غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
شب را تخم مرغ میدید. زرده بود و خورشید می‌خواست. یکباره جوجه شد
یک‌ماه و چند ستاره کافیست، بیا پایین دیگر 6 روز شد باید زمین را تحویل دهیم
همه‌ی آبنبات‌ها بدون چوب، هنوز آبنباتند، اما چوب‌های پلاستیکی چه؟ در کدام سیاه‌چال ترد می‌شوند؟
برادر‌ها می‌جنگند، مگس‌ها می‌چرخند، آواز سر می‌دهد مرغابی وحشی، که چرا بجای نان، برایم تفاله‌ی سیگار انداختی.
برای تهیه اشتراک اینجا، یک مشت را در دست راست بگیر، در دست دیگر تَرَک را، ببین مشترک شدی.
من هویج را دوست دارم، اما اب هویج؟ بستنی میخواهد و من هویج را دوست دارم اما اب هویج؟ بستنی میخواهد.
من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع می‌خواهد و من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع می‌خواهد.
من از تو‌ افسرده ترم، من بطری خالی پلاستیکی‌.
شکوفه می‌رقصد و باد بهاری، نه. مادرش می‌گوید زشته.
سبزی‌های تراریخته، غیبت را دوست ندارند. می‌پلاسند
هیچ‌وقت نفهمید مادرش که لوزی بود، از خودش گذشت، تا با خواهرش، مثلث بشوند.
یک لیوان توری، همیشه لیوان دوم‌ست.
اگر یک سطح باشد که نتوانی از ان به رشدت ادامه دهی، مثل گل‌هایی می‌شوی که آسفالت را خراش میدهند تا بزرگ شوند؟
من؟ من که همان پتو‌ را می‌گویم، بخواب و محفوظ باش.
اگر اون پنجاه‌هزار دلار واقعی بود، چیکارش میکردی؟
یه پنکه به دوییدن فکر‌ میکنه.
از خون مگس‌های وطن لاله دمیده
بیا وایتکس بخور مادر، نذار سیاهی به قلبت رسوخ کند
من تورو نمی‌شناسم، پس چرا میای به خوابم.
پاکت‌کرانچی‌ هیچ‌وقت نمی‌داند کجا می‌رود. مثل من.