This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺تصنیف زیبا و خاطره انگیز ؛
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم
چون میرود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
المنه لله که چو ما بیدل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم
قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم
چون میرود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
المنه لله که چو ما بیدل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم
قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Forwarded from ️ شبکه جامعه شناسی
🔰 بیماریهای مزمن انقلابی
🖋 جواد کاشی
ایران تنها کشور جهان است که ظرف یکصد سال، دو انقلاب را با چشم خود دیده است.
جامعهای که چندان با انقلاب سر و کار ندارد، آرام است. کمتر با حادثه و خبرهای غیر منتظره دست به گریبان میشود. آرزوهای بزرگ ندارد و به بهبود تدریجی زندگی روزمره عادت کرده است. اما جامعهای که در آن انقلاب روی میدهد، ناآرام است. شب که به خواب میروی، صبح ممکن است در وضعیتی تازه بیدار شوی. جامعه انقلابی همیشه آبستن است. گاهی آشکار گاهی پنهان.
در جامعه انقلابی، نظام مستقری هست اما هیچگاه خود را باور نمیکند. همیشه دلنگران است طوفانی بوزد و موجودیتش را با مخاطره مواجه کند. به پشتیبانی مردم شدیداً نیازمند است. هر روز به بهانهای میخواهد از حمایت گسترده مردم کسب اعتماد کند. اگر احساس کند، پشتیبانی مردم رو به کاهش میرود اعتماد به نفس خود را از دست میدهد. به سرعت خشمگین و خشن میشود و در خطر گسیختگی قرار میگیرد. صدای مخالف را بر نمیتابد. اقبال مردم از مخالفین را حتی یک لحظه تحمل نمیکند. حکومت برآمده از انقلاب مرعوب است. مرعوب زاده میشود و مرعوب زندگی میکند.
مردم در جامعه انقلابی همیشه ناراضیاند. به هیچ وضع موجودی رضایت نمیدهند. چرا که هر وضع موجود با مشکلاتی همراه است و آنها با توقع ریشه کن شدن مشکلات انقلاب کردهاند. آنها با این فرض انقلاب کردند که همه مشکلات کشور ناشی از وجود یک نظام دیکتاتور و فاسد است. حال که انقلاب کردهاند معیارشان برای ارزیابی موفقیت نظام تازه ریشه کن شدن مشکلات است. اگر نظام در ریشه کن ساختن مشکلاتی مثل فقر و فساد ناموفق است و حتی بر دامنه مشکلات افزوده، در شمار همان نظامی قرار میگیرد که انقلاب علیه آن اتفاق افتاد.
نظام مرعوب، برای اداره متعارف یک جامعه چیزی نمیآموزد و مردم نیز سهمی از مشکلات موجود را بر عهده نمیگیرند.
نظام برای پوشش دادن به ناکارآمدیهای خود، مرتب بحرانهای تازه خلق میکند تا وانمود کند از بس گرفتار بحرانهای بزرگ و حماسی است به کار و بار روزمره مردم نمیرسد. مردم هم روز به روز خستهتر و ناتوانتر میشوند و وضع موجود را جز با دگرگونیهای بنیادی قابل رفع نمییابند. پس منتظر یک منجی میمانند و انقلابی تازه.
انقلابها انرژیهای بزرگ خلق میکنند اما کمتر انقلابی هست که پس از پیروزی بتواند آن همه انرژی را هدایت کند و به جای تخریب، تاسیس کند، بیافریند و چشماندازهای تازه را به صحنه عملی زندگانی مردم بیاورد.
جامعهای که به انقلاب خو کرده، به بیماریهای مزمن دچار است. قبل از هر کار باید به این بیماریها توجه کرد و به رفع یا تقلیل آثار آن کوشید.
💡 #رسانه شمایید. اگر میپسندید، برای دوستانتان بفرستید.
🌐 شبکه جامعهشناسی علامه
@Atu_Sociology
🖋 جواد کاشی
ایران تنها کشور جهان است که ظرف یکصد سال، دو انقلاب را با چشم خود دیده است.
جامعهای که چندان با انقلاب سر و کار ندارد، آرام است. کمتر با حادثه و خبرهای غیر منتظره دست به گریبان میشود. آرزوهای بزرگ ندارد و به بهبود تدریجی زندگی روزمره عادت کرده است. اما جامعهای که در آن انقلاب روی میدهد، ناآرام است. شب که به خواب میروی، صبح ممکن است در وضعیتی تازه بیدار شوی. جامعه انقلابی همیشه آبستن است. گاهی آشکار گاهی پنهان.
در جامعه انقلابی، نظام مستقری هست اما هیچگاه خود را باور نمیکند. همیشه دلنگران است طوفانی بوزد و موجودیتش را با مخاطره مواجه کند. به پشتیبانی مردم شدیداً نیازمند است. هر روز به بهانهای میخواهد از حمایت گسترده مردم کسب اعتماد کند. اگر احساس کند، پشتیبانی مردم رو به کاهش میرود اعتماد به نفس خود را از دست میدهد. به سرعت خشمگین و خشن میشود و در خطر گسیختگی قرار میگیرد. صدای مخالف را بر نمیتابد. اقبال مردم از مخالفین را حتی یک لحظه تحمل نمیکند. حکومت برآمده از انقلاب مرعوب است. مرعوب زاده میشود و مرعوب زندگی میکند.
مردم در جامعه انقلابی همیشه ناراضیاند. به هیچ وضع موجودی رضایت نمیدهند. چرا که هر وضع موجود با مشکلاتی همراه است و آنها با توقع ریشه کن شدن مشکلات انقلاب کردهاند. آنها با این فرض انقلاب کردند که همه مشکلات کشور ناشی از وجود یک نظام دیکتاتور و فاسد است. حال که انقلاب کردهاند معیارشان برای ارزیابی موفقیت نظام تازه ریشه کن شدن مشکلات است. اگر نظام در ریشه کن ساختن مشکلاتی مثل فقر و فساد ناموفق است و حتی بر دامنه مشکلات افزوده، در شمار همان نظامی قرار میگیرد که انقلاب علیه آن اتفاق افتاد.
نظام مرعوب، برای اداره متعارف یک جامعه چیزی نمیآموزد و مردم نیز سهمی از مشکلات موجود را بر عهده نمیگیرند.
نظام برای پوشش دادن به ناکارآمدیهای خود، مرتب بحرانهای تازه خلق میکند تا وانمود کند از بس گرفتار بحرانهای بزرگ و حماسی است به کار و بار روزمره مردم نمیرسد. مردم هم روز به روز خستهتر و ناتوانتر میشوند و وضع موجود را جز با دگرگونیهای بنیادی قابل رفع نمییابند. پس منتظر یک منجی میمانند و انقلابی تازه.
انقلابها انرژیهای بزرگ خلق میکنند اما کمتر انقلابی هست که پس از پیروزی بتواند آن همه انرژی را هدایت کند و به جای تخریب، تاسیس کند، بیافریند و چشماندازهای تازه را به صحنه عملی زندگانی مردم بیاورد.
جامعهای که به انقلاب خو کرده، به بیماریهای مزمن دچار است. قبل از هر کار باید به این بیماریها توجه کرد و به رفع یا تقلیل آثار آن کوشید.
💡 #رسانه شمایید. اگر میپسندید، برای دوستانتان بفرستید.
🌐 شبکه جامعهشناسی علامه
@Atu_Sociology
Forwarded from اتچ بات
🔰منزلت علم و دانش!
علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو یا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
با کانال مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو یا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
با کانال مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕خرافات (بخش اول):
☸️ علم با نمیدانم شروع می شود، به سمت دانایی پیش می رود و همواره شعارش نمی دانم است.
☸️ خرافات با میدانم شروع میشود، به سمت نادانی پیش می رود و همواره شعارش می دانم است.
🔰تعریف خرافه در فرهنگ معین، سخن بیهوده، افسانه، حدیث باطل یا اسطوره نوشته شده است. خرافه به معنی اعتقاد غیر منطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی، یا به عبارت ساده تر هر نوع پندار عجیب برای مردم عوام است. برخی معتقدند خرافاتى تر شدن مردم به دلیل آن است كه اضطراب ها و ناامیدى هاى فردى یا اجتماعى بیشتر شده و افراد براى آرامش خود به خرافه روى میاورند. شاید بتوان گفت باور هاى خرافى مختص، به گروه یا جامعه معینى محدود نبوده و به نوعی در همه جوامع با درجات مختلف نمود و بروز داشته است..
🔰ولی سوالی که مطرح می شود این است که امروزه با وجود پیشرفت های علمی بی نظیر چرا هنوز نه تنها انسان عامی دست از خرافه و خرافه گرایی بر نداشته، بلکه این مساله در بین اقشار تحصل کرده و نیز برخی از مسئولین رواج روز افزونی یافته است؟ می توان دلیل آن را اینگونه بیان کرد؛ در طول تاریخ، استعداد و دانش بشر همواره در پیدا کردن روابط میان پدیده ها ضعف و کاستی هایی داشته و از طرف دیگر بشر به طور کلی خودخواه است فلذا در تقبل مسئولیت ها حالت گریز از مرکز دارد و این به این معناست که هر زمان بشر نتواند علت اصلی مشکل و رخدادی را تشخیص دهد آن را گردن اتفاقات دیگر می اندازد و این یعنی راحت ترین کار ممکن ، به تعبیر دیگر به جای آنکه به دنبال علت علمی و عقلانی وقایع برویم از طریق تخیل و خیال مسئله را حل می کنیم. چرا که با خیال همه چیز حل می شود !
🔰همان طور که گفته شد خرافات در دل عوام مردم وجود داشته و ریشه دوانده است. اما این به این معنی نیست که حکومت ها و دولت ها و مسئولین هیچ نقشی در پیدایش و گسترش یا حفظ و نگهداری آن ایفا نکرده اند ، با نگاهی جامع تر می توان متوجه این موضوع شد که خرافه بر روی بستری رشد پیدا می کند که کم و بیش می تواند تحت کنترل تصمیم گیرندگان یک ملت باشد که می توان برای آن مواردی از قبیل زیر نام برد
اولین آن می تواند ترس و فشار های محیطی از جمله مشکلات اقتصادی و سیاسی ، غلبه اقوام بیگانه ، خشکسالی و مشکلات و بلایای طبیعی و ... باشد. نگاهی گذرا به تاریخ زندگی انسان ها نشان می دهد که خرافات ناشی از هراس های محیطی انسان ها بوده تا هراس های درونی . و دومین آن می تواند جهل علمی برخی از علما و دانشمندان و صاحب منصبان یک ملت باشد.
🔰به هر حال امروزه یکی از نشانه های عقب ماندگی جامعه در پذیرش خرافات عنوان می شود که تبعات منفی بسیاری در پی خواهد داشت . فلذا کشور هایی که بیشتر درگیر خرافه و خرافه پرستی هستند عقب مانده تر از سایرین بوده و نقش علم و نگرش علمی و تخصص در اداره امور آنها کمرنگ تر است. و راه نجات از آن تنها به خود افراد جامعه برمی گردد که با فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و تقویت قوه تحلیل و استدلال علمی و نهادینه شدن آن در میان آحاد جامعه از آن راهی یابند../ ادامه دارد
🌺با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
☸️ علم با نمیدانم شروع می شود، به سمت دانایی پیش می رود و همواره شعارش نمی دانم است.
☸️ خرافات با میدانم شروع میشود، به سمت نادانی پیش می رود و همواره شعارش می دانم است.
🔰تعریف خرافه در فرهنگ معین، سخن بیهوده، افسانه، حدیث باطل یا اسطوره نوشته شده است. خرافه به معنی اعتقاد غیر منطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی، یا به عبارت ساده تر هر نوع پندار عجیب برای مردم عوام است. برخی معتقدند خرافاتى تر شدن مردم به دلیل آن است كه اضطراب ها و ناامیدى هاى فردى یا اجتماعى بیشتر شده و افراد براى آرامش خود به خرافه روى میاورند. شاید بتوان گفت باور هاى خرافى مختص، به گروه یا جامعه معینى محدود نبوده و به نوعی در همه جوامع با درجات مختلف نمود و بروز داشته است..
🔰ولی سوالی که مطرح می شود این است که امروزه با وجود پیشرفت های علمی بی نظیر چرا هنوز نه تنها انسان عامی دست از خرافه و خرافه گرایی بر نداشته، بلکه این مساله در بین اقشار تحصل کرده و نیز برخی از مسئولین رواج روز افزونی یافته است؟ می توان دلیل آن را اینگونه بیان کرد؛ در طول تاریخ، استعداد و دانش بشر همواره در پیدا کردن روابط میان پدیده ها ضعف و کاستی هایی داشته و از طرف دیگر بشر به طور کلی خودخواه است فلذا در تقبل مسئولیت ها حالت گریز از مرکز دارد و این به این معناست که هر زمان بشر نتواند علت اصلی مشکل و رخدادی را تشخیص دهد آن را گردن اتفاقات دیگر می اندازد و این یعنی راحت ترین کار ممکن ، به تعبیر دیگر به جای آنکه به دنبال علت علمی و عقلانی وقایع برویم از طریق تخیل و خیال مسئله را حل می کنیم. چرا که با خیال همه چیز حل می شود !
🔰همان طور که گفته شد خرافات در دل عوام مردم وجود داشته و ریشه دوانده است. اما این به این معنی نیست که حکومت ها و دولت ها و مسئولین هیچ نقشی در پیدایش و گسترش یا حفظ و نگهداری آن ایفا نکرده اند ، با نگاهی جامع تر می توان متوجه این موضوع شد که خرافه بر روی بستری رشد پیدا می کند که کم و بیش می تواند تحت کنترل تصمیم گیرندگان یک ملت باشد که می توان برای آن مواردی از قبیل زیر نام برد
اولین آن می تواند ترس و فشار های محیطی از جمله مشکلات اقتصادی و سیاسی ، غلبه اقوام بیگانه ، خشکسالی و مشکلات و بلایای طبیعی و ... باشد. نگاهی گذرا به تاریخ زندگی انسان ها نشان می دهد که خرافات ناشی از هراس های محیطی انسان ها بوده تا هراس های درونی . و دومین آن می تواند جهل علمی برخی از علما و دانشمندان و صاحب منصبان یک ملت باشد.
🔰به هر حال امروزه یکی از نشانه های عقب ماندگی جامعه در پذیرش خرافات عنوان می شود که تبعات منفی بسیاری در پی خواهد داشت . فلذا کشور هایی که بیشتر درگیر خرافه و خرافه پرستی هستند عقب مانده تر از سایرین بوده و نقش علم و نگرش علمی و تخصص در اداره امور آنها کمرنگ تر است. و راه نجات از آن تنها به خود افراد جامعه برمی گردد که با فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و تقویت قوه تحلیل و استدلال علمی و نهادینه شدن آن در میان آحاد جامعه از آن راهی یابند../ ادامه دارد
🌺با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕خرافات (بخش دوم):
🔰خرافات دشمن یک ملت است تاریخ انسان عرصه کشمکش علم و خرافات بوده است و چه جنگ ها و کشته ها که از این باورها بیرون نیامده است. وقتی جامعه ای در خرافات و ناآگاهی به سر می برد، قدرت درک و هضم پیش آمدها و حوادث را نخواهد داشت، نمی تواند مسائل و پیش آمدها را برای خود تجزیه و تحلیل کند. از این روی، از دیدگاه فرهنگی و آموزشی در سطح پایینی قرار می گیرد و آمادگی پیشرفت و جهش و رسیدن به سطح بالاتری از زندگی متعالی را نخواهد داشت.
🔰وقتی ذهن ملتی آلوده به خرافات می شود ظرفیت پذیرش ستم در آنها ایجاد می شود و نیز آزادی از آن جامعه رخت بر می بندد و چه بخت برگشته ایم ما مردمان ایران که طی قرون متمادی به جای پیشرفت و خردورزی خرافاتمان از شکلی به شکل دیگر تغییر می کند و این گونه می شود که برای گل نخوردن در فوتبال بر دروازه می شاشيم! بادمجان را اولین میوه ولایت مدار می نامیم! بزرگواری که خود را حکیم می نامد می گوید؛ مسواک زدن دندان ها را خراب می کند! و آن دیگری با اشعار مولانا انرژی درمانی می کند و اعتقاد دارد غیر از ما موجودات دیگری به نام غيرارگانيک وجود دارند! ، بزرگواری دیگر اعتقاد دارد تمام اتفاقات کره زمین را یک سازمان مخوف فوق سری هدایت می کند و روی اسکناس دنبال سرنخ می گردد! یک روز بر اثر بارندگی نقشی روی دیوار می افتد و فردا مردم گریه کنان می گویند معجزه اتفاق افتاد است! روزی دیگر همه می خواهند سر قبر یکی از شاهان گذشته بروند و جشن بگیرند تا عذاب نشوند!
🔰خدا نکند به هر کدام از این حضرات بگویی بالای چشمت ابروست که یا مرتد و ضد دین می شوی و یا همدست آمریکا و صهیونیست و یا طرفدار حکومت طاغوت! و فریاد اعتراضت را توهین به عقایدشان می نامند! آقا تو را به همان مقدساتتان این عقايدتان را در خلوت خودتان داشته باشید احترام به عقیده مغلطه است چرا باید به عقیده ای مضحک احترام بگذاریم؟ اگر احترامی وجود دارد تو آن را به وجود آورده ای و مرا مجبور می کنی به مزخرفات تو احترام بگذارم. اگر صحبتی پیرامون منافع مشترک انسانی مان داری، اگر مدعی هستی درد بشر را با روشی زمینی و آزموده شده التیام می بخشی من به تو گوش می دهم، اما از من نخواه به آنچه تو آن را عقیده می نامی احترام بگذارم . این عقاید را در خانه ات نگاه دار هر خرافاتی که دوست می داری انتخاب کن، با دوستان خیالی ات سخن بگوى، بیماری ات را آن طور که دوست داری درمان کن، هر شیرینی و شکری که دوست می داری تناول کن، صبح به اجنه صبح بخیر بگو، خودت را در هر پوششی که می خواهی کفن کن، فقط تو را به مقدساتت مرا رها کن عقاید تو برای من تهی از معناست و فاقد هرگونه حس احترام، برای حفظ حریم عقايدت آنها را در خانه بگذار ...
🔰به هر حال امروزه یکی از نشانه های عقب ماندگی جامعه در پذیرش خرافات عنوان می شود که تبعات منفی بسیاری در پی خواهد داشت . فلذا کشور هایی که بیشتر درگیر خرافه و خرافه پرستی هستند عقب مانده تر از سایرین بوده و نقش علم و نگرش علمی و تخصص در اداره امور آنها کمرنگ تر است. و راه نجات از آن تنها به خود افراد جامعه برمی گردد که با فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و تقویت قوه تحلیل و استدلال علمی و نهادینه شدن آن در میان آحاد جامعه از آن راهی یابند.
✍محسن الوان ساز
🌺با کانال مدیران شایسته همراه باشید .
🔰@Competentmanagers
🔰خرافات دشمن یک ملت است تاریخ انسان عرصه کشمکش علم و خرافات بوده است و چه جنگ ها و کشته ها که از این باورها بیرون نیامده است. وقتی جامعه ای در خرافات و ناآگاهی به سر می برد، قدرت درک و هضم پیش آمدها و حوادث را نخواهد داشت، نمی تواند مسائل و پیش آمدها را برای خود تجزیه و تحلیل کند. از این روی، از دیدگاه فرهنگی و آموزشی در سطح پایینی قرار می گیرد و آمادگی پیشرفت و جهش و رسیدن به سطح بالاتری از زندگی متعالی را نخواهد داشت.
🔰وقتی ذهن ملتی آلوده به خرافات می شود ظرفیت پذیرش ستم در آنها ایجاد می شود و نیز آزادی از آن جامعه رخت بر می بندد و چه بخت برگشته ایم ما مردمان ایران که طی قرون متمادی به جای پیشرفت و خردورزی خرافاتمان از شکلی به شکل دیگر تغییر می کند و این گونه می شود که برای گل نخوردن در فوتبال بر دروازه می شاشيم! بادمجان را اولین میوه ولایت مدار می نامیم! بزرگواری که خود را حکیم می نامد می گوید؛ مسواک زدن دندان ها را خراب می کند! و آن دیگری با اشعار مولانا انرژی درمانی می کند و اعتقاد دارد غیر از ما موجودات دیگری به نام غيرارگانيک وجود دارند! ، بزرگواری دیگر اعتقاد دارد تمام اتفاقات کره زمین را یک سازمان مخوف فوق سری هدایت می کند و روی اسکناس دنبال سرنخ می گردد! یک روز بر اثر بارندگی نقشی روی دیوار می افتد و فردا مردم گریه کنان می گویند معجزه اتفاق افتاد است! روزی دیگر همه می خواهند سر قبر یکی از شاهان گذشته بروند و جشن بگیرند تا عذاب نشوند!
🔰خدا نکند به هر کدام از این حضرات بگویی بالای چشمت ابروست که یا مرتد و ضد دین می شوی و یا همدست آمریکا و صهیونیست و یا طرفدار حکومت طاغوت! و فریاد اعتراضت را توهین به عقایدشان می نامند! آقا تو را به همان مقدساتتان این عقايدتان را در خلوت خودتان داشته باشید احترام به عقیده مغلطه است چرا باید به عقیده ای مضحک احترام بگذاریم؟ اگر احترامی وجود دارد تو آن را به وجود آورده ای و مرا مجبور می کنی به مزخرفات تو احترام بگذارم. اگر صحبتی پیرامون منافع مشترک انسانی مان داری، اگر مدعی هستی درد بشر را با روشی زمینی و آزموده شده التیام می بخشی من به تو گوش می دهم، اما از من نخواه به آنچه تو آن را عقیده می نامی احترام بگذارم . این عقاید را در خانه ات نگاه دار هر خرافاتی که دوست می داری انتخاب کن، با دوستان خیالی ات سخن بگوى، بیماری ات را آن طور که دوست داری درمان کن، هر شیرینی و شکری که دوست می داری تناول کن، صبح به اجنه صبح بخیر بگو، خودت را در هر پوششی که می خواهی کفن کن، فقط تو را به مقدساتت مرا رها کن عقاید تو برای من تهی از معناست و فاقد هرگونه حس احترام، برای حفظ حریم عقايدت آنها را در خانه بگذار ...
🔰به هر حال امروزه یکی از نشانه های عقب ماندگی جامعه در پذیرش خرافات عنوان می شود که تبعات منفی بسیاری در پی خواهد داشت . فلذا کشور هایی که بیشتر درگیر خرافه و خرافه پرستی هستند عقب مانده تر از سایرین بوده و نقش علم و نگرش علمی و تخصص در اداره امور آنها کمرنگ تر است. و راه نجات از آن تنها به خود افراد جامعه برمی گردد که با فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و تقویت قوه تحلیل و استدلال علمی و نهادینه شدن آن در میان آحاد جامعه از آن راهی یابند.
✍محسن الوان ساز
🌺با کانال مدیران شایسته همراه باشید .
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰درباره کانونهای ارزیابی و توسعه در ایران:
همواره در هر سازمانی بر اهمیت پرورش و شکوفایی سرمایههای انسانی تاکید میشود
این حکایت معروف است که سلطان سنجر را در آن وقت كه به دست غزان گرفتار شده بود، پرسيدند: علت چه بود كه ملكی بدين وسعت و آراستگی كه تو را بود چنين مختل شد؟
گفت: كارهای بزرگ به مردم خرد فرمودم و كارهای خرد به مردم بزرگ، كه مردم خرد كارهای بزرگ را نتوانستند كرد و مردم بزرگ از كارهای خرد عار داشتند و در پی نرفتند. هر دو كار تباه شد و نقصان به ملك رسيد و كار لشگری و كشوری روی به فساد آورد.
کانونهای ارزیابی یکی از مهمترین ابزارهایی است که میتواند، در صورت بهرهگیری درست، مانع از رخداد حکایاتی مشابه آنچه شود که در بالا به آن اشاره شد.
🔷کانونهای ارزیابی:
كانونهاي ارزيابي در ميانه قرن بيستم وارد ادبيات علمي و فنون مديريت منابع انساني شد. اين رويكرد با هدف ارزيابي شايستگيهاي نيروي انساني در بدو استخدام و در جريان توسعه شغلي به كار گرفته شد . مبنايي كه در اين روش امكان ارزيابي شايستگيها را فراهم ميكند، ايجاد محيطي است كه در آن موقعيت و وضعيت شغلي افراد شبيه سازي ميگردد و با قرار دادن داوطلب در آن موقعيت و ايجاد زمينههايي براي بروز و ظهور استعدادها و قابليتهاي افراد در قالب تمرینها و ابزارها امكان ارزيابي شايستگيهاي واقعي افراد فراهم ميشود.
مراكز ارزيابي در ابتدا در ارتش آمريكا و براي مشاغل حساس نظامي ابداع و به كار گرفته شد و پس از كسب موفقيتهاي مختلف به حوزه كسب وكار تسري يافت. در طي نيم قرن گذشته تغييرات و تحولات گوناگوني در بكارگيري اين روش ايجاد شد كه در تكامل آن نقش ويژه اي داشت. امروزه در ادبيات علمي شاهد وجود نسلهاي گوناگون كانونهاي ارزيابي ميباشيم كه هر كدام از ويژگيهاي عمومي و مختص به خود برخوردار مي باشد. کانونهای ارزیابی میتوانند در زمان استخدام، جهت ارتقا و نیز به منظور پرورش و توسعه سرمایههای انسانی سازمانها مورد استفاده قرار گیرند.
🔷مزایای کانونهای ارزیابی و توسعه:
طبق آماری که در خصوص اعتبار روشهای شناسایی و ارزیابی شایستگیهای افراد انتشار یافتهاست، کانونهای ارزیابی و توسعه تا بیش از ۷۰ درصد میتوانند امکان شناخت استعدادها و توانمندیهای افراد را فراهم نمایند. علت این امر را میتوان بهرهگیری از روشهای مختلف در شناسایی این توانمندیها دانست. نکته مهم این است که در این روش، شایستگیهایی مورد سنجش قرار میگیرد که میتواند در مشاغل مربوطه به عملکرد عالی منجر شود. بهرهگیری از این روشها، علاوه بر اینکه به افراد نشان میدهد در چه حوزههایی توانمندی دارند (که شاید حتی خود از آن آگاه نباشند)، نقاط قابل بهبود آنها را نیز نشان خواه داد؛ از این رو میتواند به عنوان ابزاری بسیار توانمند در زمینه برنامهریزی مسیر شغلی مورد استفاده واقع گردد. نتایج تحقیقات نشان دادهاست که افرادی که از طریق روشهای علمی و جدی مانند مراکز ارزیابی وارد سازمانها شدهاند، طی یک تا سه سال اول احساس موفقیت و تبلیغشان برای سازمان بالاتر بودهاست.
🔷اهداف کانون ارزیابی و توسعه:
🔺اطمینان از وجود مدیران ارشد مورد نیاز در آینده
🔺زمینهسازی برای امکان استفاده حداکثر از ظرفیتهای فعلی
🔺فراهمآوردن امکان ارتقای شغلی مدیران
ایجاد تحرک و رقابت سالم و مبارزه با بیتفاوتی در سازمانها
🔺خلق شرایط جذب و ادامه خدمت مدیران با استعداد
🔷کانونهای ارزیابی و توسعه در ایران:
از سال ۱۳۸۲ شركتها و سازمانهاي صنعتي ايراني با پيشتازي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران اين رويكرد را در ارزيابي شايستگيهاي مديريتي مورد استفاده قرار دادهاند . بعدها و متناسب با نيازها، اين رويكرد به ارزيابي داوطلبان ورود به سازمانها در بدو استخدام تسري يافت. طی دهسال گذشته، شرکتهای بزرگ بسیاری اقدام به استفاده از این رویکرد جهت ارزیابی و توسعه مدیران خود نمودهاند که از این میان میتوان به شركتهای خودروسازی ایرانخودرو و سايپا، شرکت مپنا، برخی از بانکها و … اشاره نمود.
🔷اثربخشی کانونهای ارزیابی:
مانند هر رویکردی در حیطه منابع انسانی، استفاده از کانون تنها میتواند در شرایطی اثربخش باشد که عوامل مختلفی دست به دست هم دهند و از آسیبهای متعدد جلوگیری گردد. برای مثال طی مطالعهای که اکبری، فیاضی و جمشیدی کوهساری (۱۳۹۴) انجام دادهاند، عارضههای متعددی برای کانونهای ارزیابی داخلی شناخته شدهاست که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔺عدم حمایت مدیر ارشد بومی نبودن مدل شایستگی
🔺عدم توجه به هدف کانون ارزیابی و مد تلقی شدن آن
🔺عملی نشدن نتایج کانون جهت ارائه برنامه توسعه فرد
🔰@Competentmanagers
همواره در هر سازمانی بر اهمیت پرورش و شکوفایی سرمایههای انسانی تاکید میشود
این حکایت معروف است که سلطان سنجر را در آن وقت كه به دست غزان گرفتار شده بود، پرسيدند: علت چه بود كه ملكی بدين وسعت و آراستگی كه تو را بود چنين مختل شد؟
گفت: كارهای بزرگ به مردم خرد فرمودم و كارهای خرد به مردم بزرگ، كه مردم خرد كارهای بزرگ را نتوانستند كرد و مردم بزرگ از كارهای خرد عار داشتند و در پی نرفتند. هر دو كار تباه شد و نقصان به ملك رسيد و كار لشگری و كشوری روی به فساد آورد.
کانونهای ارزیابی یکی از مهمترین ابزارهایی است که میتواند، در صورت بهرهگیری درست، مانع از رخداد حکایاتی مشابه آنچه شود که در بالا به آن اشاره شد.
🔷کانونهای ارزیابی:
كانونهاي ارزيابي در ميانه قرن بيستم وارد ادبيات علمي و فنون مديريت منابع انساني شد. اين رويكرد با هدف ارزيابي شايستگيهاي نيروي انساني در بدو استخدام و در جريان توسعه شغلي به كار گرفته شد . مبنايي كه در اين روش امكان ارزيابي شايستگيها را فراهم ميكند، ايجاد محيطي است كه در آن موقعيت و وضعيت شغلي افراد شبيه سازي ميگردد و با قرار دادن داوطلب در آن موقعيت و ايجاد زمينههايي براي بروز و ظهور استعدادها و قابليتهاي افراد در قالب تمرینها و ابزارها امكان ارزيابي شايستگيهاي واقعي افراد فراهم ميشود.
مراكز ارزيابي در ابتدا در ارتش آمريكا و براي مشاغل حساس نظامي ابداع و به كار گرفته شد و پس از كسب موفقيتهاي مختلف به حوزه كسب وكار تسري يافت. در طي نيم قرن گذشته تغييرات و تحولات گوناگوني در بكارگيري اين روش ايجاد شد كه در تكامل آن نقش ويژه اي داشت. امروزه در ادبيات علمي شاهد وجود نسلهاي گوناگون كانونهاي ارزيابي ميباشيم كه هر كدام از ويژگيهاي عمومي و مختص به خود برخوردار مي باشد. کانونهای ارزیابی میتوانند در زمان استخدام، جهت ارتقا و نیز به منظور پرورش و توسعه سرمایههای انسانی سازمانها مورد استفاده قرار گیرند.
🔷مزایای کانونهای ارزیابی و توسعه:
طبق آماری که در خصوص اعتبار روشهای شناسایی و ارزیابی شایستگیهای افراد انتشار یافتهاست، کانونهای ارزیابی و توسعه تا بیش از ۷۰ درصد میتوانند امکان شناخت استعدادها و توانمندیهای افراد را فراهم نمایند. علت این امر را میتوان بهرهگیری از روشهای مختلف در شناسایی این توانمندیها دانست. نکته مهم این است که در این روش، شایستگیهایی مورد سنجش قرار میگیرد که میتواند در مشاغل مربوطه به عملکرد عالی منجر شود. بهرهگیری از این روشها، علاوه بر اینکه به افراد نشان میدهد در چه حوزههایی توانمندی دارند (که شاید حتی خود از آن آگاه نباشند)، نقاط قابل بهبود آنها را نیز نشان خواه داد؛ از این رو میتواند به عنوان ابزاری بسیار توانمند در زمینه برنامهریزی مسیر شغلی مورد استفاده واقع گردد. نتایج تحقیقات نشان دادهاست که افرادی که از طریق روشهای علمی و جدی مانند مراکز ارزیابی وارد سازمانها شدهاند، طی یک تا سه سال اول احساس موفقیت و تبلیغشان برای سازمان بالاتر بودهاست.
🔷اهداف کانون ارزیابی و توسعه:
🔺اطمینان از وجود مدیران ارشد مورد نیاز در آینده
🔺زمینهسازی برای امکان استفاده حداکثر از ظرفیتهای فعلی
🔺فراهمآوردن امکان ارتقای شغلی مدیران
ایجاد تحرک و رقابت سالم و مبارزه با بیتفاوتی در سازمانها
🔺خلق شرایط جذب و ادامه خدمت مدیران با استعداد
🔷کانونهای ارزیابی و توسعه در ایران:
از سال ۱۳۸۲ شركتها و سازمانهاي صنعتي ايراني با پيشتازي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران اين رويكرد را در ارزيابي شايستگيهاي مديريتي مورد استفاده قرار دادهاند . بعدها و متناسب با نيازها، اين رويكرد به ارزيابي داوطلبان ورود به سازمانها در بدو استخدام تسري يافت. طی دهسال گذشته، شرکتهای بزرگ بسیاری اقدام به استفاده از این رویکرد جهت ارزیابی و توسعه مدیران خود نمودهاند که از این میان میتوان به شركتهای خودروسازی ایرانخودرو و سايپا، شرکت مپنا، برخی از بانکها و … اشاره نمود.
🔷اثربخشی کانونهای ارزیابی:
مانند هر رویکردی در حیطه منابع انسانی، استفاده از کانون تنها میتواند در شرایطی اثربخش باشد که عوامل مختلفی دست به دست هم دهند و از آسیبهای متعدد جلوگیری گردد. برای مثال طی مطالعهای که اکبری، فیاضی و جمشیدی کوهساری (۱۳۹۴) انجام دادهاند، عارضههای متعددی برای کانونهای ارزیابی داخلی شناخته شدهاست که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔺عدم حمایت مدیر ارشد بومی نبودن مدل شایستگی
🔺عدم توجه به هدف کانون ارزیابی و مد تلقی شدن آن
🔺عملی نشدن نتایج کانون جهت ارائه برنامه توسعه فرد
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰۵ سبک مدیریتی که همه مدیران باید بشناسند:
🔺بخش اول:
🔸به واسطه سبک مدیریتی است که سمت و سو مشخص میشود، طرحها اجرا میشوند و افراد انگیزه پیدا میکنند. نخستین مطالعات دربارهی سبکهای مدیریتی، در ۱۹۳۹ توسط کرت لوین (Kurt Lewin) انجام شد. این روانشناس آمریکایی-آلمانی، سبکهای مدیریتی متفاوت را شناسایی کرد.
از میان بسیاری از این سبکها که توسط استادان مدیریت به رسمیت شناخته شدهاند، تعدادی از آنها در طول زمان بهبود یافتهاند. برخی مدیران، تنها یک سبک خاص را به کار میگیرند، در حالی که برخی دیگر، متناسب با شرایط و موقعیت، سبک مناسب را انتخاب میکنند. این سبکها تنها مخصوص مدیران ردهبالا نیست، بلکه دیگر افراد نیز میتوانند این رویکردها را در زندگی شخصی خود به کار بگیرند.
در ادامه شما را با ۵ سبک مدیریتی آشنا میکنیم که همه مدیران در دنیای کسبوکار باید با آنها آشنا باشد.
1️⃣-عدم مداخله:
برگرفته از واژهی فرانسوی «Laissez-faire» به معنی «رها کنید»، یک سبک مدیریتی است که طی آن، مدیر کنار میایستد و تصمیمگیری را به عهدهی اعضای گروهش میگذارد. به عقیدهی مدیران طرفدار این سبک، کلید موفقیت، پرورش یک تیم قوی و سپس واگذاری کارها به آنها است.
از معروفترین مدیران این سبک میتوان به اندرو ملون (Andrew Mellon) (رئیس سابق خزانهداری آمریکا)، رونالد ریگان (رئیس جمهور پیشین آمریکا) و وارن بافِت (مدیرعامل برکشایر هاتاوی) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای سبک مدیریتی «عدم مداخله»
•آزادی کامل کارکنان در تصمیمگیری
•از اعضای گروه انتظار میرود که مشکلات را خودشان رفع کنند
•با وجود واگذاری اختیار به پیروان، مدیر، مسئولیت تصمیمها و اقدامات آنها را به عهده میگیرد؛ امری که بسیار حیاتی است
🔸برای موفقیت در این سبک، لازم است مدیران به این موارد توجه کنند:
•بررسی عملکرد گروه
•به کارگیری افراد با تجربه و تحصیلات بالا
•تربیت اعضا مانند یک مبتکر باانگیزه
2️⃣-مدیریت دستوری
مدیران پیرو این سبک مدیریت، روش کار را توضیح میدهند و سپس نظارت میکنند تا افراد حتما به مقصود مورد نظر برسند. مدیران دستوری، علاقهمند هستند سریع به نتیجه برسند. آنها سعی میکنند با یادآوری عواقب منفی قصور در کار، به افراد انگیزه بدهند. این سبک مدیریتی میتواند برای محیطهای دارای شغلهای غیرتخصصی، جایی که نظارتِ بیشتر برای جلوگیری از ابهام لازم است، مناسب باشد.
از مدیران معروف طرفدار این سبک میتوان به جوزف استالین (رهبر پیشین اتحاد جماهیر شوروی)، استیو جابز و محمود احمدینژاد اشاره کرد.
🔸ویژگیهای سبک مدیریت دستوری:
•تعیین استانداردهای انجام کار و روشن کردن قوانین و دستورات برای زیردستان
•بررسی معیارها، زمان، نقش افراد، وظایف و مشخص کردن کارهای جنبی برای رسیدن به هدف
•دستور دادن موجب قطعیت و جلوگیری از اتلاف وقت میشود
🔸برای موفقیت در این سبک، لازم است رهبران به این موارد توجه کنند:
•سادهسازی مسیر به گونهای که زیردستان از مسیر حرکت آگاه باشند
•حذف محدودیتهایی که مانع رسیدن افراد به مقصد میشود
•افزایش پاداش در طول مسیر/ ادامه بحث در پست دوم
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🔺بخش اول:
🔸به واسطه سبک مدیریتی است که سمت و سو مشخص میشود، طرحها اجرا میشوند و افراد انگیزه پیدا میکنند. نخستین مطالعات دربارهی سبکهای مدیریتی، در ۱۹۳۹ توسط کرت لوین (Kurt Lewin) انجام شد. این روانشناس آمریکایی-آلمانی، سبکهای مدیریتی متفاوت را شناسایی کرد.
از میان بسیاری از این سبکها که توسط استادان مدیریت به رسمیت شناخته شدهاند، تعدادی از آنها در طول زمان بهبود یافتهاند. برخی مدیران، تنها یک سبک خاص را به کار میگیرند، در حالی که برخی دیگر، متناسب با شرایط و موقعیت، سبک مناسب را انتخاب میکنند. این سبکها تنها مخصوص مدیران ردهبالا نیست، بلکه دیگر افراد نیز میتوانند این رویکردها را در زندگی شخصی خود به کار بگیرند.
در ادامه شما را با ۵ سبک مدیریتی آشنا میکنیم که همه مدیران در دنیای کسبوکار باید با آنها آشنا باشد.
1️⃣-عدم مداخله:
برگرفته از واژهی فرانسوی «Laissez-faire» به معنی «رها کنید»، یک سبک مدیریتی است که طی آن، مدیر کنار میایستد و تصمیمگیری را به عهدهی اعضای گروهش میگذارد. به عقیدهی مدیران طرفدار این سبک، کلید موفقیت، پرورش یک تیم قوی و سپس واگذاری کارها به آنها است.
از معروفترین مدیران این سبک میتوان به اندرو ملون (Andrew Mellon) (رئیس سابق خزانهداری آمریکا)، رونالد ریگان (رئیس جمهور پیشین آمریکا) و وارن بافِت (مدیرعامل برکشایر هاتاوی) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای سبک مدیریتی «عدم مداخله»
•آزادی کامل کارکنان در تصمیمگیری
•از اعضای گروه انتظار میرود که مشکلات را خودشان رفع کنند
•با وجود واگذاری اختیار به پیروان، مدیر، مسئولیت تصمیمها و اقدامات آنها را به عهده میگیرد؛ امری که بسیار حیاتی است
🔸برای موفقیت در این سبک، لازم است مدیران به این موارد توجه کنند:
•بررسی عملکرد گروه
•به کارگیری افراد با تجربه و تحصیلات بالا
•تربیت اعضا مانند یک مبتکر باانگیزه
2️⃣-مدیریت دستوری
مدیران پیرو این سبک مدیریت، روش کار را توضیح میدهند و سپس نظارت میکنند تا افراد حتما به مقصود مورد نظر برسند. مدیران دستوری، علاقهمند هستند سریع به نتیجه برسند. آنها سعی میکنند با یادآوری عواقب منفی قصور در کار، به افراد انگیزه بدهند. این سبک مدیریتی میتواند برای محیطهای دارای شغلهای غیرتخصصی، جایی که نظارتِ بیشتر برای جلوگیری از ابهام لازم است، مناسب باشد.
از مدیران معروف طرفدار این سبک میتوان به جوزف استالین (رهبر پیشین اتحاد جماهیر شوروی)، استیو جابز و محمود احمدینژاد اشاره کرد.
🔸ویژگیهای سبک مدیریت دستوری:
•تعیین استانداردهای انجام کار و روشن کردن قوانین و دستورات برای زیردستان
•بررسی معیارها، زمان، نقش افراد، وظایف و مشخص کردن کارهای جنبی برای رسیدن به هدف
•دستور دادن موجب قطعیت و جلوگیری از اتلاف وقت میشود
🔸برای موفقیت در این سبک، لازم است رهبران به این موارد توجه کنند:
•سادهسازی مسیر به گونهای که زیردستان از مسیر حرکت آگاه باشند
•حذف محدودیتهایی که مانع رسیدن افراد به مقصد میشود
•افزایش پاداش در طول مسیر/ ادامه بحث در پست دوم
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام ، صبح برفی دوشنبه تان به خیر و نیکی باد!
🌼امروز را با لبخند شروع کنیم
🌼آدمها را مهمان کنید
🍃مهمان یک جرعه زندگی
🌺به یک دعای خیر
🌺به یک لبخند
🍃به یک دل خوش
🌸به یک احوالپرسی ساده و
🌸 بیقضاوت
🍃یک فنجان زندگی بیدغدغه
🌷آدمها را مهمان کنید
🌷مهمان مهربانیتان
🍃این مهمانی به زندگیتان برکت میدهد
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🔰@Competentmanagers
🌼امروز را با لبخند شروع کنیم
🌼آدمها را مهمان کنید
🍃مهمان یک جرعه زندگی
🌺به یک دعای خیر
🌺به یک لبخند
🍃به یک دل خوش
🌸به یک احوالپرسی ساده و
🌸 بیقضاوت
🍃یک فنجان زندگی بیدغدغه
🌷آدمها را مهمان کنید
🌷مهمان مهربانیتان
🍃این مهمانی به زندگیتان برکت میدهد
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🔰@Competentmanagers
🔰۵ سبک مدیریتی که همه مدیران باید بشناسند:
🔺بخش دوم:
3️⃣- مدیریت انگیزشی:
این سبک مدیریت به معنای مهارت تقویت افراد و دادن انگیزه به آنها است به گونهای وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهند. مدیران انگیزشی توجه ویژهای به خلق محیطی امن و قابل اعتماد دارند. بر اساس اصول پایهای مدیریت انگیزشی، مدیر باید اخلاقمدار باشد، ایدههایی روشن و روابطی قابلاتکا داشته باشد، کار گروهی را تشویق و انرژی مثبت را منتشر کند. به عنوان مدیر، وظیفهی شماست که موانعی را که موجب کاهش انگیزهی افراد میشوند، رفع کنید و از بعد روانشناختی چنان اثری روی افراد بگذارید که تا رسیدن به مقصد دست از تلاش برندارند.
از مدیران انگیزشی شناختهشده، می توان به آیزاک پرلموتر (Isaac Perlmutter) (مدیرعامل مارول انترتینمینت)، دَن هِس (Dan Hesse) (مدیرعامل اسپرینت کورپوریشن) و ریچارد تیرلینک (Richard Teerlink) (مدیرعامل پیشین هارلی دیویدسون) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر انگیزشی
• آمادگی، حضور همیشگی و تواناییهای اداراکی
• ایجاد و حفظ محیط کاری سازنده، متعهد و خلاق
• کارشناس در انتخاب واژهها برای سخن گفتن و نیز درک زبان بدن. با دقت گوش دادن بسیار مؤثر است.
🔸مدیر انگیزشی برای موفقیت باید نکات زیر را مد نظر قرار دهد:
• شنوندهای خوب و در حل مشکلات ماهر باشد
• بر مبنای تجربه و قابلیتها رهبری کند و نه بر اساس نام و مقام
• با سیاستمداری به تیمش انرژی ببخشد
4️⃣- مدیریت پیشرو:
مدیر پیشرو سرعت سازمان را تعیین میکند، مانند دوی دستهجمعی. او برای افراد، اهداف و چالشهای جذاب ایجاد میکند، انتظار بهترین را دارد و اغلب این را بیان میکند. او افرادی را که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی کرده و از آنها میخواهد بیشتر تلاش کنند. اگر لازم باشد خود وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در اختیار میگیرد. این رهبران تمایل چندانی به راهنمایی کردن نداشته و انتظار دارند افراد خود، مسیر درست را تشخیص دهند.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جک ولش (مدیر اجرایی مؤسسهی مدیریتی جک ولش)، ایلان ماسک (Elon Musk) (مدیرعامل تسلا) و جف بزوس (مدیرعامل آمازون) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر پیشرو
• استوار و القاگر فوریت
• خواهان انجام سریعتر کارها با ایجاد چالشهای دشوار و اهداف جذاب
• داشتن استاندارد بالای عملکرد و تحمل نکردن عملکرد ضعیف برای مدت طولانی
🔸مدیران پیشرو برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• شناسایی سریع افرادی که هماهنگ و مطابق با انتظارات پیش نمیروند
• به کارکنان، زیاد بازخورد مثبت ندهند
5️⃣- مدیریت پیونددهنده:
مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا میکند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند». هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است. اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیهی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایتگری شود.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جو تور (Joe Torre ) (مدیر پیشین تیم نیویورک یانکیز) و نلسون ماندلا اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر پیونددهنده:
• توانایی محول کردن کارها
• یافتن نکات مثبت در دشواریها که به کارکنان امید میدهد
🔸مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها
• ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا
🔺با تغییرات پیوستهی روشهای کاری و انتظارات نیروی کار جوان، وجود چنین رهبرانی بسیار ضروری است. اما جاذبهی دیگر سبکهای مدیریتی به هیچ روی از بین نرفته است. در این بازار غیرقابل پیشبینی، مدیران باید هشیارتر باشند و بتوانند خود را با سبکهای مختلف مدیریتی و متناسب با موقعیتهای مختلف وفق دهند.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🔺بخش دوم:
3️⃣- مدیریت انگیزشی:
این سبک مدیریت به معنای مهارت تقویت افراد و دادن انگیزه به آنها است به گونهای وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهند. مدیران انگیزشی توجه ویژهای به خلق محیطی امن و قابل اعتماد دارند. بر اساس اصول پایهای مدیریت انگیزشی، مدیر باید اخلاقمدار باشد، ایدههایی روشن و روابطی قابلاتکا داشته باشد، کار گروهی را تشویق و انرژی مثبت را منتشر کند. به عنوان مدیر، وظیفهی شماست که موانعی را که موجب کاهش انگیزهی افراد میشوند، رفع کنید و از بعد روانشناختی چنان اثری روی افراد بگذارید که تا رسیدن به مقصد دست از تلاش برندارند.
از مدیران انگیزشی شناختهشده، می توان به آیزاک پرلموتر (Isaac Perlmutter) (مدیرعامل مارول انترتینمینت)، دَن هِس (Dan Hesse) (مدیرعامل اسپرینت کورپوریشن) و ریچارد تیرلینک (Richard Teerlink) (مدیرعامل پیشین هارلی دیویدسون) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر انگیزشی
• آمادگی، حضور همیشگی و تواناییهای اداراکی
• ایجاد و حفظ محیط کاری سازنده، متعهد و خلاق
• کارشناس در انتخاب واژهها برای سخن گفتن و نیز درک زبان بدن. با دقت گوش دادن بسیار مؤثر است.
🔸مدیر انگیزشی برای موفقیت باید نکات زیر را مد نظر قرار دهد:
• شنوندهای خوب و در حل مشکلات ماهر باشد
• بر مبنای تجربه و قابلیتها رهبری کند و نه بر اساس نام و مقام
• با سیاستمداری به تیمش انرژی ببخشد
4️⃣- مدیریت پیشرو:
مدیر پیشرو سرعت سازمان را تعیین میکند، مانند دوی دستهجمعی. او برای افراد، اهداف و چالشهای جذاب ایجاد میکند، انتظار بهترین را دارد و اغلب این را بیان میکند. او افرادی را که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی کرده و از آنها میخواهد بیشتر تلاش کنند. اگر لازم باشد خود وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در اختیار میگیرد. این رهبران تمایل چندانی به راهنمایی کردن نداشته و انتظار دارند افراد خود، مسیر درست را تشخیص دهند.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جک ولش (مدیر اجرایی مؤسسهی مدیریتی جک ولش)، ایلان ماسک (Elon Musk) (مدیرعامل تسلا) و جف بزوس (مدیرعامل آمازون) اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر پیشرو
• استوار و القاگر فوریت
• خواهان انجام سریعتر کارها با ایجاد چالشهای دشوار و اهداف جذاب
• داشتن استاندارد بالای عملکرد و تحمل نکردن عملکرد ضعیف برای مدت طولانی
🔸مدیران پیشرو برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• شناسایی سریع افرادی که هماهنگ و مطابق با انتظارات پیش نمیروند
• به کارکنان، زیاد بازخورد مثبت ندهند
5️⃣- مدیریت پیونددهنده:
مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا میکند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند». هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است. اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیهی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایتگری شود.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جو تور (Joe Torre ) (مدیر پیشین تیم نیویورک یانکیز) و نلسون ماندلا اشاره کرد.
🔸ویژگیهای مدیر پیونددهنده:
• توانایی محول کردن کارها
• یافتن نکات مثبت در دشواریها که به کارکنان امید میدهد
🔸مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها
• ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا
🔺با تغییرات پیوستهی روشهای کاری و انتظارات نیروی کار جوان، وجود چنین رهبرانی بسیار ضروری است. اما جاذبهی دیگر سبکهای مدیریتی به هیچ روی از بین نرفته است. در این بازار غیرقابل پیشبینی، مدیران باید هشیارتر باشند و بتوانند خود را با سبکهای مختلف مدیریتی و متناسب با موقعیتهای مختلف وفق دهند.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✅ ۶ نکتهای که هر ایرانی لازم است به فرزندش بیاموزد.
🔹شش نکته ای که لازم دیدم به فرزندم بیاموزم و فکر می کنم هر ایرانی باید به فرزندش بیاموز
1⃣ نسل قبلی به ما گفتند درس بخوان تا برای خودت کسی شوی. این حرف اشتباه است. درس خواندنِ خالی، نه شعور میآورد و نه خوشبختی. این تجربه زندگی با تمام جوانب آن است که برایت شعور و خوشبختی می آورد.
◽️وقتی می گویم زندگی یعنی همه چیز: از آشپزی بگیر تا دوچرخه سواری، از بستن چشم ها برای گوش دادن به یک موسیقی تا فوتبال گل کوچیک. از کار کردن در خیریه کوچک محله تان تا پیگیری سخنرانی های سران جهان در مجمع جهانی گروه بیست. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی.
2⃣ در مدرسه این چیزها را به تو یاد نمیدهند: سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد عاطفی. هر سه این ها مهم اند. هر کدام را از منابع معتبر بیاموز.
◽️ریاضی را بیاموز نه با این هدف که پیچیده ترین معادلات را حل کنی بلکه برای آنکه بیاموزی چگونه از دانش ریاضی در تصمیم گیری های مالی ات استفاده کنی، وقتی وام می گیری، وقتی سرمایه گذاری می کنی و وقت بیمه عمر می خری اگر ریاضی بلد نباشی کلاهت پس معرکه است. خواندن ریاضی اگر منجر به افزایش سواد مالی در تو نشود، کم فایده است.
3⃣ تاریخ مهم تر از جغرافیاست. اکنون نرم افزارهای موقعیت یاب، راهیاب و نقشه های آنلاین فراهم شده اند، اگر جغرافیا ندانی، باز هم راهت را پیدا خواهی کرد اما تاریخ را هیچ نرم افزاری نمی تواند خلاصه کند.
◽️تاریخ را عمیق بخوان. تا آن اشتباهاتی که ما کردیم را تو انجام ندهی. اشتباهی که دوبار تکرار شود دیگر نامش اشتباه نیست، حماقت است.
4⃣ زبان انگلیسی، چینی و عربی به اندازه زبان فارسی اهمیت دارد. وقتی زبان فارسی بلدی، یعنی ۸۰ میلیون هم سخن عاطفی و هم کار تجاری داری، در جهان امروز این عدد می تواند به شدت گسترش پیدا کند. حلقه هم سخنان و هم کارانت را به بیش از ۸۰۰ میلیون گسترش بده. جهان فردا، جهان بدون مرز است.
5⃣ مهارت ارتباطات موثر را بیاموز. ۵۰% موفقیت به ارتباطات موثر، قانع و همراه کردن دیگران و تاثیرگذاری روی آنان است. باید بلد باشی خوب حرف بزنی، خوب ارایه کنی، خوب گزارش بنویسی و خوب متقاعد کنی. مذاکره و ارایه موثر را خوب یاد بگیر.
6⃣ مدرک مهم است اما اکنون زمان مهارت است. آن زمان که ما درس می خواندیم تعداد مدرک دارها کم بود. پس هر کسی ارشد و دکترا داشت مزیت داشت در زمان شما دیگر مدرک از مد می افتد کسانی باقی خواهند ماند که مهارت داشته باشند.
◽️تا ده سال آینده بسیاری از مشاغل از بین میروند و بسیاری مشاغل جدید خلق میشوند. رشتهای را بخوان و مهارتی را کسب کن که فقط به درد دنیای فعلی نمی خورد بلکه به درد دنیای آتی نیز میخورد. اگر رشته بدی انتخاب کنی مانند این است که تولید کننده بهترین چرتکه دنیا هستی، در جهانی که هیچکس از چرتکه استفاده نمیکند.🔵دکتر مجتبی لشکر بلوکی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌺@Competentmanagers
🔹شش نکته ای که لازم دیدم به فرزندم بیاموزم و فکر می کنم هر ایرانی باید به فرزندش بیاموز
1⃣ نسل قبلی به ما گفتند درس بخوان تا برای خودت کسی شوی. این حرف اشتباه است. درس خواندنِ خالی، نه شعور میآورد و نه خوشبختی. این تجربه زندگی با تمام جوانب آن است که برایت شعور و خوشبختی می آورد.
◽️وقتی می گویم زندگی یعنی همه چیز: از آشپزی بگیر تا دوچرخه سواری، از بستن چشم ها برای گوش دادن به یک موسیقی تا فوتبال گل کوچیک. از کار کردن در خیریه کوچک محله تان تا پیگیری سخنرانی های سران جهان در مجمع جهانی گروه بیست. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی.
2⃣ در مدرسه این چیزها را به تو یاد نمیدهند: سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد عاطفی. هر سه این ها مهم اند. هر کدام را از منابع معتبر بیاموز.
◽️ریاضی را بیاموز نه با این هدف که پیچیده ترین معادلات را حل کنی بلکه برای آنکه بیاموزی چگونه از دانش ریاضی در تصمیم گیری های مالی ات استفاده کنی، وقتی وام می گیری، وقتی سرمایه گذاری می کنی و وقت بیمه عمر می خری اگر ریاضی بلد نباشی کلاهت پس معرکه است. خواندن ریاضی اگر منجر به افزایش سواد مالی در تو نشود، کم فایده است.
3⃣ تاریخ مهم تر از جغرافیاست. اکنون نرم افزارهای موقعیت یاب، راهیاب و نقشه های آنلاین فراهم شده اند، اگر جغرافیا ندانی، باز هم راهت را پیدا خواهی کرد اما تاریخ را هیچ نرم افزاری نمی تواند خلاصه کند.
◽️تاریخ را عمیق بخوان. تا آن اشتباهاتی که ما کردیم را تو انجام ندهی. اشتباهی که دوبار تکرار شود دیگر نامش اشتباه نیست، حماقت است.
4⃣ زبان انگلیسی، چینی و عربی به اندازه زبان فارسی اهمیت دارد. وقتی زبان فارسی بلدی، یعنی ۸۰ میلیون هم سخن عاطفی و هم کار تجاری داری، در جهان امروز این عدد می تواند به شدت گسترش پیدا کند. حلقه هم سخنان و هم کارانت را به بیش از ۸۰۰ میلیون گسترش بده. جهان فردا، جهان بدون مرز است.
5⃣ مهارت ارتباطات موثر را بیاموز. ۵۰% موفقیت به ارتباطات موثر، قانع و همراه کردن دیگران و تاثیرگذاری روی آنان است. باید بلد باشی خوب حرف بزنی، خوب ارایه کنی، خوب گزارش بنویسی و خوب متقاعد کنی. مذاکره و ارایه موثر را خوب یاد بگیر.
6⃣ مدرک مهم است اما اکنون زمان مهارت است. آن زمان که ما درس می خواندیم تعداد مدرک دارها کم بود. پس هر کسی ارشد و دکترا داشت مزیت داشت در زمان شما دیگر مدرک از مد می افتد کسانی باقی خواهند ماند که مهارت داشته باشند.
◽️تا ده سال آینده بسیاری از مشاغل از بین میروند و بسیاری مشاغل جدید خلق میشوند. رشتهای را بخوان و مهارتی را کسب کن که فقط به درد دنیای فعلی نمی خورد بلکه به درد دنیای آتی نیز میخورد. اگر رشته بدی انتخاب کنی مانند این است که تولید کننده بهترین چرتکه دنیا هستی، در جهانی که هیچکس از چرتکه استفاده نمیکند.🔵دکتر مجتبی لشکر بلوکی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌺@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
💢دایره شایستگی!
🔹عبارت جالب دایره شایستگی توسط وارن بافت خلق شده است. شما نیاز دارید برای پیشبرد اهدافتان در زندگی کاری و شغلی به دایره شایستگی خود توجه لازم مبذول داشته باشید. اگر شما سه دایره ترسیم کنید و توانایی های خود را درون این سه دایره بنویسید بطوری که هر سه دایره همدیگر را پوشش دهند.
🔹مرکز این سه دایره ، دایره شایستگی شماست. داخل این دایره توانایی هایی هستند که شامل مهارت های اصلی شما بوده و شما در آنها مهارت های زیادی دارید. اما بیرون از آن دایره مهارت هایی هستند که فقط بخشی از آن را متوجه می شوید یا اصلا چیزی از آن را نمی دانید
🔹شعار وارن بافت در زندگی این است:
دایره شایستگیتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. اندازه این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.
🔹تام واتسون، موسس شرکت آی بی ام ، در مورد خودش میگوید: من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه میدارم.
🔹چارلی مانگر شریک وارن بافت می گوید : هر یک از شما باید استعداد های خودش را بشناسد. باید از نقاط قوت خودتان استفاده کنید. اگر در زمینه ای تلاش کنید که در آن بدترین هستید، مطمئننا شرایط شغلی افتضاحی خواهید داشت. و بالعکس اگر در شغلی که در دایره شایستگی شما قرار دارد فعالیت کنید نتایج خیره کننده ای بدست خواهید آورد. تقریبا میتوانم در این مورد تضمین بدهم. با تمام قوا سعی کنید زندگی تان را بر همین اساس جلو ببرید.
🔺تمرکز افراطی بر دایره شایستگی تان ، مزایایی بیش از منفعت مالی برای شما بدنبال خواهد داشت. مسائل احساسی هم به همان اندازه اهمیت دارد. احساس ارزشمند استادی به شما دست می دهد و کارآیی تان بالاتر خواهد رفت . دیگر لازم نیست که هربار درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت جدید تصمیم گیری کنید.
🔸اگر این دایره به وضوح ترسیم شده باشد ، در برابر درخواست های نامناسب اما وسوسه کننده به راحتی مقاومت می کنید. وسوسه های قدرتمندی هم برای گسترده کردن دایره شایستگی وجود دارد. وقتی شما موفق هستید این وسوسه ها بیشتر است. در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید.
مهارت ها از یک حوزه به حوزه دیگر منتقل نمی شوند.مهارت ها صرفا متعلق به یک حوزه هستند. یک استاد شطرنج لزوما نمی تواند یک استراتژیست برجسته اقتصادی باشد.
🔷چطور دایره شایستگی ایجاد کنیم؟
این کار مستلزم زمان است ، زمانی زیاد. دبی میلمن طراح موفق آمریکایی در این خصوص به یک قانون پایبند است : برای آموختن هر چیز ارزشمندی ، زمان زیادی باید صرف کنید.
🔹تمرکز روی دایره شایستگیتان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم بهدنبال خواهد داشت. احساس ارزشمند استادی، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و همچنین دردسرهای تصمیمگیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد.
🔹در دایره شایستگی است که صرفهجویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید. در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه میشوید. بهعلاوه ریسکپذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و میتوانید پیشبینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد.
📍نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه ضعفهایتان سرزنش نکنید. اینکه در چند حوزه متوسط یا زیر متوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد. مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایدهآل بهترین باشید.
بهمحض رسیدن به این مهم، سنگبنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت. هرساعتی که روی دایره شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد.
📚 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔹عبارت جالب دایره شایستگی توسط وارن بافت خلق شده است. شما نیاز دارید برای پیشبرد اهدافتان در زندگی کاری و شغلی به دایره شایستگی خود توجه لازم مبذول داشته باشید. اگر شما سه دایره ترسیم کنید و توانایی های خود را درون این سه دایره بنویسید بطوری که هر سه دایره همدیگر را پوشش دهند.
🔹مرکز این سه دایره ، دایره شایستگی شماست. داخل این دایره توانایی هایی هستند که شامل مهارت های اصلی شما بوده و شما در آنها مهارت های زیادی دارید. اما بیرون از آن دایره مهارت هایی هستند که فقط بخشی از آن را متوجه می شوید یا اصلا چیزی از آن را نمی دانید
🔹شعار وارن بافت در زندگی این است:
دایره شایستگیتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. اندازه این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.
🔹تام واتسون، موسس شرکت آی بی ام ، در مورد خودش میگوید: من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه میدارم.
🔹چارلی مانگر شریک وارن بافت می گوید : هر یک از شما باید استعداد های خودش را بشناسد. باید از نقاط قوت خودتان استفاده کنید. اگر در زمینه ای تلاش کنید که در آن بدترین هستید، مطمئننا شرایط شغلی افتضاحی خواهید داشت. و بالعکس اگر در شغلی که در دایره شایستگی شما قرار دارد فعالیت کنید نتایج خیره کننده ای بدست خواهید آورد. تقریبا میتوانم در این مورد تضمین بدهم. با تمام قوا سعی کنید زندگی تان را بر همین اساس جلو ببرید.
🔺تمرکز افراطی بر دایره شایستگی تان ، مزایایی بیش از منفعت مالی برای شما بدنبال خواهد داشت. مسائل احساسی هم به همان اندازه اهمیت دارد. احساس ارزشمند استادی به شما دست می دهد و کارآیی تان بالاتر خواهد رفت . دیگر لازم نیست که هربار درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت جدید تصمیم گیری کنید.
🔸اگر این دایره به وضوح ترسیم شده باشد ، در برابر درخواست های نامناسب اما وسوسه کننده به راحتی مقاومت می کنید. وسوسه های قدرتمندی هم برای گسترده کردن دایره شایستگی وجود دارد. وقتی شما موفق هستید این وسوسه ها بیشتر است. در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید.
مهارت ها از یک حوزه به حوزه دیگر منتقل نمی شوند.مهارت ها صرفا متعلق به یک حوزه هستند. یک استاد شطرنج لزوما نمی تواند یک استراتژیست برجسته اقتصادی باشد.
🔷چطور دایره شایستگی ایجاد کنیم؟
این کار مستلزم زمان است ، زمانی زیاد. دبی میلمن طراح موفق آمریکایی در این خصوص به یک قانون پایبند است : برای آموختن هر چیز ارزشمندی ، زمان زیادی باید صرف کنید.
🔹تمرکز روی دایره شایستگیتان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم بهدنبال خواهد داشت. احساس ارزشمند استادی، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و همچنین دردسرهای تصمیمگیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد.
🔹در دایره شایستگی است که صرفهجویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید. در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه میشوید. بهعلاوه ریسکپذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و میتوانید پیشبینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد.
📍نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه ضعفهایتان سرزنش نکنید. اینکه در چند حوزه متوسط یا زیر متوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد. مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایدهآل بهترین باشید.
بهمحض رسیدن به این مهم، سنگبنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت. هرساعتی که روی دایره شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد.
📚 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰اجازه بدهیم کارکنان حرف بزنند.
کارکنان حرف های زیادی برای گفتن دارند اما نمی گویند. حرف زدنِ رو به بالا (up ward voice) موضوعی مهم در فرهنگ سازمانی است.
بعضی مدیران، سکوت کارکنان را بیشتر از صدای آنها دوست دارند. وقتی کارکنان با ما صحبت نمی کنند به این معنی است که امید و تمایل خود را برای تغییر دادن شرایط و بهبود بخشیدن به اوضاع از دست داده اند.
صحبت کردن در مورد سازمان و مسائل آن، پیشنهاد دادن برای حل و فصل مسائل سازمان، سوال کردن در مورد آینده سازمان و نگران بودن در مورد سرنوشت سازمان یکی از نشانه های دلبستگی کارکنان به کار و سازمان است.
دو عامل مهم است که روی تصمیم کارکنان برای انتخاب بین صحبت کردن یا سکوت کردن موثر است:
1⃣. آیا گفتن من منجر به نتیجه مطلوب می شود؟ آیا احتمال پذیرش آنچه می گویم وجود دارد؟
2⃣. آیا گفتن من خطری برایم ایجاد نمی کند؟ آیا رئیسم با شنیدن آنچه می گویم خشمگین نمی شود؟
علاوه بر این دو عامل اصلی عوامل زیر هم اثرگذار هستند:
برون گرائی، وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری کارمند، رضایت شغلی کارمند وحمایت های سازمانی از او، وجود یا عدم وجود احساساتی مثل خشم، یاس، صمیمیت، امنیت و ...
مافوقی که تحول گرا و اخلاق مدار است و فکر باز و پذیرا دارد.
فضای سالم گفت و گو در سازمان و وجود فرصت های رسمی و غیر رسمی مناسب برای گفت و گو فضا را سالم کنیم. ترس را از فضای سازمان دور کنیم. از صحبتهای کارکنان حتی وقتی کمی تلخ است استقبال کنیم و از سکوت آنها که نشانه قطع امید آنهاست بترسیم!
✍️ دکتر بهزاد ابوالعلائی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌺@Competentmanagers
کارکنان حرف های زیادی برای گفتن دارند اما نمی گویند. حرف زدنِ رو به بالا (up ward voice) موضوعی مهم در فرهنگ سازمانی است.
بعضی مدیران، سکوت کارکنان را بیشتر از صدای آنها دوست دارند. وقتی کارکنان با ما صحبت نمی کنند به این معنی است که امید و تمایل خود را برای تغییر دادن شرایط و بهبود بخشیدن به اوضاع از دست داده اند.
صحبت کردن در مورد سازمان و مسائل آن، پیشنهاد دادن برای حل و فصل مسائل سازمان، سوال کردن در مورد آینده سازمان و نگران بودن در مورد سرنوشت سازمان یکی از نشانه های دلبستگی کارکنان به کار و سازمان است.
دو عامل مهم است که روی تصمیم کارکنان برای انتخاب بین صحبت کردن یا سکوت کردن موثر است:
1⃣. آیا گفتن من منجر به نتیجه مطلوب می شود؟ آیا احتمال پذیرش آنچه می گویم وجود دارد؟
2⃣. آیا گفتن من خطری برایم ایجاد نمی کند؟ آیا رئیسم با شنیدن آنچه می گویم خشمگین نمی شود؟
علاوه بر این دو عامل اصلی عوامل زیر هم اثرگذار هستند:
برون گرائی، وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری کارمند، رضایت شغلی کارمند وحمایت های سازمانی از او، وجود یا عدم وجود احساساتی مثل خشم، یاس، صمیمیت، امنیت و ...
مافوقی که تحول گرا و اخلاق مدار است و فکر باز و پذیرا دارد.
فضای سالم گفت و گو در سازمان و وجود فرصت های رسمی و غیر رسمی مناسب برای گفت و گو فضا را سالم کنیم. ترس را از فضای سازمان دور کنیم. از صحبتهای کارکنان حتی وقتی کمی تلخ است استقبال کنیم و از سکوت آنها که نشانه قطع امید آنهاست بترسیم!
✍️ دکتر بهزاد ابوالعلائی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌺@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹 جامعه بدون گفت و گو!
🔺کلیپپیوست نمایی واضح هر چند زننده از جامعه ای است که در آن فعالان سیاسی می کوشند تا با جنگ حنجره با حنجره رقیب خود را از عرصه عمومی خارج سازد. شبکه های اجتماعی هم از همان ابتدا شاهد شکل گیری چنین پدیده ای بودند؛ گفتاری یا نوشتاری!
🔺 شاید بتوان گفت که اکنون در همه زنجیره های مردم، روشنفکران و حکومت با نارسایی های قابل توجهی در عرصه گفتن و شنیدن مواجهیم.
🔺ما شهروندان عادی که فاقد مهارت گفت و گوی سازنده با یکدیگریم، روشنفکران سرزمین مان هم برخلاف کشورهای توسعه یافته به جای دیالوگ با یکدیگر به مونولوگ با هواداران سوت و کف زن خود مشغولند. حکومت هم که دچار ناشنوایی سیستماتیک شده و صدای مردم و روشنفکران را نمی شنود.
🔺مجموعه اینها البته وضعیت ناگواری را برای امروز ما رقم زده است؛ جامعه ای سرشار از خشم، بی تابی و درماندگی، بدون شکیبایی لازم برای شنیدن سخنان دیگران!
🔺جامعه ای سیاست زده که هر حرفی را پیشاپیش ذیل جناح گرایی تعریف کرده و گوش های خود را برای شنیدن صدای مخالفان می بندد! /دکتر مهران صولتی
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanager
🔺کلیپپیوست نمایی واضح هر چند زننده از جامعه ای است که در آن فعالان سیاسی می کوشند تا با جنگ حنجره با حنجره رقیب خود را از عرصه عمومی خارج سازد. شبکه های اجتماعی هم از همان ابتدا شاهد شکل گیری چنین پدیده ای بودند؛ گفتاری یا نوشتاری!
🔺 شاید بتوان گفت که اکنون در همه زنجیره های مردم، روشنفکران و حکومت با نارسایی های قابل توجهی در عرصه گفتن و شنیدن مواجهیم.
🔺ما شهروندان عادی که فاقد مهارت گفت و گوی سازنده با یکدیگریم، روشنفکران سرزمین مان هم برخلاف کشورهای توسعه یافته به جای دیالوگ با یکدیگر به مونولوگ با هواداران سوت و کف زن خود مشغولند. حکومت هم که دچار ناشنوایی سیستماتیک شده و صدای مردم و روشنفکران را نمی شنود.
🔺مجموعه اینها البته وضعیت ناگواری را برای امروز ما رقم زده است؛ جامعه ای سرشار از خشم، بی تابی و درماندگی، بدون شکیبایی لازم برای شنیدن سخنان دیگران!
🔺جامعه ای سیاست زده که هر حرفی را پیشاپیش ذیل جناح گرایی تعریف کرده و گوش های خود را برای شنیدن صدای مخالفان می بندد! /دکتر مهران صولتی
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanager
Forwarded from اتچ بات
⭕️ امیرکبیر چگونه در ظرف سه سال آنهمه تغییرات در ایران عهد قاجار ایجاد نمود؟
⭕️ رویای امیرکبیر بودن:
چگونه آشپززادهای که تا اوائل دولت پهلوی نزد ایرانیان شناخته شده نبود اصلاح گری شد که تا به امروز اکثر سیاستمداران ایرانی ارزوی این دارند که در کسوت امیر درآیند! کودک آشپزی که ابتدا در نامههای قائممقام فراهانی ناماش مشاهده میشود؛ وقتی از هوش و ذکاوتاش مینویسد، وقتی در طعنه به برادرش، از میرزاتقی (که هنوز نه امیر شده بود و نه کبیر) مثال میزند و وقتی در نامهای پیشبینی میکند که «صبح دولتاش» خواهد دمید و او قانونگذار خواهد شد!
⭕️ ویژگیهای ۳گانه
افزون بر ویژگی های دینی، منش رفتاری و ویژگی های اخلاقی امیر کبیر،
«فریدون آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» به ۳گانهای از ویژگیهای امیر اشاره دارد، که ترکیب این ۳ نقطه تمایز او از دیگر سیاستمداران ایرانی است. به زعم آدمیت، امیرکبیر برای نوسازی ایران ۳ نسخه تجویز میکند و این ۳ باید با هم حضور داشته باشند؛ و در مورد امیرکبیر این موارد وجود داشتند (متنها از فریدون آدمیت است):
1️⃣ نوآوری: «نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید»
2️⃣ ملیگرایی: «پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی»
3️⃣ اخلاقگرایی و بهبود حکمرانی: «اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی»
تقریبا در هر سیاستمدار ایرانی، یکی از پایههای این ۳گانه مفقود بوده است. امیرکبیر یگانه سیاستمداری بود که توانست هر ۳ را با هم پیش ببرد.
⭕️ نمادهای ۳گانه
امیرکبیر در مدت کوتاه صدارتش روزنامهای را پایهگذاری کرد که شماره ۴۹ آن خبررسان مرگ امیر بود! روزنامه وقایع اتفاقیه روزنامهای بود که نه تنها عموم مردم میخواندند؛ بلکه برای هر کارمند دولتی که درآمد بیش از ۲۰۰ تومان داشت، اشتراک آن اجباری بود. همانطور که افتتاحیه مدرسه دارالفنون تقریبا همزمان شد با مرگ او، هرچند نسل سیاستمداران و روشنفکران ایرانی را شکل داد، همانهایی که مشروطهخواهی ایران را ساختند!
هم مدرسه و هم روزنامه برآمده از همان ۳ ویژگی امیر کبیر بود: هر دو نوآوریهایی ویژه در ایران آن روز بودند؛ و به دلیل همین نوآور بودن مورد طعن و لعن محافظهکاران قرار داشت.
هر دو ابزارهای بهبود حکمرانی و ارتقاء اخلاق مدنی بودند. اصلیترین هدف مدرسه و روزنامه ارتقاء نظام حکمرانان و چارچوب فکری ایرانیان بود.
و البته هر دو ابزارهایی ملیگرایانه که نه تنها پیشنیاز استقلال (و به دور از شعارزدگی) بود؛ بلکه ابزار هویتسازی ملی نیز بود. هویتی که ابزارهای خود را نیاز داشت.
و البته هر دو همان بهانههایی بودند که برای قتل امیر به دست دشمنان محافظهکار، وابسته و فاسد کافی بود.
☑️ نتیجه راهبردی
اما ویژگیهای متعدد او باعث شده که کمتر دیده شود. اینکه سیاست را پله پله آموخت، اینکه چگونه جهان خارج از کشور بر ذهناش تاثیرات جدی گذاشت؛ و توسعه تبدیل به دغدغهاش شد. این که چطور مذاکرات بلندمدت کشور را برای ۴ سال راهبری کرد، علیرغم همه کارشکنیهای داخلی و خارجی. این که چطور او در مدت تنها ۳ سال صدارت این همه تغییر را برای کشور رقم زد!
هر ۳ ویژگی نوع خاصی از دشمنان امیر را شکل میداد:
1⃣ محافظهکاران و سنتگرایانی که با نوآوری مخالف بودند.
2⃣ وابستگان به کشورهای قدرتمند آن زمان
3⃣ گروههای فاسدی که نظام حکمرانی را ناکارآمد کرده بودند.
امیرکبیر هنوز میتواند نماد سیاستمدار ایرانی باشد؛ سیاستمداری که باید برخوردار از ۳ ویژگی نوآوری، ملیگرایی و اصلاحگر نظام حکمرانی باشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
⭕️ رویای امیرکبیر بودن:
چگونه آشپززادهای که تا اوائل دولت پهلوی نزد ایرانیان شناخته شده نبود اصلاح گری شد که تا به امروز اکثر سیاستمداران ایرانی ارزوی این دارند که در کسوت امیر درآیند! کودک آشپزی که ابتدا در نامههای قائممقام فراهانی ناماش مشاهده میشود؛ وقتی از هوش و ذکاوتاش مینویسد، وقتی در طعنه به برادرش، از میرزاتقی (که هنوز نه امیر شده بود و نه کبیر) مثال میزند و وقتی در نامهای پیشبینی میکند که «صبح دولتاش» خواهد دمید و او قانونگذار خواهد شد!
⭕️ ویژگیهای ۳گانه
افزون بر ویژگی های دینی، منش رفتاری و ویژگی های اخلاقی امیر کبیر،
«فریدون آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» به ۳گانهای از ویژگیهای امیر اشاره دارد، که ترکیب این ۳ نقطه تمایز او از دیگر سیاستمداران ایرانی است. به زعم آدمیت، امیرکبیر برای نوسازی ایران ۳ نسخه تجویز میکند و این ۳ باید با هم حضور داشته باشند؛ و در مورد امیرکبیر این موارد وجود داشتند (متنها از فریدون آدمیت است):
1️⃣ نوآوری: «نوآوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید»
2️⃣ ملیگرایی: «پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی»
3️⃣ اخلاقگرایی و بهبود حکمرانی: «اصلاحات سیاسی مملکتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی»
تقریبا در هر سیاستمدار ایرانی، یکی از پایههای این ۳گانه مفقود بوده است. امیرکبیر یگانه سیاستمداری بود که توانست هر ۳ را با هم پیش ببرد.
⭕️ نمادهای ۳گانه
امیرکبیر در مدت کوتاه صدارتش روزنامهای را پایهگذاری کرد که شماره ۴۹ آن خبررسان مرگ امیر بود! روزنامه وقایع اتفاقیه روزنامهای بود که نه تنها عموم مردم میخواندند؛ بلکه برای هر کارمند دولتی که درآمد بیش از ۲۰۰ تومان داشت، اشتراک آن اجباری بود. همانطور که افتتاحیه مدرسه دارالفنون تقریبا همزمان شد با مرگ او، هرچند نسل سیاستمداران و روشنفکران ایرانی را شکل داد، همانهایی که مشروطهخواهی ایران را ساختند!
هم مدرسه و هم روزنامه برآمده از همان ۳ ویژگی امیر کبیر بود: هر دو نوآوریهایی ویژه در ایران آن روز بودند؛ و به دلیل همین نوآور بودن مورد طعن و لعن محافظهکاران قرار داشت.
هر دو ابزارهای بهبود حکمرانی و ارتقاء اخلاق مدنی بودند. اصلیترین هدف مدرسه و روزنامه ارتقاء نظام حکمرانان و چارچوب فکری ایرانیان بود.
و البته هر دو ابزارهایی ملیگرایانه که نه تنها پیشنیاز استقلال (و به دور از شعارزدگی) بود؛ بلکه ابزار هویتسازی ملی نیز بود. هویتی که ابزارهای خود را نیاز داشت.
و البته هر دو همان بهانههایی بودند که برای قتل امیر به دست دشمنان محافظهکار، وابسته و فاسد کافی بود.
☑️ نتیجه راهبردی
اما ویژگیهای متعدد او باعث شده که کمتر دیده شود. اینکه سیاست را پله پله آموخت، اینکه چگونه جهان خارج از کشور بر ذهناش تاثیرات جدی گذاشت؛ و توسعه تبدیل به دغدغهاش شد. این که چطور مذاکرات بلندمدت کشور را برای ۴ سال راهبری کرد، علیرغم همه کارشکنیهای داخلی و خارجی. این که چطور او در مدت تنها ۳ سال صدارت این همه تغییر را برای کشور رقم زد!
هر ۳ ویژگی نوع خاصی از دشمنان امیر را شکل میداد:
1⃣ محافظهکاران و سنتگرایانی که با نوآوری مخالف بودند.
2⃣ وابستگان به کشورهای قدرتمند آن زمان
3⃣ گروههای فاسدی که نظام حکمرانی را ناکارآمد کرده بودند.
امیرکبیر هنوز میتواند نماد سیاستمدار ایرانی باشد؛ سیاستمداری که باید برخوردار از ۳ ویژگی نوآوری، ملیگرایی و اصلاحگر نظام حکمرانی باشد.
🌺 با مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎