98. 98. 98,97,96. دستت را بردار، فقط دو درصد مانده شارژ کنم گوشیرا.
چهار حبه سیب را از گوشه به یک مرکز متصل کن، حالا سعی کن فرفرهات را نخوری.
مهر تق تق میکند و من در را باز میکنم و تو میگویی نمازت را نشکن، من بشکن میزنم و تو ناپدید میشوی.
همین است که دائم خودم نیستم. این قیرهارا هی روی این آسفالت قدیمی میریزی.
و زیر آفتاب خشکیده بود و پوست میانداخت.
_پوستتو نداز زمین بیفرهنگ.
_پوستتو نداز زمین بیفرهنگ.
جسد بیجان قورباغه های افسرده، سوژه درس هنر امروز است. با خود یک تکه چوب بیاورید.