دیگر) این گونه رفتار کنم (کند)؟"
با شناخت این احساسات و واکنش ها، شما سعی می کنید رفتار خود را سنجیده تر کنید.

۲.▪️دیدگاه دیگران را درباره خود جویا می‌شوید
شما متوجه می شوید که دیگران شما را به نحو دیگری نسبت به آنچه که شما خودتان را می بینید، مشاهده می کنند.

۳.▪️شما از دیگران تشکر می‌کنید
شما می دانید که این دو واژه "تشکر می کنم"، چگونه می تواند سبب محکم تر شدن روابط شود و دقیقا به همین دلیل است که شما از این عبارت بارها در طول روز استفاده می کنید.

۴.▪️شما می‌دانید چه زمانی باید صبر کرد
شما می دانید که پیش از انجام یک کار و یا صحبت کردن با یک شخص، باید صبر کرد و کمی به آن فکر کرد.

۵.▪️شما به دنبال "چرایی" یک موضوع می‌گردید
شما می دانید که پشت رفتار و گفتار هر فرد، دلیلی نهفته است، بنابراین به جای تهمت و برچسب زدن به آن ها، به دنبال چرایی رفتار آن ها می گردید.

۶.▪️گوش شما به روی انتقادات باز است
شما می دانید که با شنیدن تمامی طرز فکرهایی که درباره شما وجود دارد، می توانید نکات بسیاری را یاد گرفته و شخصیت خود را ارتقا دهید. بنابراین در این مواقع، شما تمامی احساسات خود را کنترل کرده و تا جایی که می توانید یاد می گیرید.

۷.▪️شما به طور مداوم عکس العمل دیگران را در نظر می‌گیرید
از زمانی که شما یک شخص را ملاقات می کنید، شما تمامی رفتار او را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهید. این موضوع نه تنها باعث می شود که شما بر روی مواردی که قصد بیان آن را دارید، تمرکز کنید، بلکه باعث توجه و تمرکز شما به طرز بیان تان نیز می شود.

۸.▪️شما عذرخواهی می‌کنید
با پی بردن به اشتباهات تان و بیان تاسف و عذرخواهی در زمان مناسب، شما ارزش های معنوی خود مثل انسانیت و اصالت تان را نیز نشان می دهید که همین موضوع نیز می تواند به صورت کاملا طبیعی، سبب جذب افراد به شما شود.

۹.▪️شما می‌بخشید
به جای پرخاش و پافشاری بر روی خشم خود که تقریبا رفتاری رایج در بین تمامی افراد خشمگین است، شما می بخشید و همین موضوع می تواند قدرت درونی بیش از حد شما را نشان دهد.

۱۰.▪️شما از واژگان احساسی گسترده‌ای بهره‌مند هستید
با یادگیری بیان احساسات تان، شما توانایی خود را برای درک آن ها افزایش می دهید. شما با گسترش دایره واژگان احساسی تان، می توانید دید عمیقی نسبت به احساسات داشته و چیزهای زیادی در این مورد یاد بگیرید که قطعا در زمان مناسب می تواند باعث شود رفتار مناسبی از شما سر بزند.

۱۱.▪️شما به طور خاص و خالصانه‌ای دیگران را ستایش می‌کنید
به دلیل خصلت شما مبنی بر پیدا کردن یک نکته خوب در دیگران و سپس بیان آن ها به همان شخص که چه چیزی تحسین شما را برانگیخته است، شما به آن ها روحیه بسیار خوبی داده اید. بنابراین افراد از کار کردن با شما احساس خوشایندی داشته و انگیزه دارند تا بهترین عملکردشان را ارائه دهند.

۱۲.▪️شما بر روی کنترل تفکرات تان کار می‌کنید
هنگامی که شما یک موقعیت منفی را تجربه می کنید، شاید شما نتوانید رفتار احساسی و طبیعی خود را کنترل کنید، اما قطعا می توانید اتفاقی که پس از آن خواهد افتاد را کنترل نمایید؛ شما می توانید انتخاب کنید که بر روی تفکرات تان تمرکز کنید.

۱۳.▪️شما هرگز مردم را در لحظه قضاوت نمی‌کنید
شما کاملا آگاهید که هر کس می تواند یک "روزِ بد" و یا حتی یک "سال بد" داشته باشید. شما با در نظر گرفتن این موضوع، به دیگران برچسب نزده، آن ها را قضاوت نکرده و دیدتان نسبت به آن ها، همچنان مثبت باقی خواهد ماند.

۱۴.▪️شما نقاط ضعف خود را تحلیل خواهید کرد
با تحلیل موقعیت هایی که باعث شده شما نتوانید احساسات خود را به خوبی کنترل نمایید، می توانید استراتژی و سناریویی برای موقعیت های مشابهی که در آینده برای شما رخ خواهد داد، ترتیب دهید.

۱۵.▪️شما می‌دانید که احساسات می‌تواند علیه شما استفاده شود
هنگامی که افراد توانایی خود را در یک خصوص افزایش می دهند، می توانند از این قدرت برای اعمال منفی استفاده نمایند. و البته این دقیقا می تواند عاملی باشد که چرا شما باید هوش هیجانی خود را افزایش دهید تا در بعضی مواقع نیز بتوانید در مواجه با چنین افرادی، از خود محافظت نمایید.

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰 7 مهارت برای یادگیری موفق‌تر براساس خودشناسی فردی

🔸یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که در سیستم آموزش سنتی وجود دارد این است که یک روش یادگیری برای همه افراد کارساز است. اما امروزه با توجه به دانش بالایی که مردم دارند، اکثریت می‌دانند که یک روش یکسان در سیستم آموزش جهانی به خوبی عمل نمی‌کند. هر شخصی با توجه به شخصیت و خلق‌‌و‌خوی مشخص خود به روشی متفاوت یاد می‌گیرد.

🔸در سطح پایه، 4 نوع یادگیری وجود دارد: بصری، شنوایی، خواندن/نوشتن و جنبشی و هر یک از ما در یک یا چند نوع از آن‌ها مهارت داریم.
با این حال در صدر این نوع یادگیری‌های پایه، مهارت‌های شناختی نیز وجود دارد که مربوط به شیوه‌ای است که مغز اطلاعات را پردازش می‌کند.

🔸 5 مهارت اولیه شناختی وجود دارد: خواندن، یادگیری، یادآوری، استدلال منطقی و توجه. هر یک از این موارد می‌تواند به نحوی مورد استفاده قرار گیرد که به ما کمک کند تا در یادگیری مهارت‌های جدید و توسعه خودمان بهتر شویم.
بنابراین برای کمک به یادگیری مؤثرتر شما، در اینجا 5 راه برای استفاده از انواع یادگیری با مهارت‌های خودشناختی را به‌طور کامل توضیح می‌دهیم:

1️⃣ سبک یادگیری غالب خود را پیدا کنید

کافی است تا کمی به خود و نحوه یادگیری مؤثرتر خود تا به امروز فکر و دقت کنید. این که معمولا چگونه چیزی بیشتر در ذهن شما باقی می‌ماند این موضوع را مشخص می‌کند که روش یادگیری شما چیست. برای مثال اگر در بیشتر مواقع برای یادگیری چیزی از یوتیوب شروع می کنید، یک فرد بصری هستید و باید از همین روش برای آموزش هر چیزی شروع کنید.

2️⃣ روش‌های مختلف یادگیری را امتحان کنید

اگر مطمئن نیستید چه روش یادگیری برای‌تان مؤثرتر است، پس تمامی روش‌ها را آزمایش کنید. به‌عنوان مثال، اگر می‌خواهید مهارت‌های ارائه خود را بهبود بخشید، می‌توانید یک جستجوی ساده گوگل برای مقاله‌ای در مورد ده روش برتر برای بهبود مهارت‌های ارائه خود انجام دهید. بعد از این که آن را خواندید، جستجوی مشابه را در یوتیوب انجام دهید. پس از خواندن مقاله و تماشای ویدیو، دانش جدید خود را به ارائه بعدی خود اعمال کنید.

3️⃣ کار متمرکز را تمرین کنید

یکی از مواردی که جلوی یادگیری آسان و سریع ما را در عصر حاضر می‌گیرد، درگیر شدن با حواس پرتی های مختلف است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که هر روز را برای مدت زمان مشخصی این حواس‌پرتی‌ها را کنار بگذارید. به این ترتیب اگر شما در جلسه یا دوره آموزشی هستید، تلفن خود را به‌طور کامل خاموش کنید و دقت خود را بالا ببرید.

4️⃣ از روش‌های مختلف برای شناخت سبک یادگیری خود استفاده کنید

به‌عنوان مثال، اگر می‌خواهید در نوشتن ایمیل بهتر شوید، پس نوشته‌های جدید خود را در یک مجله یا یک وبلاگ اعمال کنید. آن‌چه در این‌جا انجام می‌دهید، این است که از مهارت‌های نوشتاری خود در شیوه‌های مختلفی که توانایی مغزتان برای انعطاف‌پذیری را گسترش می‌دهد استفاده می‌کنید.

5️⃣ مهارت جدید خود را در سبک های مختلف تمرین کنید

اگر فردی بصری هستید و هر نمودار، تصویر و اطلاعات شکلی که می‌توانستید در مورد مهارت جدید خود پیدا کنید را کاملا به ذهن سپرده‌اید، یک مقاله یا کتاب متنی در مورد موضوع پیدا کنید و آن را بخوانید. هر چه مهارت‌های جدید خود را در سبک‌های بیشتری بررسی می‌کنید، سریع‌تر به خودشناسی و پیشرفت خواهید رسید.

6️⃣ دانش جدید خود را به روش عملی پیاده‌سازی کنید

اگر چیزهای جدیدی که می‌آموزید در جایی پیاده نکنید و به نوعی تمرین نداشته باشید، ممکن است آن‌ها را به راحتی از یاد ببرید. نورون‌های مغز ما به ورزش منظم نیاز دارد. بدون آن، مثل یک عضله، کوچک شده و می‌میرد.

7️⃣ از مهارت جدید خود به سرعت استفاده کنید

تصور کنید که شما در یک کارگاه آموزش فروش شرکت کرده‌اید. در روز اول، ملاقات و خوش‌آمد گویی و پرسیدن سؤالات را یاد گرفتید. در پایان روز اول آن‌چه آموختید را تمرین کنید. در راه خانه یک مکالمه با یک غریبه در اتوبوس یا قطار شروع کنید. به صورت متناوب، اگر به سوپرمارکت در راه خود به خانه خود رفتید، با صندوقدار صحبت کنید و سؤال پرسیدن را با او تمرین کنید.

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
🔰مدام ذهنتان را تغذیه کنید 🍽

🔸 مدام ذهن خود را با ایده‌ها و اطلاعات مثبت تغذیه کنید. کتاب‌ها و مقالات مثبت بخوانید؛ اطلاعاتی که به شما کمک کنند تا زندگی و کارتان را بهبود بخشید.

🔸 با تلفن همراه، در اتومبیل و هر جای دیگر به برنامه‌های صوتی آموزشی و مثبت گوش دهید. در گفت‌وگوها، سمینارها و کارگاه‌های مثبتی شرکت کنید که در آن‌ها با ایده‌های ارزشمند و سازنده آشنا می‌شوید و می‌توانید برای بهبود کیفیت زندگی از آن‌ها استفاده کنید.

🔷کانال مدیران شایسته

🆔 @Competentmanagers
🔴آیا معنی کلمه "سپاس" را میدانید؟

سپاس کلمه ی ایرانیست و یادگار زرتشت، که همواره میگفت :

سه چیز را پاس بدارید ؛
پندار نیک "پاس یک"
گفتار نیک "پاس دو "
کردار نیک "پاس سه"

"سه پاس" یعنی پاسداشت و پاسداری
از سه "نیک"
و ایرانیان با گفتن "سپاس"
به همدیگر یاد آور این سه مورد
مهم می شدند!/ منبع؛ کانال مدیران فرهیخته

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید


🔺@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ✍️ نقل از کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران / نوشته زنده یاد دکتر حسین عظیمی / نشر نی

✳️ فرهنگ سنتی جامعه ایران، مناسب توسعه اقتصادی نیست. این فرهنگ باید متحول شود واین تحول باید در متن حفظ هویت مستقل فرهنگی کشور صورت گیرد.

✳️فرهنگ به مفهوم مجموعه آرا و عقاید مورد قبول نسبی عامه، در حقیقت بیان کننده شخصیت افراد است، و شخصیت هم در سنین کودکی و نو جوانی شکل می گیرد.

✳️ پس یکی از استراتژیهای ویژه برای توسعه اقتصادی این است که به سراغ مدارس برویم ، تخصیص منابع در این زمینه را تغییر دهیم و مدارس را به سوی پرورش صحیح انسانها با ویژگی های لازم برای توسعه اقتصادی سوق دهیم. حتی اگر لازم باشد باید برای مدتی از پروژه های بزرگ چشم بپوشیم .

✳️برای پرورش شخصیت مناسب توسعه، دومین استراژی اساسی ، توجه به خانواده هاست . در این زمینه بویژه باید توجه داشت که خانواده فقیر ، قدرت وتوان، حوصله ودقت ، و علم وبینش لازم برای پرورش شخصیتی کودکان را ندارد .

✳️پس باید دومین استراتژی ویژه توسعه اقتصادی، تلاش و کوشش در تامین نیازهای اساسی مردم و زدودن فقر معیشتی در خانواده ها باشد . "

🔰گزیده هایی از سخنان اندیشمندانه این اقتصاددان فهیم در کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران:

✏️ مشكل اساسي اقتصاد ايران بينش، تفكر و انديشه است و در تدوين برنامه‌هاي توسعه بايد اين مفاهيم را در اولويت قرار داد.

✏️انسان دلش به درد مي‌آيد كه چطور ممكن است انسان‌ها از آزادي و دموكراسي صحبت‌كنند، ولي زير بار قانون نروند.

✏️ اقتصاد ايران مانند كسي است كه دچار ضربه مغزي شده است. در اين حالت شخص زنده است، ولي هيچ حركتي ندارد يا حركت آگاهانه‌اي ندارد؛ يعني در حالت بيهوشي قرار دارد.

✏️ آموزش‌هاي ابتدايي اين مملكت ضد توسعه است و اگر مدارس بسته شوند، فرهنگ توسعه‌اي كشور‌ بالاتر خواهد رفت. اين مدارس كنجكاوي فطري بچه‌هاي ما را مي‌كشد.

✏️ حسرت‌هاي پياپي در زندگي كودك فقير امروز به او خواهد آموخت كه مشكل و مسئله زاده شدن در جامعه و در خانواده‌هاي محروم را در بيشتر موارد حتي نمي‌توان طي يك نسل برطرف كرد.

✏️ سياست‌گذاري اقتصادي كشور‌ را در سازمان‌هاي سياست‌گذاري (سازمان برنامه و بودجه بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي) از دسترس آناني كه چند سال سياست‌گذاري مي‌كنند و آن‌گاه به تحصيل مي‌پردازند، دور نگه داريم.

✏️ صحنه اقتصادي جامعه را به هيچ وجه به آزمايشگاه برخي سياست‌ها تبديل نكنيم.

✏️ معيار صحت سياست‌ اقتصادي آن نيست كه اين سياست با مكتب اقتصادي مورد قبول سياست‌گذار تطبيق داشته باشد. صحت سياست اقتصادي وقتي تأييد مي‌شود كه در نهايت رضايت نسبي بيشتر مردم و جامعه را فراهم كند.

✏️هنر برنامه‌ريز توسعه و هدايت كننده جامعه اين است كه در فرهنگ جامعه خود جستجو كند و اجزاي مناسب را بيابد و آن ها را تعريف و تقويت نمايد و اجزاي نامناسب را به تدريج تضعيف كند.

✏️ مسئله اصلي ما محدود بودن امكانات نيست؛ مشكل ما اشتباه نگرش در "انتخاب اقتصادي" است.

✏️وظيفه و هدف برنامه‌ريزي توسعه به هيچ‌وجه "دولتي كردن" اقتصاد نيست. هدف برنامه توسعه كمك به ايجاد محيط و فضاي مناسب براي شكوفايي خلاقيت و نو‌آوري در سطوح مختلف براي اقشار متنوع و متكثر است.

✏️برنامه‌ريزي جامع توسعه عملاً نوآوري و خلاقيت را حذف و اقتصاد را دولتي و بازدهي را محدود مي‌كند و نهايتاً مانع توسعه مي‌شود. آنچه در ادبيات توسعه پيشنهاد ‌مي‌گردد "برنامه‌ريزي هسته‌هاي خط‌دهنده" است كه تحت عنوان Core Planning مطرح شده است. قلب برنامه توسعه متكي بر هسته‌هاي خط دهنده نيز، پروگرام‌هاي اجرايي است.

✏️به تصور من نظام انگيزشي و نهاد‌هاي اجرايي در كشور‌ دچار ضعف شده‌اند و در كنار اين دو عامل، فشار نظم بين‌المللي بر اقتصاد كشور‌ نيز بسيار قابل توجه است. جامعه اقتصادي ايران درمواجهه با اين سه عامل دچار وضعيت نا‌مطلوبي شده و از شكوفايي لازم برخوردار نيست. لذا تدوين برنامه توسعه كشور‌ بايد به طرف حل اين مشكلات از طريق سيستم علمي، عقلاني و انساني با توجه به شرايط موجود پيش‌رود.

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
🔴آیا دموکراتیک شدن راحت است؟

✍دکتر محمود سریع القلم

✅بخش اول

🔹وقتی مشکلات روی هم انباشته می­شوند، بعضی به واژه و مفهوم دموکراسی متوسل می­شوند و تحقق آن را به عنوان راه ­حل مطرح می­کنند. البته اگر نروژ، سوئد، دانمارک و آلمان نمونه­ های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد می­دانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرین­های سختی در بر دارد؟ این افراد چقدر متون و ادبیات دموکراسی را خوانده ­اند و بر آنها مسلط هستند؟ تا چه میزان با تاریخ این کشورها با دقت و جزییات آشنایی دارند؟

🔹اگر خروج از قرون وسطی و تحولات جدی دوره رنسانس را حدود ۱۵۰۰ میلادی در نظر بگیریم، چه میزان متون و ادبیات در این ۵۲۰ سال برای تحقق، تکامل و اصلاح دموکراسی تولید شده است؟ هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس، عالم علم سیاست، روان شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه ­های یکدیگر، متون نوشته ­اند و اثر گذاشته ­اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ­ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود می­رود. متون امروزی هابرماسِ آلمانی، صورتِ آخِر چندین قرن نوشته و فکر از ژان بُدن (۱۵۹۶-۱۵۳۰) تا ماکس وبر (۱۹۲۰-۱۸۶۴) است.

🔹در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر می­کنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون پذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای ارتقای کارآمدی در آموزشِ دبستانی باشد یا ارتقای ایمنی خودرو؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی و جزیی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای روانی و فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، با اکثریت تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجه­ ی چند قرن کار فکری است. هرچند کتابخانه ­ها و دانشگاه­هایی که قرن­هاست به وجود آمده ­اند بنیان این زحمات فکری است ولی شخص علاقمند نیز می­تواند ماه­ها در موزه­های لندن، برلین، پاریس، فلورانس، وین، مادرید، ونیز، استکهلم و رم، وقت کیفی بگذارد تا تاریخِ اندیشه و سیرِ انباشتی و تکاملی هزاران نفر را مشاهده کند. بنظر می­رسد حدود ۵۰۰۰ کتاب در پنج قرن اخیر به صورت تکمیل کننده یکدیگر در فلسفه، اقتصاد، سیاست، علم و جامعه شناسی نوشته شده است تا اینکه خانم مرکل صدر اعظم آلمان قبول کند هر تصمیم او باید با افکار عمومی در آلمان هماهنگ باشد و او خودش باید، خرید منزلش را انجام دهد.

🔹دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسان­ها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راه­پیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سال­ها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی (Internalize) کرده ­اند. اگر مجموعه­ی حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به راحتی به توافق دست می­یابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده ­اند. طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشته­های مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمی­توانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام می­دهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. در شرایطی دو یا چند نفر می­توانند هماهنگ باشند، قابل پیش­بینی باشند و باهم کارها را پیش ببرند که از یک فرهنگ استنباطی مشترک برخوردار باشند. آیا فردی می­تواند ادعا کند که دموکراسی را می­شناسد ولی کتاب قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو را (نه خودش) بلکه سر کلاس و با استاد نخوانده است؟ ادبیات مربوط به دموکراسی را باید ده­ها بار خواند و بحث کرد تا بتدریج متوجه شد. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در ازهم ­گسیختگی فکری دارد. وقتی ده­ها مدیر و تصمیم­ گیرنده با ده­ها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجه کار آنها نمی­تواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفت­ها باشد. اگر مجموعۀ نخبگان سیاسی یک کشور ادبیات و متون مشترک فلسفی و اقتصادی و سیاسی نخوانده باشند، نمی­توان در انتظارِ برآیندِ کارآمدِ عملکردِ آنها نشست.

🔹دموکراسی را دست­کم گرفته ­ایم؛ کما اینکه در دوره قاجار نیز، نویسندگانی تصور می­کردند با چند کتاب و گردهمایی می­توانند حکومت قانون بنا کنند. کلید دموکراسی در نوع ارتباطی است که میان افراد فکری، نوآور، باهوش و توانا وجود دارد. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ ۱۳۴۰ را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی می­کند


️ @Competentmanagers
🔴آیا دموکراتیک شدن راحت است؟

✍دکتر محمود سریع القلم

✅بخش دوم و پایانی

دستیابی به توافق و تفاهم، هماهنگی، اجماع، قاعده ­مندی، سیستم داشتن و قابل پیش­ بینی بودن بسیار کار دشواری است. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد. یک دلیل اینکه وزیر خارجه #کانادا فرصت می­کند با تک تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار می­کند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی­ها، سوءاستنباط­ها، خودخواهی­ها و انحصارها، هر نیم ­روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمی­پذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث می­شود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.

🔹اگر جایی به دنبال دموکراسی می­گردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد می­کنند: تبعی یا تکاملی؟ چینی­ها به تدریج از حالت تبعی به تکاملی حرکت کرده ­اند، هرچند راه طولانی در پیش دارند. اگر دایرۀ نخبگان سیاسی یک کشور چنین انتقالی را در جهان امروز و با پیچیدگی­­های تصمیم­گیری امروز، تجربه نکنند، مرتب اشتباه خواهند کرد و اشتباهات بر روی هم انباشته خواهند شد. لیبی، عراق، ونزوئلا و کره شمالی نمونه­ هایی از این وضعیت هستند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار الیت (Elite) در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ ­زدگی (Corrosion) نظام مدیریتی می­انجامد. در دموکراسی­ها هم، اشتباه می­شود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحت­تر اصلاح می­شود و تکرار نمی­شود. اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمی­گفت که اگر فردی راه او را نمی­پسندد می­تواند گذرنامه خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.

🔸بیش از 500 سال هزاران نفر زحمت کشیده­اند تا مانع از این ویژگی­ها شوند: خود بزرگ پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری. همچنین ساختاری ساخته ­اند تا این ویژگی­ها عمومی شوند: مشورت کردن، یادگیری، هماهنگی، باهم تصمیم گرفتن، سیستم ساختن، قابل اتکا بودن، به افراد توانا میدان دادن، احترام به تفاوت­های فکری، به رسمیت شناختن تفاوت­های فکری.

🔷فهم دموکراسی و عمل دموکراتیک بسیار کار مشکلی است. از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخوانده­اند، به زبان­های خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته ­اند و استاد ندیده­اند و تمرین تفاهم و تعامل نکرده­اند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. این مفاهیم، معانی عمیق تاریخی دارند. وضع ما طبیعی است. تا زمانی که متون نخوانیم، به توافق و اجماع نرسیم، با هم تصمیم نگیریم، برای افراد توانا جا باز نکنیم و به اندیشه­ های گوناگون احترام نگذاریم، همچنان در سعی و خطاها، بقا خواهیم داشت. سرنوشتِ ملت­ها در گروی افکاِر اکثریتِ آنها است. دموکراسی سال­ها تمرین می­خواهد.


🔷کانال مدیران شایسته

✳️ @Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰هوش هیجانی و تاثیر آن روی رهبری سازمان.

✍دکتر محمدحسین اکبرزاده

🔺بخش اول

از زمانی که گاردنر هوش انسان را به 8 بخش تقسیم کرد، تاکنون محققان بسیاری در این زمینه فعالیت کرده و بر تاثیر هوش هیجانی روی پیشبرد اهداف افراد، اجماع کامل دارند.

🔰 اما هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی را توانایی شخص در ادراک، ارزشیابی و مدیریت احساسات خویش شامل استرس، خشم، خوشحالی، اندوه و... عنوان می کنند. در حال حاضر محققان معتقدند هوش هیجانی مهم ترین عامل پیشرفت انسان هاست. تفاوت اصلی ضریب هوشی و هوش هیجانی در این است که ما در ضریب هوشی تاثیر زیادی در رشد آن نداریم؛ محققان حداکثر پنج درصد احتمال تغییر در ضریب هوش را به وسیله شخص می دهند، در حالی که 95 درصد آن را مادرزادی می دانند. ولی در هوش هیجانی ما همواره و در هر سن قادر به بالا بردن و رشد دادن هوش خود هستیم.

🟥محققان هوش هیجانی را شامل پنج جزء می دانند؛

1⃣. خودآگاهی

توانایی تشخیص لحظه به وقوع پیوستن احساسات، کلید اساسی در کنترل و مدیریت احساسات است. بنابراین روانشناسان پیشنهاد می کنند تا هر یک از موارد احساسات مانند: خشم، استرس و... را ریز کنید و براساس درون خود بررسی کنید که در چه مواقعی دچار آن احساس می شوید؛ مثلا برای خشم ممکن است شما وقتی مورد انتقاد قرار می گیرید، خشمگین شوید یا وقتی ناعدالتی را می بینید و... تشخیص علت وقوع احساس و آنکه بدانید آن احساس به شما مسلط شده است، شما برای پیشبرد هوش هیجانی تان بسیار کمک می کند.

بسیار از افراد را مشاهده کرده اید که شما تشخیص می دهید خشمگین است ولی خودش این باور را ندارد. بنابراین گاهی ما درگیر احساساتمان می شویم؛ در حالی که خودمان از آن آگاهی نداریم. قدم بعدی در این قسمت این است که فهرستی از پیامدهای آن احساس را در خود بدانیم. یعنی بررسی کنیم که مثلا وقتی خشمگین می شویم که علائم فیزیکی و رفتاری بر روی ما ظاهر می شود. در انتها نیز باید بدانید میزان اعتماد به نفس شما نیز محرک خوبی برای اطمینان داشتن به توانایی شما و خودارزش گذاری شماست؛ یعنی شما وقتی اعتماد به نفس خود را افزایش می دهید، این اطمینان را در خود ایجاد می کنید که شما قادر خواهیدبود تا احساسات درونی خود را در موقع لزوم کنترل و مدیریت کنید.

2⃣. کنترل، مدیریت و خودتنظیمی

نکته اول که باید بدانیم این است که بین کنترل و مدیریت احساسات تفاوت وجود دارد. ممکن است ما احساساتمان را بتوانیم کنترل کنیم، مانند فروبردن خشم، اما این به معنای مدیریت احساسات نیست. شما اگر خشمتان را فرو ببرید و بتوانید طرف مقابلتان را نیز عفو کنید، این مدیریت احساسات است وگرنه با تنها فروبردن خشم، شما می توانید یک کینه در درون خودتان تولید کنید که احتمالا در موقعیت بعدی با شدت بیشتری به طرف مقابل خود واکنش نشان دهید.

به نظر محققان به علت آنکه تفکراتمان با رفتارمان رابطه دوجانبه دارد، یعنی هر دو بر هم تاثیرگذار هستند، پس کنترل و مدیریت رفتار شما به صورت خودتنظیم بر تفکر شما تاثیر می گذارد و برعکس، تفکر شما نیز بر رفتار شما. بنابراین برای خودتنظیمی، شما نیازمند مهارت فراوان هستید. براساس تحقیقات، تکنیک هایی که باعث می شود تا شما بتوانید کنترل بیشتری نسبت به کنترل، مدیریت و خودتنظیمی هیجانات داشته باشید عبارت اند از:

- راه رفتن طولانی مدت
- مدیتیشن
- پذیرنده نظرات جدید بودن
- مسئولیت پذیر بودن نسبت به کارکرد و رفتار خویش. / ادامه دارد...

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰هوش هیجانی و تاثیر آن روی رهبری سازمان.

✍دکتر محمدحسین اکبرزاده

🔺بخش دوم

3⃣. خودانگیزش بودن

ایجاد هدف و تعیین اهداف روشن باعث می شود تا شما انگیزه بیشتری جهت حرکت کردن به سمت جلو داشته باشید. همواره سعی کنید نسبت به اصلاح رفتار و افزودن دانش و مهارت های رفتار به خود اقدام کنید. آنتونی رابینز دو جمله بسیار زیبا دارد که لازم می دانم در اینجا عنوان کنم؛ جمله اول: حرکت های شما از احساسات شما می آید (Motion comes from emotion). ما بیشتراوقات با نگاه کردن به حالات فیزیکی افراد، نسبت به حالات روحی آنها قضاوت می کنیم؛ مثلا بی روحیه بودن یا عدم اعتماد به نفس مخاطبمان را از ظاهر و حالت فیزیکی او تشخیص می دهیم؛ جمله دوم ایشان: حرکت باعث احساسات می شود (Motion creates emotion). شاید یکی از عوامل داشتن احساس خوب و پرنشاط بودن همین جمله آخر باشد. در کنترل، مدیریت و خودتنظیمی نیز به اثر پیاده روی اشاره کردیم.

4⃣. درک احساسات و هیجانات دیگران

این مورد و مورد بعدی، یعنی مهارت های اجتماعی، جزو عوامل بیرون از فرد است، یعنی فرد کنترل بر آنها ندارد. بعضی وقت ها هم مشاهده کرده ام که این دو (درک هیجانات دیگران و مهارت های اجتماعی) را به عنوان یک عنصر آورده اند یا مهارت های اجتماعی را به عنوان هوش اجتماعی بخش بندی می کنند؛ اما درک هیجانات دیگران یعنی توانایی آنکه بدانیم دیگران چگونه احساس می کنند. مهارت درک دیگران و ارتباطات آنها در پیش بردن موفقیت های شما در زندگی و مهارت های کارمان بسیار پراهمیت است.

شما با گسترش مهارت درک دیگران می توانید دامنه نفوذ خودتان را در افراد مختلف گسترش دهید. حتما دقت کنید که درک احساسات و هیجانات دیگران با ابراز همدردی کردن تفاوت دارد. وقتی کسی به خاطر ریختن آب جوش بر دستش احساس سوختگی می کند، ما به خاطر داشتن تجربیاتی مشابه می توانیم به راحتی نسبت به درک احساسات و حالت و میزان درد وی پی ببریم، اما در بیشتر موارد بدون درک احساسات طرف مقابلمان فقط اقدام به همراهی و ابراز همدردی می کنیم، نه درک و توجه به احساسات و هیجانات اطرافیانمان.

5⃣. درباره مهارت های اجتماعی

به روز بودن در ارتباط با دنیای امروز اساسی ترین عامل گسترش مهارت های اجتماعی است. البته عده ای نیز معتقد به هوش اجتماعی به صورت مستقل هستند و من نیز آن را برای رعایت اطلاع رسانی کامل به عنوان بند پنجم آورده ام. به هر شکل همه محققان بر تاثیر شگرف و متقابل مهارت های اجتماعی بر هوش هیجانی اذعان دارند.

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبای «ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش»

🌺علیرضا افتخاری

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایما بر در دل حاضر است

رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش

دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان

در طلب روی او روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس

پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال

لیک تو باری به نقد ساختهٔ کار باش

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن

تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش

گر دل و جان تو را در بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش
 

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ✍️ پویا ناظران

🖊 یازده خرافه در مورد ویروس کرونا (کووید-۱۹):


🔺۱- «ابتلا به کرونا قطعا به مرگ منجر میشه!»
هنوز خیلی چیزها درمورد کرونا نمی‌دونیم، اما تا اینجا به نظر میاد یک عفونت ویروسی ملایمه. حدود ۲٪ فوت می‌کنند، و ۱۸ تا ۲۰٪ به شدت مریض می‌شن. پس ابتلا به کرونا در حکم مرگ نیست.


🔺۲- «فقط چینی‌ها کرونا می‌گیرند.»
تو چین شروع شد ولی همه می‌تونند بگیرند. بیماری‌های مسری کاری به مرز ندارند. همه آسیب‌پذیر هستند.


🔺۳- «کرونا خطرناک‌ترین ویروسه.»
غلطه! ویروسهای خطرناک‌تری داریم، مثل ابولا، که درصد بسیار بیشتری رو می‌کشه. ۶۰۰۰ نفر از کسانی که کرونا گرفتند، حالشون خوب شده، و انتظار می‌ره خیلی‌های دیگه هم حالشون خوب بشه.


🔺۴- «پوشیدن ماسک از ابتلا به کرونا جلوگیری می‌کنه.»
ماسک صورت یه حس امنیت ایجاد می‌کنه، ولی ماسک معمولی اثری نداره.
ماسک N95 موثره، ولی بشرطی که درست پوشیده شده باشه، به نحوی که تمام حاشیه‌اش کاملا به صورت چسبیده باشه.
پوشیدن درست N95 نفس کشیدن رو سخت می‌کنه و نمی‌شه مدت زیادی رو صورت نگهش داشت.
ماسک معمولی بیشتر به کار مریض میاد تا ریسک اطرافیان رو کاهش بده، ولی نمی‌تونه آدم سالم رو از مریض شدن حفظ کنه.
روشهای موثر برای اجتناب از ابتلا، یکی شستن مرتب دست هست و دیگری عدم حضور در اماکن عمومی و جمع، در صورت مریضیه.


🔺۵- «کرونا از سوپ خفاش اومده»
قطعا غلطه. می‌دونیم کرونا از یک بازار گوشت تازه در ووهان شروع شد. چند فرضیه در مورد آغاز این بیماری مطرح هست، اما قطعا از کسی که سوپ خفاش خورده نیومده.
بهرحال، وقتی کسی کرونا گرفت، ویروس از طریق ترشحات بدن مثل آب دهن، بینی و ... منتقل می‌شه.


🔺۶- «از طریق بسته‌ای که از چین اومده، می‌شه مریض شد.»
خیلی نامحتمله. بنظر میاد این ویروس نمی‌تونه مدت زیادی خارج از بدن انسان زنده بمونه. البته هنوز یقین نداریم.


🔺۷- «بستن مرز، گسترش مریضی رو متوقف می‌کنه.»
مریضی‌های تنفسی مسری مرز حالی‌شون نیست. آغاز و گسترش چنین بیماری‌هایی تقصیر دولت نیست، بلکه طبیعت ویروسه. ممنوعیت‌های مسافرتی خیلی موثر نیستند، بلکه گاهی اثر عکس می‌گذارند، چون ترس و آشوب ایجاد می‌کنند، و باعث می‌شن مردم مریضی‌شون رو مخفی کنند، که به سرایت بیشتر منجر می‌شه.


🔺۸- «فقط افراد مسن کرونا می‌گیرند.»
همه می‌تونند مریض بشن. افراد مسن محتمل‌تره که دچار مریضی شدیدتری بشن. اما باز در بین افراد مسن هم، خیلی‌ها ملایم مریض می‌شن. بهرحال همه سنی در معرض بیماری هستند و باید مراقبت کنند.


🔺۹- «کرونا عین سارس هست.»
کرونا هم خانواده سارس هست. در واقع سه نوع کرونای شناخته شده داریم: سارس، مِرس، و کرونای کنونی که اسم درستش کووید-۱۹ هست. سارس حدود ۱۰٪ رو کشت، در حالی که کووید-۱۹ حدود ۲٪ کشته.
اما کووید-۱۹ مسری‌تره. تعداد بالای کشته‌ها در هفته‌های اخیر، بخاطر کشنده‌تر بودن ویروس کووید-۱۹ نیست، بلکه بخاطر مسری‌تر بودنشه.

با آنفولانزا مقایسه کنیم. فقط امسال ۲۰ میلیون آمریکایی آنفولانزا گرفتند و ۱۰ هزار نفر بخاطر آنفولانزا کشته شدند. (این سایت آمار کشته‌های امسال آنفولانزا رو ۱۴ هزار نفر اعلام کرده)


🔺۱۰ - «کرونا یک ویروس مهندسی شده‌ست و تعمدا رها شده.»
دانش بشری رو خیلی دست بالا می‌گیرید!
در سه دهه گذشته با سه نوع ویروس کرونا درگیر شدیم. اما در طبیعیت کرونا‌های بیشتری هست. مثلا برخی شبیه سارس هستند. کووید-۱۹ هم خیلی خاص نیست. فقط یک ویروس دیگه از خانواده کروناست. شکل‌گیری ویروس‌ها یک پدیده طبیعیه و البته عواملی چون تغییرات جوی هم بر اون موثره.
هنوز خیلی مونده تا بشر بتونه چنین ویروسی بسازه.


🔺۱۱- «آنتی‌بیوتیک ویروس کرونا رو می‌کشه.»
ویروس و باکتری فرق دارند. آنتی‌بیوتیک باکتری رو می‌کشه و آنتی وایرال، ویروس رو. آنتی‌بیوتیک کمکی به درمان کرونا نمی‌کنه. یک تعداد دارو برای کووید-۱۹ طراحی شده، ولی هنوز در مرحله آزمایشی هستند.


متن بالای ترجمه یک ویدئو ده دقیقه‌ایه که توسط این دو نفر تهیه شده:

- دکتر سارا مداد: مدیر ارشد برنامه سراسری پاتوژن‌های خاص دپارتمان بهداشت شهر نیویورک.
- دکتر استیون موریس: استاد اپیدمیولوژی دانشگاه کلمبیا./ اصل ویدیو ده دقیقه‌ای 👇


🆔 @Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🌐 تفکر انتقادی چیست؟

تفکر انتقادی عبارت است از توانایی تفکر مستقل و تأملی، و فکر کردن به شیوه ای روشن و منطقی. داشتن تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که می تواند در افشاء سفسطه ها و استدلال های نادرست بکار گرفته شود، به علاوه نقش مهمی در استدلال و تکالیف سازنده بازی می کند. تفکر انتقادی به ما کمک می کند تا به کسب دانش بپردازیم، نظریه های خود را بهبود ببخشیم و به استدلال های قوی دست یابیم. همچنین می توان از آن برای پیشبرد فرایند کاری و ارتقاء نهادهای اجتماعی استفاده نمود.

فردی که از مهارت تفکر انتقادی برخوردار است قادر خواهد بود تا:

*پیوندهای منطقی بین ایده های مختلف را درک کند؛
*استدلال های مختلف را شناسایی، سازماندهی و ارزیابی نماید؛
*ناهمسانی ها و اشتباهات معمول در استدلال ها را کشف کند؛
*مشکلات را به طور سیستمیک حل کند؛
*تناسب و اهمیت ایده ها را دریابد؛
*روی توجه و دلائل منطقی باورها و ارزش های شخصی اش تأمل کند.

تفکر انتقادی عبارت است از بررسی و آزمایش موضوعاتی که برای پذیرش ارائه می شوند، به منظور کشف اینکه آیا آنها منطبق با واقعیت هستند یا خیر. این استعدادها علاوه بر آنکه ذاتاً در انسان وجود دارد، نیازمند آموزش و پرورش است.

📁 مطالعه بیشتر درباره تفکر انتقادی. pdf

🔹با مدیران شایسته همراه شوید

🆔 @Competentmanagers