غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
_خدا اکبر آقا رو بیامرزه.
+پدر، هنوز زندست اکبر آقا‌.
+ الو سلام. اکبر آقا؟ مرد؟
خدابیامرزه.
پدر چاقوی جیبی برایم نمی‌خرد، میگویم برایم ابزار چندکاره بخر. می‌خرد.
ابزار چندکاره، چاقو دارد.
همیشه که پرتقال، خونی نیست. یه وقتایی، گردوی پوست‌کاغذی می‌خری. چاقو خوب دو نیمه‌اش می‌کنه. از پوست رد می‌شه.
گردوی خونی.
چوب‌لباسی آبی، فرش قرمز و لباس‌هایی که در آتش سوختند.
فرش پوستمان را می‌خراشد. برهنه باشیم یا یخ‌زده؟
شیپور حرامزاده‌ی صورتی.
پاک‌کن را بده، جای پاک‌کن‌ات مانده.
پس‌زمینه زیباترین رنگ را داشت، اما او، زیباترین باید می‌بود. همه چیز را کوتاه کن که او دیده شود. حتی ساق پایت را.
خجنرم چنگال بود. شکارم کاهو‌ی پیچ.
آسمونتو شکر خدای من که بادکنک قرمزم قربونتیه.
حریقم را بدون اطفا رها کن، بخوابیم.
رقصم گرفته بود، مثل لواشکی در آب
پپسی نیست، اما تامی چرا، هست.
پیرزن‌های فراموش‌کار، به دنبال جاروی پرنده‌ی‌شان می‌گردند.
تجمع والدین بی‌سرپرست. کمبود آب‌نبات چوبی قرمز.
سیل می‌ آید‌. غرق کرانچی‌های آب شده.
خمیازه عقربه‌ها برایم‌ گران تمام شد. شاید ارزان. یادم‌نیست چند خریدمش.
هویج رعد‌آسا، نتیجه‌ی حمله‌ی حلزون‌ها.
نیایش برای خط نوری بین دو قمر. سرد و خشک‌ مثل فاصله.
از دندان تا بیابان راهی نیست.
هذیان سایه‌ها، چشم‌ها نویزی دارند‌که نورها ندارند.
نون و پنیر و لته