غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
سازمان تصفیه و فروش تف با عنوان آب معدنی. از شما دعوت به همکاری می نماید.
جلوی پنکه کدامتان میتوانید با تف، قسمت بیشتری از صورتتان را خیس کنید؟
من پنجره را گاز میزدم. پنجره نباتی.
چشم بودم، تف که میکردم. عاشق میشد اشک میریخت.
مسلسل تف را خدا آفرید تا تو زیر بارانش عاشق شوی
بجای هرویین تف بریز روی قاشق روی شعله ات. کف بهتری هم دارد.
Forwarded from پستف Posttof
شما تف را اسراف کن ولی بچه های آفریقا تف هم ندارند.
Forwarded from پستف Posttof
آرش، تفش به توران زمین رسید. و مرد.
سایه بان خریده ام، برایش تفنگ گرفته ام. هرقدمی که افتاب نزدیک شد، تا پای جان از سایه محافظت کن.
Forwarded from من یاشارم| (Ja far)
اولی بچه بود که مرد. بیماری داشت. دکترا میگفتن زنده نمیمونه و منم خواستم که راحت بشه کشتمش! با باد پنکه.
بادکنک هایی با پوست آدمیزاد.
یک روز شیر تمام خواهد شد. دست ها کثیف. آهوها راحت. شیر خشک گران خواهد شد.
من گفتم برعکس "مرگ"، "زندگی"ست.
گفتی می شود "گرم". کصخل.
ارجاع به زباله های بازیافتی چرنوبیل. شیفت را بگیرید.
شلوار لی را دم کن. امشب باید نیلی باشد.
شعار می دهد که پوست تخم مرغ های پخته را راحت جدا می کنم. من مرغ بی گناه.
میگفت چرا مرا هی نیش میزنی؟
آخر او اسم مرا کبرا می نوشت. من "ی" دوست داشتم
من میدانم "ی"، روزی یک قوری بود.