غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
آنهمه الماس تلاش می‌کند نشکند. تراش می‌دهندش. از‌ جانش چه می‌خواهید؟ بروید طلای تن فروش را بیشتر آب کنید.
مرغابیییییییی اردک بوددددددد
افتخارت را بخور، اما اسراف نکن. سیخش در‌ گلویت نرود.
ناامید، زمانی که میفهمی نعناع نیست، وقتی مدتیست انار دون کرده‌ای.
یه توپ دارم، بستنیه.
اگر حلزونی در دشتی پیدا کردی، نرو و غروب بیا تا سرعتش را امتحان کنی. تاریک‌ می‌شود گم‌اش می‌کنی.
سرباز مخالف سلاح گرم بود. گلوی دشمن را که پاره می‌کرد، خونشان را به صورتش میزد. صورت جنگی‌اش گرم می‌شد.
صدایش میزدند سرباز گرم.
سنگ سرد می‌شود. دل‌سنگ خطابش نکن. برایش زنجبیل بیاور.
انهدام اشک‌های اجباری، در طلب منفعت پیش‌گیری، ته‌نشین می‌شود و رسوب باعث گلو‌ درد می‌شود. بیا این پیاز. تجویز من برای تو
همه‌چیز به این بستگی دارد که لیوان فلزی‌ را تا کجا دور کنی. آنجا می‌شود همه‌چیز را دید. اگر بیشتر دقت کنی.
همه‌چیز به هندورابی بر می‌گردد
او به دیگری فکر می‌کرد. من به گاو تک‌شاخ.
ما یمشت خودکار جون به کف.
"و ناگهان بستنی."
لباست را به یاد آر، اگر نود غریبانه نداری.
برای قربان صدقه، میگویند موش بخورتت.
هیچ وقت شکنجه‌باموش را دیده بودند؟
گفت که حیوانات را زنده بگیر. از دارت‌های بی‌هوشی استفاده می‌کرد، تا آنجا که قورباغه‌ای گلویش را باد کرد.
اطمینان می‌دهم که استمرار اکتشاف نیست. آسمان صاف و آفتاب زرد نیست. هیچ پشه‌ای برای رضای خدا خون نمی‌گیرد و سلسله جبال البرز برای ابقای خاکت پابرجا نیست. سنجاب تنها نیست و بلوط‌های خودشیفته فقط می‌خواهند درخت شوند.
سوپر‌من با شنل نامرئی.
هری‌ پاتر در جستجوی ماری کوری
اگر تا ابد خورشید بتابد، چه بر سر کرم‌های شب‌تاب می‌آید؟