غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
82 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
سرتا سر این دشت یک روزی پر بود از دلستر لیمویی. حالا نگاه نکن که مارا گیر انداخته و درب بطری را گذاشته.
من شمشیرم همیشه رو به طوفان است. باعث میشود باد زخمی شود و برود. نباید خاکستر جسدش را پخش کند. نباید.
من چیزی از پاهایم نمانده، همه‌اش لای این موزاییک‌های جدا افتاده، تکه تکه شد.
سفره‌خانه‌ها همیشه پوششی برای ما بودند، همیشه باید قایم شویم، ما جمعیت پاستیل خرسی‌خوران رنگارنگ.
مستقیم بین خطوط، من برایت پیر‌هن را‌ه‌راه خریده‌ام. فرمان را بچرخان من اینجا نوشابه‌ام را جا گذاشتم.
میگوهای پخته شده با اسمارتیز، میگوهای رنگین‌کمانی
منفعت ببر که من تورا تازه شارژ کردم. پژمرده نشو.
سنباده‌هایی که دست‌هارا استخوان می‌کنند.
من در آخر دریا، روی افق ایستادم. مرا نگاه کرد. سیفون را کشید.
سرو سامان میگیرم و من، همیشه سبز. من سرو.
من سوسک بشوم به اندازه برایم کفش داری؟
ابطال مجوز ورود توری. از امروز منع تردد پشه‌ها باطل می‌شود.
داری تف من رو دود میکنی، اون سیگار دست سازمه۰
سسسسسسسسسسسسسسسماوات.
آستین پروتز آلاسکایی‌
میراث افقی را چاه بسته‌ام. تلفاتی که برای حفر کیک شکلاتی دادم.
فوتبال دستی‌ام بدون دسته مانده، چهارتا ادمکی که فوتبال بلد نیستند.
سماوری که شبانه روزی‌است دست‌شویی نرفته است. چایی‌ات را بیشتر بریز.۰
من غم را از دماغم نفس کشیدم. اکنون گلویی دارم که تاول می‌زند.
به دیوار که مشت میزنم، صدای عروسک‌ خرگوشی می‌دهد. این دیوار‌هارا بابانوئل ساخته.