غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
اگر میشد آدم‌هارا نامرئی کرد، شهر پر بود از طناب‌های آویخته. اعدام ‌های ناپیدا.
شامورتی بازی را باختم
من امتحانم، صبحا تو دفتر افتخارم، ریختن چایی و اینه اقتدارم بابا اینجا بیا منم نصفه‌کارم.
همیشه کبریت علیک می‌گفت و سنباده سلام. یک سلام و یک علیک، دعایت مستجاب.
۲ در ۲ میشود سیم. این را از پریز آموختم.
اگر تاریخ تکرار می‌شد، من باز ۱۲ می‌شدم.
هنداونه آبی فقط برای آقای دارابی‌ست.
انگشت‌های بی‌معلم، در ماشه جا مانند، سر انگشتان قطع شده گل بکار.
نعناع حتما باید باشه؟
بدتر از کج بودن تابلو، کج بودن دریچه کولر است، باور کن.
هندوانه از دستش افتاد، یخچال شکست.
مصدومیت از دست رفته.
هیچ وقت با سرعت بالا وقتی زمین لیزه، ترمز نگیر.
همیشه مبل در کمین است
موقع هجی کردن نباید همیشه نیم‌فاصله بگذاری. اخرش می‌‌خواهی بگی پایدار باشید، اما پا‌ی‌دار می‌نویسی.
اعدام می‌شود.
جدا ولی نمک آقا رو از کجا تولید میکنن.
یک دایره بزرگ، یک سفره ماهی، جنگ کاغذی ارتش بادی.
نیاز مبرم به پاستیل جوجه‌تیغی، تیغ‌های ابنباتی. قابل استفاده در میدان نبرد.
دایره، مربع، مربع، مربع.
منتظر بود قرص خواب رو بخوریم، بگه بیا بیدار بمونیم رفیق
ریشاشو با چاقوش میزد. قرار بود سیب پوست بکنه برامون.