فندکهای آشپزخانه زئوس. جرقهها توسط خود خدای رعد و برق پر میشود.
این تمساح خیلی ملوسه، دندانهاشو کند کردیم و روحیهش لطیفه، احتمال یکدرصد وجود دارد که حمله کند، احتمال زیادی نیست. فروشنده هربار همین را میگفت. او تنها صاحب مراسمات کفن و دفن شهر بود.
همیشه پول را پور، میگفت، برای همین در مطب دکتر، سنگ میشد، و دکتر میگفت بگو آ، و او پور میداد. همه چیز سنگاپور بود.
سالمماندن با این شیرها عجیب است، چطور تاریخ مصرفشان میگذرد اما دندانهایشان هنوز تیز است.
۲ را که میزنی، بین ب ت ه ث باید انتخاب کنی. من دو را میزدم که گفته بودی برای درخواست نود، به این شماره ۲ را پیامک کنید. من ب، ت، ه، ث فرستادم.
چشمش دایره داشت و من وقتی که توی آن فوتمیکردم، بزرگ میشد سرش و منتظر میماندم مغزش بترکد.
فردا دوباره همانمیشد.۰
فردا دوباره همانمیشد.۰
سیم سیم سیم سیم سیم سیم سیم سیم سیم سیم سیمئ سمیئس ینسی سمی سمنی سیسمی سیمسیمسی سمی یمس یمسی سمیسمی سمی سیمس یسمی سمیسمی سمی سمی سیمسی سمی سیسمی سیسیمس
وقتی که گفتم همه چیز به اعتدال باشد، منظورم این نبود که چیپس را از من هم بگیری.