غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
من هی کبریت روشن می‌کنم و تو هی فرار می‌کنی، از چه میترسی‌. تو آدمی. آهان یادم رفت، فرشته تازه تورا زنده کرده، آدمک کاغذی.
من توی هر گیلاسی که برداشتی یک کرم ‌گذاشتم. تو عادت داری همه چیز‌ را نگه‌داری. پروانه‌هارا دوست داری؟
بچرخ تا بچرخیم، شعار لاستیک فروشی بود‌. من پنچر شدم رفیق. تو برو.
کلاغ‌ها خبر آوردند که کلاغ‌ها خبر آوردند.
خط خط خط خط خط خط خط
اینجا خط‌زیاد بود خط‌کشم شکت و من نمیدونم چرا سانتی‌متر‌ها، باد‌کنک‌هایین که اگه بادشون کنی متر می‌شن.
همه‌چیز خط بود و من درست می‌دیدم. خط‌خطی‌های منظم.
پیراهن سفیدی لکه‌ی زردی دارد که باید شسته شود. نه لکه‌اش برود. نه، پیرهن زرد بود، باید سفیدش برود. باید برود.
من روز اول افسری، تابلو‌هارا جریمه کردم. همیشه اینجا پارک‌ می‌کنند، حرام‌زاده ها.
پتک را از اجاق در آوردم. ورق آهن را روی آن می‌کوبیدم.
من ضحاک آهنگر.
من کسی بودم که باور داشت وقتی می‌افتد، جاذبه برعکس می‌شد تا دوباره جای درستی قرار بگیرم. الان باور دارم سوار اسب پرنده می‌شوم.
همیشه منتظرت بودم پشت شیشه، ولی نیامدی، پیترپن.
برایت سوپرایز دارم، چشمانت را ببند.
یک قدم‌جلو تر، یک قدم جلو تر، و خب این بود دیگر، خواستم بگم چقدر صخره بلند است. زمان‌رسیدنت به زمین را حساب کنم.
افعی‌‌های انرژی زا.
بیا بازی کنیم، من چشم میذارم تو بمیر.