نیاز مبرم به پاستیل جوجهتیغی، تیغهای ابنباتی. قابل استفاده در میدان نبرد.
غم دردناک مداد رنگیها
مهبانگ، در آن کوش که خوش دل باشی.
همون خشگل کافیه. دلارو بدین به دریا، باد تا یه جایی میبره شمارو.
بیکها موز شدند، میمونها آموزشهای خوشنویسی با خودکار را برهم زدند.
هلوی هسته جدا، هستهاش از خودش جداست یا هستهاش از هم جداست؟
این بادام چیست اخر؟
این بادام چیست اخر؟
_خدا اکبر آقا رو بیامرزه.
+پدر، هنوز زندست اکبر آقا.
+ الو سلام. اکبر آقا؟ مرد؟
خدابیامرزه.
+پدر، هنوز زندست اکبر آقا.
+ الو سلام. اکبر آقا؟ مرد؟
خدابیامرزه.
پدر چاقوی جیبی برایم نمیخرد، میگویم برایم ابزار چندکاره بخر. میخرد.
ابزار چندکاره، چاقو دارد.
ابزار چندکاره، چاقو دارد.
همیشه که پرتقال، خونی نیست. یه وقتایی، گردوی پوستکاغذی میخری. چاقو خوب دو نیمهاش میکنه. از پوست رد میشه.
گردوی خونی.
گردوی خونی.
چوبلباسی آبی، فرش قرمز و لباسهایی که در آتش سوختند.
فرش پوستمان را میخراشد. برهنه باشیم یا یخزده؟
فرش پوستمان را میخراشد. برهنه باشیم یا یخزده؟
پسزمینه زیباترین رنگ را داشت، اما او، زیباترین باید میبود. همه چیز را کوتاه کن که او دیده شود. حتی ساق پایت را.
