غم دردناک مداد رنگیها
از گله جدا نشو میمیری.
انقراض دستهجمعی را بپذیر.
Forwarded from من یاشارم| (Ja far)
اون کسی که دیشب من این کلمه رو ازش یاد گرفتم خودش نوشت “کیاث”! :) روزی ۸ ساعتم مطالعه میکنه.
غم دردناک مداد رنگیها
قصه پنیر، قصهی زیبایی نیست.
دل روباههارا نسوزانیم
غم دردناک مداد رنگیها
نون و پنیر مهریه بود؟
حق تقدم با نان است.
گردو را راه نده داخل. همیشه از این عضو بدسیرت سفره بدم میآمد. خشک که میشود. دیگر خدا را بنده نیست.
سوسکهای سیاه ریز مدفون در هندوانه، روزی در شکمهامان بیدار میشوند.
کرفس از خودش میترسد. افتر شیو میزند. باز برای بوی دندانش چهکند. همینطور بود که در عمل جراحی لوزهاش، مادر بزرگ نصفش کرد و زنگ زد به نوهها: خورشت کرفس داریم.
نوهها تلفن را به رویش قطع کردند، بدون خداحافظی.
نوهها تلفن را به رویش قطع کردند، بدون خداحافظی.