Forwarded from اتچ بات
✅افسردگی چیست؟ و مهمترین علایم آن کدامند؟
♦️افسردگی یک بیماری روانیست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دستدادن علاقه میشود.احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دستدادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، میباشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بیامیدی، بیچارگی و بیارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شدهاید.
✅علایم بیماری افسردگی
♦️مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیمگیری
♦️خستگی و کاهش انرژی
♦️احساس گناه، بیارزشی و یا درماندگی
♦️نداشتن امید به آینده و بدبینی
♦️بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
♦️بیقراری و ناآرامی
♦️از دست دادن لذت به زندگی
♦️پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
♦️سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
♦️کاهش میل جنسی
♦️گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی
✅دلایل ابتلا به افسردگی
معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی میباشد.
✅راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی
هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدمهایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی ، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوانکننده میباشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
♦️افسردگی یک بیماری روانیست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دستدادن علاقه میشود.احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دستدادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، میباشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بیامیدی، بیچارگی و بیارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شدهاید.
✅علایم بیماری افسردگی
♦️مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیمگیری
♦️خستگی و کاهش انرژی
♦️احساس گناه، بیارزشی و یا درماندگی
♦️نداشتن امید به آینده و بدبینی
♦️بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
♦️بیقراری و ناآرامی
♦️از دست دادن لذت به زندگی
♦️پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
♦️سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
♦️کاهش میل جنسی
♦️گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی
✅دلایل ابتلا به افسردگی
معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی میباشد.
✅راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی
هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدمهایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی ، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوانکننده میباشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
✅افسردگی چیست؟ و مهمترین علایم آن کدامند؟
♦️افسردگی یک بیماری روانیست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دستدادن علاقه میشود.احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دستدادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، میباشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بیامیدی، بیچارگی و بیارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شدهاید.
✅علایم بیماری افسردگی
♦️مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیمگیری
♦️خستگی و کاهش انرژی
♦️احساس گناه، بیارزشی و یا درماندگی
♦️نداشتن امید به آینده و بدبینی
♦️بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
♦️بیقراری و ناآرامی
♦️از دست دادن لذت به زندگی
♦️پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
♦️سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
♦️کاهش میل جنسی
♦️گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی
✅دلایل ابتلا به افسردگی
معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی میباشد.
✅راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی
هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدمهایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی ، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوانکننده میباشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
♦️افسردگی یک بیماری روانیست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دستدادن علاقه میشود.احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دستدادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، میباشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بیامیدی، بیچارگی و بیارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شدهاید.
✅علایم بیماری افسردگی
♦️مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیمگیری
♦️خستگی و کاهش انرژی
♦️احساس گناه، بیارزشی و یا درماندگی
♦️نداشتن امید به آینده و بدبینی
♦️بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
♦️بیقراری و ناآرامی
♦️از دست دادن لذت به زندگی
♦️پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
♦️سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
♦️کاهش میل جنسی
♦️گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی
✅دلایل ابتلا به افسردگی
معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی میباشد.
✅راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی
هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدمهایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی ، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوانکننده میباشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔴 ۱۵ دلیل که نشان میدهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید
۱.▪️زیاد به احساسات خود فکر میکنید
هوش هیجانی با تفکر و تامل آغاز می شود. شما سوال هایی از این قبیل از خود می پرسید: "چرا احساس من این گونه است؟" و "چه چیزی باعث شد که من (یا یک فرد دیگر) این گونه رفتار کنم (کند)؟"
با شناخت این احساسات و واکنش ها، شما سعی می کنید رفتار خود را سنجیده تر کنید.
۲.▪️دیدگاه دیگران را درباره خود جویا میشوید
شما متوجه می شوید که دیگران شما را به نحو دیگری نسبت به آنچه که شما خودتان را می بینید، مشاهده می کنند.
۳.▪️شما از دیگران تشکر میکنید
شما می دانید که این دو واژه "تشکر می کنم"، چگونه می تواند سبب محکم تر شدن روابط شود و دقیقا به همین دلیل است که شما از این عبارت بارها در طول روز استفاده می کنید.
۴.▪️شما میدانید چه زمانی باید صبر کرد
شما می دانید که پیش از انجام یک کار و یا صحبت کردن با یک شخص، باید صبر کرد و کمی به آن فکر کرد.
۵.▪️شما به دنبال "چرایی" یک موضوع میگردید
شما می دانید که پشت رفتار و گفتار هر فرد، دلیلی نهفته است، بنابراین به جای تهمت و برچسب زدن به آن ها، به دنبال چرایی رفتار آن ها می گردید.
۶.▪️گوش شما به روی انتقادات باز است
شما می دانید که با شنیدن تمامی طرز فکرهایی که درباره شما وجود دارد، می توانید نکات بسیاری را یاد گرفته و شخصیت خود را ارتقا دهید. بنابراین در این مواقع، شما تمامی احساسات خود را کنترل کرده و تا جایی که می توانید یاد می گیرید.
۷.▪️شما به طور مداوم عکس العمل دیگران را در نظر میگیرید
از زمانی که شما یک شخص را ملاقات می کنید، شما تمامی رفتار او را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهید. این موضوع نه تنها باعث می شود که شما بر روی مواردی که قصد بیان آن را دارید، تمرکز کنید، بلکه باعث توجه و تمرکز شما به طرز بیان تان نیز می شود.
۸.▪️شما عذرخواهی میکنید
با پی بردن به اشتباهات تان و بیان تاسف و عذرخواهی در زمان مناسب، شما ارزش های معنوی خود مثل انسانیت و اصالت تان را نیز نشان می دهید که همین موضوع نیز می تواند به صورت کاملا طبیعی، سبب جذب افراد به شما شود.
۹.▪️شما میبخشید
به جای پرخاش و پافشاری بر روی خشم خود که تقریبا رفتاری رایج در بین تمامی افراد خشمگین است، شما می بخشید و همین موضوع می تواند قدرت درونی بیش از حد شما را نشان دهد.
۱۰.▪️شما از واژگان احساسی گستردهای بهرهمند هستید
با یادگیری بیان احساسات تان، شما توانایی خود را برای درک آن ها افزایش می دهید. شما با گسترش دایره واژگان احساسی تان، می توانید دید عمیقی نسبت به احساسات داشته و چیزهای زیادی در این مورد یاد بگیرید که قطعا در زمان مناسب می تواند باعث شود رفتار مناسبی از شما سر بزند.
۱۱.▪️شما به طور خاص و خالصانهای دیگران را ستایش میکنید
به دلیل خصلت شما مبنی بر پیدا کردن یک نکته خوب در دیگران و سپس بیان آن ها به همان شخص که چه چیزی تحسین شما را برانگیخته است، شما به آن ها روحیه بسیار خوبی داده اید. بنابراین افراد از کار کردن با شما احساس خوشایندی داشته و انگیزه دارند تا بهترین عملکردشان را ارائه دهند.
۱۲.▪️شما بر روی کنترل تفکرات تان کار میکنید
هنگامی که شما یک موقعیت منفی را تجربه می کنید، شاید شما نتوانید رفتار احساسی و طبیعی خود را کنترل کنید، اما قطعا می توانید اتفاقی که پس از آن خواهد افتاد را کنترل نمایید؛ شما می توانید انتخاب کنید که بر روی تفکرات تان تمرکز کنید.
۱۳.▪️شما هرگز مردم را در لحظه قضاوت نمیکنید
شما کاملا آگاهید که هر کس می تواند یک "روزِ بد" و یا حتی یک "سال بد" داشته باشید. شما با در نظر گرفتن این موضوع، به دیگران برچسب نزده، آن ها را قضاوت نکرده و دیدتان نسبت به آن ها، همچنان مثبت باقی خواهد ماند.
۱۴.▪️شما نقاط ضعف خود را تحلیل خواهید کرد
با تحلیل موقعیت هایی که باعث شده شما نتوانید احساسات خود را به خوبی کنترل نمایید، می توانید استراتژی و سناریویی برای موقعیت های مشابهی که در آینده برای شما رخ خواهد داد، ترتیب دهید.
۱۵.▪️شما میدانید که احساسات میتواند علیه شما استفاده شود
هنگامی که افراد توانایی خود را در یک خصوص افزایش می دهند، می توانند از این قدرت برای اعمال منفی استفاده نمایند. و البته این دقیقا می تواند عاملی باشد که چرا شما باید هوش هیجانی خود را افزایش دهید تا در بعضی مواقع نیز بتوانید در مواجه با چنین افرادی، از خود محافظت نمایید.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
۱.▪️زیاد به احساسات خود فکر میکنید
هوش هیجانی با تفکر و تامل آغاز می شود. شما سوال هایی از این قبیل از خود می پرسید: "چرا احساس من این گونه است؟" و "چه چیزی باعث شد که من (یا یک فرد دیگر) این گونه رفتار کنم (کند)؟"
با شناخت این احساسات و واکنش ها، شما سعی می کنید رفتار خود را سنجیده تر کنید.
۲.▪️دیدگاه دیگران را درباره خود جویا میشوید
شما متوجه می شوید که دیگران شما را به نحو دیگری نسبت به آنچه که شما خودتان را می بینید، مشاهده می کنند.
۳.▪️شما از دیگران تشکر میکنید
شما می دانید که این دو واژه "تشکر می کنم"، چگونه می تواند سبب محکم تر شدن روابط شود و دقیقا به همین دلیل است که شما از این عبارت بارها در طول روز استفاده می کنید.
۴.▪️شما میدانید چه زمانی باید صبر کرد
شما می دانید که پیش از انجام یک کار و یا صحبت کردن با یک شخص، باید صبر کرد و کمی به آن فکر کرد.
۵.▪️شما به دنبال "چرایی" یک موضوع میگردید
شما می دانید که پشت رفتار و گفتار هر فرد، دلیلی نهفته است، بنابراین به جای تهمت و برچسب زدن به آن ها، به دنبال چرایی رفتار آن ها می گردید.
۶.▪️گوش شما به روی انتقادات باز است
شما می دانید که با شنیدن تمامی طرز فکرهایی که درباره شما وجود دارد، می توانید نکات بسیاری را یاد گرفته و شخصیت خود را ارتقا دهید. بنابراین در این مواقع، شما تمامی احساسات خود را کنترل کرده و تا جایی که می توانید یاد می گیرید.
۷.▪️شما به طور مداوم عکس العمل دیگران را در نظر میگیرید
از زمانی که شما یک شخص را ملاقات می کنید، شما تمامی رفتار او را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهید. این موضوع نه تنها باعث می شود که شما بر روی مواردی که قصد بیان آن را دارید، تمرکز کنید، بلکه باعث توجه و تمرکز شما به طرز بیان تان نیز می شود.
۸.▪️شما عذرخواهی میکنید
با پی بردن به اشتباهات تان و بیان تاسف و عذرخواهی در زمان مناسب، شما ارزش های معنوی خود مثل انسانیت و اصالت تان را نیز نشان می دهید که همین موضوع نیز می تواند به صورت کاملا طبیعی، سبب جذب افراد به شما شود.
۹.▪️شما میبخشید
به جای پرخاش و پافشاری بر روی خشم خود که تقریبا رفتاری رایج در بین تمامی افراد خشمگین است، شما می بخشید و همین موضوع می تواند قدرت درونی بیش از حد شما را نشان دهد.
۱۰.▪️شما از واژگان احساسی گستردهای بهرهمند هستید
با یادگیری بیان احساسات تان، شما توانایی خود را برای درک آن ها افزایش می دهید. شما با گسترش دایره واژگان احساسی تان، می توانید دید عمیقی نسبت به احساسات داشته و چیزهای زیادی در این مورد یاد بگیرید که قطعا در زمان مناسب می تواند باعث شود رفتار مناسبی از شما سر بزند.
۱۱.▪️شما به طور خاص و خالصانهای دیگران را ستایش میکنید
به دلیل خصلت شما مبنی بر پیدا کردن یک نکته خوب در دیگران و سپس بیان آن ها به همان شخص که چه چیزی تحسین شما را برانگیخته است، شما به آن ها روحیه بسیار خوبی داده اید. بنابراین افراد از کار کردن با شما احساس خوشایندی داشته و انگیزه دارند تا بهترین عملکردشان را ارائه دهند.
۱۲.▪️شما بر روی کنترل تفکرات تان کار میکنید
هنگامی که شما یک موقعیت منفی را تجربه می کنید، شاید شما نتوانید رفتار احساسی و طبیعی خود را کنترل کنید، اما قطعا می توانید اتفاقی که پس از آن خواهد افتاد را کنترل نمایید؛ شما می توانید انتخاب کنید که بر روی تفکرات تان تمرکز کنید.
۱۳.▪️شما هرگز مردم را در لحظه قضاوت نمیکنید
شما کاملا آگاهید که هر کس می تواند یک "روزِ بد" و یا حتی یک "سال بد" داشته باشید. شما با در نظر گرفتن این موضوع، به دیگران برچسب نزده، آن ها را قضاوت نکرده و دیدتان نسبت به آن ها، همچنان مثبت باقی خواهد ماند.
۱۴.▪️شما نقاط ضعف خود را تحلیل خواهید کرد
با تحلیل موقعیت هایی که باعث شده شما نتوانید احساسات خود را به خوبی کنترل نمایید، می توانید استراتژی و سناریویی برای موقعیت های مشابهی که در آینده برای شما رخ خواهد داد، ترتیب دهید.
۱۵.▪️شما میدانید که احساسات میتواند علیه شما استفاده شود
هنگامی که افراد توانایی خود را در یک خصوص افزایش می دهند، می توانند از این قدرت برای اعمال منفی استفاده نمایند. و البته این دقیقا می تواند عاملی باشد که چرا شما باید هوش هیجانی خود را افزایش دهید تا در بعضی مواقع نیز بتوانید در مواجه با چنین افرادی، از خود محافظت نمایید.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰 7 مهارت برای یادگیری موفقتر براساس خودشناسی فردی
🔸یکی از بزرگترین مشکلاتی که در سیستم آموزش سنتی وجود دارد این است که یک روش یادگیری برای همه افراد کارساز است. اما امروزه با توجه به دانش بالایی که مردم دارند، اکثریت میدانند که یک روش یکسان در سیستم آموزش جهانی به خوبی عمل نمیکند. هر شخصی با توجه به شخصیت و خلقوخوی مشخص خود به روشی متفاوت یاد میگیرد.
🔸در سطح پایه، 4 نوع یادگیری وجود دارد: بصری، شنوایی، خواندن/نوشتن و جنبشی و هر یک از ما در یک یا چند نوع از آنها مهارت داریم.
با این حال در صدر این نوع یادگیریهای پایه، مهارتهای شناختی نیز وجود دارد که مربوط به شیوهای است که مغز اطلاعات را پردازش میکند.
🔸 5 مهارت اولیه شناختی وجود دارد: خواندن، یادگیری، یادآوری، استدلال منطقی و توجه. هر یک از این موارد میتواند به نحوی مورد استفاده قرار گیرد که به ما کمک کند تا در یادگیری مهارتهای جدید و توسعه خودمان بهتر شویم.
بنابراین برای کمک به یادگیری مؤثرتر شما، در اینجا 5 راه برای استفاده از انواع یادگیری با مهارتهای خودشناختی را بهطور کامل توضیح میدهیم:
1️⃣ سبک یادگیری غالب خود را پیدا کنید
کافی است تا کمی به خود و نحوه یادگیری مؤثرتر خود تا به امروز فکر و دقت کنید. این که معمولا چگونه چیزی بیشتر در ذهن شما باقی میماند این موضوع را مشخص میکند که روش یادگیری شما چیست. برای مثال اگر در بیشتر مواقع برای یادگیری چیزی از یوتیوب شروع می کنید، یک فرد بصری هستید و باید از همین روش برای آموزش هر چیزی شروع کنید.
2️⃣ روشهای مختلف یادگیری را امتحان کنید
اگر مطمئن نیستید چه روش یادگیری برایتان مؤثرتر است، پس تمامی روشها را آزمایش کنید. بهعنوان مثال، اگر میخواهید مهارتهای ارائه خود را بهبود بخشید، میتوانید یک جستجوی ساده گوگل برای مقالهای در مورد ده روش برتر برای بهبود مهارتهای ارائه خود انجام دهید. بعد از این که آن را خواندید، جستجوی مشابه را در یوتیوب انجام دهید. پس از خواندن مقاله و تماشای ویدیو، دانش جدید خود را به ارائه بعدی خود اعمال کنید.
3️⃣ کار متمرکز را تمرین کنید
یکی از مواردی که جلوی یادگیری آسان و سریع ما را در عصر حاضر میگیرد، درگیر شدن با حواس پرتی های مختلف است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که هر روز را برای مدت زمان مشخصی این حواسپرتیها را کنار بگذارید. به این ترتیب اگر شما در جلسه یا دوره آموزشی هستید، تلفن خود را بهطور کامل خاموش کنید و دقت خود را بالا ببرید.
4️⃣ از روشهای مختلف برای شناخت سبک یادگیری خود استفاده کنید
بهعنوان مثال، اگر میخواهید در نوشتن ایمیل بهتر شوید، پس نوشتههای جدید خود را در یک مجله یا یک وبلاگ اعمال کنید. آنچه در اینجا انجام میدهید، این است که از مهارتهای نوشتاری خود در شیوههای مختلفی که توانایی مغزتان برای انعطافپذیری را گسترش میدهد استفاده میکنید.
5️⃣ مهارت جدید خود را در سبک های مختلف تمرین کنید
اگر فردی بصری هستید و هر نمودار، تصویر و اطلاعات شکلی که میتوانستید در مورد مهارت جدید خود پیدا کنید را کاملا به ذهن سپردهاید، یک مقاله یا کتاب متنی در مورد موضوع پیدا کنید و آن را بخوانید. هر چه مهارتهای جدید خود را در سبکهای بیشتری بررسی میکنید، سریعتر به خودشناسی و پیشرفت خواهید رسید.
6️⃣ دانش جدید خود را به روش عملی پیادهسازی کنید
اگر چیزهای جدیدی که میآموزید در جایی پیاده نکنید و به نوعی تمرین نداشته باشید، ممکن است آنها را به راحتی از یاد ببرید. نورونهای مغز ما به ورزش منظم نیاز دارد. بدون آن، مثل یک عضله، کوچک شده و میمیرد.
7️⃣ از مهارت جدید خود به سرعت استفاده کنید
تصور کنید که شما در یک کارگاه آموزش فروش شرکت کردهاید. در روز اول، ملاقات و خوشآمد گویی و پرسیدن سؤالات را یاد گرفتید. در پایان روز اول آنچه آموختید را تمرین کنید. در راه خانه یک مکالمه با یک غریبه در اتوبوس یا قطار شروع کنید. به صورت متناوب، اگر به سوپرمارکت در راه خود به خانه خود رفتید، با صندوقدار صحبت کنید و سؤال پرسیدن را با او تمرین کنید.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
🔸یکی از بزرگترین مشکلاتی که در سیستم آموزش سنتی وجود دارد این است که یک روش یادگیری برای همه افراد کارساز است. اما امروزه با توجه به دانش بالایی که مردم دارند، اکثریت میدانند که یک روش یکسان در سیستم آموزش جهانی به خوبی عمل نمیکند. هر شخصی با توجه به شخصیت و خلقوخوی مشخص خود به روشی متفاوت یاد میگیرد.
🔸در سطح پایه، 4 نوع یادگیری وجود دارد: بصری، شنوایی، خواندن/نوشتن و جنبشی و هر یک از ما در یک یا چند نوع از آنها مهارت داریم.
با این حال در صدر این نوع یادگیریهای پایه، مهارتهای شناختی نیز وجود دارد که مربوط به شیوهای است که مغز اطلاعات را پردازش میکند.
🔸 5 مهارت اولیه شناختی وجود دارد: خواندن، یادگیری، یادآوری، استدلال منطقی و توجه. هر یک از این موارد میتواند به نحوی مورد استفاده قرار گیرد که به ما کمک کند تا در یادگیری مهارتهای جدید و توسعه خودمان بهتر شویم.
بنابراین برای کمک به یادگیری مؤثرتر شما، در اینجا 5 راه برای استفاده از انواع یادگیری با مهارتهای خودشناختی را بهطور کامل توضیح میدهیم:
1️⃣ سبک یادگیری غالب خود را پیدا کنید
کافی است تا کمی به خود و نحوه یادگیری مؤثرتر خود تا به امروز فکر و دقت کنید. این که معمولا چگونه چیزی بیشتر در ذهن شما باقی میماند این موضوع را مشخص میکند که روش یادگیری شما چیست. برای مثال اگر در بیشتر مواقع برای یادگیری چیزی از یوتیوب شروع می کنید، یک فرد بصری هستید و باید از همین روش برای آموزش هر چیزی شروع کنید.
2️⃣ روشهای مختلف یادگیری را امتحان کنید
اگر مطمئن نیستید چه روش یادگیری برایتان مؤثرتر است، پس تمامی روشها را آزمایش کنید. بهعنوان مثال، اگر میخواهید مهارتهای ارائه خود را بهبود بخشید، میتوانید یک جستجوی ساده گوگل برای مقالهای در مورد ده روش برتر برای بهبود مهارتهای ارائه خود انجام دهید. بعد از این که آن را خواندید، جستجوی مشابه را در یوتیوب انجام دهید. پس از خواندن مقاله و تماشای ویدیو، دانش جدید خود را به ارائه بعدی خود اعمال کنید.
3️⃣ کار متمرکز را تمرین کنید
یکی از مواردی که جلوی یادگیری آسان و سریع ما را در عصر حاضر میگیرد، درگیر شدن با حواس پرتی های مختلف است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که هر روز را برای مدت زمان مشخصی این حواسپرتیها را کنار بگذارید. به این ترتیب اگر شما در جلسه یا دوره آموزشی هستید، تلفن خود را بهطور کامل خاموش کنید و دقت خود را بالا ببرید.
4️⃣ از روشهای مختلف برای شناخت سبک یادگیری خود استفاده کنید
بهعنوان مثال، اگر میخواهید در نوشتن ایمیل بهتر شوید، پس نوشتههای جدید خود را در یک مجله یا یک وبلاگ اعمال کنید. آنچه در اینجا انجام میدهید، این است که از مهارتهای نوشتاری خود در شیوههای مختلفی که توانایی مغزتان برای انعطافپذیری را گسترش میدهد استفاده میکنید.
5️⃣ مهارت جدید خود را در سبک های مختلف تمرین کنید
اگر فردی بصری هستید و هر نمودار، تصویر و اطلاعات شکلی که میتوانستید در مورد مهارت جدید خود پیدا کنید را کاملا به ذهن سپردهاید، یک مقاله یا کتاب متنی در مورد موضوع پیدا کنید و آن را بخوانید. هر چه مهارتهای جدید خود را در سبکهای بیشتری بررسی میکنید، سریعتر به خودشناسی و پیشرفت خواهید رسید.
6️⃣ دانش جدید خود را به روش عملی پیادهسازی کنید
اگر چیزهای جدیدی که میآموزید در جایی پیاده نکنید و به نوعی تمرین نداشته باشید، ممکن است آنها را به راحتی از یاد ببرید. نورونهای مغز ما به ورزش منظم نیاز دارد. بدون آن، مثل یک عضله، کوچک شده و میمیرد.
7️⃣ از مهارت جدید خود به سرعت استفاده کنید
تصور کنید که شما در یک کارگاه آموزش فروش شرکت کردهاید. در روز اول، ملاقات و خوشآمد گویی و پرسیدن سؤالات را یاد گرفتید. در پایان روز اول آنچه آموختید را تمرین کنید. در راه خانه یک مکالمه با یک غریبه در اتوبوس یا قطار شروع کنید. به صورت متناوب، اگر به سوپرمارکت در راه خود به خانه خود رفتید، با صندوقدار صحبت کنید و سؤال پرسیدن را با او تمرین کنید.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰مدام ذهنتان را تغذیه کنید 🍽
🔸 مدام ذهن خود را با ایدهها و اطلاعات مثبت تغذیه کنید. کتابها و مقالات مثبت بخوانید؛ اطلاعاتی که به شما کمک کنند تا زندگی و کارتان را بهبود بخشید.
🔸 با تلفن همراه، در اتومبیل و هر جای دیگر به برنامههای صوتی آموزشی و مثبت گوش دهید. در گفتوگوها، سمینارها و کارگاههای مثبتی شرکت کنید که در آنها با ایدههای ارزشمند و سازنده آشنا میشوید و میتوانید برای بهبود کیفیت زندگی از آنها استفاده کنید.
🔷کانال مدیران شایسته
🆔 @Competentmanagers
🔸 مدام ذهن خود را با ایدهها و اطلاعات مثبت تغذیه کنید. کتابها و مقالات مثبت بخوانید؛ اطلاعاتی که به شما کمک کنند تا زندگی و کارتان را بهبود بخشید.
🔸 با تلفن همراه، در اتومبیل و هر جای دیگر به برنامههای صوتی آموزشی و مثبت گوش دهید. در گفتوگوها، سمینارها و کارگاههای مثبتی شرکت کنید که در آنها با ایدههای ارزشمند و سازنده آشنا میشوید و میتوانید برای بهبود کیفیت زندگی از آنها استفاده کنید.
🔷کانال مدیران شایسته
🆔 @Competentmanagers
🔴آیا معنی کلمه "سپاس" را میدانید؟
سپاس کلمه ی ایرانیست و یادگار زرتشت، که همواره میگفت :
سه چیز را پاس بدارید ؛
پندار نیک "پاس یک"
گفتار نیک "پاس دو "
کردار نیک "پاس سه"
"سه پاس" یعنی پاسداشت و پاسداری
از سه "نیک"
و ایرانیان با گفتن "سپاس"
به همدیگر یاد آور این سه مورد
مهم می شدند!/ منبع؛ کانال مدیران فرهیخته
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺@Competentmanagers
سپاس کلمه ی ایرانیست و یادگار زرتشت، که همواره میگفت :
سه چیز را پاس بدارید ؛
پندار نیک "پاس یک"
گفتار نیک "پاس دو "
کردار نیک "پاس سه"
"سه پاس" یعنی پاسداشت و پاسداری
از سه "نیک"
و ایرانیان با گفتن "سپاس"
به همدیگر یاد آور این سه مورد
مهم می شدند!/ منبع؛ کانال مدیران فرهیخته
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✍️ نقل از کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران / نوشته زنده یاد دکتر حسین عظیمی / نشر نی
✳️ فرهنگ سنتی جامعه ایران، مناسب توسعه اقتصادی نیست. این فرهنگ باید متحول شود واین تحول باید در متن حفظ هویت مستقل فرهنگی کشور صورت گیرد.
✳️فرهنگ به مفهوم مجموعه آرا و عقاید مورد قبول نسبی عامه، در حقیقت بیان کننده شخصیت افراد است، و شخصیت هم در سنین کودکی و نو جوانی شکل می گیرد.
✳️ پس یکی از استراتژیهای ویژه برای توسعه اقتصادی این است که به سراغ مدارس برویم ، تخصیص منابع در این زمینه را تغییر دهیم و مدارس را به سوی پرورش صحیح انسانها با ویژگی های لازم برای توسعه اقتصادی سوق دهیم. حتی اگر لازم باشد باید برای مدتی از پروژه های بزرگ چشم بپوشیم .
✳️برای پرورش شخصیت مناسب توسعه، دومین استراژی اساسی ، توجه به خانواده هاست . در این زمینه بویژه باید توجه داشت که خانواده فقیر ، قدرت وتوان، حوصله ودقت ، و علم وبینش لازم برای پرورش شخصیتی کودکان را ندارد .
✳️پس باید دومین استراتژی ویژه توسعه اقتصادی، تلاش و کوشش در تامین نیازهای اساسی مردم و زدودن فقر معیشتی در خانواده ها باشد . "
🔰گزیده هایی از سخنان اندیشمندانه این اقتصاددان فهیم در کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران:
✏️ مشكل اساسي اقتصاد ايران بينش، تفكر و انديشه است و در تدوين برنامههاي توسعه بايد اين مفاهيم را در اولويت قرار داد.
✏️انسان دلش به درد ميآيد كه چطور ممكن است انسانها از آزادي و دموكراسي صحبتكنند، ولي زير بار قانون نروند.
✏️ اقتصاد ايران مانند كسي است كه دچار ضربه مغزي شده است. در اين حالت شخص زنده است، ولي هيچ حركتي ندارد يا حركت آگاهانهاي ندارد؛ يعني در حالت بيهوشي قرار دارد.
✏️ آموزشهاي ابتدايي اين مملكت ضد توسعه است و اگر مدارس بسته شوند، فرهنگ توسعهاي كشور بالاتر خواهد رفت. اين مدارس كنجكاوي فطري بچههاي ما را ميكشد.
✏️ حسرتهاي پياپي در زندگي كودك فقير امروز به او خواهد آموخت كه مشكل و مسئله زاده شدن در جامعه و در خانوادههاي محروم را در بيشتر موارد حتي نميتوان طي يك نسل برطرف كرد.
✏️ سياستگذاري اقتصادي كشور را در سازمانهاي سياستگذاري (سازمان برنامه و بودجه بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي) از دسترس آناني كه چند سال سياستگذاري ميكنند و آنگاه به تحصيل ميپردازند، دور نگه داريم.
✏️ صحنه اقتصادي جامعه را به هيچ وجه به آزمايشگاه برخي سياستها تبديل نكنيم.
✏️ معيار صحت سياست اقتصادي آن نيست كه اين سياست با مكتب اقتصادي مورد قبول سياستگذار تطبيق داشته باشد. صحت سياست اقتصادي وقتي تأييد ميشود كه در نهايت رضايت نسبي بيشتر مردم و جامعه را فراهم كند.
✏️هنر برنامهريز توسعه و هدايت كننده جامعه اين است كه در فرهنگ جامعه خود جستجو كند و اجزاي مناسب را بيابد و آن ها را تعريف و تقويت نمايد و اجزاي نامناسب را به تدريج تضعيف كند.
✏️ مسئله اصلي ما محدود بودن امكانات نيست؛ مشكل ما اشتباه نگرش در "انتخاب اقتصادي" است.
✏️وظيفه و هدف برنامهريزي توسعه به هيچوجه "دولتي كردن" اقتصاد نيست. هدف برنامه توسعه كمك به ايجاد محيط و فضاي مناسب براي شكوفايي خلاقيت و نوآوري در سطوح مختلف براي اقشار متنوع و متكثر است.
✏️برنامهريزي جامع توسعه عملاً نوآوري و خلاقيت را حذف و اقتصاد را دولتي و بازدهي را محدود ميكند و نهايتاً مانع توسعه ميشود. آنچه در ادبيات توسعه پيشنهاد ميگردد "برنامهريزي هستههاي خطدهنده" است كه تحت عنوان Core Planning مطرح شده است. قلب برنامه توسعه متكي بر هستههاي خط دهنده نيز، پروگرامهاي اجرايي است.
✏️به تصور من نظام انگيزشي و نهادهاي اجرايي در كشور دچار ضعف شدهاند و در كنار اين دو عامل، فشار نظم بينالمللي بر اقتصاد كشور نيز بسيار قابل توجه است. جامعه اقتصادي ايران درمواجهه با اين سه عامل دچار وضعيت نامطلوبي شده و از شكوفايي لازم برخوردار نيست. لذا تدوين برنامه توسعه كشور بايد به طرف حل اين مشكلات از طريق سيستم علمي، عقلاني و انساني با توجه به شرايط موجود پيشرود.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
✳️ فرهنگ سنتی جامعه ایران، مناسب توسعه اقتصادی نیست. این فرهنگ باید متحول شود واین تحول باید در متن حفظ هویت مستقل فرهنگی کشور صورت گیرد.
✳️فرهنگ به مفهوم مجموعه آرا و عقاید مورد قبول نسبی عامه، در حقیقت بیان کننده شخصیت افراد است، و شخصیت هم در سنین کودکی و نو جوانی شکل می گیرد.
✳️ پس یکی از استراتژیهای ویژه برای توسعه اقتصادی این است که به سراغ مدارس برویم ، تخصیص منابع در این زمینه را تغییر دهیم و مدارس را به سوی پرورش صحیح انسانها با ویژگی های لازم برای توسعه اقتصادی سوق دهیم. حتی اگر لازم باشد باید برای مدتی از پروژه های بزرگ چشم بپوشیم .
✳️برای پرورش شخصیت مناسب توسعه، دومین استراژی اساسی ، توجه به خانواده هاست . در این زمینه بویژه باید توجه داشت که خانواده فقیر ، قدرت وتوان، حوصله ودقت ، و علم وبینش لازم برای پرورش شخصیتی کودکان را ندارد .
✳️پس باید دومین استراتژی ویژه توسعه اقتصادی، تلاش و کوشش در تامین نیازهای اساسی مردم و زدودن فقر معیشتی در خانواده ها باشد . "
🔰گزیده هایی از سخنان اندیشمندانه این اقتصاددان فهیم در کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران:
✏️ مشكل اساسي اقتصاد ايران بينش، تفكر و انديشه است و در تدوين برنامههاي توسعه بايد اين مفاهيم را در اولويت قرار داد.
✏️انسان دلش به درد ميآيد كه چطور ممكن است انسانها از آزادي و دموكراسي صحبتكنند، ولي زير بار قانون نروند.
✏️ اقتصاد ايران مانند كسي است كه دچار ضربه مغزي شده است. در اين حالت شخص زنده است، ولي هيچ حركتي ندارد يا حركت آگاهانهاي ندارد؛ يعني در حالت بيهوشي قرار دارد.
✏️ آموزشهاي ابتدايي اين مملكت ضد توسعه است و اگر مدارس بسته شوند، فرهنگ توسعهاي كشور بالاتر خواهد رفت. اين مدارس كنجكاوي فطري بچههاي ما را ميكشد.
✏️ حسرتهاي پياپي در زندگي كودك فقير امروز به او خواهد آموخت كه مشكل و مسئله زاده شدن در جامعه و در خانوادههاي محروم را در بيشتر موارد حتي نميتوان طي يك نسل برطرف كرد.
✏️ سياستگذاري اقتصادي كشور را در سازمانهاي سياستگذاري (سازمان برنامه و بودجه بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي) از دسترس آناني كه چند سال سياستگذاري ميكنند و آنگاه به تحصيل ميپردازند، دور نگه داريم.
✏️ صحنه اقتصادي جامعه را به هيچ وجه به آزمايشگاه برخي سياستها تبديل نكنيم.
✏️ معيار صحت سياست اقتصادي آن نيست كه اين سياست با مكتب اقتصادي مورد قبول سياستگذار تطبيق داشته باشد. صحت سياست اقتصادي وقتي تأييد ميشود كه در نهايت رضايت نسبي بيشتر مردم و جامعه را فراهم كند.
✏️هنر برنامهريز توسعه و هدايت كننده جامعه اين است كه در فرهنگ جامعه خود جستجو كند و اجزاي مناسب را بيابد و آن ها را تعريف و تقويت نمايد و اجزاي نامناسب را به تدريج تضعيف كند.
✏️ مسئله اصلي ما محدود بودن امكانات نيست؛ مشكل ما اشتباه نگرش در "انتخاب اقتصادي" است.
✏️وظيفه و هدف برنامهريزي توسعه به هيچوجه "دولتي كردن" اقتصاد نيست. هدف برنامه توسعه كمك به ايجاد محيط و فضاي مناسب براي شكوفايي خلاقيت و نوآوري در سطوح مختلف براي اقشار متنوع و متكثر است.
✏️برنامهريزي جامع توسعه عملاً نوآوري و خلاقيت را حذف و اقتصاد را دولتي و بازدهي را محدود ميكند و نهايتاً مانع توسعه ميشود. آنچه در ادبيات توسعه پيشنهاد ميگردد "برنامهريزي هستههاي خطدهنده" است كه تحت عنوان Core Planning مطرح شده است. قلب برنامه توسعه متكي بر هستههاي خط دهنده نيز، پروگرامهاي اجرايي است.
✏️به تصور من نظام انگيزشي و نهادهاي اجرايي در كشور دچار ضعف شدهاند و در كنار اين دو عامل، فشار نظم بينالمللي بر اقتصاد كشور نيز بسيار قابل توجه است. جامعه اقتصادي ايران درمواجهه با اين سه عامل دچار وضعيت نامطلوبي شده و از شكوفايي لازم برخوردار نيست. لذا تدوين برنامه توسعه كشور بايد به طرف حل اين مشكلات از طريق سيستم علمي، عقلاني و انساني با توجه به شرايط موجود پيشرود.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔴آیا دموکراتیک شدن راحت است؟
✍دکتر محمود سریع القلم
✅بخش اول
🔹وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژه و مفهوم دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راه حل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد، دانمارک و آلمان نمونه های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟ این افراد چقدر متون و ادبیات دموکراسی را خوانده اند و بر آنها مسلط هستند؟ تا چه میزان با تاریخ این کشورها با دقت و جزییات آشنایی دارند؟
🔹اگر خروج از قرون وسطی و تحولات جدی دوره رنسانس را حدود ۱۵۰۰ میلادی در نظر بگیریم، چه میزان متون و ادبیات در این ۵۲۰ سال برای تحقق، تکامل و اصلاح دموکراسی تولید شده است؟ هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس، عالم علم سیاست، روان شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه های یکدیگر، متون نوشته اند و اثر گذاشته اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود. متون امروزی هابرماسِ آلمانی، صورتِ آخِر چندین قرن نوشته و فکر از ژان بُدن (۱۵۹۶-۱۵۳۰) تا ماکس وبر (۱۹۲۰-۱۸۶۴) است.
🔹در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون پذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای ارتقای کارآمدی در آموزشِ دبستانی باشد یا ارتقای ایمنی خودرو؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی و جزیی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای روانی و فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، با اکثریت تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجه ی چند قرن کار فکری است. هرچند کتابخانه ها و دانشگاههایی که قرنهاست به وجود آمده اند بنیان این زحمات فکری است ولی شخص علاقمند نیز میتواند ماهها در موزههای لندن، برلین، پاریس، فلورانس، وین، مادرید، ونیز، استکهلم و رم، وقت کیفی بگذارد تا تاریخِ اندیشه و سیرِ انباشتی و تکاملی هزاران نفر را مشاهده کند. بنظر میرسد حدود ۵۰۰۰ کتاب در پنج قرن اخیر به صورت تکمیل کننده یکدیگر در فلسفه، اقتصاد، سیاست، علم و جامعه شناسی نوشته شده است تا اینکه خانم مرکل صدر اعظم آلمان قبول کند هر تصمیم او باید با افکار عمومی در آلمان هماهنگ باشد و او خودش باید، خرید منزلش را انجام دهد.
🔹دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی (Internalize) کرده اند. اگر مجموعهی حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به راحتی به توافق دست مییابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده اند. طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشتههای مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. در شرایطی دو یا چند نفر میتوانند هماهنگ باشند، قابل پیشبینی باشند و باهم کارها را پیش ببرند که از یک فرهنگ استنباطی مشترک برخوردار باشند. آیا فردی میتواند ادعا کند که دموکراسی را میشناسد ولی کتاب قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو را (نه خودش) بلکه سر کلاس و با استاد نخوانده است؟ ادبیات مربوط به دموکراسی را باید دهها بار خواند و بحث کرد تا بتدریج متوجه شد. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در ازهم گسیختگی فکری دارد. وقتی دهها مدیر و تصمیم گیرنده با دهها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجه کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد. اگر مجموعۀ نخبگان سیاسی یک کشور ادبیات و متون مشترک فلسفی و اقتصادی و سیاسی نخوانده باشند، نمیتوان در انتظارِ برآیندِ کارآمدِ عملکردِ آنها نشست.
🔹دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دوره قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند با چند کتاب و گردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند. کلید دموکراسی در نوع ارتباطی است که میان افراد فکری، نوآور، باهوش و توانا وجود دارد. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ ۱۳۴۰ را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند
️ @Competentmanagers
✍دکتر محمود سریع القلم
✅بخش اول
🔹وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژه و مفهوم دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راه حل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد، دانمارک و آلمان نمونه های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟ این افراد چقدر متون و ادبیات دموکراسی را خوانده اند و بر آنها مسلط هستند؟ تا چه میزان با تاریخ این کشورها با دقت و جزییات آشنایی دارند؟
🔹اگر خروج از قرون وسطی و تحولات جدی دوره رنسانس را حدود ۱۵۰۰ میلادی در نظر بگیریم، چه میزان متون و ادبیات در این ۵۲۰ سال برای تحقق، تکامل و اصلاح دموکراسی تولید شده است؟ هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس، عالم علم سیاست، روان شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه های یکدیگر، متون نوشته اند و اثر گذاشته اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود. متون امروزی هابرماسِ آلمانی، صورتِ آخِر چندین قرن نوشته و فکر از ژان بُدن (۱۵۹۶-۱۵۳۰) تا ماکس وبر (۱۹۲۰-۱۸۶۴) است.
🔹در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون پذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای ارتقای کارآمدی در آموزشِ دبستانی باشد یا ارتقای ایمنی خودرو؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی و جزیی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای روانی و فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، با اکثریت تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجه ی چند قرن کار فکری است. هرچند کتابخانه ها و دانشگاههایی که قرنهاست به وجود آمده اند بنیان این زحمات فکری است ولی شخص علاقمند نیز میتواند ماهها در موزههای لندن، برلین، پاریس، فلورانس، وین، مادرید، ونیز، استکهلم و رم، وقت کیفی بگذارد تا تاریخِ اندیشه و سیرِ انباشتی و تکاملی هزاران نفر را مشاهده کند. بنظر میرسد حدود ۵۰۰۰ کتاب در پنج قرن اخیر به صورت تکمیل کننده یکدیگر در فلسفه، اقتصاد، سیاست، علم و جامعه شناسی نوشته شده است تا اینکه خانم مرکل صدر اعظم آلمان قبول کند هر تصمیم او باید با افکار عمومی در آلمان هماهنگ باشد و او خودش باید، خرید منزلش را انجام دهد.
🔹دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی (Internalize) کرده اند. اگر مجموعهی حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به راحتی به توافق دست مییابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده اند. طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشتههای مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. در شرایطی دو یا چند نفر میتوانند هماهنگ باشند، قابل پیشبینی باشند و باهم کارها را پیش ببرند که از یک فرهنگ استنباطی مشترک برخوردار باشند. آیا فردی میتواند ادعا کند که دموکراسی را میشناسد ولی کتاب قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو را (نه خودش) بلکه سر کلاس و با استاد نخوانده است؟ ادبیات مربوط به دموکراسی را باید دهها بار خواند و بحث کرد تا بتدریج متوجه شد. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در ازهم گسیختگی فکری دارد. وقتی دهها مدیر و تصمیم گیرنده با دهها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجه کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد. اگر مجموعۀ نخبگان سیاسی یک کشور ادبیات و متون مشترک فلسفی و اقتصادی و سیاسی نخوانده باشند، نمیتوان در انتظارِ برآیندِ کارآمدِ عملکردِ آنها نشست.
🔹دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دوره قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند با چند کتاب و گردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند. کلید دموکراسی در نوع ارتباطی است که میان افراد فکری، نوآور، باهوش و توانا وجود دارد. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ ۱۳۴۰ را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند
️ @Competentmanagers
🔴آیا دموکراتیک شدن راحت است؟
✍دکتر محمود سریع القلم
✅بخش دوم و پایانی
دستیابی به توافق و تفاهم، هماهنگی، اجماع، قاعده مندی، سیستم داشتن و قابل پیش بینی بودن بسیار کار دشواری است. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد. یک دلیل اینکه وزیر خارجه #کانادا فرصت میکند با تک تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار میکند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگیها، سوءاستنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمیپذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.
🔹اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند: تبعی یا تکاملی؟ چینیها به تدریج از حالت تبعی به تکاملی حرکت کرده اند، هرچند راه طولانی در پیش دارند. اگر دایرۀ نخبگان سیاسی یک کشور چنین انتقالی را در جهان امروز و با پیچیدگیهای تصمیمگیری امروز، تجربه نکنند، مرتب اشتباه خواهند کرد و اشتباهات بر روی هم انباشته خواهند شد. لیبی، عراق، ونزوئلا و کره شمالی نمونه هایی از این وضعیت هستند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار الیت (Elite) در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی (Corrosion) نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسیها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود و تکرار نمیشود. اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامه خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.
🔸بیش از 500 سال هزاران نفر زحمت کشیدهاند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگ پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری. همچنین ساختاری ساخته اند تا این ویژگیها عمومی شوند: مشورت کردن، یادگیری، هماهنگی، باهم تصمیم گرفتن، سیستم ساختن، قابل اتکا بودن، به افراد توانا میدان دادن، احترام به تفاوتهای فکری، به رسمیت شناختن تفاوتهای فکری.
🔷فهم دموکراسی و عمل دموکراتیک بسیار کار مشکلی است. از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخواندهاند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته اند و استاد ندیدهاند و تمرین تفاهم و تعامل نکردهاند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. این مفاهیم، معانی عمیق تاریخی دارند. وضع ما طبیعی است. تا زمانی که متون نخوانیم، به توافق و اجماع نرسیم، با هم تصمیم نگیریم، برای افراد توانا جا باز نکنیم و به اندیشه های گوناگون احترام نگذاریم، همچنان در سعی و خطاها، بقا خواهیم داشت. سرنوشتِ ملتها در گروی افکاِر اکثریتِ آنها است. دموکراسی سالها تمرین میخواهد.
🔷کانال مدیران شایسته
✳️ @Competentmanagers
✍دکتر محمود سریع القلم
✅بخش دوم و پایانی
دستیابی به توافق و تفاهم، هماهنگی، اجماع، قاعده مندی، سیستم داشتن و قابل پیش بینی بودن بسیار کار دشواری است. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد. یک دلیل اینکه وزیر خارجه #کانادا فرصت میکند با تک تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار میکند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگیها، سوءاستنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمیپذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.
🔹اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند: تبعی یا تکاملی؟ چینیها به تدریج از حالت تبعی به تکاملی حرکت کرده اند، هرچند راه طولانی در پیش دارند. اگر دایرۀ نخبگان سیاسی یک کشور چنین انتقالی را در جهان امروز و با پیچیدگیهای تصمیمگیری امروز، تجربه نکنند، مرتب اشتباه خواهند کرد و اشتباهات بر روی هم انباشته خواهند شد. لیبی، عراق، ونزوئلا و کره شمالی نمونه هایی از این وضعیت هستند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار الیت (Elite) در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی (Corrosion) نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسیها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود و تکرار نمیشود. اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامه خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.
🔸بیش از 500 سال هزاران نفر زحمت کشیدهاند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگ پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری. همچنین ساختاری ساخته اند تا این ویژگیها عمومی شوند: مشورت کردن، یادگیری، هماهنگی، باهم تصمیم گرفتن، سیستم ساختن، قابل اتکا بودن، به افراد توانا میدان دادن، احترام به تفاوتهای فکری، به رسمیت شناختن تفاوتهای فکری.
🔷فهم دموکراسی و عمل دموکراتیک بسیار کار مشکلی است. از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخواندهاند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته اند و استاد ندیدهاند و تمرین تفاهم و تعامل نکردهاند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. این مفاهیم، معانی عمیق تاریخی دارند. وضع ما طبیعی است. تا زمانی که متون نخوانیم، به توافق و اجماع نرسیم، با هم تصمیم نگیریم، برای افراد توانا جا باز نکنیم و به اندیشه های گوناگون احترام نگذاریم، همچنان در سعی و خطاها، بقا خواهیم داشت. سرنوشتِ ملتها در گروی افکاِر اکثریتِ آنها است. دموکراسی سالها تمرین میخواهد.
🔷کانال مدیران شایسته
✳️ @Competentmanagers