و اگر بگویم تخم را نشکن، تو میگویی چگونه کوکی درست کنم، من میگویم، ارامتر بزن.
ابتلای دیرهنگام به سناریوی آتش افروز جنگ نوشابههای بدونگاز. انقلاب علیه کپیتالیسم گازی.
اینا همش ساختگیه.
خسته شدم از لیوانی که روش
نوشته:MilkShake اما همیشه خالیه.
خسته شدم از لیوانی که روش
نوشته:MilkShake اما همیشه خالیه.
هندزفری دکترها نوار قلب پخش میکند.
°حالت صحنه آهسته و سیاهوسفید میشود°
°حالت صحنه آهسته و سیاهوسفید میشود°
یک روز دعوای لفظیام را به حمام عمومی میبرم و دیگر از شامپوها برنده نمیشوم.
یک روز بنیاد مستکبران در بازیای تاریخی از بنیاد مستضعفان پیروز میشود و فیلم حماسی در ابتدا به پایان میرسد.
یک روز تخت را به برق میزنی، روی گوشی میخوابی و در آواز، باران میخوانی.
بزرگترین آزمایشگاه تشخیص DNA را داشت. می گفت که به دنبال صلحست. اسلحهها را با گلها میپوشاند، تا شلیک نشوند، جنگ نشود.
اما مسیر انفجار تیرها را که بست، سربازها قطع عضو شدند. حالا باید تست DNA بگیرد که کدام دست، برای کدام سرباز است، میلیاردر خودساخته.
اما مسیر انفجار تیرها را که بست، سربازها قطع عضو شدند. حالا باید تست DNA بگیرد که کدام دست، برای کدام سرباز است، میلیاردر خودساخته.
غم دردناک مداد رنگیها
سلام پاککن. آسوده بخواب، مدادها کوچ کردند
ترس تراشهای زیر تخت چه؟