غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
چایی سرد قربانی نگاه گرما‌زده‌ی ماست.
شقیقه کجا بود؟
نمیدانم اما دردش را احساس می‌کنم.
کلاغ بی‌بدیل زینت‌ساز، رفت پای درخت و کرد آواز
تا کالاهات تموم نشده، سبد نهاییتو خرید کن.
طرز تهیه صیانت به
کص‌ننت
دریاجان، ماسه‌تان مستدام.
نقض باورها، خوردن ماست و خمار.
پنج کیلو پرتقال را جای یک آناناس بگیر.
فلفل آسیاب شده. میان انتظار برای مرغ دریایی در آب‌رنگ.
اندوه.
مفرد فارغ. کلاغ هاله‌لویا‌گو.
هر بار شکوفه دادیم این خاک خشک شد، گفت من وطنم.
دلشکسته‌تر از بیسکوییت‌ها ندیدم.
عاج فیل بخر، برش‌های کوچکش‌را برای مجسمه‌هایت استفاده کن. رستگار باش.
حرومزاده .
اگر زخم‌ها به دست خودمان باشد چه؟ بازهم نور از میانشان وارد‌ خواهد شد؟
هیچ‌چیز در آنجا نبود جز یک گل‌‌خانه. آفتاب و آقای ساداتی به دنبال پیشروی بین سبزه‌ها بودند. نور می‌توانست خطی و نقطه‌ای باشد.، آقای سعادت ولی فقط یک‌نقطه. یک‌ نقطه‌ی بزرگ و‌ پر رنگ که گیرافتاده.
مگس از بالهایش شاکی‌ست که پرواز نمی‌کنند. اما بالها گفته بودند، تا وقت‌هست، از پنجره برو.
اگر یک فندک داشتم که با گفتن «میو» روشن می‌شد، خوشحال‌تر بودم.
نانوا تصمیم گرفت که مشاعره را به تکامل برساند. «نون بده.»
سینستزیا داشت و با آن زمستان را سر می‌کرد.