غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
میبینم آشفته‌ای، بیا آرام منگنه‌هایت را باز کنم، سیمی‌ات کنم.
این‌ انگشت کی‌ست توی این شیشه؟
_اولین لایکی که از او گرفتم.
سنگ‌را پرت کن و من حوصله جاخالی دادن ندارم.
من عینکی داشتم که شکست. شیشه‌هایش را کباب کردم. بیا باد بزن و مراقب باش نسوزد.
من سنگ بودم، و تو جسدی که باعث افتادنم به اب شدی.۰
سیستم دفاعی پرتگاه، وقتی بپری، با تیغه نصف خواهی شد.
لشکری که در تابلو تازیده، منی که زیر پای اسب له شده‌ام.
تبلیغ پر فروش گیره‌های لباس، پیاز‌ها کارخانه‌دار شده‌اند.
موهایش را که ناز می‌کنم، میگوید: برشان دار، برو کباب کن.
و ردی از جای پا روی این سکو‌ها، چه خوش به حال ما که خون توست. خون ریخته‌ی تو. ما گوسفندانِ تازه رسیده به شهر.
چنگیز افتاده بر روی جاده ابریشم
مهاجمان کولر‌هارا بردند، و ما تسلیم شدیم.
اگر یک کپسول اکسیژن مانده باشد، بحث سر بقا نیست. برای فضانورد شدن باید دو‌ سرعت را بلد باشی.
پس‌کی رو نمیرسن، پس‌کی رو پیدا میکنن، درو باز میکنن، به آفتاب می‌رسن.
اگر هنوز نمر‌دی، چون هویج‌ها هنوز داخل تفنگم جا نمی‌شوند.
عنکبوتی کشت، سیگار روشن کرد. تار عنکبوت کشید.
اجتناب از متصل کردن جک 3.5 میلی‌متری. بیا برات بخونم.
مممممممممممممممممممممممممممممممتنع
نهایت انگیزه‌ات برای زندگی؟
_اینکه وقتی میگویم بعععع، گله‌ی آن‌ور جاده جواب بدهد: بعععععع
و بار دگر، عروس‌های دریایی، طلاق خواهند گرفت. مهریه‌ای که یک دریا بود.