وقتی که گفتم همه چیز به اعتدال باشد، منظورم این نبود که چیپس را از من هم بگیری.
امیر را اشتباها میرا بنویس، در کلاس های کیمیاگری برای یافتن جاودانیت شرکت کن.
با سرعت به دره میروی و بعد بالا میآیی میبینی که لاینهای سفید کوه بودند و تو دماغت میخارد.
قطره قطره، شاش میچکید. پوشکی که برای ساختمان کافی نبود. فاضلابی که اسمش رایحه بود.
به خط زرافه زنگ میزنم. ببر ناراحت میشود با اکسیژن ترکیب میشود. من عذابوجدان میگیرم
برای خوردن پفک از چاپستیک استفاده کن تا دستهایت را راحت داخل موهایت کنی.