اگر قانون سوم نیوتون رو در نظر بگیری، حالا وقتی برای یکثانیه جای فلز رو با چوب توی دنیا عوض کنی، میتونی جمع بزرگی از چوببرهایی رو ببینی که دستاشون قطع شده.
اگر اصطکاک ایستایی نبود با جنبش بیخوابی کوالاها چیکار میکردی؟
با هایلایتر شارژرمو مارک کردم که یادم نره از کجا اومدم و اومدنم بهر چی بود
اگر بیجنبه باشم چه؟ اگر رولت روسی بازی کنیم چه؟ اگر دیدم داری میبری خودم شلیک کردم به تو چه؟ درسته، به توچه؟
همش میگوید: میخواهم زنده بمانم را ببین، اما من نمیخواهم زنده بمانم.
اعتراف تو خالی زیر دندان پاندای افسرده، مُثلِه کردن بامبوها.
سویبالا را گرفتم، مربی گفت، سوپاپ، من گفتم کاتولیکه خب. بعد دیگر اخه سوپ که غذا نیست
پشه را تایپ میکنم، ایموجیاش که میآید کفشم را روی گوشی میکوبم. حالا پشه مانده، گوشی شکسته. یک پشه میآید، وییز کردنش در گوشم باعث آزار است. روی گوشی مینشیند. کفش را روی گوشی میکوبم. گوشی خونی میشود.
پشهی دیجیتال، هنوز پابرجاست.
ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
پشهی دیجیتال، هنوز پابرجاست.
ویزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
غم دردناک مداد رنگیها
مورد نظر باشیم، در دسترس نه.
مشترکهم بودیم، نوبت را رعایت کنیم.