هلو را نگرفتم که لیموناد بگوید من در تابستان زیباترم. و هلو بیکینی تنش بود.
پریز تلفن دارای یک دفترچه است که تویش آقا رضا سوپاپ اطمینان گرفته.
دستانش میلرزید و خسته بود. آرام قرصش را پنهانی برداشت و خورد. قرص جویدنی ویتامین C
در دماغش نی هارا فرو کرد. میخواست روی زمین باشد و در خاک خفه شود.
من خسته شدم، بطری خالی را درون لیوان پر گذاشتم. این شد سومین سکس شیشهها.
من در زندگی قبلیم، کاکتوسی بودم که به او آب نمیدادی چون خیال میکردی دوام میآورد.
ترد اما شکننده بود. همجنس. همدیگر را میشکستند. دوباره ضربه میزد. وقتی دندان هایش، به استخوان کتف رسیده بود. من آبنبات گاز میزدم.
مشتقات این اتوبان شامل سفرهای نصفه و نیمه میشود. تمام مسافران را با تیر میزنیم.