غم دردناک مداد رنگیها
عمو زنجیر باف امروز نمیآید. چون تو صدای قورباغه را نمیدانی.
عمو زنجیر باف، بس است هرچه اوردی، من برایت هدیه گرفتم. دیگر میتوانی با اسکیت بیایی
نیاز داریم عروس را غرق کنیم. فقط لازم است هنگام بوسه کنار اسکله, بزنی زیرپایش. لباسهایش غرقاش میکنند.
غم دردناک مداد رنگیها
استخوان پایم ترک خورد. دیوار اتاقم حسودی میکرد.
لایه داخلی حسادت آفتاب. بیرونی حسادت سایه. من پایم را گچ گرفته بودم. لایه داخل حسادت آفتاب.
سازمان تصفیه و فروش تف با عنوان آب معدنی. از شما دعوت به همکاری می نماید.
غم دردناک مداد رنگیها
سازمان تصفیه و فروش تف با عنوان آب معدنی. از شما دعوت به همکاری می نماید.
مشتریان از غلظت بالای آب شکایت دارند. رقیق تر لطفا.
جلوی پنکه کدامتان میتوانید با تف، قسمت بیشتری از صورتتان را خیس کنید؟
Forwarded from پستف Posttof
شما تف را اسراف کن ولی بچه های آفریقا تف هم ندارند.
سایه بان خریده ام، برایش تفنگ گرفته ام. هرقدمی که افتاب نزدیک شد، تا پای جان از سایه محافظت کن.
Forwarded from من یاشارم| (Ja far)
اولی بچه بود که مرد. بیماری داشت. دکترا میگفتن زنده نمیمونه و منم خواستم که راحت بشه کشتمش! با باد پنکه.
غم دردناک مداد رنگیها
بادکنک هایی با پوست آدمیزاد.
تولید آدمهایی با حساسیت پوستی.
یک روز شیر تمام خواهد شد. دست ها کثیف. آهوها راحت. شیر خشک گران خواهد شد.