من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد و من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد.
هیچوقت نفهمید مادرش که لوزی بود، از خودش گذشت، تا با خواهرش، مثلث بشوند.
غم دردناک مداد رنگیها
یک لیوان توری، همیشه لیوان دومست.
هیچ وقت لیوان سوم یک رابطه نباش.
اگر یک سطح باشد که نتوانی از ان به رشدت ادامه دهی، مثل گلهایی میشوی که آسفالت را خراش میدهند تا بزرگ شوند؟
من؟ من که همان پتو را میگویم، بخواب و محفوظ باش.
من؟ من که همان پتو را میگویم، بخواب و محفوظ باش.
دوش حمامها چرا میخواهند آبشار شوند؟ مگر نمیبینند گرم میشوند، رویای آدمهارا میشویند، زیبایی آدمهارا میبینند. دوشها چرا میخواهند آبشار شوند؟
متکا بوی درخت میدهد، باز دوباره صدایم میزند، بیا به این نمزدگی ملحق شو. جنون کپکهای ابریشمی را به جان بخر، بار دیگر سبز شو.
دارد سرد میشود، من اندوختهی شکلاتهایم را زیر کدام درخت فراموش کردهام؟