همیشه ۷ ها سراغ اندیشههای صلح آمید میروند. اما من همیشه میگفتم دوتا نون سنگک.
Forwarded from Mehran
برای این که به بقیه بفهمونم که به زنها گرایش دارم مجبور شدم بگم لزبینم
Forwarded from آقای ایکس (Amiri)
هرکی از من خطا دیده میتونه ضربه آزاد بزنه
ثبات بازار باعث شده افتتاح را جشن بگیرند، بگذار گشنگی بکشند، افتتاحی شد آتش میزنندش.
باید کشت یا باید نجات داد. همان نهال را میگویمها، خشک سالیاش. وقتی آدمی را به او بستی. تمنا میکنی آب بدهد تا نمیرد این درخت، آخرش چه، نهال یا ادم؟
Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
قلبي از جنس مثانه ،نميشود برايتان مُرد ،عشقتان بوي جيش ميدهد.
غم دردناک مداد رنگیها
توهین چیست هان؟ اینکه ۶ ماه روز باشی برای مهتاب.
من از رعد زدن خستهام. همانطور که گفتم، ماه از پنیر است. شعله خورشید را زیاد کن، تا اب شود روی این آدمها. شام پیتزا داریم.
بین شاهزادهها، یکی بود که بر اسب نمینشست. همان را با تیر زدند خود پرنسس.
کبریت را دورتر میکرد که سیگارش روشن نشود. مقابل ایینه بود، سیگار میکشید.
امشب فهمیدم همه، بلدرچینهارا به چشم ابزار نگاه میکنند، تخمزا، گوشتی.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
یه روز رفتم اتریش گذاشته بود نشناختمش.
غم دردناک مداد رنگیها
امشب فهمیدم همه، بلدرچینهارا به چشم ابزار نگاه میکنند، تخمزا، گوشتی.
بلدرچینهایی که اژدها میشوند.