غم دردناک مداد رنگیها
@Colorofpain
81
subscribers
2
photos
2
links
مگر که چه؟
Download Telegram
Join
غم دردناک مداد رنگیها
81 subscribers
غم دردناک مداد رنگیها
این سفره برای آبادیهایمان کور است. بتکانیدش.
غم دردناک مداد رنگیها
کفش هایم جای من چنگ میزنند. میگویند دره جای تنهاییست، حتی برای ما دوتا.
غم دردناک مداد رنگیها
دست را جای نامناسب بگذار، نحیف و سردرگم.
غم دردناک مداد رنگیها
مشغول و شفاهی، ابتکار سلولزهای باستانی.
غم دردناک مداد رنگیها
ایزد بانوی مهر تشنهی شیرکاکائو است.
غم دردناک مداد رنگیها
کمککنید، پسرم دندانهایش را بخاطر آلوچه از دست داد. لطفا کمک کنید.
غم دردناک مداد رنگیها
سلیمان حرف بزن، نگذار این خر جای تو حرف بزند.
غم دردناک مداد رنگیها
مهمنیست دیگر، پرندههم باشی باید پاهایت را در سیمان خیس فرو کنی.
غم دردناک مداد رنگیها
مهمان سرزده در عصر دیجیتال
غم دردناک مداد رنگیها
از پنجره، مجسمهی انگشت فاکاش را بیرون انداخت.
غم دردناک مداد رنگیها
اسفندهم اسفندهای قدیم.
غم دردناک مداد رنگیها
مراجعهی سرد برای ابری که پیتزا دوست ندارد.
غم دردناک مداد رنگیها
جوانه میزند، پشمی که در انتظار مرگ ساعت است.
غم دردناک مداد رنگیها
گمشده، در جستجوی الدورادو
غم دردناک مداد رنگیها
ساده گامبردار، قدم به قدم. اینجا را تازه جارو زدند.
غم دردناک مداد رنگیها
افول بیتدبیر توپ بسکتبال. تو یک توپی، زمین را پس بزن.
غم دردناک مداد رنگیها
گلهای سرما زده. رنگهای فرورفته. زنبور بیپرواز.
غم دردناک مداد رنگیها
متاثر از دفن درندگان بیدندان.
غم دردناک مداد رنگیها
فاتحه برای سرفههای خوابرفته.
غم دردناک مداد رنگیها
اسکل بودن خودرا آویزان خانهی پرندگان میکنم.
غم دردناک مداد رنگیها
پیتزا پیژامه با پنیر سفارش دادم، من از تلفن زدن بیزارم.