غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
بیا بازی کنیم، من چشم میذارم تو بمیر.
غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
پیدایت نمی‌کنم.
اشکال ندارد، بالاخره بوی جسدت و کرم‌ها و مگس‌ها جایت را به من می‌گویند
ساعت را تاریخ کنیم، اینجا بود که کرونا آمد.
شوالیه در تخت خوابیده بود، با ارزوی آمدن پرنسس با‌ موش سفید.
فندک‌های آشپزخانه زئوس. جرقه‌ها توسط خود خدای رعد و برق پر می‌شود.
این‌ تمساح خیلی ملوسه، دندان‌هاشو کند کردیم و روحیه‌ش لطیفه، احتمال یک‌درصد وجود دارد که حمله کند، احتمال زیادی نیست‌. فروشنده هربار همین را می‌گفت. او تنها صاحب مراسمات کفن و دفن شهر بود.
مرغی تنها، بریون، دل‌نگرون
همیشه پول را پور، می‌گفت، برای همین در مطب دکتر، سنگ می‌شد، و دکتر می‌گفت بگو آ، و او پور میداد. همه چیز سنگاپور بود.
از دندانه‌های سین خسته شدم، حتی شین. از راه که می‌رثی ثلام کن.
بالاخره، گراز تجزیه شد.
سالم‌ماندن با این شیر‌ها عجیب است، چطور تاریخ مصرفشان می‌گذرد اما دندان‌هایشان هنوز تیز است.
سبیل با اسانس موهیتو.