غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
جنگ بین نمک محلول و سبد انگور یک داور دارد به اسم عدد مجهول.
تارزان اسپایدرمن نبود، تار نداشت ولی یه حسی درونش میگفت: آیاییاییای
جواب تولدت مبارک، "تولد توهم مبارک" باشه نیست.
پیش‌نهال خودرا در صندوق ما بکارید.
بنظرت مشت اگر صورت داشت همیشه اخم می‌کرد؟ عصبانی بود؟
من بنظرم مشت‌ها صورت ندارند. تورا نمی‌دانم.
نیمه اسپویل:
بلوز آبی من بیزار بود. پشت گردنم را چنگ می‌زد. میان زدودنش پاره‌اش کردم. همچنان روی تنم مانده. پاره اما بیزار نه.
گوریلی که انگشتش توی نافشه. گوریل فضولیه.
تیره ترین نزول تاریخ را اسکاچ ظرف‌شویی دارد. چه زیبا از پاکت‌اش در می‌آید و چه شرحه شرحه به زباله انداخته می‌شود.
زباله تولید می‌کنم. زباله.
اگر یک‌‌نفر آفتابه‌اش را از ماشین بیرون بریزد، آسفالت یخ می‌زند. اینطور وقتی فرمان را می‌چرخانی دیگر کنترلی نداری و چه سرنوشتی به وقت، به رنگ افتابه؟
چند ساله؟ گوساله.
و خاویاری که از رگ گردن به تو نزدیک تر است.
پاک‌کن عرق می‌ریخت و سیاهی را سفید می‌کرد. مثل هر عملی یک تاوانی داشت مگر نه؟
جواب نمی‌داد، وکیل‌اش را می‌خواست.
کاش که جیر جیر بودم پشت پنجرت جیرجیرک می‌کردم.
بالشت سلام رساند، گفت پشم بهتر است یا ثروت؟
ماموت بود. دلش می‌خواست مورچه شود.
مزاج بلغمی دارم انگار، البته "بل"اش خوانده نمی‌شود.
بین گزاره‌ها گدازه گذاشتم.
مشترک مورد نظر سالهاست می‌خواهد قایقش را از بطری بیرون بیاورد.