آنهمه الماس تلاش میکند نشکند. تراش میدهندش. از جانش چه میخواهید؟ بروید طلای تن فروش را بیشتر آب کنید.
اگر حلزونی در دشتی پیدا کردی، نرو و غروب بیا تا سرعتش را امتحان کنی. تاریک میشود گماش میکنی.
سرباز مخالف سلاح گرم بود. گلوی دشمن را که پاره میکرد، خونشان را به صورتش میزد. صورت جنگیاش گرم میشد.
صدایش میزدند سرباز گرم.
صدایش میزدند سرباز گرم.
انهدام اشکهای اجباری، در طلب منفعت پیشگیری، تهنشین میشود و رسوب باعث گلو درد میشود. بیا این پیاز. تجویز من برای تو
همهچیز به این بستگی دارد که لیوان فلزی را تا کجا دور کنی. آنجا میشود همهچیز را دید. اگر بیشتر دقت کنی.
برای قربان صدقه، میگویند موش بخورتت.
هیچ وقت شکنجهباموش را دیده بودند؟
هیچ وقت شکنجهباموش را دیده بودند؟
Wikipedia
Rat torture
torture involving rats
گفت که حیوانات را زنده بگیر. از دارتهای بیهوشی استفاده میکرد، تا آنجا که قورباغهای گلویش را باد کرد.
اطمینان میدهم که استمرار اکتشاف نیست. آسمان صاف و آفتاب زرد نیست. هیچ پشهای برای رضای خدا خون نمیگیرد و سلسله جبال البرز برای ابقای خاکت پابرجا نیست. سنجاب تنها نیست و بلوطهای خودشیفته فقط میخواهند درخت شوند.