غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
نان سنگک، لاستیکی بیش نیست.
اعتراف تو خالی زیر دندان پاندای افسرده، مُثلِه کردن بامبو‌ها.
حلوا و حلیم اوردم، دخترون رو کشتم.
سوی‌بالا را گرفتم، مربی گفت، سوپاپ، من گفتم کاتولیکه خب. بعد دیگر اخه سوپ که غذا نیست
پشه را تایپ می‌کنم، ایموجی‌اش که می‌آید کفشم را روی گوشی می‌کوبم. حالا پشه مانده، گوشی شکسته. یک پشه می‌آید، وییز کردنش در گوشم باعث آزار است. روی گوشی می‌نشیند. کفش را روی گوشی می‌کوبم. گوشی خونی می‌شود.
پشه‌ی دیجیتال، هنوز پابرجاست.
ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
چرا خب بخاطر فیل، آج را نمی‌کشی؟
نفست را اتو کردم، به تنت می‌آید. بیشتر بکش.
یک لنگه جوراب سفید شده‌ام. کجایی نیمه‌ی گمشده‌ام؟
مورد نظر باشیم، در دسترس نه.
یک خون، مانند بذر‌گندم است، از هر خوشه‌اش ده برابر خون می‌چکد.
آب می‌خورد، گلوله می‌خورد، آب می‌خورد.
بدخیم، مثل موی توی سبزی.
یادگیری استیصال از توپ پینگ‌پنگ گیر کرده در دریچه کولر.
من به کسی که به سنجاب گیر می‌دهد که: برو بلوط را پیدا کن، ایراد نمیگیرم، ولی واقعا. سنجاب از کجا بداند؟
عجیب نیست؟ درخت را می‌بری، شکل فیل تراش می‌دهی، فیل را می‌کشی، عاجش را تراش می‌دهی، در چوب شکل گرفته‌ات می‌گذاری.
دست می‌گذارد روی دلش، جوری می‌گرید که انگار می‌خندد. اما بنظر، جوری بخند که انگار می‌گریی. آسان‌تر است.
چیپس بی‌سرانجام.
بیت‌باکس کن زیر نوحه.
تو بیا خوبی کن، من قندانت می‌شوم.
اگر میشد آدم‌هارا نامرئی کرد، شهر پر بود از طناب‌های آویخته. اعدام ‌های ناپیدا.