یادی کنیم از این خانوم قری :))
یکی ام نداریم براش حساب قرض الحسنه باز کنیم هر شب بریزیم توش :(
#خانومای_دوپس_دوپسی
@Comentive
یکی ام نداریم براش حساب قرض الحسنه باز کنیم هر شب بریزیم توش :(
#خانومای_دوپس_دوپسی
@Comentive
👍9😐7
ویس تتلو درد مشترک همه پسرا 😂
حاوی الفاظ رکیک ❌
چرا هرکیو من ازش خوشم میاد یا جنده میشه یا شوهر میکنه یا میمیره یا [ داف میشه 😂 ]...
@Comentive
حاوی الفاظ رکیک ❌
چرا هرکیو من ازش خوشم میاد یا جنده میشه یا شوهر میکنه یا میمیره یا [ داف میشه 😂 ]...
@Comentive
👍6
همه کارای این اکیپای هنری و الکی خوشحال فیک و دروغه، از خنده هاشون بگیر تا دسته ایکس باکس که خاموشه.
> میخائیل گورباتف
@Comentive
> میخائیل گورباتف
@Comentive
👍19
یکی از هزار دلایلی که نمیتونم مهمونی بگیرم اینه که دوستام هیچ ربطی به هم دیگه ندارن.
| یک واقعا لیلی |
@Comentive
| یک واقعا لیلی |
@Comentive
👍20
👍2
دختر دکتر لیوکو: دوران مدرسه بزرگترین کثافت کاریتون چی بود؟🤭🔞😂
رضا: ما دو روز مونده به امتحانات ترم اول با یه تیم ۹نفره شب رفتیممدرسه با یه نقشه خفن از دیوار مدرسه بالا رفتیم البته سه نفرمون یکیم ماشین آورد بقیه پخش شدن اطراف جلو دوربینا که دید داشت به مدرسه سوالای ترم رو از گاو صندوق مدیر برداشتیم ولی خب بعد ها فهمیدن و پاره شدیم ولی تاریخی بود.
عابد ملعون: توی سماور چایی معاونا و معلما قرص اسهال ریختم و مدرسه ۴روز بخاطر اسهال بودنشون تعطیل شد
موقع نماز وقتی که معلم فیزیکمون داشت نماز میخوند تو کفشش شاشیدم
آموکسی سیلین آتیش زدم و بوی گندش کل مدرسهرو برداشت و فرداشم تعطیل شدیم
یبارم تو آزمایشگاه ریش معلم زیستمون رو به آتش کشیدم.
سام: پایه صندلی معلمو عمدا شکستیم با چسپ نگه ش داشتیم تا بشینه 😂همین که نشست جف پا رف رو هوااا😂😂😂🤣ای خدا عجب حال کردیم اون روز ولی خو همه افتادیم اون درسو.
نصیر: حق ۴۰۰ تا دانش آموزو با شاشیدن توی سماور مدرسه از ناظم و معلما میگرفتم 😂😅
فردوسش: من خیلی مثبت بودم خیلیی😂😂...شاید بزرگترین کارم کتاب باز کردن سر امتحان تاریخ بود😂😂
@Comentive | #کامنتا
رضا: ما دو روز مونده به امتحانات ترم اول با یه تیم ۹نفره شب رفتیممدرسه با یه نقشه خفن از دیوار مدرسه بالا رفتیم البته سه نفرمون یکیم ماشین آورد بقیه پخش شدن اطراف جلو دوربینا که دید داشت به مدرسه سوالای ترم رو از گاو صندوق مدیر برداشتیم ولی خب بعد ها فهمیدن و پاره شدیم ولی تاریخی بود.
عابد ملعون: توی سماور چایی معاونا و معلما قرص اسهال ریختم و مدرسه ۴روز بخاطر اسهال بودنشون تعطیل شد
موقع نماز وقتی که معلم فیزیکمون داشت نماز میخوند تو کفشش شاشیدم
آموکسی سیلین آتیش زدم و بوی گندش کل مدرسهرو برداشت و فرداشم تعطیل شدیم
یبارم تو آزمایشگاه ریش معلم زیستمون رو به آتش کشیدم.
سام: پایه صندلی معلمو عمدا شکستیم با چسپ نگه ش داشتیم تا بشینه 😂همین که نشست جف پا رف رو هوااا😂😂😂🤣ای خدا عجب حال کردیم اون روز ولی خو همه افتادیم اون درسو.
نصیر: حق ۴۰۰ تا دانش آموزو با شاشیدن توی سماور مدرسه از ناظم و معلما میگرفتم 😂😅
فردوسش: من خیلی مثبت بودم خیلیی😂😂...شاید بزرگترین کارم کتاب باز کردن سر امتحان تاریخ بود😂😂
@Comentive | #کامنتا
👍13
👍30