غم دردناک مداد رنگیها
بادکنک هایی با پوست آدمیزاد.
تولید آدمهایی با حساسیت پوستی.
یک روز شیر تمام خواهد شد. دست ها کثیف. آهوها راحت. شیر خشک گران خواهد شد.
https://t.me/man_Jafaram/8950
سگ مرده اش را به خاک میسپاریم. ساکت باشید. قرآن پخش کن.
سگ مرده اش را به خاک میسپاریم. ساکت باشید. قرآن پخش کن.
Telegram
من یافارم|
با کسی که پاهاش بوی سگ مرده میده و نشسته کنارتون چه رفتاری می کنید؟
شعار می دهد که پوست تخم مرغ های پخته را راحت جدا می کنم. من مرغ بی گناه.
میگفت چرا مرا هی نیش میزنی؟
آخر او اسم مرا کبرا می نوشت. من "ی" دوست داشتم
آخر او اسم مرا کبرا می نوشت. من "ی" دوست داشتم
Forwarded from پستف Posttof
تف هایت را بگذار توی قالب یخ. بعد توی شیر که میندازی میشود آیس تافی.
هلو را نگرفتم که لیموناد بگوید من در تابستان زیباترم. و هلو بیکینی تنش بود.
پریز تلفن دارای یک دفترچه است که تویش آقا رضا سوپاپ اطمینان گرفته.
دستانش میلرزید و خسته بود. آرام قرصش را پنهانی برداشت و خورد. قرص جویدنی ویتامین C