با سرعت به دره میروی و بعد بالا میآیی میبینی که لاینهای سفید کوه بودند و تو دماغت میخارد.
قطره قطره، شاش میچکید. پوشکی که برای ساختمان کافی نبود. فاضلابی که اسمش رایحه بود.
به خط زرافه زنگ میزنم. ببر ناراحت میشود با اکسیژن ترکیب میشود. من عذابوجدان میگیرم
برای خوردن پفک از چاپستیک استفاده کن تا دستهایت را راحت داخل موهایت کنی.
مستعد شفاف سازی های خاورمیانه. میدانی اگر جای گلوله اسمارتیز بود، باز هم میمردی؟
همیشه در صحنه، همیشه پردهها کشیده و شخصی تعظیم کرده. پوسیده و سبز باش درخت کاج. تعظیم نکن به عفریتهها.
نوزاد نارس را میوهای بود که از درخت آویزان شده بود، چتر برایش خوب نیست آفتاب زودتر میکشدش. شاید هم کلاغ باید برای شام بیاید.