غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
گلوله‌ها را نام گذاری کن، مثلا این جا روی کتف من، جای "ساکورا"ست
روی قاب عکس اتورا جا گذاشتی، من را از او جدا کردی.
دست را بسوزان، بیماری نیاز مند خواب است.
استفهام متعمد
مشتعل اما باوقار
Forwarded from Deleted Account
منفعل اما متمرکز
این سفره برای آبادی‌هایمان کور است. بتکانیدش.
کفش هایم‌ جای من چنگ‌ میزنند. می‌گویند دره جای تنهاییست، حتی برای ما دوتا.
دست را جای نامناسب بگذار، نحیف و سردرگم.
مشغول و شفاهی، ابتکار سلولز‌های باستانی.
ایزد بانوی مهر تشنه‌ی شیرکاکائو است.
کمک‌کنید، پسرم دندان‌هایش را بخاطر آلوچه از دست داد. لطفا کمک کنید.
سلیمان حرف بزن، نگذار این خر جای تو حرف بزند.
مهم‌نیست دیگر، پرنده‌هم باشی باید پاهایت را در سیمان خیس فرو کنی.
مهمان سرزده در عصر دیجیتال
از پنجره، مجسمه‌ی انگشت فاک‌‌اش را بیرون انداخت.
اسفند‌هم اسفندهای قدیم.
مراجعه‌ی سرد برای ابری‌ که پیتزا دوست ندارد.
جوانه ‌میزند، پشمی که در انتظار مرگ ساعت است.
گمشده، در جستجوی الدورادو
ساده گام‌بردار، قدم به قدم. اینجا را تازه جارو زدند.