غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
دو نوزاد رها شده از صخره‌ی مرگ، نوزادانی که نفس نمی‌کشیدند
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
یه روز رفتم اتریش گذاشته بود نشناختمش.
آلبالو‌های افسوس خورده. با کرم‌های مست.
Forwarded from Sina Hosseinisharif
نمیدونم چرا فکر کردن کشتن با تفنگ کمتر از سر بریدن برام دردناکه
بیا گوشت را سوراخ کنم، ارام وایسا، فقط یک گلوله‌است.
میبینم آشفته‌ای، بیا آرام منگنه‌هایت را باز کنم، سیمی‌ات کنم.
این‌ انگشت کی‌ست توی این شیشه؟
_اولین لایکی که از او گرفتم.
سنگ‌را پرت کن و من حوصله جاخالی دادن ندارم.
من عینکی داشتم که شکست. شیشه‌هایش را کباب کردم. بیا باد بزن و مراقب باش نسوزد.
من سنگ بودم، و تو جسدی که باعث افتادنم به اب شدی.۰
سیستم دفاعی پرتگاه، وقتی بپری، با تیغه نصف خواهی شد.
لشکری که در تابلو تازیده، منی که زیر پای اسب له شده‌ام.
تبلیغ پر فروش گیره‌های لباس، پیاز‌ها کارخانه‌دار شده‌اند.
موهایش را که ناز می‌کنم، میگوید: برشان دار، برو کباب کن.
و ردی از جای پا روی این سکو‌ها، چه خوش به حال ما که خون توست. خون ریخته‌ی تو. ما گوسفندانِ تازه رسیده به شهر.
چنگیز افتاده بر روی جاده ابریشم
مهاجمان کولر‌هارا بردند، و ما تسلیم شدیم.
اگر یک کپسول اکسیژن مانده باشد، بحث سر بقا نیست. برای فضانورد شدن باید دو‌ سرعت را بلد باشی.
پس‌کی رو نمیرسن، پس‌کی رو پیدا میکنن، درو باز میکنن، به آفتاب می‌رسن.
اگر هنوز نمر‌دی، چون هویج‌ها هنوز داخل تفنگم جا نمی‌شوند.