🔰ده روش منطقی درست فکر کردن و اندیشیدن
🔸۱- خطاهای شناختی را مشخص کنید. افکار منفی خود را بنویسید. به این ترتیب میتوانید نوع خطای شناختی تان را تعیین کنید. با این کار به آسانی و با دید مثبت و منطقی تری با موضوع برخورد میکنید.
🔸۲- شواهد را بررسی کنید. به جای اینکه تصور کنید افکار منفی تان درست هستند، شواهد واقعی آن را بررسی کنید.
🔸۳- روش معیار دوگانه. به جای اینکه خود را با یک روش بی رحمانه، محکوم و سرکوب کنید، به همان روش دلسوزانه ای که با دوستتان در مورد مشکلش صحبت میکنید با خودتان حرف بزنید.
🔸۴- تکنیک تجربی (عملی). برای بررسی اینکه آیا افکار منفی شما درست هستند یا نه، آزمایشی انجام دهید. مثلاً اگر در طی یک رویداد هولناک، هراس داشته باشید که مبادا بر اثر یک حمله ی قلبی بمیرید، میتوانید در همان لحظه آهسته بدوید، یک یا چند بار از پله ها بالا و پایین بروید. این کار به شما ثابت خواهد کرد که قلب شما سالم و قوی است.
🔸۵- اندیشیدن در سایه یکنواختی. شاید به نظر خسته کننده برسد، اما تأثیرات آن میتواند بیانگر حقایق دیگری باشد. به جای اینکه با روش همه یا هیچ به مشکلاتتان فکر کنید، مسائل را بررسی و به آن ها از صفر تا ۱۰۰ امتیاز دهید. زمانی که اوضاع به خوبی آنچه که شما انتظار دارید پیش نمیرود، به جای اینکه به یک شکست کامل بیاندیشید، آن مورد را مانند یک موفقیت جزیی در نظر بگیرید. توجه داشته باشید این موقعیت چه درسی را به شما میآموزد.
🔸۶- روش پرسش (بررسی). از دیگران بپرسید که آیا افکار و نگرش های شما منطقی هستند یا خیر. مثلاً اگر فکر میکنید که اضطراب صحبت کردن در مقابل جمع امری غیرعادی است از چند نفر از دوستانتان هم بپرسید که آیا آن ها هم قبل از ایراد سخنرانی یا صحبت در جمع دچار اضطراب و خجالت میشوند یا خیر.
🔸۷- تعریف کردن اصطلاحات. زمانی که به خودتان برچسب “احمق”، “بازنده”، “نابکار”، یا “حقیر” میزنید معنای احمق را از خودتان بپرسید؟ وقتی که متوجه شوید فردی به عنوان احمق و یا بازنده وجود ندارد، احساس بهتری در شما ایجاد خواهد شد.
🔸۸- روش معنایی. مفهومی را که کمتر بار هیجانی و یا شورانگیز دارد، جایگزین کنید. این روش برای “اظهارات باید” موثر است. به جای اینکه به خودتان بگویید “من نباید مرتکب آن اشتباه میشدم”، میتوانید بگویید “بهتر بود که مرتکب آن اشتباه نمیشدم.”
🔸۹- نسبت دادن دوباره. به جای اینکه به طور غیرارادی خود را فرد بدی بدانید و برای مشکل بوجود آمده خود را سرزنش کنید، به عواملی بیندیشید که ممکن است در بروز آن مشکل دخالت داشته باشند. به جای اینکه از تمام انرژیتان برای سرزنش خود استفاده کرده و احساس گناه کنید، به حل مشکل بیندیشید.
🔸۱۰- تحلیل موثر. مزایا و معایب یک احساس (وقتی هواپیما تأخیر دارد عصبانی میشوید)، یک فکر منفی (اهمیتی ندارد چقدر سخت تلاش کردهام، من همیشه افتضاح به بار میآورم)، یا یک الگوی رفتاری (زمانی که افسرده هستید، زیاد غذا میخورید و یا اینکه در رختخواب دراز میکشید) را به صورت فهرست وار بنویسید. همچنین میتوانید برای تغییر باوری که مغلوب کننده است (همیشه باید سعی کنم فرد کاملی باشم) از روش تحلیل موثر استفاده کنید.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔸۱- خطاهای شناختی را مشخص کنید. افکار منفی خود را بنویسید. به این ترتیب میتوانید نوع خطای شناختی تان را تعیین کنید. با این کار به آسانی و با دید مثبت و منطقی تری با موضوع برخورد میکنید.
🔸۲- شواهد را بررسی کنید. به جای اینکه تصور کنید افکار منفی تان درست هستند، شواهد واقعی آن را بررسی کنید.
🔸۳- روش معیار دوگانه. به جای اینکه خود را با یک روش بی رحمانه، محکوم و سرکوب کنید، به همان روش دلسوزانه ای که با دوستتان در مورد مشکلش صحبت میکنید با خودتان حرف بزنید.
🔸۴- تکنیک تجربی (عملی). برای بررسی اینکه آیا افکار منفی شما درست هستند یا نه، آزمایشی انجام دهید. مثلاً اگر در طی یک رویداد هولناک، هراس داشته باشید که مبادا بر اثر یک حمله ی قلبی بمیرید، میتوانید در همان لحظه آهسته بدوید، یک یا چند بار از پله ها بالا و پایین بروید. این کار به شما ثابت خواهد کرد که قلب شما سالم و قوی است.
🔸۵- اندیشیدن در سایه یکنواختی. شاید به نظر خسته کننده برسد، اما تأثیرات آن میتواند بیانگر حقایق دیگری باشد. به جای اینکه با روش همه یا هیچ به مشکلاتتان فکر کنید، مسائل را بررسی و به آن ها از صفر تا ۱۰۰ امتیاز دهید. زمانی که اوضاع به خوبی آنچه که شما انتظار دارید پیش نمیرود، به جای اینکه به یک شکست کامل بیاندیشید، آن مورد را مانند یک موفقیت جزیی در نظر بگیرید. توجه داشته باشید این موقعیت چه درسی را به شما میآموزد.
🔸۶- روش پرسش (بررسی). از دیگران بپرسید که آیا افکار و نگرش های شما منطقی هستند یا خیر. مثلاً اگر فکر میکنید که اضطراب صحبت کردن در مقابل جمع امری غیرعادی است از چند نفر از دوستانتان هم بپرسید که آیا آن ها هم قبل از ایراد سخنرانی یا صحبت در جمع دچار اضطراب و خجالت میشوند یا خیر.
🔸۷- تعریف کردن اصطلاحات. زمانی که به خودتان برچسب “احمق”، “بازنده”، “نابکار”، یا “حقیر” میزنید معنای احمق را از خودتان بپرسید؟ وقتی که متوجه شوید فردی به عنوان احمق و یا بازنده وجود ندارد، احساس بهتری در شما ایجاد خواهد شد.
🔸۸- روش معنایی. مفهومی را که کمتر بار هیجانی و یا شورانگیز دارد، جایگزین کنید. این روش برای “اظهارات باید” موثر است. به جای اینکه به خودتان بگویید “من نباید مرتکب آن اشتباه میشدم”، میتوانید بگویید “بهتر بود که مرتکب آن اشتباه نمیشدم.”
🔸۹- نسبت دادن دوباره. به جای اینکه به طور غیرارادی خود را فرد بدی بدانید و برای مشکل بوجود آمده خود را سرزنش کنید، به عواملی بیندیشید که ممکن است در بروز آن مشکل دخالت داشته باشند. به جای اینکه از تمام انرژیتان برای سرزنش خود استفاده کرده و احساس گناه کنید، به حل مشکل بیندیشید.
🔸۱۰- تحلیل موثر. مزایا و معایب یک احساس (وقتی هواپیما تأخیر دارد عصبانی میشوید)، یک فکر منفی (اهمیتی ندارد چقدر سخت تلاش کردهام، من همیشه افتضاح به بار میآورم)، یا یک الگوی رفتاری (زمانی که افسرده هستید، زیاد غذا میخورید و یا اینکه در رختخواب دراز میکشید) را به صورت فهرست وار بنویسید. همچنین میتوانید برای تغییر باوری که مغلوب کننده است (همیشه باید سعی کنم فرد کاملی باشم) از روش تحلیل موثر استفاده کنید.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔰خطاهای شناختی چه هستند؟
1⃣تفکر همه یا هیچ:
شما به اطراف و مواردی که وجود دارند، به صورت مطلق و مقوله ی سفید یا سیاه می نگرید.
2⃣ تعمیم مفرط:
هر حادثه منفی را به عنوان یک شکست همیشگی می پندارید.
3⃣فیلتر ذهنی:
بر روی موارد منفی تأکید دارید و موارد مثبت را نادیده می گیرید.
4⃣به حساب نیاوردن موارد مثبت:
اصرار دارید که موفقیت ها و یا کیفیت های مثبت شما “به نظر نمی آیند”.
5⃣زود قضاوت کردن:
الف- فکر خوانی، این گونه تصور می کنید که افراد نسبت به شما واکنش منفی نشان می دهند در حالی که مدرک قطعی برای این مورد وجود ندارد.
ب- پیشگویی، به طور ارادی مواردی را پیش بینی می کنید که بد از آب در می آیند.
6⃣بزرگ نمایی یا دست کم گرفتن:
موارد را بیشتر از تناسبشان به خودتان می قبولانید یا اینکه به طور نامناسب، اهمیت آن ها را دست کم می گیرید.
7⃣استدلال هیجانی:
از چگونگی احساس کردنتان، استدلال می کنید: “من مثل احمق ها هستم، پس حتماً احمق هستم” یا “احساس می کنم دوست ندارم این کار را انجام دهم، پس آن را به تعویق می اندازم.”
8⃣اظهارات باید:
خود و یا افراد دیگر را با بایدها، نبایدها و می بایست ها مورد انتقاد قرار می دهید.
9⃣ برچسب زدن:
نقطه ضعف های خود را مشخص می کنید. به جای اینکه بگویید: ” من دچار اشتباه شدم” به خودتان می گویید: “من یک احمق، نادان و یک بازنده هستم.”
🔟 شخصی سازی و سرزنش:
خود را برای مواردی که به طور کامل مسئول آن نبوده اید سرزنش می کنید، همچنین دیگران را هم سرزنش می کنید و رفتار و نگرش هایی را که احتمالاً در ایجاد آن مشکل دخیل بوده اند نادیده می گیرید.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
1⃣تفکر همه یا هیچ:
شما به اطراف و مواردی که وجود دارند، به صورت مطلق و مقوله ی سفید یا سیاه می نگرید.
2⃣ تعمیم مفرط:
هر حادثه منفی را به عنوان یک شکست همیشگی می پندارید.
3⃣فیلتر ذهنی:
بر روی موارد منفی تأکید دارید و موارد مثبت را نادیده می گیرید.
4⃣به حساب نیاوردن موارد مثبت:
اصرار دارید که موفقیت ها و یا کیفیت های مثبت شما “به نظر نمی آیند”.
5⃣زود قضاوت کردن:
الف- فکر خوانی، این گونه تصور می کنید که افراد نسبت به شما واکنش منفی نشان می دهند در حالی که مدرک قطعی برای این مورد وجود ندارد.
ب- پیشگویی، به طور ارادی مواردی را پیش بینی می کنید که بد از آب در می آیند.
6⃣بزرگ نمایی یا دست کم گرفتن:
موارد را بیشتر از تناسبشان به خودتان می قبولانید یا اینکه به طور نامناسب، اهمیت آن ها را دست کم می گیرید.
7⃣استدلال هیجانی:
از چگونگی احساس کردنتان، استدلال می کنید: “من مثل احمق ها هستم، پس حتماً احمق هستم” یا “احساس می کنم دوست ندارم این کار را انجام دهم، پس آن را به تعویق می اندازم.”
8⃣اظهارات باید:
خود و یا افراد دیگر را با بایدها، نبایدها و می بایست ها مورد انتقاد قرار می دهید.
9⃣ برچسب زدن:
نقطه ضعف های خود را مشخص می کنید. به جای اینکه بگویید: ” من دچار اشتباه شدم” به خودتان می گویید: “من یک احمق، نادان و یک بازنده هستم.”
🔟 شخصی سازی و سرزنش:
خود را برای مواردی که به طور کامل مسئول آن نبوده اید سرزنش می کنید، همچنین دیگران را هم سرزنش می کنید و رفتار و نگرش هایی را که احتمالاً در ایجاد آن مشکل دخیل بوده اند نادیده می گیرید.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فرهنگسازی، بدون «خودسازی» و «سیستمسازی» معنا ندارد.
🔰 فرهنگ، محصولِ شعار نویسی و گفتاردرمانی نیست.
کارکنان (بخوانید مردم) عمدتاً حواسشان جمع است.
🔰حرفهایی که بِهِمان نیاید و قواره تنمان نباشد را از ما قبول نخواهند کرد.
تغییر و تحولی را که به دنبال آن هستید، خود، پیشاپیش دیگران زندگی کنید./ به نقل از کانال مدیران فرهیخته
✔️بخشی از صحبتهای جناب آقای دکتر شامی زنجانی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔰 فرهنگ، محصولِ شعار نویسی و گفتاردرمانی نیست.
کارکنان (بخوانید مردم) عمدتاً حواسشان جمع است.
🔰حرفهایی که بِهِمان نیاید و قواره تنمان نباشد را از ما قبول نخواهند کرد.
تغییر و تحولی را که به دنبال آن هستید، خود، پیشاپیش دیگران زندگی کنید./ به نقل از کانال مدیران فرهیخته
✔️بخشی از صحبتهای جناب آقای دکتر شامی زنجانی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و روح نواز
🌺"او میکشد قلاب را"
🌸 از همایون شجریان
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وان گه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
«سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
🌺او میکشد قلاب را
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🌺"او میکشد قلاب را"
🌸 از همایون شجریان
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وان گه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
«سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
🌺او میکشد قلاب را
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔰احترام به خود با ۲۰ قانون...
🔸قانون اول: اگر فکر میکنی کاری اشتباهه، انجامش نده!
🔸قانون دوم: در صحبتها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته!
🔸قانون سوم: هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه داری؛ هیچ وقت.
🔸قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
🔸قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچوقت راجع به خودت بد حرف نزن.
🔸قانون ششم: هیچوقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.
🔸قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
🔸قانون هشتم: از بله گفتن هم نترس.
🔸قانون نهم: با خودت مهربون باش.
🔸قانون دهم: اگه نمیتونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.
🔸قانون یازدهم: سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.
🔸قانون دوازدهم: برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.
🔸قانون سیزدهم: سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.
🔸قانون چهاردهم: در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.
🔸قانون پانزدهم: حرفی رو که نمیپسندی تائید نکن.
🔸قانون شانزدهم: به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن، لطف تورو وظیفت ندونن و سپاسگذار باشن.
🔸قانون هفدهم: با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.
🔸قانون هجدهم: در یاد دادن، بخشنده باش.
🔸قانون نوزدهم: از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و انتظار عذرخواهی داشته باش.
🔸قانون بیستم: عاشقی کن...
@Competentmanagers
🔸قانون اول: اگر فکر میکنی کاری اشتباهه، انجامش نده!
🔸قانون دوم: در صحبتها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته!
🔸قانون سوم: هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه داری؛ هیچ وقت.
🔸قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
🔸قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچوقت راجع به خودت بد حرف نزن.
🔸قانون ششم: هیچوقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.
🔸قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
🔸قانون هشتم: از بله گفتن هم نترس.
🔸قانون نهم: با خودت مهربون باش.
🔸قانون دهم: اگه نمیتونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.
🔸قانون یازدهم: سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.
🔸قانون دوازدهم: برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.
🔸قانون سیزدهم: سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.
🔸قانون چهاردهم: در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.
🔸قانون پانزدهم: حرفی رو که نمیپسندی تائید نکن.
🔸قانون شانزدهم: به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن، لطف تورو وظیفت ندونن و سپاسگذار باشن.
🔸قانون هفدهم: با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.
🔸قانون هجدهم: در یاد دادن، بخشنده باش.
🔸قانون نوزدهم: از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و انتظار عذرخواهی داشته باش.
🔸قانون بیستم: عاشقی کن...
@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰۵ ویژگی یک شرکت موفق که باعث پیشرفت شغلی کارکنان می شود :
🔺شرکت موفق شرکتی است که از اعضای مسئولیت پذیر و با انگیزه تشکیل شده است. اما اگر همان اعضا را به مجموعه دیگری منتقل کنیم، مجموعه جدید مجموعه موفقی خواهد بود؟ لزوماً خیر! مدیریت و رهبری صحیح است که از پتانسیل اعضا به درستی استفاده و در نهایت موفقیت شرکت را تضمین می کند.
کارمندان باانگیزه و بااستعداد در هر مجموعه ای ماندگار نیستند. اما اگر یک شرکت این ۵ ویژگی را داشته باشد، نیروهای بااستعداد حتی قید حقوق بالاتر در شرکتی دیگر را می زنند و همین جا ماندگار می شوند:
1⃣. قدر می داند
🔺قدردانی از کارکنان خوب انگیزه و وفاداری آنها را تقویت می کند.
شرکت موفق درک می کند که ارزش نهایی را نیروهای کارش تولید می کنند. بنابراین برایشان ارزش قائل می شود و سعی می کند نگهشان دارد. بعضی کارها به شدت به انگیزه و وفاداری کارکنان صدمه می زند، مانند آوردن یک نیروی جدید به شرکت بدون رعایت سلسله مراتب و تلاشی که کارمندان قدیمی تر برای پیشرفت کار انجام داده اند. در عوض می توان نیرویی را از پایین به سلسله مراتب شرکت افزود و به یکی از نیروهای موجود برای پستی جدید ارتقا و آموزش داد.
2⃣. نیروی باسواد، شرکت موفق
🔺شرکت خوب سعی می کند نیروهایش باسوادتر شوند تا کار مفیدتر انجام دهند.
مدیری که از باسواد شدن کارکنانش می ترسد، نمی تواند شرکت را به موفقیت برساند. کارمندی که مدیرش فکر کند فقط خودش است که می تواند از پس کارهای مهم برآید و بقیه حتی با آموزش هم آن کیفیت را عرضه نمی کنند، محکوم به شکست است. مدیرهایی را دیده ایم که به کارکنان به چشم آچار فرانسه نگاه می کنند، و فقط برای سفت کردن پیچ و مهره ها و نه کاری دیگری از آنها کار می گیرند. این مدیران دیر یا زود، نیروهای بااستعداد خود را به رقیبانشان می بازند.
3⃣. پشت پرده ای در کار نیست
🔺شرکت موفق شفافیت دارد و در آن تقریبا مشخص است هر کسی وظایفش چیست، چقدر می گیرد، چه مزایایی دارد و اگر تلاش کند تا کجا امکان پیشرفت دارد.
البته فرهنگ ایرانی در کل از این ویژگی برخوردار نیست و اغلب تصور می کنند مثل بازی پوکر، همه باید دستشان را نزدیک به خودشان بگیرند وگرنه شکست خواهند خورد. دقیقاً به همین دلیل است که اول و آخر بیشترمان به پارتی و آشنا متوصل می شویم. چون مسیر پیشرفت برایمان شفاف نیست و هر آن ممکن است استثنایی ما را غافلگیر کند.
اما این بدان معنا نیست که ما همگی محکوم به پیروی از این فرهنگیم. بسیاری از کسب و کارهای جدید فرهنگ های جدیدی برای خود تعریف کرده اند و بسیار هم موفق بوده اند. درست است که شفافیت کل اجتماع از دست ما خارج است، اما شفافیت و قانونمداری در شرکتمان صددرصد در حیطه اختیارات خودمان است.
4⃣. من سود می کنم، اگر تو سود کنی شرکت موفق
🔺در یک شرکت موفق کارکنان نیز از افزایش سود شرکت بهره ای می برند.
شرکت خوب منافعش را با کارمندها تقسیم می کند. در ایران خیلی مرسوم نیست ولی در شرکتی مثل مایکروسافت اگر شما پروژه را به موقع یا زودتر تحویل دهید به شما سهام شرکت می دهد. وقتی من سهام شرکتم را دارم با علاقه تلاش می کنم هر لحظه بهتر شود تا سهام من هم بالا برود.
شرکت موفق لزوماً شرکتی نیست که کارکنانش را در سهام خود شریک کند (که البته اگر بکند انگیزه و انرژی کارکنان یکباره چند برابر می شود)، بلکه دستکم می توان برای کارکنانی که واقعاً عملکردشان یک سر و گردن بالاتر از بقیه است، پاداشی در نظر گرفت.
5⃣. کارکنان، انسانند!
🔺شرکت موفق از شما فقط کار نمی خواهد. برایش مهم است که شما خارج از شرکت هم زندگی خوبی داشته باشید و برای تفریح و بقیه امور زندگیتان وقت کافی باقی بماند. مدیر موفق می فهمد که اگر کارکنانش هر شب مجبورند تا دیروقت بمانند و یا نمی توانند به هیچ مرخصی ای بروند، یک جای کار ایراد دارد.
شرکت موفق در ازای کار خوب حقوق خوب می دهد. شرکت موفق به جای اینکه ۱۰ کارمند نصفه نیمه با حقوق پایین استخدام کند، ۵ کارمند بامسئولیت و دلسوز با حقوقی بالاتر از رقیبان استخدام می کند. حقوق خوب در ازای کار خوب به کارمند این احساس را می دهد که کار خوبش دیده و قدرش دانسته می شود.
📕اگر تازه شرکتی را راه اندازی کرده اید، قدر نیروهای خوب خود را بدانید، به رشد دانش و مهارتشان کمک کنید، برای موفقیت کارکنانتان مسیری شفاف و بدون میانبر تعریف کنید و به آن پایبند باشید، سود خود را در گرو سود آنها بدانید و به بعد غیرکاری کارکنانتان نیز توجه داشته باشید. با همین کارها می توانید خاطرجمع باشید که نیروهای بااستعدادتان با شما می مانند و برای موفقیت شرکتتان نیز از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
🔺شرکت موفق شرکتی است که از اعضای مسئولیت پذیر و با انگیزه تشکیل شده است. اما اگر همان اعضا را به مجموعه دیگری منتقل کنیم، مجموعه جدید مجموعه موفقی خواهد بود؟ لزوماً خیر! مدیریت و رهبری صحیح است که از پتانسیل اعضا به درستی استفاده و در نهایت موفقیت شرکت را تضمین می کند.
کارمندان باانگیزه و بااستعداد در هر مجموعه ای ماندگار نیستند. اما اگر یک شرکت این ۵ ویژگی را داشته باشد، نیروهای بااستعداد حتی قید حقوق بالاتر در شرکتی دیگر را می زنند و همین جا ماندگار می شوند:
1⃣. قدر می داند
🔺قدردانی از کارکنان خوب انگیزه و وفاداری آنها را تقویت می کند.
شرکت موفق درک می کند که ارزش نهایی را نیروهای کارش تولید می کنند. بنابراین برایشان ارزش قائل می شود و سعی می کند نگهشان دارد. بعضی کارها به شدت به انگیزه و وفاداری کارکنان صدمه می زند، مانند آوردن یک نیروی جدید به شرکت بدون رعایت سلسله مراتب و تلاشی که کارمندان قدیمی تر برای پیشرفت کار انجام داده اند. در عوض می توان نیرویی را از پایین به سلسله مراتب شرکت افزود و به یکی از نیروهای موجود برای پستی جدید ارتقا و آموزش داد.
2⃣. نیروی باسواد، شرکت موفق
🔺شرکت خوب سعی می کند نیروهایش باسوادتر شوند تا کار مفیدتر انجام دهند.
مدیری که از باسواد شدن کارکنانش می ترسد، نمی تواند شرکت را به موفقیت برساند. کارمندی که مدیرش فکر کند فقط خودش است که می تواند از پس کارهای مهم برآید و بقیه حتی با آموزش هم آن کیفیت را عرضه نمی کنند، محکوم به شکست است. مدیرهایی را دیده ایم که به کارکنان به چشم آچار فرانسه نگاه می کنند، و فقط برای سفت کردن پیچ و مهره ها و نه کاری دیگری از آنها کار می گیرند. این مدیران دیر یا زود، نیروهای بااستعداد خود را به رقیبانشان می بازند.
3⃣. پشت پرده ای در کار نیست
🔺شرکت موفق شفافیت دارد و در آن تقریبا مشخص است هر کسی وظایفش چیست، چقدر می گیرد، چه مزایایی دارد و اگر تلاش کند تا کجا امکان پیشرفت دارد.
البته فرهنگ ایرانی در کل از این ویژگی برخوردار نیست و اغلب تصور می کنند مثل بازی پوکر، همه باید دستشان را نزدیک به خودشان بگیرند وگرنه شکست خواهند خورد. دقیقاً به همین دلیل است که اول و آخر بیشترمان به پارتی و آشنا متوصل می شویم. چون مسیر پیشرفت برایمان شفاف نیست و هر آن ممکن است استثنایی ما را غافلگیر کند.
اما این بدان معنا نیست که ما همگی محکوم به پیروی از این فرهنگیم. بسیاری از کسب و کارهای جدید فرهنگ های جدیدی برای خود تعریف کرده اند و بسیار هم موفق بوده اند. درست است که شفافیت کل اجتماع از دست ما خارج است، اما شفافیت و قانونمداری در شرکتمان صددرصد در حیطه اختیارات خودمان است.
4⃣. من سود می کنم، اگر تو سود کنی شرکت موفق
🔺در یک شرکت موفق کارکنان نیز از افزایش سود شرکت بهره ای می برند.
شرکت خوب منافعش را با کارمندها تقسیم می کند. در ایران خیلی مرسوم نیست ولی در شرکتی مثل مایکروسافت اگر شما پروژه را به موقع یا زودتر تحویل دهید به شما سهام شرکت می دهد. وقتی من سهام شرکتم را دارم با علاقه تلاش می کنم هر لحظه بهتر شود تا سهام من هم بالا برود.
شرکت موفق لزوماً شرکتی نیست که کارکنانش را در سهام خود شریک کند (که البته اگر بکند انگیزه و انرژی کارکنان یکباره چند برابر می شود)، بلکه دستکم می توان برای کارکنانی که واقعاً عملکردشان یک سر و گردن بالاتر از بقیه است، پاداشی در نظر گرفت.
5⃣. کارکنان، انسانند!
🔺شرکت موفق از شما فقط کار نمی خواهد. برایش مهم است که شما خارج از شرکت هم زندگی خوبی داشته باشید و برای تفریح و بقیه امور زندگیتان وقت کافی باقی بماند. مدیر موفق می فهمد که اگر کارکنانش هر شب مجبورند تا دیروقت بمانند و یا نمی توانند به هیچ مرخصی ای بروند، یک جای کار ایراد دارد.
شرکت موفق در ازای کار خوب حقوق خوب می دهد. شرکت موفق به جای اینکه ۱۰ کارمند نصفه نیمه با حقوق پایین استخدام کند، ۵ کارمند بامسئولیت و دلسوز با حقوقی بالاتر از رقیبان استخدام می کند. حقوق خوب در ازای کار خوب به کارمند این احساس را می دهد که کار خوبش دیده و قدرش دانسته می شود.
📕اگر تازه شرکتی را راه اندازی کرده اید، قدر نیروهای خوب خود را بدانید، به رشد دانش و مهارتشان کمک کنید، برای موفقیت کارکنانتان مسیری شفاف و بدون میانبر تعریف کنید و به آن پایبند باشید، سود خود را در گرو سود آنها بدانید و به بعد غیرکاری کارکنانتان نیز توجه داشته باشید. با همین کارها می توانید خاطرجمع باشید که نیروهای بااستعدادتان با شما می مانند و برای موفقیت شرکتتان نیز از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.
🌺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔊فایل صوتی👇👇
سخنرانی دکتر محمود سریع القلم
"آیا الگوی توسعه یافتگی داریم؟"
28 آذر 98
چهارمین کنفرانس سالیانه صنعت داروی ایران
🔺چرا امضای برجام نتوانست گره ای از کار ما بگشاید؟
🔺وقتی توسعه در اولویت سیاستمداران نیست، توسعه اقتصادی بی معناست.
🔺در کشوری که دو نفر نمیتوانند تفاهم و گفتگو کنند، توسعه به جایی نمی رسد.
🔺اشکالات فرهنگی و فکری ما چیست که به توسعه نمی رسیم؟
🔺ریشه تحول در ایران، تحول در افکار ماست.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شود
🆔 @Competentmanagers
سخنرانی دکتر محمود سریع القلم
"آیا الگوی توسعه یافتگی داریم؟"
28 آذر 98
چهارمین کنفرانس سالیانه صنعت داروی ایران
🔺چرا امضای برجام نتوانست گره ای از کار ما بگشاید؟
🔺وقتی توسعه در اولویت سیاستمداران نیست، توسعه اقتصادی بی معناست.
🔺در کشوری که دو نفر نمیتوانند تفاهم و گفتگو کنند، توسعه به جایی نمی رسد.
🔺اشکالات فرهنگی و فکری ما چیست که به توسعه نمی رسیم؟
🔺ریشه تحول در ایران، تحول در افکار ماست.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شود
🆔 @Competentmanagers
📕 شایستگی های مشترک بین مدیران بزرگ جهان
کتاب Great Managers Break The Rules : مصاحبههای تخصصی و دقیق موسسه گالوپ با مدیران موفق و بزرگ دنیا نشان داده که اغلب این مدیران دارای شایستگی ها و تواناییهای مشابهی بوده و هستند که وجود تمام یا بخش عمدهای از این استعدادها در یک فرد میتواند تا حد زیادی موفقیت و پیشرفتهای خیرهکننده او را در عرصه مدیریت تضمین کند و در ادامه به مهم ترین آنها اشاره شده است.
🔰شایستگی تکاپو برای رسیدن به هدف
🔺• موفقیت طلبی: عاملی است درونی، ثابت و خودانگیزشی
🔺• پرانرژی بودن: نیاز به تخلیه انرژی فیزیکی درون
🔺• تابآوری: توانایی تحمل فشارهای فیزیکی
🔺• رقابتطلبی: نیاز به مقایسه خود با دیگران
🔺• نیاز به کمال: نیاز به رسیدن به کمال از طریق استقلال، تکامل و شناخت
🔺• اعتقاد واقعی: نیاز به متمرکز ساختن زندگی خود حول محور ارزشهای مورد قبول
🔺• رسالت: تلاش برای تبدیل علایق به عمل
🔺• سرویسدهی: تلاش برای ارائه سرویس به دیگران
🔺• اخلاقیات: درک و فهم روشن از خوب و بد که راهنمای اعمال افراد باشد
🔺• تصویرسازی: تلاش برای شکل بخشیدن به تصورات و ارزشهای مربوط به آینده
🔰شایستگیهای فکری و ذهنی:
🔺• تمرکز: توانایی انتخاب اهداف و استفاده از آنها به عنوان راهنمای عمل
🔺• انضباط: نیاز به تزریق ساختارها و نظمبخشی به زندگی و کار
🔺• مرتبسازی: توانایی هماهنگسازی و ترتیب امور را دادن
🔺• تمرکزکاری: توانایی کنترل حواس در زمان کار کردن
🔺• دید منسجم: توانایی مشاهده نظم و ترتیب
🔺• مسوولیتپذیری: نیاز به پاسخگویی و پذیرش مسوولیتهای محوله
🔺• مفهومسازی: توانایی ایجاد و توسعه چارچوبها و ساختارهای ذهنی
🔺• تمرکز بر عملکرد: نیاز به هدفمند بودن و سنجش عملکرد
🔺• تفکر استراتژیک: توانایی تفکر درباره چیزها و حل مسائل پیچیده بدون در اختیار داشتن اطلاعات کامل
🔺• فرمولسازی: توانایی یافتن الگوهای همگون درون مجموعهای از اطلاعات
🔺• استعداد ریاضی: داشتن تسلط ذهنی بر اعداد
🔺• خلاقیت: توانایی شکستن الگوها و ساختارهای سنتی موجود بهمنظور انداختن طرحهای نو و موثرتر
🔰شایستگیهای ارتباطی:
🔺• تاییدطلبی: نیاز به تایید شدن از سوی دیگران
🔺• همدردی: توانایی شناخت احساسات و دیدگاههای دیگران
🔺• پیوند زدن: نیاز به ایجاد کارهای گروهی ماندگار
🔺• شبکهسازی: توانایی ایجاد شبکهای گسترده از اجزا
🔺• بین فردی: توانایی سرمایهگذاری ذهنی و هدفمند بر روابط
🔺• تفاوت شناسی: آگاهی از تفاوتهای فردی و توجه خاص به آن
🔺• توسعهخواهی: نیاز به سرمایهگذاری روی دیگران و رسیدن به احساس رضایت
🔺• شبیهسازی: توانایی نقش بازی کردن در قالبهای مختلف
🔺• روحیه تیمی: نیاز به ایجاد احساسات تشویقکننده حمایت مشترک
🔺• مثبتاندیشی: نیاز به نگریستن به جنبههای مثبت و نیمه پر لیوان
🔺• متقاعدسازی: توانایی متقاعدسازی منطقی دیگران
🔺• فعالسازی: توانایی حرکت دادن دیگران به سمت عمل
🔺• فرمان دادن: توانایی صدور فرمان و دستور
🔺• مصمم بودن: توانایی استفاده از احساسات و عواطف برای فائق آمدن بر مقاومتها
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@Competentmanagers
کتاب Great Managers Break The Rules : مصاحبههای تخصصی و دقیق موسسه گالوپ با مدیران موفق و بزرگ دنیا نشان داده که اغلب این مدیران دارای شایستگی ها و تواناییهای مشابهی بوده و هستند که وجود تمام یا بخش عمدهای از این استعدادها در یک فرد میتواند تا حد زیادی موفقیت و پیشرفتهای خیرهکننده او را در عرصه مدیریت تضمین کند و در ادامه به مهم ترین آنها اشاره شده است.
🔰شایستگی تکاپو برای رسیدن به هدف
🔺• موفقیت طلبی: عاملی است درونی، ثابت و خودانگیزشی
🔺• پرانرژی بودن: نیاز به تخلیه انرژی فیزیکی درون
🔺• تابآوری: توانایی تحمل فشارهای فیزیکی
🔺• رقابتطلبی: نیاز به مقایسه خود با دیگران
🔺• نیاز به کمال: نیاز به رسیدن به کمال از طریق استقلال، تکامل و شناخت
🔺• اعتقاد واقعی: نیاز به متمرکز ساختن زندگی خود حول محور ارزشهای مورد قبول
🔺• رسالت: تلاش برای تبدیل علایق به عمل
🔺• سرویسدهی: تلاش برای ارائه سرویس به دیگران
🔺• اخلاقیات: درک و فهم روشن از خوب و بد که راهنمای اعمال افراد باشد
🔺• تصویرسازی: تلاش برای شکل بخشیدن به تصورات و ارزشهای مربوط به آینده
🔰شایستگیهای فکری و ذهنی:
🔺• تمرکز: توانایی انتخاب اهداف و استفاده از آنها به عنوان راهنمای عمل
🔺• انضباط: نیاز به تزریق ساختارها و نظمبخشی به زندگی و کار
🔺• مرتبسازی: توانایی هماهنگسازی و ترتیب امور را دادن
🔺• تمرکزکاری: توانایی کنترل حواس در زمان کار کردن
🔺• دید منسجم: توانایی مشاهده نظم و ترتیب
🔺• مسوولیتپذیری: نیاز به پاسخگویی و پذیرش مسوولیتهای محوله
🔺• مفهومسازی: توانایی ایجاد و توسعه چارچوبها و ساختارهای ذهنی
🔺• تمرکز بر عملکرد: نیاز به هدفمند بودن و سنجش عملکرد
🔺• تفکر استراتژیک: توانایی تفکر درباره چیزها و حل مسائل پیچیده بدون در اختیار داشتن اطلاعات کامل
🔺• فرمولسازی: توانایی یافتن الگوهای همگون درون مجموعهای از اطلاعات
🔺• استعداد ریاضی: داشتن تسلط ذهنی بر اعداد
🔺• خلاقیت: توانایی شکستن الگوها و ساختارهای سنتی موجود بهمنظور انداختن طرحهای نو و موثرتر
🔰شایستگیهای ارتباطی:
🔺• تاییدطلبی: نیاز به تایید شدن از سوی دیگران
🔺• همدردی: توانایی شناخت احساسات و دیدگاههای دیگران
🔺• پیوند زدن: نیاز به ایجاد کارهای گروهی ماندگار
🔺• شبکهسازی: توانایی ایجاد شبکهای گسترده از اجزا
🔺• بین فردی: توانایی سرمایهگذاری ذهنی و هدفمند بر روابط
🔺• تفاوت شناسی: آگاهی از تفاوتهای فردی و توجه خاص به آن
🔺• توسعهخواهی: نیاز به سرمایهگذاری روی دیگران و رسیدن به احساس رضایت
🔺• شبیهسازی: توانایی نقش بازی کردن در قالبهای مختلف
🔺• روحیه تیمی: نیاز به ایجاد احساسات تشویقکننده حمایت مشترک
🔺• مثبتاندیشی: نیاز به نگریستن به جنبههای مثبت و نیمه پر لیوان
🔺• متقاعدسازی: توانایی متقاعدسازی منطقی دیگران
🔺• فعالسازی: توانایی حرکت دادن دیگران به سمت عمل
🔺• فرمان دادن: توانایی صدور فرمان و دستور
🔺• مصمم بودن: توانایی استفاده از احساسات و عواطف برای فائق آمدن بر مقاومتها
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@Competentmanagers
🔰 تعویق تصمیم (procrastination)
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
🔰"خستگی تصمیم" چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers
✅ علت ضعف تحقیقات علوم انسانی در ایران چیست ؟
✍️مصطفی ملکیان
1️⃣ وقتی محقق بداند عملاً تحقیقاتش مورد استفاده قرار نمیگیرد، هم انگیزه كارِ خوب را از دست میدهد و هم در نظرش چنین میآید كه میتواند كار خودش را با تقلب به پیش ببرد. من كمتر دیدهام كه به یك تحقیق علومانسانی در كشور ما ترتیب اثر علمی داده شود و نتیجهی تحقیقات در علومانسانی به جد گرفته شود. البته در میان علومانسانی، اقتصاد یك استثناست و اگر از آن بگذریم در سایر علوم شما هر قدر هم تحقیقتان عمیق باشد، باز كسی در مقام عمل به آن ترتیب اثر نمیدهد.
2️⃣ علومانسانی به طور یكنواخت وارد ایران نشده است و به صورت گزینشی و كاریكاتوری وارد ایران شده، در حالی كه علومانسانی در كشوری رشد میكند كه همه اجزایش متوازن پیش برود. برخی از رشتههای علومانسانی در كشور ما قویتر و برخی هم به صورت بسیار بسیار فاحش، ضعیفتر است. به هر حال باید توجه داشت كه علومانسانی، علومی هستند كه وابستگیشان به علوم دیگرِ انسانی، بیشتر از علوم فنی مهندسی نسبت به یكدیگر است.
3️⃣ علومانسانی تنها علومیاند كه تجسد تكنولوژیك ندارند، در نتیجه تفاوت میان قوی و ضعیف و میان شیاد و راستكار در این علوم معلوم نخواهد بود. در حالی كه مثلاً اگر من در علوم فنی و مهندسی شیادی بورزم، پلی میسازم كه با اولین كامیونی كه از روی آن رد میشود سقوط خواهد كرد و معلوم میشود كه من دانش فنی و مهندسی لازم را نداشتهام. یا اگر پزشك شیادی باشم از هر 20 عمل جراحی كه انجام میدهم، 19 تای آن ناموفق از آب در میآید و همه میفهمند كه من پزشكی هستم كه یا شیادم یا آن قدر كه ادعا میكنم معلومات پزشكی ندارم./سخنرانی علل عقب ماندگی ایرانیان ازعلوم انسانی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
✍️مصطفی ملکیان
1️⃣ وقتی محقق بداند عملاً تحقیقاتش مورد استفاده قرار نمیگیرد، هم انگیزه كارِ خوب را از دست میدهد و هم در نظرش چنین میآید كه میتواند كار خودش را با تقلب به پیش ببرد. من كمتر دیدهام كه به یك تحقیق علومانسانی در كشور ما ترتیب اثر علمی داده شود و نتیجهی تحقیقات در علومانسانی به جد گرفته شود. البته در میان علومانسانی، اقتصاد یك استثناست و اگر از آن بگذریم در سایر علوم شما هر قدر هم تحقیقتان عمیق باشد، باز كسی در مقام عمل به آن ترتیب اثر نمیدهد.
2️⃣ علومانسانی به طور یكنواخت وارد ایران نشده است و به صورت گزینشی و كاریكاتوری وارد ایران شده، در حالی كه علومانسانی در كشوری رشد میكند كه همه اجزایش متوازن پیش برود. برخی از رشتههای علومانسانی در كشور ما قویتر و برخی هم به صورت بسیار بسیار فاحش، ضعیفتر است. به هر حال باید توجه داشت كه علومانسانی، علومی هستند كه وابستگیشان به علوم دیگرِ انسانی، بیشتر از علوم فنی مهندسی نسبت به یكدیگر است.
3️⃣ علومانسانی تنها علومیاند كه تجسد تكنولوژیك ندارند، در نتیجه تفاوت میان قوی و ضعیف و میان شیاد و راستكار در این علوم معلوم نخواهد بود. در حالی كه مثلاً اگر من در علوم فنی و مهندسی شیادی بورزم، پلی میسازم كه با اولین كامیونی كه از روی آن رد میشود سقوط خواهد كرد و معلوم میشود كه من دانش فنی و مهندسی لازم را نداشتهام. یا اگر پزشك شیادی باشم از هر 20 عمل جراحی كه انجام میدهم، 19 تای آن ناموفق از آب در میآید و همه میفهمند كه من پزشكی هستم كه یا شیادم یا آن قدر كه ادعا میكنم معلومات پزشكی ندارم./سخنرانی علل عقب ماندگی ایرانیان ازعلوم انسانی
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers