غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
جیم کری یا جمال کردی.
حمید چشم می‌دوزد به پاکت پاستیلش که روی شمع‌های سفره هفت‌سین می‌سوزد. هم‌چنان غم از دست دادن خرس ژلاتینی قرمز رنگ در دلش مانده.
تخم‌شربتی اما مجلس می‌خانه‌ی ما تخم نکاشت.
امرار معاش با نزاع خیابانی نیازمند یک دست شلوار پاره و ابراز علاقه به انیمه‌ در ماه مبارک رمضان‌ است.
برادر‌ها می‌جنگند، مگس‌ها می‌چرخند، آواز سر می‌دهد مرغابی وحشی، که چرا بجای نان، برایم تفاله‌ی سیگار انداختی.
ابراز و دردو تسکین. اشکال و‌ حل‌ تمرین.
آقای ابریشمی پارچه‌فروشی دارد. اشکال دارد که کرم‌های ابریشم اینقدر به من نزدیک شوند؟ من کرم بیدها را بیشتر دوست دارم.
مگر سرگین‌غلتان چقدر از تو‌ دور است، وقتی با انگشتت دماغت را می‌زدایی.
من در برابر مشکلات، مورچه‌ایم که بال دارد
اگر می‌دانستی و می‌دویدی. یکباره نه می‌دانستی و نه می‌دویدی. من اکنون نمی‌دوانم.
عنکبوت بود ولی کفش نداشت. مثل صد‌ها هزار نقص دیگر.
اما خوب می‌دوید، مثل صد‌ها هزار پای دیگر.
در حین دویدن مرد. مث صد‌ها هزار مرد دیگر.
I'm gonna drink my «گلاب»
I'm gonna watch my «سراب»
حالا بپذیر که بودنت در این عمق سیاه، نتیجه رها کردن زولبیاهاست.
راست‌گو ترین نوشابه اسپرایت بود.
بید از پنجره‌‌آمد، زیر لامپ خوابید. روز‌ها چه می‌کند؟
همه‌ی گل‌های آبی
وقتی همه چیز خراب شد، بایست و خاک‌ها را جارو‌ کن.
پتی‌‌بور مجمع جهانی صلح بیسکوییت‌هاست.