غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
تولیدی لیوان های شیشه ای پر از بادکنک های مذاب است.
هلو را نگرفتم که لیموناد بگوید من در تابستان زیباترم. و هلو بیکینی تنش بود.
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسنجاب
پریز تلفن دارای یک دفترچه است که تویش آقا رضا سوپاپ اطمینان گرفته.
من ابتکار ژلاتین ها را تشویق میکنم. همیشه میلرزانند.
دستانش میلرزید و خسته بود. آرام قرصش را پنهانی برداشت و خورد. قرص جویدنی ویتامین C
سماورهای تشنه خون. چای سرخ آلبالویی
در دماغش نی هارا فرو کرد. میخواست روی زمین باشد و در خاک خفه شود.
پست کرد دماغش را. نمیتونست عطرش را از یاد ببرد.
این‌گونه شد که سطل آشغال‌ها کلاهی بودند برای من که دیده نشوم.
تو آفتاب بودی، و من سوسک ریز توی برنج.
من خسته شدم، بطری خالی را درون لیوان‌ پر گذاشتم. این شد سومین سکس شیشه‌ها.
من در زندگی قبلیم، کاکتوسی بودم که به او آب نمیدادی چون خیال میکردی دوام می‌آورد.
تو بجای باشه میگی باجه، و من رسید میخواهم. اها میگی باج، باشه.
ترد اما شکننده بود. هم‌جنس. هم‌دیگر را می‌شکستند. دوباره ضربه‌ می‌زد. وقتی دندان هایش، به استخوان کتف رسیده بود. من آبنبات گاز می‌زدم.
سیب‌های پوسیده، راکت‌های پینگ پنگ را کثیف می‌کنند.
تو هی به من بگو و گو گو گو گو گو گو گو گو گو
بوی دود گرفته اتاق، از بس کبریت را با کبریت روشن کردم
مشتقات این اتوبان شامل سفرهای نصفه و نیمه می‌شود. تمام مسافران را با تیر میزنیم.
و کِی پنچر گیری‌ها، سوراخ این جوراب‌ها را درست می‌کنند؟
صبحانه‌الله.