آشیانهی عقاب با تخممرغ شانسی پر میشود. مارهای شکلاتخور خوشحال میشوند.
یکماه و چند ستاره کافیست، بیا پایین دیگر 6 روز شد باید زمین را تحویل دهیم
همهی آبنباتها بدون چوب، هنوز آبنباتند، اما چوبهای پلاستیکی چه؟ در کدام سیاهچال ترد میشوند؟
برادرها میجنگند، مگسها میچرخند، آواز سر میدهد مرغابی وحشی، که چرا بجای نان، برایم تفالهی سیگار انداختی.
برای تهیه اشتراک اینجا، یک مشت را در دست راست بگیر، در دست دیگر تَرَک را، ببین مشترک شدی.
من هویج را دوست دارم، اما اب هویج؟ بستنی میخواهد و من هویج را دوست دارم اما اب هویج؟ بستنی میخواهد.
من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد و من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد.
هیچوقت نفهمید مادرش که لوزی بود، از خودش گذشت، تا با خواهرش، مثلث بشوند.
غم دردناک مداد رنگیها
یک لیوان توری، همیشه لیوان دومست.
هیچ وقت لیوان سوم یک رابطه نباش.
اگر یک سطح باشد که نتوانی از ان به رشدت ادامه دهی، مثل گلهایی میشوی که آسفالت را خراش میدهند تا بزرگ شوند؟
من؟ من که همان پتو را میگویم، بخواب و محفوظ باش.
من؟ من که همان پتو را میگویم، بخواب و محفوظ باش.