غم دردناک مداد رنگیها
من سوسک بشوم به اندازه برایم کفش داری؟
_نه،ولی به اندازه هر کفشی که داری سوسک دارم.
فوتبال دستیام بدون دسته مانده، چهارتا ادمکی که فوتبال بلد نیستند.
سماوری که شبانه روزیاست دستشویی نرفته است. چاییات را بیشتر بریز.۰
به دیوار که مشت میزنم، صدای عروسک خرگوشی میدهد. این دیوارهارا بابانوئل ساخته.
من خواب را در بعدی دیدهام که زندگی نبود. همین باعث شد تف بریزم توی جوب.
ارزش این مشتهای مرا سایبان میفهمد، نگهبان نوشابههای رنگارنگ. برای افتادن دانه دانهی استخوانهایم سبد میآورد. آخر که چه، بین این الیاف پلاستیکی، بین این پریزهای مجانی سیگار. تخم مرغی هست که درونم جوانه زند. من دستهایم مناسب پرواز است.
و یادم آمد، این بلوط بود که فراموش میکرد کجا قایم شده، من سنجابهای زیادی شکنجه کردم. اما همیشه میدانستم کسی که پرواز میکند، اهل فراموشی نیست. من خیابان را اینه کاری کردم. پرندههایی که تیر برقشان گمشده بود را زیر گرفتم. آخرش که چه، من پرواز میکنم.
و یادم آمد، این بلوط بود که فراموش میکرد کجا قایم شده، من سنجابهای زیادی شکنجه کردم. اما همیشه میدانستم کسی که پرواز میکند، اهل فراموشی نیست. من خیابان را اینه کاری کردم. پرندههایی که تیر برقشان گمشده بود را زیر گرفتم. آخرش که چه، من پرواز میکنم.
من زمان را انداختم و شکستنش چیزیست که نمیدانم. چگونه برایت بگویم؟ تاحالا رنگین کمان بودهای؟
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
با بخار کتری روی گاز، ابر میساخت و زیرش گریه میکرد. #چطوریجواد؟
پشت شیشه ، کیسهی آبی نفتی، یک آدماست که میخواهد گل مصنوعی روی میز صبحانه را بدزدد.