غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
شکوفه می‌رقصد و باد بهاری، نه. مادرش می‌گوید زشته.
سبزی‌های تراریخته، غیبت را دوست ندارند. می‌پلاسند
هیچ‌وقت نفهمید مادرش که لوزی بود، از خودش گذشت، تا با خواهرش، مثلث بشوند.
یک لیوان توری، همیشه لیوان دوم‌ست.
اگر یک سطح باشد که نتوانی از ان به رشدت ادامه دهی، مثل گل‌هایی می‌شوی که آسفالت را خراش میدهند تا بزرگ شوند؟
من؟ من که همان پتو‌ را می‌گویم، بخواب و محفوظ باش.
اگر اون پنجاه‌هزار دلار واقعی بود، چیکارش میکردی؟
یه پنکه به دوییدن فکر‌ میکنه.
از خون مگس‌های وطن لاله دمیده
بیا وایتکس بخور مادر، نذار سیاهی به قلبت رسوخ کند
من تورو نمی‌شناسم، پس چرا میای به خوابم.
پاکت‌کرانچی‌ هیچ‌وقت نمی‌داند کجا می‌رود. مثل من.
هیچ‌جا خامه‌ی آدم نمی‌شود. روی کیک مخصوصا
دوش‌ حمام‌ها چرا می‌خواهند آبشار شوند؟ مگر نمی‌بینند گرم می‌شوند، رویای آدم‌هارا می‌شویند، زیبایی آدم‌هارا می‌بینند. دوش‌ها چرا میخواهند آبشار شوند؟
بی‌جان ترین ابتکار، افتخار است.
متکا بوی درخت می‌دهد، باز دوباره صدایم می‌زند، بیا به این نم‌زدگی ملحق شو. جنون کپک‌های ابریشمی را به جان بخر، بار دیگر سبز شو‌.
تو هندونه‌ای یا قورباغه؟
دارد سرد می‌شود، من اندوخته‌ی شکلات‌هایم را زیر کدام درخت فراموش کرده‌ام؟
هندوانه کاشته شده، افراسیاب کشته شده.
روزی که گریه سکوت کرد، گربه سقوط کرد.
کشتار توت فرنگی تگزاس