غم دردناک مداد رنگیها
طرز تهیه صیانت به کصننت
کنسل شد؟ مهندسی معکوس.
عاج فیل بخر، برشهای کوچکشرا برای مجسمههایت استفاده کن. رستگار باش.
حرومزاده .
اگر زخمها به دست خودمان باشد چه؟ بازهم نور از میانشان وارد خواهد شد؟
هیچچیز در آنجا نبود جز یک گلخانه. آفتاب و آقای ساداتی به دنبال پیشروی بین سبزهها بودند. نور میتوانست خطی و نقطهای باشد.، آقای سعادت ولی فقط یکنقطه. یک نقطهی بزرگ و پر رنگ که گیرافتاده.
مگس از بالهایش شاکیست که پرواز نمیکنند. اما بالها گفته بودند، تا وقتهست، از پنجره برو.
اگر یک فندک داشتم که با گفتن «میو» روشن میشد، خوشحالتر بودم.
حمید چشم میدوزد به پاکت پاستیلش که روی شمعهای سفره هفتسین میسوزد. همچنان غم از دست دادن خرس ژلاتینی قرمز رنگ در دلش مانده.
امرار معاش با نزاع خیابانی نیازمند یک دست شلوار پاره و ابراز علاقه به انیمه در ماه مبارک رمضان است.
Forwarded from غم دردناک مداد رنگیها
برادرها میجنگند، مگسها میچرخند، آواز سر میدهد مرغابی وحشی، که چرا بجای نان، برایم تفالهی سیگار انداختی.