غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
باطری‌ها، دلشان برای رادیو‌ها تنگ شده.
سوسک‌های سیاه ریز مدفون در هندوانه، روزی در شکم‌هامان بیدار می‌شوند.
سرامیک‌های آغشته به ادامس، افسردگی دارند.
لیوانت را زمین بگذار، علامت صلح چه بود؟ انگشت وسط؟
چرا آب‌نبات را با نِی سرو نمی‌کنند؟
کرفس از خودش‌ می‌ترسد. افتر شیو‌ می‌زند. باز برای بوی دندانش چه‌کند. همینطور بود که در عمل جراحی لوزه‌اش، مادر بزرگ نصفش کرد و‌ زنگ زد به نوه‌ها: خورشت کرفس داریم.
نوه‌ها تلفن را به رویش قطع کردند، بدون‌ خداحافظی.
هرگز نشه فراموش، سوخت فسیلی خاموش
هرگونه که حساب کنی؛ مخالف پیاز، لبخند است.
توی شناسنامه فوتبال دستی بود، صدایش میزدند هندبال
تو باران‌ خواستی، سرد بود، تگرگ شد. بوی زخم دستت، گرگ‌ها را کشاند به اینجا.
دیگر باران نخواه.
توپ بسکتبال برای خرس‌ها خیلی عزیز است. پرتاب‌های ۳ امتیازی میزنند به کندو‌های عسل. توپ را لیس میزنند، زنبور‌ها را از دور نگاه‌ می‌کنند.
اینده در دست‌ خرس‌های چاق است.
شماره‌ی نفس اماره رو بده، باهاش کار دارم. چی میگی؟ خوابه؟
گه خورده که خوابیده.
انجیرها روی‌ دوپا ایستادند، رستاخیز چسب‌ناک‌شان را شروع کردند، فصل عوض شد خشک شدند. ما ماندیم و میلیون‌ها جنازه‌‌ی شناور در شیره‌ انجیر.
حقوق چوب‌شورها
خمیازه‌ی باوقار نداریم. اما تو فرق می‌کنی.
یک روز یک دیوار را به میخ کشیدم، عروج کرد.
من دیگر چگونه قاب تورا اویزان کنم؟
آنهمه الماس تلاش می‌کند نشکند. تراش می‌دهندش. از‌ جانش چه می‌خواهید؟ بروید طلای تن فروش را بیشتر آب کنید.
مرغابیییییییی اردک بوددددددد
افتخارت را بخور، اما اسراف نکن. سیخش در‌ گلویت نرود.