دست میگذارد روی دلش، جوری میگرید که انگار میخندد. اما بنظر، جوری بخند که انگار میگریی. آسانتر است.
اگر میشد آدمهارا نامرئی کرد، شهر پر بود از طنابهای آویخته. اعدام های ناپیدا.
من امتحانم، صبحا تو دفتر افتخارم، ریختن چایی و اینه اقتدارم بابا اینجا بیا منم نصفهکارم.
همیشه کبریت علیک میگفت و سنباده سلام. یک سلام و یک علیک، دعایت مستجاب.
هیچ وقت با سرعت بالا وقتی زمین لیزه، ترمز نگیر.
همیشه مبل در کمین است
همیشه مبل در کمین است
موقع هجی کردن نباید همیشه نیمفاصله بگذاری. اخرش میخواهی بگی پایدار باشید، اما پایدار مینویسی.
اعدام میشود.
اعدام میشود.
نیاز مبرم به پاستیل جوجهتیغی، تیغهای ابنباتی. قابل استفاده در میدان نبرد.