مشتقات این اتوبان شامل سفرهای نصفه و نیمه میشود. تمام مسافران را با تیر میزنیم.
نرم روی نان تست لغزیدم. قرار بود این نان خشک بشود. برق رفت و من سقوط میکنم.
تو درختی و من نفرینت میکنم. تو دستمال کاغذی شدی و همیشه زبالهای.
تو برایم چاقو کشیدی و من کوله را برداشتم، باید از قلههای دندانه هایش بالا میرفتم.
هدیه ۳۰ کیلو هویج به خرگوش سوگلی. خرگوشی که فقط برگ هویج را میخورد.
پلاستیک را دور سرم پیچید، محکم فشار داد. من نمیتوانم تکانش بدهم. البته میگوید سرمازده میشوم. برف میآید.
اینجا هیچ کلیدی برای چند چراغ و هیچ چراغی در مشارکت چراغ دیگری نیست. تنهایی روشنایی.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
میگفت: میخوام فلامینگو بشم، فصل مهاجرت که شد باهاشون پرواز کنم!
من هی کبریت روشن میکنم و تو هی فرار میکنی، از چه میترسی. تو آدمی. آهان یادم رفت، فرشته تازه تورا زنده کرده، آدمک کاغذی.
من توی هر گیلاسی که برداشتی یک کرم گذاشتم. تو عادت داری همه چیز را نگهداری. پروانههارا دوست داری؟
اینجا خطزیاد بود خطکشم شکت و من نمیدونم چرا سانتیمترها، بادکنکهایین که اگه بادشون کنی متر میشن.