(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
✅ علت ضعف تحقیقات علوم انسانی در ایران چیست ؟

✍️مصطفی ملکیان

1️⃣ وقتی محقق بداند عملاً تحقیقاتش مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، هم انگیزه كارِ خوب را از دست می‌دهد و هم در نظرش چنین می‌آید كه می‌تواند كار خودش را با تقلب به پیش ببرد. من كمتر دیده‌ام كه به یك تحقیق علوم‌انسانی در كشور ما ترتیب اثر علمی داده شود و نتیجه‌ی تحقیقات در علوم‌انسانی به جد گرفته شود. البته در میان علوم‌انسانی، اقتصاد یك استثناست و اگر از آن بگذریم در سایر علوم شما هر قدر هم تحقیق‌تان عمیق باشد، باز كسی در مقام عمل به آن ترتیب اثر نمی‌دهد.

2️⃣ علوم‌انسانی به طور یكنواخت وارد ایران نشده است و به صورت گزینشی و كاریكاتوری وارد ایران شده، در حالی كه علوم‌انسانی در كشوری رشد می‌كند كه همه اجزایش متوازن پیش برود. برخی از رشته‌های علوم‌انسانی در كشور ما قوی‌تر و برخی هم به صورت بسیار بسیار فاحش، ضعیف‌تر است. به هر حال باید توجه داشت كه علوم‌انسانی، علومی هستند كه وابستگی‌شان به علوم دیگرِ انسانی، بیشتر از علوم فنی مهندسی نسبت به یكدیگر است.

3️⃣ علوم‌انسانی تنها علومی‌اند كه تجسد تكنولوژیك ندارند، در نتیجه تفاوت میان قوی و ضعیف و میان شیاد و راست‌كار در این علوم معلوم نخواهد بود. در حالی كه مثلاً اگر من در علوم فنی و مهندسی شیادی بورزم، پلی می‌سازم كه با اولین كامیونی كه از روی آن رد می‌شود سقوط خواهد كرد و معلوم می‌شود كه من دانش فنی و مهندسی لازم را نداشته‌ام. یا اگر پزشك شیادی باشم از هر 20 عمل جراحی كه انجام می‌دهم، 19 تای آن ناموفق از آب در می‌آید و همه می‌فهمند كه من پزشكی هستم كه یا شیادم یا آن قدر كه ادعا می‌كنم معلومات پزشكی ندارم./سخنرانی علل عقب ماندگی ایرانیان ازعلوم انسانی

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔷@Competentmanagers
🔰چرا نمی‌توانیم درست تصمیم بگیریم؟

بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل می‌شویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ می‌دهد را معرفی می‌کنیم. دلایلی که با مرور آن‌ها به طور قطع متوجه می‌شوید بارها دچار چنین موضوعی شده‌اید و نفهمیده‌اید.

1⃣-اصل عدم قطعیت

فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقه‌ای توریستی و جذاب مطلع می‌شوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عده‌ای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفته‌است. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.

به دسته اول دانشجوها گفته می‌شود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری می‌کنند. این خریداری مسلما با انگیزه‌ای شادی و جشن خواهد بود.

به دسته دوم گفته می‌شود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز می‌خرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.

به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمی‌شود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.

یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدم‌ها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمی‌دانند بلیط را نمی‌خرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیم‌گیری می‌شویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر می‌شوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجه‌ای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آن‌ها هیچ تاثیری بر تصمیم‌گیری ندارند، روی تصمیم‌گیری شما تاثیر بگذارند.

2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!

شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه می‌شوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و می‌توانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی می‌کنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:

شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و می‌توانید بروید. متوجه می‌شوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده می‌کنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق می‌افتد. خیلی وقت‌ها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاق‌آور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچ‌کدام از آن‌ها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینه‌ها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.

این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیم‌گیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیم‌گیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامه‌ریزی برای انجام انتخاب‌های صورت گرفته و اهداف تعیین شده می‌رسد. آیا در مرحله برنامه‌ریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه می‌دانیم.

@Competentmanagers
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟

علی‌رغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفته‌ترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان می‌کنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همه‌ی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیم‌های بزرگی که زندگی‌مان را تغییر می‌دهند، مانند اینکه در چه رشته‌­ای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم

در ساده‌ترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گسترده‌تر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راه‌حل‌های ممکنِ یک مسئله می‌شود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود

🔷روش تصمیم گیری صحیح

تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!

 بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.

🔷از بیرون نگاه کنید

مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.

نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید. 

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:

1- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

3- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

6- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

7- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

10- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

11- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

12- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و ... توجّه نماییم.

13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

14- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

15- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

🔸با مدیران شایسته همراه باشید

♦️@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ✍️ محمد توسلی


🖊 چرا ایران را دوست دارم؟


📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر این که در سرزمین ایران به دنیا آمده ام و از تمامی سرمایه های فرهنگی و اجتماعی آن بهره گرفته ام و شخصیت من ساخته شده است و خود را مدیون این مواهب می دانم و بهمین علت ایستاده ام تا به نوبه خود به ایران و ایرانیان خدمت کنم،

📌 ایران را دوست دارم؛ به خاطر سرمایه های دیرین تاریخی و فرهنگی این سرزمین که نقش بزرگی در توسعه دانش بشری داشته است؛ شخصیت هایی چون ابن سینا، فخر رازی و ...

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر سرمایه های انسانی چون فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ، شهریار و ... با ادبیات فاخر خود فرهنگ ایران زمین را غنا بخشیدند و آن را ماندگار ساختند.

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر جامعه متکثر ایران که پیروان همه ادیان و اقوام مختلف با عقاید و فرهنگ های بومی متفاوت همواره با مدارا و احترام متقابل در راستای پیوندهای تاریخی ایرانی بودن با تساهل همزیستی مسالمت آمیز داشته اند. نماد تاریخی این همزیستی را در بافت شهری و سلوک اهالی شهر یزد به وضوح می توان مشاهده کرد که پیروان ادیان مختلف چگونه در کنار هم همواره زندگی مسالمت آمیز داشته اند.

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر نقشی که فرهیختگان ایرانی در دریافت آموزه های اسلامی و غنا بخشیدن به آن ها داشته و با معرفی زمینه های شرک، استبداد و پیرایه ها و خرافات مذهبی، بر معارف توحیدی و عرفانی و آزادی و اختیار انسان و بازگشت به سرچشمه ذلال وحی یعنی «قرآن» تاکید داشته اند.

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر این که همه سرمایه های اجتماعی ایران از جمله معارف اسلامی را در مرحله اول برای توسعه و تعالی ایران و ایرانیان خواسته ایم تا در همه عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بتوانیم برای سایر ملل الگو و تاثیر گذار باشیم.

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر سرمایه های انسانی و پیشگامانی که در طول تاریخ از جمله در دو قرن اخیر، از انقلاب مشروطه، نهضت ملی ایران و انقلاب اسلامی ۵۷، پرچم آگاهی بخشی را در جامعه ما بر دوش گرفته اند و زمینه های توسعه فرهنگی، اجتماعی و ... را فراهم کرده و راهبردها را برای جامعه امروز ما فراهم ساخته اند؛ شخصیت هایی چون امیر کبیر، آخوند خراسانی، حسن مدرس، محمد مصدق، مهدی بازرگان و ...

📌ایران را دوست دارم؛ اما هرگز نمی گویم هنر نزد ایرانیان است و بس. ایران دوستی ما نباید ملازم با تعصب نژادی باشد بلکه باید مبتنی بر قبول نواقص و معایب خود و احترام به فضائل و ارزش های دیگران باشد. ما باید از یک سو نسبت به ارزش ها و حیثیت و استقلال و تعالی کشورمان ایران همواره پافشاری کنیم و از سوی دیگر مخالف ارتباط و تعامل با سایر ملل و زندگی در جهانی که روز به روز پیوند ها و احتیاجات متقابله شدیدتر می شود، نباشیم.

📌ایران را دوست دارم؛ به خاطر این که ایرانیان عموما از آنچنان آگاهی برخوردارند، به رغم شرایط بحرانی در کشور، وقتی پای مصالح و منافع ملی و تمامیت ارضی ایران در میان باشد، شرایط سخت و دشوار را با آگاهی تحمل می کنند؛ اما آب به آسیاب بیگانگان نمی ریزند.

📌در پایان، ایران را باید دوست داشته باشیم؛ و کوشش کنیم بر اساس گفته مشهور: «حب الوطن من الایمان»، همواره با توکل به خداوند متعال و امید به آینده، به وظایف دینی و ملی خود عمل کنیم./منبع: ویژه نامه روزنامه ایران

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌸@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰۲۲ بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر همه ملت ایران گرامی و خجسته باد.

🔺متن و آهنگ خون دلها خورده ایم

♻️محمد نوری

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم
—
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم -

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌸@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام ، صبح به خیر !

🌼امروز را با لبخند شروع کنیم
🌼آدم‌ها را مهمان کنید
🍃مهمان یک جرعه زندگی
🌺به یک دعای خیر
🌺به یک لبخند
🍃به یک دل خوش
🌸به یک احوالپرسی ساده و
🌸 بی‌قضاوت
🍃یک فنجان زندگی بی‌دغدغه
🌷آدم‌ها را مهمان کنید
🌷مهمان مهربانی‌تان
🍃این مهمانی به زندگیتان برکت می‌دهد

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید .

🔰@Competentmanagers
🔰10 قانون کلي آنتونی رابینز:

1⃣قانون يکم:
به شما جسمي داده شده. چه جسمتان را دوست داشته يا از آن متنفر باشيد. بايد بدانيد که در طول زندگی در دنيای خاکی با شماست.

2⃣قانون دوم:
در مدرسه ای غير رسمی و تمام وقت نام نويسي کرده ايد که زندگی نام دارد.

3⃣قانون سوم:
اشتباه وجود ندارد، تنها درس است.

4⃣قانون چهارم:
درس آنقدر تکرار می شود تا آموخته شود.

5⃣قانون پنجم:
آموختن پايان ندارد.

6⃣قانون ششم:
قضاوت نکنيد،
غيبت نکنيد،
ادعا نکنيد،
سرزنش نکنيد،

" تحقيرو مسخره نکنيد و گرنه سرتان می آيد."

7⃣قانون هفتم:
ديگران فقط آينه شما هستن.

8⃣قانون هشتم:
انتخاب چگونه زندگي کردن با شماست. همه ابزار ومنابع مورد نياز را در اختيار داريد.

9⃣قانون نهم:
جواب هايتان در وجود خودتان است. تنها کاری که بايد بکنيد اين است که نگاه کنيد، گوش بدهيد و اعتماد کنيد.

🔟قانون دهم:
خير خواه همه باشيد تا به شما نيز خير برسد.

آرزوی مرگ خواهی برای کسی نکنید. چون موج منفی اون نفرت اول به خودتون برمیگردد. نفرت پراکنی نکنید، لعنت نکنید. بگذارید رحمت کائنات نصیب مردم بشود.

✅با کانال مدیران شایسته همراه باشید

✳️@Competentmanagers
🔰تقابل سنت و مدرنیته در ایران

قلم زدن در این حوزه که بالاخص مربوط به جامعه شناسی سیاسی هست بسیار سخت است و اساتید بزرگی همچون بشیریه ، محمد سالار کسرایی ، زیباکلام ، عباس میلانی و اساتید دیگر در این حوزه متخصص هستن و کتاب های در این حوزه نوشتن که بعنوان مرجع می توان در دانشگاههای ایران نام برد که در این نوشتارم می خواهم یک چارت بندی ساده و قابل فهم را عرضه کنم تا دوستان بزرگوارم بیشتر با این مبحث آشنا بشوند.

تجدد و مدرنیته فرآیندهای تاریخی را پشت سر گذاشته و در فرآیندهای زیر تشکیل شده است :

۱‐فرآیند سیاسی (ظهور سیاست و دولت سکولار)
۲- فرآیند اجتماعی (شکل گیری طبقات تقسیم کار اجتماعی)
۳-فرآیند اقتصادی (اقتصاد جهانی سرمایه داری)
۴-فرآیند فرهنگی (گذار از فرهنگ مذهبی به فرهنگ سکولار)

مدرنیته در واقع به سیستم های دولت-ملت و نظم اقتصادی و کاپیتالیستی بر محوریت مالکیت خصوصی و صنعت گرایی و تسلط ارزش های فرهنگی سکولار و عقل گرایی و جدایی رسمی حوزه خصوصی از حوزه عمومی و مباحث تکنولوژیکی می پردازد و گفتمان غالب مدرنیته است .
اندیشمندانی همچون فرانسیس بیکن، دکارت ، ماکیاولی ، ژان ژاک روسو ، هگل و مارکس از متفکران مهم تجدد هستند.

شاخص های مدرنیته عبارتند از :
الف- اومانیسم
ب- عقل گرایی
ج- فردگرایی
د- برابری
ه- آزادی

در امواج تجدد می توان به چندین دیدگاه رجوع کرد که یکی از این دیدگاه ها مربوط به تز آلوین تافلر هست که معتقد است بشر دو موج عظیم تحول را پشت سرگذاشته و وارد موج سوم شده است در موج اول تمدن یعنی انقلاب کشاورزی که هزاران سال طول کشید تا ماموریت خود را به پایان برساند و موج دوم یعنی پیدایی تمدن صنعتی که سیصد سال به طول انجامید و امروز تاریخ با سرعت زیادی به موج سوم رسیده است که در این موج از هم گسستن خانواده هایمان ، متزلزل ساختن اقتصادمان، فلج کردن سیستم های سیاسی مان و درهم شکستن ارزش هایمان بر همه ی ما اثر خواهد گذاشت و در این شیوه جدید زندگی خانواده های جدید غیر هسته ای بر نهادی نوین که ممکن است آن را کلبه الکترونیک نامیده شود گرد آیند و در این موج ما در همسان سازی و تمرکز انرژی ، پول و قدرت متمرکز خواهیم شد .

تافلر معتقد است با تمام تعارضات و تنش ها در چنین بحران های تمام جوامع به جامعه ای انسانی تر و دموکراتیک تر در موج سوم خواهند رسید .

دکتر بشیریه نیز با تز تافلر هم عقیده هست و به نفی ارزش های جهان شمول و جهانی شدن و تنوع زیست های جهان از ویژگی موج سوم تجدد محسوب می شود.

و در بررسی موج مدرنیته در جامعه ایران به دوره قاجار می توان اشاره کرد .

و در پی تحولات بنیادین غرب از لحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی مردم ایران سوال اساسی خود را چنین عنوان کردن:
راز پیشرفت غرب چیست و ما چرا عقب مانده ایم و تاثیرات مدرنیته را در آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده ، میرزا ملکم خان، میرزا آقاخان کرمانی ،آدمیت و طالبوف و دیگر روشنفکران برجسته انقلاب مشروطه می توان دید ‌.

یکی از تجلیات تاثیر مدرنیته انقلاب مشروطه بود .

اما با توضیحاتی که در مورد تجدد و مدرنیته عنوان کردم می توان فهمید یک تقابل عجیب بین سنت و مدرنیته در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران حاکم هست و این تقابل به دگردیسی عجیب سیستم سیاسی و اجتماعی را باعث شده است و مقاومت شدیدی هم میکند که این خود باعث اضمحلال و بلاتکلیفی فرهنگی و بد فرهنگی را بدنبال دارد .
ساختار ما تکنولوژی مدرنیته را میخواهد اما چارچوب های فرهنگی و دموکراتیک سیاسی و اجتماعی تجدد را نمی خواهد .
ساختار ما مولفه های اقتصاد شکوفا را میخواهد اما پیوستن به جامعه جهانی و اقتصاد جهانی که از مولفه های مدرنیته هست را نمی خواهد .

این تقابل شدید برخورد سنتی و مدرنیته و تفکیک بندی باعث اضمحلال و فروپاشی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را در پی خواهد داشت و اگر خود را با امر جهانی و مدرنیته نتوانیم همسانی ایجاد کنیم دیر یا زود دچار فروپاشی زیستواره های انسانی و سیاسی خواهیم شد و در حال حاضر در بلاتکلیفی عجیبی بین سنت و مدرنیته سیر می کنیم .
✍سعید سمندری

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌺@Competentmanagers
⭕️ارزش امازون به يك تريليون دلار رسيد! ١٠٠٠ ميليارد دلار! بيش از ٢.٥ براير ارزش GDP ايران!

⭕️ آینده جهان و شركتهاي بسيار بزرگ چالش ملتها دولتها و شركتها خواهد بود !

⭕️تصوير فوق كسب و كارهاي زيرمجموعه امازون و رقبايش را نشان ميدهد!

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔷@Competentmanagers
🔰و حالا ارزشمندترین برندهای جهان :

جهت اطلاع اعضای محترم، ارزش سهام آمازون در روز جمعه نزدیک به 100+ میلیارد دلار = 65%🤔 ارزش کل بورس ایران افزایش داشت و بعنوان سومین شرکت با ارزش بیش از 1 تریلیون دلار به گروه میکروسافت و اپل اضافه شد!

آمازون حالا با ارزش برند 220 میلیارد دلاری، بالاتر از گوگل 160B$ و اپل 140B$ قرار دارد ... ارزش سایر برندها در سال 2020 در تصویر قابل مشاهده است

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔴 مقایسه کارخانه ارج و سامسونگ

🔺کمپانی های ارج ایران و سامسونگ کره، با کارکرد کمپانی های تولید لوازم خانگی، تقریبا در یک محدوده زمانی تاسیس شدند (۱۹۳۷ میلادی).

▪️حتی کارخانه ارج که سازنده لوازم خانگی در ایران بود یک سال زودتر از کارخانه سامسونگ در کره کار خودش را آغاز کرد.

🔸کارخانه ارج در آغاز آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری انجام می‌داد و همچنین صندلی‌های تاشو نیز تولید می‌کرد. در دهه ۱۳۵۰ فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی رو آورد و حتی محصولاتش را صادر نیز میکرد

🔹ارج پس از حدود ۸۰ سال فعالیت در ۱۳۹۵ با حکم قضایی تعطیل شد. این کارخانه که در ۱۳۱۶ توسط یک استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، به عنوان کارگاهی خصوصی تاسیس شده بود، پس از اوجگیریش در ایران و منطقه، پس از انقلاب اسلامی، دولتی و کم کم رو به ورشکستگی نهاد. به گونه ای که ارزش آن هنگام تعطیلی فقط زمین و سوله هایش بود. ارج تنها در دهه ۷۰، شاهد یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی بود. مالکیت آن نیز پس از اجرای اصل ۴۴، بین سهامداران دست به دست شد و دست آخر به کارخانه ای کهنه، زوار در رفته و زیان ده و مفلوک تبدیل شد.

🔸ولی در آن سوی آب ها، سرنوشت برادر همزادش سامسونگ متفاوت بوده است:

🔹سامسونگ در شهر تائگو در کره جنوبی كار خود را با فروش غذا و سبزى آغاز كرد و در ابتدا به صادرات ماهی خشک و آرد به چین میپرداخت! اواخر دهه ۱۹۶۰ وارد عرصه تجارت الکترونیک گردید و تبدیل به غول این صنعت شد...

🔹سامسونگ امروزه روز تبدیل به شرکتی خوشه ای با محدوده فعالیتی جهانی شده است. لی-کان-هی، رئیس هیأت مدیره، گستره فعالیت سامسونگ را در صنایع شیمیایی، الکترونیک، پزشکی، نیم رسانه ها، کشتی سازی، پزشکی، مخابرات، خودروسازی و... گسترش داده و سرآمد کرده است.

🔹درآمد سالانه اش تا ۲ سال پبش، ۲۴۰ میلیارد دلار و سود خالص سالیانه اش حدود ۳۰ میلیارد دلار، و مجموع دارایی هایش بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار است.

🔹شمار کارکنانش از مرز ۳۵۰ هزار تن گذشته و توانسته برای صدها میلیون تن در سراسر جهان شغل ایجاد نماید.

🔹شرکت های سامسونگ الکترونیک: سامسونگ‌لایف، سامسونگ فایر، صنایع سنگین سامسونگ، سی اند تی، تکوین، مهندسی کارت، الکترومکانیکس، رنوموتورز و...شاخه هایی از این کمپانی به شمار می آیند.

اما الان :
👍 سامسونگ دنیا رو گرفته
👎 ارج ۴ ساله که ورشکسته شده

✅با کانال مدیران شایسته همراه باشید

✳️@Competentmanagers
🔰5 جهت تفاوت انسانها با یکدیگر

✍ دکتر مصطفی ملکیان

ما انسان ها در 5 جهت جسمانی، ذهنی، روانی، اخلاقی و اجتماعی با هم اختلاف داریم اما توضیح مختصری درباره این 5 تفاوت :

1⃣ ویژگی‌های جسمانی:
ما از لحاظ جسمانی وقتی به دنیا می‌آییم از نقطه واحدی شروع نمی‌کنیم. شما می‌دانید که سه ویژگی مثبت جسم آدمی سلامت، نیرومندی و زیبایی است. ما از وقتی به دنیا می‌آییم هم به لحاظ سلامت جسمانی‌مان، هم به لحاظ نیرومندی جسمانی‌مان و هم به لحاظ زیبایی جسمانی‌مان خیلی با هم فرق می‌کنیم.

2⃣ ویژگی‌های ذهنی:
ما به لحاظ ذهنی هم از همان روزهای اول کودکی با هم فرق می‌کنیم.
اصلاً از اول معلوم است که بچه به لحاظ ویژگی‌های مثبت ذهنی‌اش، یعنی به لحاظ قدرت یادگیری، قدرت یادسپاری، قدرت یادآوری، قدرت تفکر، عمق فهم، سرعت انتقال، قدرت استنتاج سریع و قدرت حدس در چه شرایطی است. همان چیزی که امروزه در کل به نام آی‌کیو (IQ) یا هوش‌بهر طرح می‌کنند. ما از لحاظ این ویژگی‌های هشت‌گانه‌ ذهنی هم با هم متفاوتیم. از همان ابتدای کودکی هم با هم فرق داریم.

3⃣ ویژگی‌های روانی:
از همان ابتدای کودکی معلوم است که بچه‌ چقدر شجاع، پُردل، دلیر و دلاور است یا چقدر ترسو و بزدل است. چقدر ماجراجوست و چقدر امنیت‌طلب و محافظه‌کار و عافیت‌طلب و یواش برم یواش بیام که گربه شاخم نزند است. آدم‌ها واقعاً به لحاظ ماجراجویی یا عافیت‌طلبی یا به لحاظ محافظه‌کاری یا به لحاظ طالب تغییر وضع بودن یا ریاست‌طلبی‌شان با هم متفاوت‌اند. شما چهار تا بچه مهد کودکی را ببرید پارک بازی کنند. بعد از مدتی می‌بینید یکی‌شان رئیس شده است و به دیگران دستور می‌دهد و می‌گوید مثلاً تو بهرام برو آنجا، شهین اینجا باش، مریم تو کمی بیا جلوتر. اصلاً از اول معلوم است که توانایی مدیریت در او قوی است. اما یک بچه هم هست که خودش را عقب می‌کشد تا اگر تصمیمی گرفته شد اجرا کند، اما هیچ‌وقت خودش را در موضع تصمیم‌گیری قرار نمی‌دهد.
این خیلی محسوس است که بچه‌هایی هستند که تا می‌بینند نگاه یکی از بزرگ‌ترها روی آنها متمرکز شده احساس ترس می‌کنند و خودشان را عقب عقب می‌برند تا در سایه‌روشن جمعیت بچه‌ها قرار بگیرند. بچه‌ای هم هست که تا احساس می‌کند نگاهش می‌کنند، گردنی برمی‌افرازد و سینه‌ای جلو می‌اندازد تا بیشتر خودش را نشان دهد و بگوید که این منم که دارید می‌بینید. این ویژگی‌های روانی با هم فرق می‌کند.

4⃣ ویژگی‌های اخلاقی:
این دسته از ویژگی‌های آدمیان نیز خیلی با هم متفاوت است. ما آدمیان از وقتی به دنیا می‌آییم، غیر از ویژگی‌هایی که بعداً خودمان ممکن است کسب کنیم، ویژگی‌های اخلاقی متفاوت داریم. بچه‌ای هست که باور کنید از ده- پانزده‌روزگی همیشه مشت‌هایش بسته است، و می‌گویند او بعد از این خیلی ناخن‌خشک، ممسک و بخیل است. من اینها را دیده‌ام و به تجربه اینها را بیان می‌کنم. نمی‌خواهد دست را یله و رها کند. بچه‌ای هم هست که این‌طور نیست. شما دو سال بعد همین بچه‌ها را با هم مقایسه می‌کنید. به بچه دومی هرچه می‌دهید اول به بقیه می‌دهد و بعد اگر چیزی به او دادند خودش هم می‌خورد و اگر هم ندادند اعتراضی نمی‌کند. یکی هم هست که همه اینها را زیر دامن خودش و زیر لباس خودش مخفی می‌کند که اصلاً نبینند. این ویژگی‌های اخلاقی متفاوت است. یعنی واقعاً میزان بخل و امساک از سویی و سخا و دست‌و دل‌بازی و گشاده‌دستی‌ آدمیان از سوی دیگر خیلی با هم فرق می‌کند؛ همین‌طور سایر ویژگی‌ها.

5⃣ ویژگی‌های اجتماعی:
این دسته از ویژگی‌هایمان هم خیلی با هم فرق می‌کند. مثلاً شما در یک خانواده مرفه به دنیا آمده‌اید و من در یک خانواده فقیر. شما پدر و مادر فرهیخته دارید، پدرتان استاد دانشگاه است و مادرتان پزشک، و من در خانواده‌ای به دنیا آمدم که پدرم معتاد بوده و مادرم بی‌سواد. محله‌ای که شما در آن به دنیا آمده‌اید با محله‌ای که من در آن به دنیا آمدم متفاوت است. معلمان و مربیانی که شما با آنها سر و کار پیدا کرده‌اید، با معلمان و مربیان من خیلی متفاوت بوده‌اند. من در کوچه با کسانی بازی می‌کرده‌ام و شما با کسانی دیگر ، اینها همه در شخصیت و منش ما اثر دارد.
مسلماً کسی که در میان کتاب چشم باز کرده تفاوت فراوانی دارد با کسی که تنها کتابی که در خانه‌شان بوده دیوان حافظ بوده است و شاید سال به سال هم کسی لای آن را باز نمی‌کرده است! آدمی که انسش با کتاب است فرق می‌کند با کسی که اصلاً به عمرش کتاب ندیده بوده است. این هم از اوضاع و احوال اجتماعی. تفاوت در اوضاع و احوال اجتماعی می‌تواند به لحاظ نهاد خانواده، نهاد اقتصاد، نهاد سیاست، نهاد تعلیم ‌و‌ تربیت، نهاد حقوق، نهاد اخلاق و نهاد دین و مذهب باشد. ما در مورد همه این شش قسم در وضع متفاوتی به دنیا می‌آییم.🌂سخنرانی مسابقه با خود یا دیگری؟ موفقیت یا رضایت ؟

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@Competentmanagers
🔰پاسخ‌های مدیران بزرگ به پرسش‌های مدیریتی

سه سوال کلیدی از ۲۰ نفر از مدیران بزرگ جهان که رهبری شرکت‌های بزرگ سیلیکون ولی را برعهده دارند پرسیده شده و پاسخ آنها به این سوالات به این ترتیب است:

◀️ پرسش اول:

به عنوان یک مدیر کدام یک از موارد زیر را انتخاب می‌کنید:
فردی مستقل اما دارای روحیه تهاجمی که فروشی معادل ۲/ ۱ میلیون دلار را برای شرکت شما انجام داده، یا فردی که اهل کار تیمی و تعامل است اما نصف این فروش یعنی معادل ۶۰۰ هزار دلار را برای شما انجام داده است. لطفاً توضیح دهید، چرا؟

👈 پاسخ مدیران بزرگ: اغلب مدیران بزرگ اعلام کردند که فردی مستقل و دارای روحیه تهاجمی را به فرد حرف گوش‌کن با بهره‌وری کمتر ترجیح می‌دهند، چرا که آن فرد مستقل دارای استعدادهای بیشتری است، اما مدیریت کردن او کاری دشوار است.
مدیران بزرگ می‌گویند هدف اصلی این نیست که افرادی را برگزینند که مدیریت آنها ساده‌تر باشد، بلکه به‌دنبال یافتن افرادی با استعداد و توانمند در سطح جهانی هستند، حتی اگر افرادی بدقلق و دشوار به حساب آیند.

◀️ پرسش دوم:

کارمندی بسیار پربازده با بهره‌وری بالا دارید که به طور دائم در انجام کاغذبازی‌ها و امور دفتری دچار اشتباه می‌شود. شما برای افزایش بهره‌وری چنین فردی چه کاری انجام می‌دهید؟

👈 پاسخ مدیران بزرگ: مدیران بزرگ تلاش می‌کنند به روشنی دریابند چرا و به چه علت چنین کارمندی در انجام کاغذبازی‌های اداری دچار اشتباه می‌شود. شاید او در این زمینه، تازه کار و کم‌تجربه بوده که با کمی آموزش، بهتر شود.
اما اگر به این نتیجه برسند که دلیل این اشتباهات فقدان استعداد آن فرد در کاغذبازی است، باید به جای تلاش بیش از حد برای رفع این ضعف، در راستای تقویت نقاط قوت او گام برداشت و به این وسیله بر بهره‌وری او افزود.

◀️ پرسش سوم:

شما دو مدیر دارید، یکی دارای بالاترین و بهترین استعدادهای لازم برای مدیریت است که تاکنون دیده‌اید و دیگری، مدیری معمولی و متوسط است. شما باید یکی از این دو نفر را به عنوان مدیر یکی از دو منطقه زیرنظرتان انتخاب کنید:
یکی از مناطق منطقه‌ای پر رونق و با عملکرد مطلوب در گذشته و دیگری منطقه‌ای که دچار مشکل و چالش‌های زیادی است. هیچ کدام از این دو منطقه تاکنون نتوانسته‌اند به طور کامل از پتانسیل‌های موجود بهره‌برداری کامل کنند. شما مدیر برجسته و بسیار موفق را در کدام یک از این دو منطقه به کار خواهید گرفت؟ چرا؟

👈 پاسخ مدیران بزرگ: مدیر برتر و نخبه را در منطقه پر رونق و موفق به کار خواهند گرفت. مدیران بزرگ به درستی بر این مساله تاکید دارند که به کارگیری مدیر ضعیف در منطقه قوی‌تر نه تنها دردی دوا نخواهد کرد، بلکه وضعیت آن بدتر خواهد شد.
اما در مورد منطقه ضعیف‌تر، مدیران بزرگ پیشنهاد می‌کنند بهتر است به جای به‌کارگیری آن مدیر ضعیف یا متوسط، فرد دیگری با استعدادهای برتر شناسایی و انتخاب شود؛ چرا که در غیر این صورت، آن منطقه نخواهد توانست با مدیری معمولی و ضعیف از وضعیت نامطلوب خود خارج شود./منبع: کتاب Great Managers Break The Rules

🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌸@Competentmanagers