غم دردناک مداد رنگیها
سلام پاککن. آسوده بخواب، مدادها کوچ کردند
ترس تراشهای زیر تخت چه؟
گفت میرود، گفت در را نبند، مرا نگاهکن بعد. در باز بود، مگسی امد. نگذاشت بخوابد. اوهم رفت.
غم دردناک مداد رنگیها
گفت میرود، گفت در را نبند، مرا نگاهکن بعد. در باز بود، مگسی امد. نگذاشت بخوابد. اوهم رفت.
مگس میرود، مگس گفت در را نبند، مرا نگاهکن، در باز شد، آدمی آمد. نگذاشت بخوابد، آدم رفت.
غم دردناک مداد رنگیها
مگس میرود، مگس گفت در را نبند، مرا نگاهکن، در باز شد، آدمی آمد. نگذاشت بخوابد، آدم رفت.
خواب میرود، خواب گفت مگس را نبند، مرا نگاه کن. مگس باز شد، آدمی آمد. نگذاشت بخوابد. خواب رفت.
همینطور میگفت که یک نفر نان داشت اما دندان نداشت. دندان مصنوعی لای نان بگذار، تا ایزد در بیابانت دهد آب.
آشیانهی عقاب با تخممرغ شانسی پر میشود. مارهای شکلاتخور خوشحال میشوند.
یکماه و چند ستاره کافیست، بیا پایین دیگر 6 روز شد باید زمین را تحویل دهیم
همهی آبنباتها بدون چوب، هنوز آبنباتند، اما چوبهای پلاستیکی چه؟ در کدام سیاهچال ترد میشوند؟
برادرها میجنگند، مگسها میچرخند، آواز سر میدهد مرغابی وحشی، که چرا بجای نان، برایم تفالهی سیگار انداختی.
برای تهیه اشتراک اینجا، یک مشت را در دست راست بگیر، در دست دیگر تَرَک را، ببین مشترک شدی.
من هویج را دوست دارم، اما اب هویج؟ بستنی میخواهد و من هویج را دوست دارم اما اب هویج؟ بستنی میخواهد.
من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد و من انار را دوست دارم اما اناردون؟ نعناع میخواهد.